پیامبر اکرم (ص) : ای مسلمان بر تو باد خواندن قرآن زیرا به درستی که قرائت قرآن کفاره گناهان است.

احسن الحدیث

تربیت فرزند در قرآن (قسمت پنجم)

تعلیم آداب ورود به جايگاه خصوصى پدر و مادر



يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (1)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بايد بردگان شما و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده‏اند در سه وقت از شما اجازه بگيرند: قبل از نماز صبح، و در نيمروز (2) هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مى‏آوريد، و بعد از نماز عشاء، اين سه وقت خصوصى براى شماست، اما بعد از اين سه وقت گناهى بر شما و بر آنها نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد يكديگر طواف كنيد (3) (و با صفا و صميميت به يكديگر خدمت نمایيد) اينگونه خداوند آيات را براى شما تبيين مى‏كند و خداوند دانا و حكيم است.

و هنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همانگونه كه اشخاصى كه پيش از آنها بودند اجازه مى‏گرفتند. اينچنين خداوند آياتش را براى شما تبيين مى‏كند و خدا دانا و حكيم است.

در آيات مورد بحث به مساله إذن گرفتن كودكان بالغ و نابالغ به هنگام ورود به اطاقهايى كه مردان و همسرانشان ممكن است در آن خلوت كرده باشند می پردازد. (4)

بديهى است اين دستور متوجه اولياى اطفال است كه آنها را وادار به انجام اين برنامه كنند، چرا كه آنها هنوز به حد بلوغ نرسيده‏اند تا مشمول تكاليف الهى باشند و به همين دليل مخاطب در اينجا اوليای فرزندان هستند.

اطلاق آيه هم شامل كودكان پسر و هم كودكان دختر مى‏شود، و كلمه الذين كه براى جمع مذكر است، مانع از عموميت مفهوم آيه نيست زيرا در بسيارى از موارد اين تعبير به عنوان تغليب بر مجموع اطلاق مى‏گردد؛ به عنوان نمونه در آيه وجوب روزه تعبير به" الذين" شده و منظور عموم مسلمانان است. (5)

این آيه از كودكانى سخن مى‏گويد كه به حد تميز رسيده‏اند و مسائل جنسى و عورت و غير آن را تشخيص مى‏دهند، زيرا دستور اذن گرفتن دليل بر اين است كه آن کودکان این اندازه مى‏فهمند كه اذن گرفتن يعنى چه؟ (6) اینان در سه وقت مذکور باید قبل از ورود به مکان مورد بحث از والدین خود اجازه بگیرند.

در ادامه آيه هم حكم فرزندان را بيان كرده، و مى‏فرماید: هنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ رسیدند (7) بايد در همه اوقات اجازه بگيرند، همانگونه كه اشخاصى كه قبل از آنها بودند اجازه مى‏گرفتند.

از آيه فوق چنين استفاده مى‏شود كه حكم فرزندان بالغ و نابالغ متفاوت است زيرا كودكان نابالغ طبق آيه 58 تنها در سه وقت موظف به اجازه گرفتن هستند (چون زندگى آنها با زندگى پدران و مادران آن قدر آميخته است كه اگر بخواهند در همه حال اجازه بگيرند مشكل خواهد بود و از اين گذشته احساسات جنسى آنها هنوز به طور كامل بيدار نشده است)، اما نوجوانان بالغ طبق اين آيه كه اذن گرفتن را به طور مطلق براى آنها واجب دانسته موظفند در همه حال به هنگام ورود بر پدر و مادر اذن بگیرند.

اين حكم مخصوص به مكانى است كه پدر و مادر در آنجا استراحت مى‏كنند و گرنه برای وارد شدن به اطاق عمومى (اگر اطاق عمومى داشته باشند) مخصوصاً هنگامى كه ديگران هم در آنجا حاضرند و هيچ گونه مانع و رادعى در كار نيست، اجازه گرفتن لزومى ندارد. (8)

یک دستور مهم قرآنی:



براى ريشه كن ساختن يك مفسده اجتماعى مانند اعمال منافى عفت، تنها توسل به اجراى حدود و تازيانه زدن منحرفان كافى نيست؛ در هيچ يك از مسایل اجتماعى چنين برخوردى نتيجه مطلوب را نخواهد داد، بلكه بايد با ايجاد یک محيط سالم اجتماعی و آموزش صحیح احکام اسلامی، زمینه شکل گیری فساد را از بین برد و سپس مجازات را به عنوان يك عامل بازدادنده از گناه مطرح نمود، به همين دليل در سوره نور هم مجازات تازيانه مردان و زنان زناكار را مطرح می کند و هم به مسایل ديگر مانند تشویق به ازدواج سالم، رعايت حجاب اسلامى، نهى از چشم‏چرانى، تحريم متهم کردن دیگران به انحراف جنسی، و اجازه گرفتن فرزندان به هنگام ورود به خلوتگاه پدر و مادر، توجه می کند. اين نشان مى‏دهد كه اسلام از هيچ يك از ريزه‏كاريهاى مربوط به اين مساله غفلت نكرده است.

خدمتكاران موظفند به هنگام ورود در اطاقى كه دو همسر قرار دارند اجازه بگيرند.

كودكان بالغ نيز موظفند در هر وقت بدون اجازه وارد نشوند، حتى كودكان نابالغ كه مرتبا نزد پدر و مادر هستند نيز آموزش داده می شوند كه لا اقل در سه وقت (قبل از نماز صبح و بعد از نماز عشاء و هنگام ظهر كه پدران و مادران به استراحت مى‏پردازند) بدون اجازه وارد نشوند.

با اينكه قرآن صريحا این دستور را در آيات فوق بيان كرده است، اما كمتر ديده مى‏شود كه در نوشته‏ها و سخنرانى‏ها و بيان احكام درباره اين حكم اسلامى و فلسفه آن بحث شود و معلوم نيست چرا اين حكم قطعى قرآن مورد غفلت و بى توجهى قرار گرفته است؟ گرچه ظاهر آيه دال بر وجوب رعايت اين حكم است اما حتى اگر فرضا آن را مستحب هم بدانيم، باز بايد درباره این دستور قرآنی سخن گفته شود و جزئيات آن مورد بحث قرار گيرد.

بر خلاف آنچه بعضى از ساده‏انديشان فكر مى‏كنند كه كودكان از اين مسایل سر در نمى‏آورند و خدمتكاران نيز در اين امور باريك نمى‏شوند، ثابت شده است كه كودكان (تا چه رسد به بزرگسالان)، درباره این موضوع فوق العاده حساسيت دارند و گاهی پیش آمده که سهل‏انگارى پدران و مادران و بر خورد كودكانشان به منظره‏هايى كه نمى‏بايست آن را ببينند، سرچشمه انحرافات اخلاقى و گاه بيماريهاى روانى شده است. (9)


چند نکته دیگر از آیه:

1- والدین باید احکام دینی را به فرزندان بیاموزند. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ»

2- محل خواب والدين بايد جدا و دور از چشم فرزندان باشد، وگرنه نياز به اذن نبود. «لِيَسْتَأْذِنْكُمُ»

3- كودكان بايد پاكدامنى را از محيط خانه بياموزند. «لِيَسْتَأْذِنْكُمُ»

4- تربيت و آموختن آداب اسلامى را قبل از بلوغ كودكان شروع كنيم. «الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ» (10)




پاورقی:
------------------------------------------
1-نور/58 و 59
2-ظهيرة چنان كه راغب در مفردات و فيروزآبادى در قاموس مى‏گويند: به معنى نيمروز و حدود ظهر است كه مردم در اين موقع معمولا لباسهاى رويى خود را در مى‏آورند و گاه مرد و زن با هم خلوت مى‏كنند. (تفسیر نمونه، ج 14/ص 539)
3-واژه طوافون در اصل از ماده طواف به معنى گردش دور چيزى است، و چون به صورت صيغه مبالغه آمده به معنى كثرت در اين امر مى‏باشد، و با توجه به اينكه بعد از آن بَعْضُكُمْ عَلى‏ بَعْضٍ آمده مفهوم جمله اين مى‏شود كه در غير اين سه وقت شما مجاز هستيد بر گرد يكديگر بگرديد و رفت و آمد داشته باشيد و به هم خدمت كنيد.
و به گفته فاضل مقداد در كنز العرفان اين تعبير در حقيقت به منزله بيان دليل براى عدم لزوم اجازه گرفتن در سایر اوقات است، چرا كه اگر بخواهند مرتبا رفت و آمد داشته باشند و در هر بار اذن دخول بخواهند كار مشكل مى‏شود.(تفسير نمونه، ج‏14/ ص540)
4-تفسير نمونه، ج‏14، ص: 537
5-تفسير نمونه، ج‏14/ص539
6-تفسير نمونه، ج‏14، ص: 540
7-واژه حلم به معنى عقل آمده است و كنايه از بلوغ است كه معمولا با يك جهش عقلى و فكرى توام است، و گاه گفته‏اند حلم به معنى رؤيا و خواب ديدن است، و چون جوانان، مقارن بلوغ، صحنه‏هايى در خواب مى‏بينند كه سبب احتلام آنها مى‏شود، اين واژه به عنوان كنايه در معنى بلوغ به كار رفته است.
8-تفسير نمونه، ج‏14، ص: 541
9-تفسير نمونه، ج‏14، ص: 544
10-تفسير نور، ج‏8/ص 209

----------------

منبع

محتوای بیشتر در این بخش: « تربیت فرزند در قرآن (قسمت چهارم)

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری