پیامبر اکرم (ص) : ای مسلمان بر تو باد خواندن قرآن زیرا به درستی که قرائت قرآن کفاره گناهان است.

احسن الحدیث

مرحوم علی هاشمی سنجانی

مرحوم علی هاشمی سنجانی

در ناحیه ای سرسبز و خرم در غرب اراک، آبادی با صفای سنجان آرمیده است مردمان این روستا از طریق زراعت و دامداری روزگار می گذرانند و با زحمت و مشقت در تکاپوی رزق حلال اند. آنان در ضمن تلاش برای معاش، به امور مذهبی عنایتی ویژه دارند، و حرمت مؤمنین و اهل تقوا را پاس می دارند. از جمله شخصیت های مورد احترام این دیار، کشاورز پرهیزگاری بود که در کنار همسر خویش سیده علویه، در بین سکنه این ناحیه، زندگی سالمی را آفریده بود. به همین دلیل، مردم آبادی او را بزرگ داشته و احترامش را بر خود لازم می دانستند.

ولادت و دوران کودکی و نوجوانی

سیده علویه که زن دانش دوست و مؤمنی بود، نسبت به پرورش اخلاقی فرزندان خود توجه خاصی مبذول می داشت. وی در سال ۱۲۹۰ ش صاحب فرزندی گردید که به دلیل علاقه بسیارش به حضرت امیرمؤمنان (ع) او را «علی» نامید؛ تا در آینده از جرعه نوشان چشمه جوشان ولایت گردد و راه آن انسان والا و بزرگ را ادامه دهد. چون این کودک دوران رشد اولیه خود را پشت سر نهاد، مادرش نخست او را برای تحصیل علم، به مکتب خانه ای در همان محل فرستاد. این کودک نوخاسته، برای کسب مدارج علمی و فضیلت های انسانی با ترغیب، تشویق و راهنمایی های آموزنده و ارزنده آن بزرگ بانو به مسیر هدایت رهنمون شد. این مادر موجب آن گردید تا یکی از نهال های ارزش ها و فضایل، به شکوفایی برسد و در جهت تعظیم و تکریم باورهای دینی بالنده گردد.

نخستین کسی که علی هاشمی را با مقدمات ادبیات و علوم دینی آشنا ساخت، مرحوم حاج شیخ عطاء اللّه فقیهی سنجانی بود که در همان روستا می زیست. هاشمی سنجانی در مدتی کوتاه، معارف و دانش های ابتدایی را به شایستگی نزد وی آموخت و برای ادامه تحصیل به شهرستان اراک عزیمت نمود.(۱)

تحصیلات در اراک و قم

هاشمی سنجانی در حوزه علمیه اراک، دوره سطح را نزد اساتیدی چون مرحوم آیت اللّه سلطان آبادی و حجة الاسلام و المسلمین آقا شیخ جعفر (نماینده مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری) و… فرا گرفت، و با درجات عالی از عهده امتحانات مربوطه بر آمد، و برای تکمیل این دوره عازم قم گردید.

در حوزه بزرگ قم، شخصیتی چون آیت اللّه سید محمد حجت کوه کمری، که انسانی آراسته به صفای معنوی بود، به تعلیم و تربیت طلاب مبادرت می ورزید، مرحوم علی هاشمی نیز به این جویبار پرفیض راه یافت، و از محضر آن فقیه فقید، در فقه و اصول بهره گرفت. چندی از خصوصیت های برجسته این استاد سترگ به شاگردان مستعدش، از جمله هاشمی سنجانی نیز سرایت کرد. شیوه خاص حضرت آیت اللّه حجت، در تدریس و دسته بندی مطالب، موجب می شد تا نوشتن و فراگیری درس، برای طلاب آسان شود. بعدها مرحوم هاشمی نیز این روش را وقتی خود بر مسند استادی حوزه قرار گرفت، به کار برد. آیت اللّه حجت از تظاهر و خودنمایی می گریخت، و به اطرافیان سفارش می کرد تا از تبلیغ کردن برای او بپرهیزند. او در واقع علم خویش را با فضیلت زینت داده بود. وی شرح صدری شگفت در برابر مخالفین داشت و نسبت به اهل بیت (ع) علاقه ای فوق العاده نشان می داد، این خصال پسندیده برای بهره گیران محضر او، از جمله مرحوم هاشمی در خور توجه، عبرت و دقت بود. مرحوم هاشمی به درس اصول مرحوم آیت اللّه بروجردی نیز راه یافت و با شیوه های عالی تحقیقی و پژوهشی این مرجع عالیقدر، آشنا شد. بیان رسا و تقریر این سید الفقها برای امثال مرحوم هاشمی پرکشش و سرشار از نشاط علمی و لذت معنوی بود. با ارتحال این دو بزرگوار، مرحوم هاشمی در جلسه بحث حضرت آیت اللّه العظمی امام خمینی (ره) شرکت کرد و از افاضات آن روح قدسی، در فقه و اصول و نیز فلسفه و عرفان بهره ها برد. آنچه در درس امام برای او جالب و پرجاذبه می نمود، ویژگی محقق پروری او بود و دمیدن روح نقادی و بررسی های علمی در اندیشه های علمای سلف، به جان و روان شاگردان. او مشاهده می کرد که چگونه استادش می کوشد تا حاضران در جلسه اش، علاوه بر حضور فیزیکی، یک شرکت پرتحرک علمی و فکری هم داشته باشند و در خصوص مطالب مطرح شده به بحث نشینند و با اندیشه ورزی در امور مورد بحث با ابتکار و نوآوری، افکاری بدیع بیافرینند. این جلسات برای شاگردان شایسته ای چون علی هاشمی بسیار سازنده و رشد دهنده بود و با ارتقای سطح علمی و فکری آنها، آنان را افرادی وسیع نگر، ژرف بین و کنجکاو می پروراند. حضور در این درس ها نورانیت و شور فوق العاده ای ایجاد می کرد. شاگردان با نصایح و اندرزهای حضرت امام (ره) ، که خود، در زندگی آنها را پیاده کرده و قلباً بدان معتقد بود، در کنار تحصیل و معارف دانش های مورد نیاز به کسب اخلاق و مکارم انسانی می پرداختند و از خودخواهی و دیگر رذایل دنیایی می رهیدند. شهید هاشمی سنجانی در چنین فضایی به موازات کسب مدارج علمی، در طریق پرورش های اخلاقی و تعالی روحی خود گام بر می دارد. او در کنار تحصیل فقه، اصول، ادبیات، منطق، فلسفه و دیگر علوم اسلامی و با توفیق در خودسازی و تهذیب نفس، ممتاز و برجسته می گردد.(۲)

شهید هاشمی سنجانی ضمن استفاده از محضر امام به یک ویژگی او، توجه ویژه ای داشت. او می دید که این استاد بزرگ چگونه در درس و بحث و تمام امور زندگی خود برنامه دار و بسیار منظم است؛ و همین برنامه سبب شده تا او بتواند در کمترین زمان ها، بیشترین فعالیت ها را انجام دهد، و لحظات عمر خود را با برکت و مفید نماید. نظم امام فریاد رسای این حقیقت بود که هر گونه تلاش بیهوده، سخن نابجا، فکر بی مورد و کلّاً اموری که بعدها موجب ندامت می شود، باید از زندگی حذف گردد. شهید هاشمی سنجانی از حوزه درسی آیت اللّه العظمی سید محمد رضا گلپایگانی هم بهره مند شد. درس های چنین استادانی از شهید هاشمی یک روحانی متفکر و متعهد، عارفی عمیق، شاعری توانا، انسانی با تقوا و اهل فضیلت و عاشقی دل سوخته نسبت به خاندان ولایت و طهارت، ساخت.(۳)

آن شهید سعید موفق گردید تا از حضرات آیات عظام: حجت، سید ابوالحسن اصفهانی، بروجردی، حکیم، سید عبداللّه شیرازی، امام خمینی و گلپایگانی در امور شرعی و فقهی به کسب اجازاتی نائل گردد. وی پس از طی مراحل علمی در حوزه مقدس قم به عنوان مدرس علوم دینی، چند سالی را به تدریس پرداخت و شاگردانی متعهد و متقی را پرورش داد.(۴)

اخلاق و رفتار

شهید هاشمی در طول دوران زندگی با برکت خویش، این توفیق را به دست آورد تا به لطف خداوند و پرورش های خانوادگی و نیز تحت تأثیر توصیه های استادان خویش، در جهت کسب فضایل و خوبی ها بکوشد و ذهن و روح خویش را به خصالی نیکو زینت دهد. اینک به برخی از صفات برجسته او اشاره می کنیم:

* ۱ – علاقه به اهل بیت (ع) : شهید هاشمی سنجانی که از همان اوان نوجوانی به پالایش درون، می پرداخت، به موازات آن نیز نسبت به ساحت قدس الهی و فرستادگان و اولیای امر بصیرت می یافت و رایحه محبت توحیدی از قلبش عطری جان فرا می تراواند. رابطه او با خاندان عصمت و طهارت بر اساس یک پیوند قلبی بر پایه شوق و علاقه ای که در شناختی عمیق و آگاهی گسترده ریشه داشت، استوار گردیده بود.(۵) او با وجود پیمودن مسیرهای علمی، خود را از ارتباط قلبی با ستارگان فروزان آسمان ولایت و امامت بی نیاز نمی دید. وی چون از امامان شیعه سخن به میان می آورد، عشق به ساحت مقدس آن رادمردان عالم بشریت که مشعل هدایت و ولایت را به دست دارند، از تمام وجودش لبریز می شد. در تدریس، سخنرانی، وعظ، خطابه و هر زمینه ای که وی لب به سخن گفتن می گشود، نخست کلامش را با آیات قرآنی و روایات اهل بیت (ع) زینت می داد. او در مناسبت های سالروز ولادت یا شهادت ائمه، مجلس را، نسبت به این خاندان، سرشار از عشق، شور و هیجان می کرد و با سخن گفتن از مکارم آن بزرگواران و نیز مصائبی که بر آنان رفته است، اشعار مدح یا مرثیه ای را که خود سروده یا از دیگر شاعران بود، بر فراز منبر با التهاب خاصی می خواند و با بهره گیری از شیوه زندگی امامان، خود و مردم را به کرامت های عالی انسانی فرا می خواند، و با الهام از سیره سیاسی آن ستارگان درخشان، به روشنگری و افشاگری در خصوص رژیم های طاغوتی می پرداخت.(۶)

* ۲ – امر به معروف و نهی از منکر: شهید سنجانی در صحنه های گوناگون اجتماعی – سیاسی با نصایح سودمند و سخنرانی های آموزنده خود، مردم را به نیکی ها ره می نمود و از آنان می خواست، تا از رذایل و گناهانی که پرونده زندگی جاویدشان را تباه می سازد، اجتناب کنند. بخشی از شیوه او در ستیز با ظلم و ستم آشکار شد. او در طول سالهای سیاه اختناق و دیکتاتوری و فشارهای سیاسی رژیم استبدادی، در خطابه های کوبنده خود، مبارزه با طاغوت را جزئی از برنامه هایش قرار داد، و با شجاعت و شهامتی وصف ناپذیر، پرده از سیمای کریه رژیم شاه برگرفت، و او و اربابانش را رسوا کرد. به همین دلیل چندین بار تحت تعقیب ساواک قم و اراک قرار گرفت، و سال ها «ممنوع المنبر» بود و اجازه نداشت در محافل و مجالس به سخنرانی بپردازد.(۷)

* ۳ – غیرت دینی: این شهید به خون خفته، در تمام مراحل تبلیغی و مواجهه های فردی و اجتماعی تنها برای خدا و حمایت از حریم دین و پاسداشت مقدسات، غضب می نمود، و چون این گونه بود، خداوند دریچه های کامیابی معنوی را به رویش می گشود. او هر کجا که می دید قوانین اسلامی یا موازین شرعی پایمال می شوند، سخت برمی آشفت و دمی نمی آسود، تا آن که مطمئن شود جلو این خلاف گرفته شده است. او حتی وکالت مجلس شورای اسلامی را هم بر حسب وظیفه شرعی پذیرفت، و از این سنگر مهم و سرنوشت ساز، به انجام وظایف دینی و دفاع از قلعه و باروی باورها مبادرت ورزید. وی با آنان که نسخه های غربزدگی را برای شیعیان تجویز می کردند، مبارزه ای بی امان را پیش می گرفت و نیز با افرادی که تحت تأثیر مکاتب شرقی و بی اطلاع از اعتقادات مردم، می خواستند اندیشه های فانی مادی گرایی را بر جامعه دینی تزریق کنند، به مخالفت برمی خاست. او در راه همین مقاومت ها و استواری ها برای دفاع از حقایق مسلّم مکتب قرآن و عترت، توهین ها و زخم زبان های زیادی را از نااهلان شنید؛ اما از این حرکات و تهدیدهای دشمنان نهراسید، و ثابت قدم تر بر جای ماند؛ تا آن که آماج توطئه منافقان کوردل شد.(۸)

شهید هاشمی در ایام وکالت در مجلس شورای اسلامی و فعالیت در کمیسیون امور اوقاف و کمیته های امداد و خیرات از برخی مسایل رنج می برد؛ چنانچه خودش به این نکته اشاره کرده و می گوید:

«در این اوقات بسیار رنج می برم، و هر روز مقداری کتب فقهی، به خصوص تحریر الوسیله امام، را به همراه خود به کمیسیون می برم، و مسایل مورد نظر را برای آنان که لازم است می خوانم.»(۹)

* ۴ – زهد و پارسایی: آن شهید عزیز، تعلقات دنیایی را از صفحه ذهن و دل محو کرد، و تنها یک تعلق را بر جای نهاده بود، و آن پیوستگی به حق بود. او از دنیا و وابستگی هایش، روی برتافت و برای گذران زندگی خود به حداقل امکانات بسنده کرد. وی با این روش توانست هم به مقام حق تقرب یابد و راه تقوا و ایمان را مطمئن تر بپیماید، و هم موقعیت افراد مستمند و نیازمند را بهتر درک کند و خود را به این افراد نزدیک تر سازد. اعراض از دنیا هم او را از معنویات بهره مند ساخت و یاد خدا را در قلب او زنده نگه داشت، و هم زندگی ساده و بی آلایشی را برای او تدارک دید تا آنجا که فریب جاه و مقام و مظاهر فناپذیر آن را نخورد.(۱۰) به دلیل وجود همین حالات اخلاقی بود که شهید در مقابل ستمگران، پرصلابت و بی اعتنا، و در برابر بندگان شایسته و مؤمن، فروتن و خاضع بود.(۱۱)

بانگ بیداری

شهید هاشمی سنجانی در جلسات گوناگونی که با دیگران داشت، و حتی در مجلس شورای اسلامی می کوشید افراد را متوجه حساب آخرت و یاد معاد نماید؛ تا بر اساس این آگاهی و بصیرت، در اصلاح اعمال و رفتار خود بکوشند. به عنوان نمونه وی در هشتاد و پنجمین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، اظهار داشت:

«میل داشتم این تذکر را بدهم که تقریباً در جلسه دوم یا سوم بود که وارد شدم، جزوه هایی که مذاکرات جلسه سابق را [ نشان ] می داد، به دست من دادند. وقتی نگاه کردم، دیدم تمام مذاکرات جلسه سابق در آن جزوه هست. یاد آیاتی افتادم در قرآن، که از آن جمله، این آیه بود: «و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه و نخرج له یوم القیامة کتاباً یلقیه منشورا اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیباً.» این جزوه گزارش یک مجلس را می دهد؛ لکن آن نامه ای را که روز قیامت به دست آدم می دهند، گزارش تمام زندگی هفتاد و هشتاد ساله انسان را می دهد و لذا باید بیدار شد.»(۱۲)

از آزادی تا آزادگی

سوء استفاده از واژه های خوب و مردم پسند از جمله مسائلی بود که این شهید را سخت ناراحت و آزرده می ساخت، به عنوان مثال، وقتی عده ای آزادی را، پدیده ای جدای از اسلام و دیانت مطرح می کردند، ایشان آزادی را به عنوان یکی از اهداف اصلی تمامی ادیان آسمانی، بر می شمرد و می فرمود:

«امیرمؤمنان (ع) به فرزندش می فرمایند: ولا تجعل نفسک عبداً لغیرک و قد جعلک اللّه حراً. امام صادق (ع) در یک روایت می فرماید: خمس خصال من لم تکن فیه خصلة منها فلیس فیه کثیر مستمتع: پنج خصلت است که هر که ندارد، بهره ای در وجودش نیست: اولها الوفاء و الثانیه التدبیر و الثالثه الحیاء و الرابعه حسن الخلق و الخامسه و هی تجمع هذه الخصال، الحریة(۱۳) وفا، تدبیر، حیا و خوش خلقی و پنجمین آنها که اگر در انسان پیدا شود، ریشه همه خصال حسنه است، آزادی است و بسیاری از خصال ناپسند و رفتارهای ناروا در انسان، نشانگر آن است که روح آزادی ندارد. بعد آزادی را دو نوع می داند: آزادی در عمل، که آدم هر چه دلش می خواهد، انجام دهد و آزادگی از بندگی دیگران، که کج روان از هر دو نوع آن سوء استفاده می کنند، و به همین دلیل نه حسابی و ارزشی برای بنده ای از عباد خدا قائلند، و نه مرزی برای خودشان قائلند، و چقدر قلب ها از این دغل آزادی ها که اعمال می کنند، ناراحت است؛ اما آن آزادی که دین تجویز می کند، شناخت خدا و عبادت برای اوست، که آدمی را از قید طاغوت ها می رهاند، و چون به بندگی خدا محدود می شود، و اعتقاد پیدا می کند که خداوند از روی حکمت، مصلحت و لطف برنامه ای برایم قرار داد تا طبق آن رفتار و عمل کنم، از هر گونه تعلق اسارت آور، رهایی یافته و از روی آوردن به منکرات و خلاف هایی که خداوند منع کرده، پرهیز می کند و با این روش پسندیده، آزادی به معنای حقیقی، دینی، عقلی و شرعی پدیدار می شود.»

در پایان این سخنان، شهید هاشمی سنجانی می گوید:

«این همه دعوای آزادی که به راه انداخته اند، لغو می باشد و آزاد آن کسی است که در خط بندگی خدا و قرآن و رهبر عالی مقام، امام، می باشد، و سایر نحوه ها و روش ها همه بندگی طاغوت است.»(۱۴)

به سوی قدسیان

شهید هاشمی سنجانی در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی، با احساس مسؤولیت برای اسلام و جامعه و نظام جمهوری اسلامی، با اکثریت آراء، از سوی مردم شهرستان اراک انتخاب شد. وی برای دفاع از ارزش های دینی، حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی، رسیدن مردم به حقوق اجتماعی و اقتصادی و حل مشکلات آنان و مبارزه با گروهک های منحرف و تشکیلات ملی گرا، در این سنگر مقدس، اهتمام ویژه ای می ورزید و با پشتکاری شگفتی در جهت تحقق این شعائر گام بر می داشت و فعالانه وظیفه خویش را ایفا می کرد؛ تا آن که در هفتم تیر ماه ۱۳۶۰، در جلسه ای مشورتی درباره اوضاع سیاسی کشور، همراه با عده ای از دوستان و همسنگران خویش، به دست عمال شیطان بزرگ به شهادت رسید، و با شهادت خویش چهره جنایتکار استکبار را بیش از پیش رسواتر ساخت و به آرزوی دیرینه خود دست یافت.

در محفل عاشقانه فرزانه و مست

می گشت سبوی کربلا دست به دست

ناگاه زخیل ناکثان دستی پست

هفتاد و دو پیمانه به یک سنگ شکست

از آن شهید آثار قلمی مخطوطی در زمینه های فقه، اخلاق، وعظ و اشعار عرفانی بر جای مانده است. همچنین ۶ فرزند پسر و دو فرزند دختر از یادگارهای این روحانی به خون خفته اند. پیکر پاکش در شیخان قم مدفون است.(۱۵)

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

پی نوشتها:

۱ – یادنامه شهدای مجلس شورای اسلامی، روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، ص ۱۰۲ و ۱۰۱٫

۲ – شهدای روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر، علی ربانی خلخالی، ج ۱، ص ۵۳۴٫

۳ – پیشتازان شهادت در انقلاب سوم، ص ۱۶۰٫

۴ – یادنامه شهدای مجلس شورای اسلامی، ص ۱۰۲٫

۵ – شهدای روحانیت شیعه، ج اول، ص ۵۳۴٫

۶ – «یادنامه شهدای هفتم تیر»، روزنامه جمهوری اسلامی، چهارشنبه هشتم تیر ۱۳۶۲، ص ۹٫

۷ – «یادنامه سومین سالگرد شهدای هفتم تیر»، قسمت ششم، روزنامه جمهوری اسلامی، تیر ۱۳۶۳، ص ۱۵٫

۸ – شهدای روحانیت شیعه، ج اول، ص ۵۳۴: به نقل از یادداشت های حاج شیخ محمد باقر ملبوبی.

۹ – از یادداشت های محمد باقر ملبوبی.

۱۰ – شهدای روحانیت، ج اول، ص ۵۳۴٫

۱۱ – «یادنامه شهدای هفتم تیر»، روزنامه جمهوری اسلامی، هشتم تیر ۱۳۶۲، ص ۹٫

۱۲ – نطق قبل از دستور آن شهید، درتاریخ ۲۶ آذر ۱۳۵۹٫

۱۳ – خصال صدوق، ص ۲۵۶، حدیث ۲۹، (باب خصال پنجگانه) چاپ تهران، اسلامیه، ۱۳۶۶، چاپ پنجم.

۱۴ – شمع ها از گرمی مجلس حکایت می کنند، ص ۳۷۴ و ۳۷۵٫

۱۵ – یادنامه شهدای مجلس شورای اسلامی، ص ۱۰۳؛ پیشتازان شهادت در انقلاب سوم، ص ۱۶۰٫

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری