• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

عیدانه سال ۹۷ تشکل‌های قرآنی/ اردیبهشت و ادغام

پس از فراز و فرود‌ها و کش و قوس‌ها در‌خصوص نامعلوم بودن

بیشتر...

شیاطین با شهب رانده مى شوند؟

شرح آیات 16 لغایت 18 سوره مبارکه حجر

16وَ لَقَدْ جَعَلْنا

بیشتر...

چگونه تلاوت کنیم؟

 

برای تلاوت قرآن در مراتب مختلف، آداب خاصی هست . در مرتبه

بیشتر...

قرآن هدایت است و درمان

شرح آیات 43 لغایت 46 سوره مبارکه فصلت

43ما یُقالُ لَکَ

بیشتر...

جشنواره قرآن و حدیث المصطفی(ع)؛ رو به پیشرفت/ رشد

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
29194
47246
136200931
امروز شنبه, 22 مرداد 1401
اوقات شرعی

اسم اعظم الهي چيست؟

 

از نوشتار گذشته در يافتيم كه پاره‏اي از «اسماء» و «صفات» خداوند نسبت به برخي از آنها فراگير است، از رهگذر همين شمول و فراگيري، به «اسم اعظم» الهي مي‏رسيم.
اين واژه (اسم اعظم) در فرهنگ روائي ما از جايگاه ويژه‏اي برخوردار است، همان گونه كه در دعاها و مناجات معصومين عليهم‏السلام بر عظمت واهميت آن اشاره هايي رفته است.
«امام محمد باقر» عليه ‏السلام از پدران خويش، از امير مؤمنان عليه ‏السلام روايت مي‏كند كه آن حضرت فرمود: قبل از جنگ بدر، شبي در عالَم «رؤيا» برادرم «خضر» را ديدم، از او خواستم چيزي به من آموزد تا در پناه آن، در جنگ با دشمن به پيروزي دست يابم، وي گفت: (هنگام جنگ) اين جمله را بگو: «يا هو يامن لا هو الا هو» صبحگاهان نزد پيامبر صلي ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ و سلم آمدم وخوابم را بر آن حضرت باز گفتم، رسول خدا صلي‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ و سلم فرمود: «علي» او «اسم اعظم» را به تو آموخته است»1.

حقيقت «اسم اعظم»

در تفسير حقيقت «اسم اعظم» ديدگاههاي فراواني وجود دارد، ليكن در يك جمله مي‏توان گفت: «اسم اعظم مطلق»، همان «اللّه‏» است واسماء ويا اوصافي جز اين، مانند: «ذو الجلال والإكرام» كه از آنها به عنوان «اسم اعظم» ياد شده است، نسبي است، يعني نسبت به برخي اسماء ويا اوصاف ديگر الهي فراگيري دارد.
به ديگر سخن: هر يك از واژه هائي كه بيان كننده صفت يااسم الهي است، گوياي كمالي از كمالات بي نهايت ذات احديت است وچون مابه دليل محدوديت وجودي خويش، توان درك آن ذات بي كران را نداريم، از زاويه ديد ناقص خود به آنچه كمال مي‏دانيم وبا الفاظي از آنها حكايت مي‏كنيم، خداوند را مي‏ستاييم.
در حقيقت، اين كلمات ومفاهيم ذهني آنها اسم وصفت خداوند نيست، بلكه به گونه‏اي از ذات الهي حكايت دارد، از اين رو، عرفاي راستين، از آنها به عنوان اسامي اسم الهي نام مي‏برند.
ليكن «اسم اعظم» از مقوله الفاظ واصوات نيست، بدين معني كه مراد از آن حقيقتي كلي و ذات جامع همه اوصاف كمال (نه مفهوم ذهني آن) است، به همين جهت، اثري كه براين نام مقدس مترتب است از ناحيه حروف وكلمات نيست چه اينكه الفاظ از مقوله عرض وقائم به غير است، بلكه آنچه در هستي اثر دارد همان «مسمّي» يعني ذات و حقيقت عيني در بر دارنده همه كمالات است.
علامه بزرگوار، آيت اللّه‏ طباطبائي قدس ‏سره دراين راستا مي فرمايند:
«اين اعتقاد عاميانه كه تأثيرات را از ناحيه الفاظ مي‏پندارد، با نظام «علّي و معلولي» سازگار نيست، زيرا تأثير حقيقي، چه كم و چه زياد آن، بر مدار وجود مي چرخد و بين «مؤثّر» و «اثرپذير» بايد سنخيَّت وهم گوني باشد، از اين رو، صدائي كه از حنجره بيرون مي‏آيد و نيز صورتي كه در ذهن و خيال تصور مي‏شود، هر گز نمي‏تواند قاهر برچيزي گردد و در علل و اسباب متصرف شود و در نتيجه در نظام هستي تأثير كرده و آنچه را اراده كند، بيافريند. گذشته از اين، اصوات و نيز صور ذهني، در واقع، خود معلول نفس انساني است و معلولي اين چنين ناتوان، چگونه مي‏تواند علت (و پديد آورنده) هستي باشد»2.
از همين رو، برخي از صاحبان انديشه بر اين باورند كه «اسم اعظم» همان جلوه اتمّ و اكمل آن ذات بي همتاست كه از آن به «انسان كامل» 3 ياد مي‏كنند، زيرا خود در بلنداي عروج انساني است و از پويندگان اين راه نيز دستگيري مي‏كند، كه نمونه كامل آن رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و فاطمه زهرا عليها‏السلام وامامان معصوم عليهم‏السلام هستند كه خود فرمودند: «نحن الكلمات التامات» ما انسان‏هاي كامل هستيم، زيرا آن بزرگواران، مظهر «اللّه‏» ذات در بر دارنده همه كمالات، هستند.
«معاويه» پسر «عمار» از امام صادق عليه‏السلام روايت مي‏كند كه آن حضرت در تفسير آيه: «وللّه‏ الاسماء الحسني فادعوه بها»، خداوند داراي اسماي نيكي است پس اورا به آن اسماء بخوانيد، فرمود: سوگند به خدا، اسماي حسني «نام‏هاي نيك الهي» ما هستيم، (چه اينكه) خداوند هيچ كاري را از بندگان خويش جز در گرو شناختن مانمي پذيرد» 4.
در اينجا ياد آوري يك نكته لازم است و آن اينكه گرچه مراد از «اسم اعظم» حقيقت «مسمّي» است، ليكن چون الفاظ، نمودار آن حقيقت است و خود از وجود حقيقي را داراست مي‏تواند بدين جهت منشأ اثر باشد، از اين روي، ارباب علوم «اعداد وحروف» براين باورند كه انكار تأثير «الفاظ و اعداد» شايسته نيست بلكه بيانگر عدم آشنايي به رموز اين فن است 5.

اطلاق اسم اعظم بر اسماي الهي

يافتيم كه اهل تحقيق، كلمه مقدس «اللّه‏» را «اسم اعظم» مي‏خوانند، ليكن از ديدگاه دسته‏اي، هر يك از نام‏هاي مبارك الهي (اسماء اللّه‏) خود «اسم اعظم» است، از آن روي، هر كدام نمايانگر حقيقت خداوندي است كه كنه ذات او از غير او پوشيده است و تنها از رهگذر آثاري كه در «هستي امكاني» جلوه گر است وهر اثري مؤثر ويژه خود را مي‏طلبد، مفهوم اسم‏ها و صفاتي كه با هر اثري مناسب وبه وجود آورنده آن است در ذهن تداعي مي‏شود، يعني وقتي آثار علم را در نظام هستي مي‏بينيم پي به آفريننده «عالم» مي‏بريم و آنگاه كه آثار قدرت را نظاره كرديم، مي‏يابيم كه او «قادر» است و... و اين پراكندگي، از عالم «امكان» كه عالم «كثرت» است، بر مي‏خيزد.
بنابراين، معرفت اسماء و صفات، «تقرب» و «شهود حقيقي» را در پي ندارد بلكه از اين جهت كه هركدام به حسب آثار خود، مفهومي جز ديگري دارد، حجاب آفرين است، به همين دليل، برخي از عرفا اعتقاد دارند كه تعدد اسما و صفات و اختلافي كه پيامد آن است، به پندار كسي است كه به تازگي گام در راه سلوك نهاده است، ليكن سيراب شدگان جام توحيد، چيزي جز «هو» يعني ذات پيراسته از قيد، تعيُّن و حدّ نمي‏بينند، چه اينكه بزرگان گفته‏اند:
«در معرفي برترين اسم الهي تنها بايد «هو» را خاطر نشان كنيم، گرچه هركدام از نام‏هاي الهي چون ريشه در ذات و حقيقت او دارد، «اسم اعظم» است» 6.
اين همان حقيقتي است كه در حديث «خضر» آمده بود:
«يا هو يامن لاهو الا هو»7.
در پايان، اين نوشتار را با سخني از پيامبر صلي ‏الله‏ عليه‏ و‏ آله‏ و سلم آزين مي‏بنديم:
در باره «اسم اعظم» از وي پرسيدند، آن حضرت فرمود:
«كل اسم من اسماء اللّه‏ اعظم ففرّج قلبك عن كل ما سواه و ادعه باي اسم شئت...»8.
همه نامهاي خداوند «اسم اعظم» است، تو خانه دل را از هر آنچه جز اوست تهي كن پس آنگاه او را به هر نامي (از نامهايش) كه مي‏خواهي بخوان9.
جاروب كن تو خانه و پس ميهمان طلب.

پاورقيها:

1. تفسير مجمع البيان، ج 10، تفسير سوره مباركه «اخلاص».
2. الميزان، ج 8، ص 371.
3. شرح فصوص، مؤيد الدين جندي، ص 70، چاپ دانشگاه مشهد.
4. همان مدرك، ص 71.
5. اصول كافي، ج 1، ص 111.
6. بعضي از اساطين اين فن مي‏گويند: «للحروف صور في عوالمها...» حروف نيز در عالم خويش صورت هايي دارد (هزار ويك نكته ج 1 ص 2407). مؤيد الدين جندي مي‏نويسد: «بدان «اسم اعظم» كه نامش پر آوازه ونيكوست و فاش كردن آن سزاوارنيست، حقيقت و معنايش از عالم حقائق و معاني است و صورت و الفاظش از عالم صورت و معني است» (شرح فصوص، ص 70 چاپ دانشگاه مشهد).
7. شرح اصول كافي، صدر المتألهين، ج 1، ص 265 به تصحيح محمد خواجوي.
8. مجمع البيان، تفسير سوره مباركه توحيد، توحيد صدوق، ص 89، تصحيح سيد هاشم حسيني.
9. در جمله ‏اي از دعاي سحر ماه مبارك رمضان از زبان امام باقر عليه ‏السلام مي‏خوانيم: «اللهم اني اسئلك من اسمائك باكبرها و كل اسمائك كبيرة...»
.

........................................

عنوان مقاله : اسم اعظم الهي چيست؟  
 نویسنده : احمد اسدي
  آدرس اینترنتی:   http://www.seraj.ir/engine/View_article.asp?LangStr=f_&ID=A85763

 

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری