پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

نیایش هنگام اصرار بر طلب رحمت از خدا

نیایش هنگام اصرار بر طلب رحمت از خدا

 

يا الله الذي لا يخفي عليه شي ء في الارض و لا في السماء و كيف يخفي عليك - يا الهي - ما أنت خلقته و كيف لا تحصي ما أنت صنعته ، أو كيف يغيب عنك ما أنت تدبره ، أو كيف يستطيع أن يهرب منك من لا حيوة له إلا برزقك ، أو كيف ينجو منك من لا مذهب له في غير ملكك .سبحانك ! اخشي خلقك لك اعلمهم بك ، و اخضعهم لك اعملهم بطاعتك ، و اهونهم عليك من أنت ترزقه و هو يعبد غيرك .سبحانك ! لا ينقص سلطانك من اشرك بك ، و كذب رسلك ، و ليس يستطيع من كره قضاءك أن يرد امرك ، و لا يمتنع منك من كذب بقدرتك ، و لا يفوتك من عبد غيرك و لا يعمر في الدنيا من كره لقاءك .سبحانك ! ما اعظم شأنك ، و اقهر سلطانك ، و اشد قوتك ، و انفذ امرك .سبحانك ! قضيت علي جميع خلقك الموت : من وحدك و من كفر بك ، و كل ذائق الموت ، و كل صائر اليك ، فتباركت و تعاليت لا إله إلا أنت وحدك لا شريك لك .امنت بك ، و صدقت رسلك ، و قبلت كتابك ، و كفرت بكل معبود غيرك ، و برئت ممن عبد سواك .اللهم إني اصبح و امسي مستقلا لعملي ، معترفا بذنبي ، مقرا بخطاياي ، أنا باسرافي علي نفسي ذليل ، عملي اهلكني ، و هواي ارداني ، و شهواتي حرمتني .فأسالك يا مولاي سؤال من نفسه لاهية لطول امله ، و بدنه غافل لسكون عروقه و قلبه مفتون بكثرة النعم عليه ، و فكره قليل لما هو صائر اليه .سؤال من قد غلب عليه الامل ، و فتنه الهوي ، و استمكنت منه الدنيا ، و اظله الاجل ، سؤال من استكثر ذنوبه ، و اعترف بخطيئته ، سؤال من لا رب له غيرك ، و لا ولي له دونك ، و لا منقذ له منك ، و لا ملجأ له منك إلا اليك .الهي أسألك بحقك الواجب علي جميع خلقك ، و باسمك العظيم الذي امرت رسولك أن يسبحك به ، و بجلال وجهك الكريم ، الذي لا يبلي و لا يتغير ، و لا يحول و لا يفني ، أن تصلي علي محمد و آل محمد ، و أن تغنيني عن كل شي ء بعبادتك ، و أن تسلي نفسي عن الدنيا بمخافتك ، و أن تثنيني بالكثير من كرامتك برحمتك .فاليك افر ، و منك اخاف ، و بك استغيث ، و اياك ارجو ، و لك ادعو ، و اليك الجأ ، و بك اثق ، و اياك استعين ، و بك أومن ، و عليك اتوكل ، و علي جودك و كرمك اتكل .
 
اي خدايي كه چيزي در زمين و آسمان بر او پوشيده نمي باشد ( اين جمله از قرآن كريم اقتباس شده " سوره 3 ، آيه 5 " : ان الله لا يخفي عليه شي ء في الارض ولا في السماء يعني چيزي در زمين و آسمان " در آنها باشد يا جز آنها " بر خدا پنهان نيست . و مراد از زمين و آسمان دايره امكان و وجود است ، و تعبير از آن به زمين و آسمان براي آن است كه بيشتر مردم ممكني جز آن دو نمي شاسند ) و چگونه بر تو پنهان باشد - اي خداي من - آنچه تو خود آن را آفريده اي ، و چگونه نداني و احاطه نداشته باشي آنچه را تو خود محكم و استوار انجام داده اي ، يا چگونه از تو پنهان شود آنچه تو آن را تدبير مي نمايي ( به اقتضاي حكمت خويش رو به راه مي گرداني ) يا چگونه مي تواند از تو بگريزد كسي كه جز به وسيله روزي تو حيات و زندگي براي او نيست ، يا چگونه از تو رهايي يابد كسي كه در جز مملكت تو راهي براي او نمي باشد ؟ ! منزه و پاكي ( از آنچه لايق و سزاوار تو نيست ) ! ترسنده ترين آفريده شدگانت مر تو را داناترين آنها به توست ( در قرآن مجيد " سوره 35 ، آيه 28 " فرموده : انما يخشي الله من عباده العلموا يعني جز اين نيست كه از خدا مي ترسند علما و دانشمندان از بندگان او . مراد از علما در اينجا آنانند كه گفتار و كردارشان يكسان باشد ، پس عالم گناهكار در حقيقت عالم نمي باشد ، و پيغمبر - صلي الله عليه و آله - فرموده : انا اخشكم لله واتقكم لله يعني ترس و پرهيزكاري من براي خدا از شما بيشتر است . زيرا آن حضرت داناترين خلق است به خداوند سبحان ) و افتاده ترين آنان در درگاهت عمل كننده ترين ايشان است به فرمان تو ، و خوارترين آنها نزد تو كسي است كه تو او را روزي مي دهي و او جز تو را مي پرستد ( زيرا انسان براي عبادت و بندگي آفريده شده ، چنان كه در قرآن كريم " سوره 51 ، آيه 56 " فرموده : وما خلقت الجن والانس الا ليعبدون يعني پريان و آدميان را نيافريدم جز براي اين كه " خداي يكتاي خود را " بپرستند . پس هرگاه بنده اي روزي خداي تعالي خورد و ديگري را بپرستد نزد او از هر كس و از چهارپايان هم خوارتر است ، زيرا چهار پايان قواي خود را در آنچه براي آن آفريده شدده به كار مي برند ، و از اين رو است كه در قرآن مجيد " سوره 25 ، آيه 77 " فرموده : قل ما يعبؤا بكم ربي لو لا دعاؤكم ؟ يعني " اي پيغمبر ما به بندگان من " بگو : اگر عبادت و پرستش شما نبود پروردگار من به شما چه اعتنايي داشت ؟ ) منزه و پاكي تو ( از صفات پادشاهان دنيا ) ! كسي كه به تو شرك آورد ( به يگانگيت نگردد ) و پيغمبرانت را به دروغ نسبت دهد از پادشاهيت نمي كاهد ( زيرا قدرت و تسلط او ذاتي است به خلاف پادشاهان كه قدرت و تواناييشان بر اثر بسياري لشگر و پيروان است ، پس هرگاه ايشان را مخالفت نمايند از پادشاهيشان كاسته مي شود ) و كسي كه حكم تو را نپسندد توانايي ندارد كه فرمانت را بازگرداند ، و كسي كه تواناييت را تكذيب نمايد نتواند خود را از تو بازدارد ، و كسي كه تو را بپرستد از ( تصرف ) تو درنمي گذرد ، و كسي كه ديدار ( جزاي ) تو را ( يا بازگشت به سويت را ) نپسندد ، در دنيا طول عمر نمي يابد ( نمي تواند هر مدتي را كه مي خواهد زيست نمايد ) منزه و پاكي تو ( از اين كه اوهام و انديشه ها كنه صفات تو را دريابند ) ! چه بزرگ است مرتبه تو ، و چه غالب است پادشاهي تو ، و چه سخت است توانايي تو ، و چه جاري و روان است فرمان تو ! منزه و پاكي تو ! ( از اين كه عقول و خردها درك كند قدرت و تواناييت را كه از آثار آن اين است كه ) مرگ را بر همه آفريدگانت : آن كه تو را يگانه دانست و آن كه به تو كافر شد مقدر كرده اي ، و همه ( تلخي ) مرگ را چشنده هستند ( مشقت و رنج آن را دريابند ) و يكسره به سوي تو بازگردند ( روز قيامت براي پاداش يا كيفر برانگيخته شده گرد آيند ، اشاره به قول خداي تعالي " سوره 29 ، آيه 57 " كل نفس ذائقة الموت ثم الينا ترجعون يعني هر كسي مرگ را چشنده است و پس از مرگ به سوي ما بازمي گرديد ) پس تو جاويد و برتري ( از اين كه در ذات و صفات و افعال مانندي داشته باشي ) جز تو خدايي نيست يگانه اي كه براي تو شريكي نمي باشد به ( وحدانيت و يگانگي ) تو ايمان آوردم ، و پيغمبرانت را تصديق نمودم ( به آنچه ايشان از جانب تو آورده اند اعتقاد دارم ) و كتابت ( قرآن كريم را كه براي ارشاد و راهنمايي خلق فرستاده اي ) پذيرفتم ، و به هر معبود و پرستنده شده اي جز تو كافر گشتم ( او را از جهت معبود بودن كه موجب كفر گردد انكار كردم ) و از هر كه جز تو را پرستيد بيزار شدم بار خدايا من ( هميشه از شب ) داخل در صبح و ( از روز ) داخل در شب مي شوم در حالي كه عمل و كردارم ( طاعت و بندگيم ) را اندك مي بينم ، و به گناهم اعتراف و به خطاها و كارهاي ناروايم اقرار دارم ، من به سبب افراط و تجاوز از حد بر خود ( در درگاه تو ) ذليل و خوارم ، كردارم من را هلاك ساخته ( براي من موجب عذاب و كيفر گشته ) و هواي نفس و خواهشم ( در آنچه جايز و روا نيست ) تباهم گردانيده ، و شهوات و پذيرفتن خواهشهاي نفسم من را ( از خير و نيكي كه براي نيكوكاران است ) بي بهره نموده پس از تو درخواست مي كنم - اي مولي و مهتر من - درخواست كسي كه بر اثر آرزوي درازش به كار بيهوده مشغول ( و از آخرت دوري گزيده ) و تن او از جهت آرميدن رگهايش ( نگران نبودنش از عذاب و كيفر ) غافل و بي خبر ، و دلش به سبب بسياري نعمت و بخشش بر او گرفتار و پيرو هوا و خواهش ، و انديشه اش براي آنچه به سوي آن بازمي گردد ( آخرت ) اندك است درخواست كسي كه آرزو بر او چيره گشته ، و خواهش نفس گرفتارش كرده ، و دنيا ( خوشيهاي نفس در اين جهان فاني ) بر او تسلط يافته ، و مرگ بر او سايه انداخته ( نزديك شده ) درخواست كسي كه گناهانش را بسيار دانسته ، و به خطا و كار بيجاي خود اقرار كرده ، درخواست كسي كه پروردگاري و دوستي براي او جز تو نيست ، و رهاننده اي براي او از تو ، و پناهگاهي براي او از تو جز به سوي تو نمي باشد اي خداي من به حق خودت ( قسم به آنچه اختصاص به تو دارد ) كه ( تعظيم و بزرگ داشت آن ) بر همه آفريدگانت واجب و لازم است ، و به نام بزرگت ( نام خاص است نه هر نامي از نامهاي او ، زيرا همه نامهاي خداوند متعال عظيم و بزرگ است ) كه پيغمبرت را فرمان دادي تا تو را به آن نام تسبيح كند ( اشاره به قول خداي تعالي " سوره 56 ، آيه 96 " : فسبح باسم ربك العظيم يعني " اي پيغمبر ما " پروردگارت را به نام بزرگ تسبيح كن " او را به ذكر نام بزرگش از آنچه لايق و سزاوار نيست منزه و پاك بدان " ) و به حق بزرگي ذات بزرگوارت كه كهنه و دگرگون نمي شود ، و تغيير حال نمي يابد و فنا و نيستي نمي پذيرد ، كه بر محمد و آل محمد درود فرستي ، و من را به وسيله عبادت و بندگيت از هر چيز بي نياز گرداني ، و بترس از خود دوستي دنيا را از من زايل نمايي ( چون ترس از خداي تعالي هوا و خواهش نفس را از ميان مي برد ، و بر اثر آن انسان از دنيا و كالاي آن دوري مي گزيند ) و به رحمت و مهربانيت من را به بسياري كرامت و بخشش خود بازگرداني پس از اين رو به سوي تو مي گريزم ، و به تو اطمينان دارم ، و از تو فريادرسي مي طلبم ، و به تو اميدوارم ، و تو را مي خوانم ، و به سوي تو پناه مي برم ، و به تو اطمينان دارم ، و از تو ياري درخواست مي نمايم ، ( و به وحدانيت و يگانگي ) تو ايمان مي آورم ، و بر تو و بر جود و بخشش تو توكل و اعتماد مي نمايم .
آخرین ویرایش در شنبه, 28 آذر 1394 ساعت 14:03

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری