احسن الحدیث

نیایشی برای عذرخواهی

نیایشی برای عذرخواهی
 
اللهم إني اعتذر اليك من مظلوم ظلم بحضرتي فلم انصره ، و من معروف اسدي الي فلم اشكره ، و من مسئ اعتذر الي فلم أعذره ، و من ذي فاقة سألني فلم اوثره ، و من حق ذي حق لزمني لمؤمن فلم اوفره ، و من عيب مؤمن ظهر لي فلم استره ، و من كل اثم عرض لي فلم اهجره .اعتذر اليك - يا الهي - منهن و من نظائرهن اعتذار ندامة يكون واعظا لما بين يدي من اشباههن .فصل علي محمد و آله ، و اجعل ندامتي علي ما وقعت فيه من الزلات ، و عزمي علي ترك ما يعرض لي من السيئات ، توبة توجب لي محبتك ، يا محب التوابين .
 
بار خدايا من به درگاه تو عذر مي خواهم از ستم كشيده اي كه در برابر من به او ستم رسيده و من او را ياري نكرده ام ( زيرا ياري كردن مؤمن حق واجبي است بر مؤمن ديگر كه اگر او را ياري نكند مؤاخذه و بازپرس مي شود ، حضرت صادق - عليه السلام - فرموده : مؤمني كه برادر " هم كيش " خود را ياري كند و بر ياري او توانايي داشته باشد خداوند او را در آخرت ياري خواهد كرد " از گرفتاريها و شكنجه هاي آن سرا رهايش مي دهد " و مؤمني كه برادرش را خوار گرداند و بر ياري او توانا باشد خدا او را در دنيا و آخرت خوار نمايد " در دنيا بدبخت و در آخرت از رحمتش دور سازد " ) و از احسان و نيكي كه به من شده و سپاس آن را بجا نياورده ام ( حضرت رسول - صلي الله عليه و آله - فرموده : هر كه به او احسان شود بايد جزاي آن را بدهد ، اگر نتوانست بايد آن را بستايد ، و اگر چنين نكرد كفران آن نعمت نموده ، حضرت صادق - عليه السلام - فرموده : خدا لعنت كند " از رحمتش دور گرداند " كساني را كه راه احسان و نيكي را بريده جلوگيري مي نمايند ، گفتند : چه كساني از راه احسان جلوگيري مي كنند ؟ فرمود : مردي كه به او احسان شود و آن را كفران نمايد ) و از بد كرداري كه از من عذر خواسته و من عذرش را نپذيرفته ام ( پيغمبر - صلي الله عليه و آله - فرموده : كسي كه بيزاري جستن بد كرداري را از بدي كه كرده راست گويد يا دروغ نپذيرد بر سر حوض " نهري كه خداي تعالي در بهشت به من عطا كرده " نزد من نخواهد آمد ) و از نيازمندي كه از من درخواست نموده من او را نبخشيده و بر خود برتري نداده ام ( حضرت صادق - عليه السلام - به ابان ابن تغلب فرمود : هرگاه نصف داراييت را به مؤمني تقسيم نمودي او را بر خود مقدم نداشته و برتري نداده اي و تو و او يكسان هستيد ، او را بر خود برتري مي دهي اگر از نصف ديگر به او ببخشي ) و از حق صاحب حق مؤمني كه بر من لازم است و آن را نداده ام ( معلي ابن خنيس گفته : به حضرت صادق - عليه السلام - گفتم : حق مسلمان بر مسلمان چيست ؟ فرمود : هفت حق واجب است ، حقي از آنها نيست جز آن كه بر او واجب مي باشد ، اگر حقي از آن را ضايع سازد و از دوستي خدا و طاعت از بيرون رفته ، و خدا را در او نصيب و بهره اي نيست " خدا را بندگي نكرده " به آن حضرت گفتم : فدايت شوم آن هفت حق چيست ؟ فرمود : اي معلي من بر تو مهربانم مي ترسم آنها را ضايع و تباه سازي و حفظ نكني و بداني و عمل ننمايي ، گفتم : قوت و توانايي جز از جانب خدا نيست " اميد است خداي تعالي توانايي و توفيق عمل به آنها را عطا فرمايد " فرمود : كمتر حق از آنها آن است كه براي او دوست داري آنچه را كه براي خود دوست مي داري ، و نپسندي براي او آنچه را كه براي خود نمي پسندي ، و حق دوم آن است كه از خشم او دوري گزيني " كاري نكني كه او را خشمناك سازي " و رضا و خشنودي او را پيروي نمايي ، و فرمان او را انجام دهي ، و حق سوم آن است كه او را به جان و مال و زبان و دست و پا ياري كني ، و حق چهارم آن است كه تو ديدبان و راهنما و آيينه او باشي ، و حق پنجم آن است كه تو سير نباشي و او گرسنه و تو سيراب و او تشنه ، و تو جامه نپوشي و او برهنه باشد ، و حق ششم آن است كه براي تو خدمتگزار باشد و براي برادر " هم كيش " تو خدمتگزاري نباشد لازم است كه خدمتگزارت را بفرستي تا جامه او بشويد و خوراكش را پخته سازد و بسترش را بگستراند ، و حق هفتم آن است كه سوگندش را تصديق نموده راست بداني ، و دعوت او را اجابت كني ، و بيمارش را ديدن نمايي ، و به جنازه اش حاضر شوي ، و چون دانستي او را حاجت و خواسته اي است براي برآوردن آن به سوي او بشتابي و او را ناچار نسازي كه خواسته اشرار از تو درخواست نمايد آنگاه به سوي او بشتابي ، پس هرگاه آنها را بجا آوردي دوستي خود را به دوستي او و دوستي او را به دوستي خود پيوند نموده اي ) و از عيب و نقص مؤمني كه براي من آشكار گشته و آن را نپوشانده ام ( حضرت علي - عليه السلام - فرموده : كسي كه درباره مؤمني بگويد چيزي را كه به دو چشمش ديده و به دو گوشش شنيده و آن از چيزهايي است كه آن مؤمن را عيب مي كند و جوانمردي را ويران مي سازد او از كساني است كه خداي عز وجل فرموده " سوره 24 ، آيه 19 : ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه في الذين امنوا لهم عذاب اليم في الدنيا والاخرة يعني آنان كه دوست دارند در بين كساني كه ايمان آورده اند زشتي فاش گردد ، در دنيا و آخرت براي آنها عذاب دردناك است ) و از هر گناهي كه براي من پيش آمده و از آن دوري نكرده ام بار خدايا از آنها ( گناهان نامبرده ) و مانند آنها از تو عذر مي خواهم و عذر خواستن از روي پيشماني كه براي مانند آنها كه من را پيش آيد واعظ و پند دهنده ( مانع و جلوگير ) باشد پس بر محمد و آل او درود فرست ، و پشيمانيم را از لغزشهايي كه به آن گرفتار شدم و قصد را بر بجا نياوردن گناهاني كه به من رومي آورد توبه اي قرار ده كه براي من موجب دوستي تو شود ، اي دوستدار توبه كنندگان ( اشاره به قول خداي تعالي " سوره 2 ، آيه 222 " : ان الله يحب التوابين ويحب المتطهرين يعني همانا خدا آنان را كه " از گناهان " پيوسته توبه مي كنند و آنان را كه " از نجاست و پليدي " پاك و پاكيزه اند دوست مي دارد ) .

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری