پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

چرا جزئیات، در قصص قرآن بیان نشده است؟

عضو شورای عالی حوزه و استاد برجسته تفسیر در ادامه تفسیر سوره مومنون با بیان اینکه مشرکان و حاکمان جور، مشمول شفاعت نیستند، به این سؤال که چرا جزئیات در قصص قرآنی بیان نشده است پاسخ داد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) آیت‌الله رضا استادی، عضو شورای عالی حوزه‌های علمیه دیشب 12 بهمن ماه در ادامه تفسیر سوره مبارکه مومنون در دارالقرآن علامه طباطبایی با اشاره به آیه شریفه «قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُون»(آیه 26)گفت: در اینجا این سؤال مطرح است که مصداق نصرت چیست و منظور از آن چیست زیرا ظاهرا نصرت در زمانی است که افرادی در میدان مبارزه با دیگران هستند و از خدا می خواهند که آنها را بر دشمن غلبه بدهد اما در اینجا مراد غلبه نیست بلکه عذاب شدن قوم نوح به دلیل ظغیان غیرقابل برگشت است زیرا دعوت نوح طولانی بود اما این قوم لجوج زیر بار دعوت آن حضرت نرفتند و خود آنان نیز از نوح می‌خواستند که وعده عذابی که به آنها داده شده نازل شود.

وی ادامه داد: «ما» در «بما» را نیز می توان مای مصدریه و موصولیه گرفت که در صورت اول معنای آن این است که آنها را به خاطر تکذیبشان عذاب کن و در فرض دوم نیز آنها را به همان چیزهایی که من می گفتم و تکذیب می کردند عذابشان کن.

آیت الله استادی افزود: «ب» را نیز بدلی، مقابله، سببیت و آلت معنا کرده اند که در این صورت معانی به علت، به سبب و ... را دارد.

عضو شورای عالی حوزه‌های علمیه با اشاره به آیه 27 این سوره«فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ» اظهار کرد: فاوحینا در اینجا نشانه پذیرش دعای نوح است ولی میان پذیرش این دعا و وقوع عذاب سال های سال فاصله بوده است زیرا ساختن کشتی سالیان درازی به طول انجامید و خدا باز هم به آنان مهلت داد به خصوص که این کشتی ظاهرا بسیار بزرگ و عظیم بوده است.

چرا جزئیات قصص در قرآن نیامده است؟

وی با بیان اینکه جزئیات این کشتی در قرآن نیامده بیان کرد: به تعبیر علامه طباطبایی قرآن کریم از بیان این قصص هدف مهم تربیتی و هدایتی دارد و هرچه در راستای این هدف است بیان کرده و به جزئیات نامرتبط با هدف نپرداخته است و ما هم نباید چندان در قید و بند این جزئیات باشیم.

وی با اشاره به واژه «باعیینا» گفت: اعین جمع عین است و اینکه چرا جمع به کار رفته علامه طباطبایی فرموده است که جمع مراقبت و محافظت بیشتر از ساخت کشتی را می رساند البته برخی تفاسیر منظور از آن را ملائکه گرفته اند یعنی با تعلیم و مراقبت و محافظت ما این کشتی ساخته شده است.

آیت الله استادی با اشاره به تکرار واژه وحی در این آیه تصریح کرد: علامه در این باره گفته است که وحی اول به معنای قولی و وحی دوم به معنای عملی و فعلی است و خواستن انجام کاری را می رساند.

وی با اشاره به«فار التنور» ادامه داد: بیرون آمدن آب از تنور نشانه عذاب بر قوم نوح بود که ظاهر آن همین تنور معمولی است و فار التنور مصداق امر پروردگار است.

عضو شورای عالی حوزه های علمیه با بیان اینکه واژه«فاسلک» به معنای داخل کردن است تصریح کرد: در قرائت واژه«کل» دو نوع قرات با تنوین و بدون تنوین را ذکر کرده اند که علامه طباطبایی قرائت با تنوین را درست تر می داند و اختلاف در معنایی که ایجاد می کند این است که با تنوین یعنی نر و ماده هر حیوانی را سوار کشتی کن ولی اگر بدون تنوین در نظر بگیریم منظور آن این است که از هر زوج حیوانی دو تا را وارد کشتی کن که مجموع آن چهار حیوان می شود و در اولی دو عدد.

وی با اشاره به واژه «اهلک» ادامه داد: فرموده است که اهل خود یعنی کسانی که پیرو تو بوده اند را هم وارد کشتی کن که برخی تفاسیر گفته‌اند باید فاسلک باید بر سر اهلک نیز تقدیر گرفته شود که علامه آن را لازم نمی داند زیرا سه واژه قبل از «کل» بیان حالی است که با حال در اهلک همخوانی ندارد و به تعبیر علامه اگر در تقدیر بگیریم معنا را فاسد می کند.

آیت الله استادی با اشاره به تعبیر«ولا تخاطبنی ...»اظهار کرد: وقتی عذاب حتمی و قطعی شد خداوند فرمود درباره کسانی که مشمول عذاب هستند هیچ سخنی نگو یعنی هیچ شفاعتی در کار نیست ولو اینکه فرزند تو باشد و کنایه از نهی شدید از شفاعت قوم او است.

چه گروه‌هایی مشمول شفاعت نمی‌شوند

وی تاکید کرد: در بحث شفاعت این طور نیست که هر ظالمی مشمول شفاعت نشود زیرا شفاعت برای گناهکاران است ولی دو گروه مشمول آن نمی شوند اول افراد مشرک و دو حاکمان جایر و ظالمی که بر مردم بلادی حکومت و بر آنان ظلم و ستم روا داشته اند که نمونه های آن مانند صدام را در دوره معاصر دیده‌ایم.

وی افزود: ممکن است در اینجا این سؤال پیش آید که اگر عذاب حتمی است یعنی اینکه آنها جبرا ظالم بوده‌اند و اهل توبه نبوده‌اند که در پاسخ می گوییم اینکه خدا می داند وقوع عذاب بر آنها حتمی و اهل برگشت نیستند منافاتی با اختیار ندارد مانند معلمی که از وضع شاگرد خود مطلع است و می گوید اگر با این وضع تحصیلی پیش برود رفوزه خواهد شد این علم معلم منافاتی با اختیار و اراده آن دانش‌آموز ندارد.

وی با اشاره به آیه شریفه«بیان کرد: فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»(28)گفت: در اینجا قبل از اینکه طوفان نوح و عذاب قوم او فرارسد و کار تمام شود خدا به نوح آموزش می دهد که وقتی سوار کشتی به همراه قومت شدی اینگونه خدا را تسبیح کن و حکد گوی.

پاسخ به یک اشکال

وی با بیان اینکه بعد از عذاب نوح دیاری از کافران و مشرکان بر زمین باقی نماندند تصریح کرد: در این جا سؤالاتی مطرح شده است از جمله اینکه فرزندان آنان چه تقصیری داشتند که در ماجرای عذاب گرفتار شدند و مردند که برخی بزرگان پاسخ داده اند که سال های سال این مشرکان و کافران براساس مشیت الهی بچه دار نمی شدند و در صحنه عذاب فرزندی وجود نداشته است و از طرف دیگر تقارب آجال وجود دارد زیرا اصل مرگ برای همه افراد وجود دارد و قرار است همه انسان ها به تدریج بمیرند اما ممکن است مصلحت الهی اقتضاء کند تا این افراد به جای اینکه در مدت 20 روز و یا 20 ماه بمیرند در یک زلزله و طوفان و ... وفات کنند بنابراین اصل اشکال بیجا تلقی می شود.

آخرین ویرایش در سه شنبه, 13 بهمن 1394 ساعت 13:32

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری