پیامبر اکرم (ص) : همانا زیبایی صوت، زینت قرآن است.

احسن الحدیث

ایلاقی قمی، ابو محمد جعفر بن احمد

ایلاقی قمی، ابو محمد جعفر بن احمد

نام های دیگر: ابن الرازی

 موطن: ری

نام پدر : احمد تاریخ وفات: ۳۰۰قمری

منبع: ستارگان حرم شماره ۱۳

طلیعه

نوشتن درباره شخصی که هیچ شرح حال جامعی از او در دست نیست، برای فرد کم بضاعتی چون نگارنده بسیار دشوار است؛ ولی به حکم «به راه بادیه رفتن به از نشستن خاموش»(۱) قلم به دست گرفته، آنچه را که در کتب رجال پرکنده بود، به قدر وسع» یک جا جمع کرده ام: «برگ سبزی است تحفه درویش».

نام

تمام منابع اتفاق دارند که او «ابومحمد جعفر ایلاقی قمی»،(۲) معروف به «ابن الرازی» می باشد و قمی الاصل، اما سکن ری بوده است و در قرن چهارم هجری می زیسته است.

صفحه ۶۶

نام پدر

در نام پدر ابن الرازی اختلاف است؛ بعضی او را فرزند احمد و بعضی فرزند علی دانسته اند. منشأ اختلاف یا «عدم دقت در آثار او» و یا «تحریفی از سوی نسّاخ است.

ابن طاووس (۳)، ابن فهد حلّی (۴)، مرحوم مجلسی (۵)، خوانساری (۶)، شهید ثانی (۷)، آقابزرگ طهرانی (۸) و شیخ عباس قمی (۹)، او را فرزند احمد دانسته اند. در مقابل این نظریه، افرادی چون: شیخ صدوق (۱۰)، شیخ طوسی (۱۱)، ابن داود(۱۲) و استرآبادی (۱۳) او را فرزند علی می دانند.

سید محسن امین می گوید:

پدرش احمد بن علی باشد یا علی بن احمد، آنچه مسلم است یکی از عبارت ها پس و پیش شده و خدا می داند که کدام درست است. در یک مورد او را فرزند محمد بن علی خوانده اند که احتمالاً تحریف از نسّاخ است (۱۴)(احمد را تبدیل به محمد کرده اند).

شعرانی می گوید:

مصنف این کتاب(جامع الاحادیث) ثقةالاسلام ابومحمد جعفر بن احمد بن علی القمی الایلاقی نزیل الری می باشد. در بعضی نسخه ها «ابن علی بن احمد» ذکر شده؛ امّا «ابن احمد بن علی» صحیح است.(۱۵)

قول صحیح

از دو قول مذکور، قول اول صحیح به نظر می رسد؛ زیرا خود ابومحمد پس از حدیث چهارم کتاب مسلسلات، خود را فرزند احمد بن علی

صفحه ۶۷

معرفی کرده و فرموده است: «قال ابومحمد جعفر بن احمد بن علی الرازی، مصنف هذاالکتاب: قلنا للحسن بن…»(۱۶)

این را هم بیفزاییم که پدر ابومحمد (احمد بن علی) جعفر قمی خود از علما و یکی از مشایخ فرزندش، ابن رازی، بوده است.(۱۷)

از نگاه بزرگان

معمولاً برای تشخیص صحت و سقم احادیث به دو نکته توجه می شود:

الف) متن حدیث: یعنی کلمات حدیث، از لحاظ وضع و لغت و نیز محتوای آن، که مغایر با قرآن نباشد، بررسی می شود. علم «درایه» عهده دار این امر است.

ب) سلسله سند حدیث: به این معنی که چه کسانی ناقل حدیث بوده اند؟ و آیا تک تک راویان حدیث، معتمد و موثق بوده اند؟ علم رجال متکفل این امر است. بنابراین، عالم رجالی با تفحص در زندگی و آثار تک تک راویان آن ها را از حیث موثق بودن بررسی و معلوم می کند که حدیثی ضعیف است یا حسن و…

با این مقدمه، کنون ببینیم نظر علمای رجال درباره ابن الرازی چیست؟

در وثاقت ابومحمد جعفر قمی علما اتفاق نظر ندارند؛ لیکن افراد دقیقی چون سید بن طاووس، از کتب او نقل کرده اند که این، نشانه وثاقت او است. نکته گفتنی این که، افرادی که او را ثقه ندانسته اند، وی را تضعیف نکرده اند. کنون نظر هر دو دسته را می آوریم.

الف) کسانی که او را توثیق نکرده اند:

صفحه ۶۸

بیشتر علما در ذکر ابوجعفر قمی، به قول شیخ طوسی استناد کرده اند. وی گفته است: «جعفر بن علی بن احمد قمی المعروف بابن الرازی یکنی ابامحمد صاحب تصنیفات».(۱۸)

ملاحظه می شود که این جمله هیچ اشاره ای به ثقه بودن ابن رازی ندارد، مگر این که بپذیریم شیخ فقط افراد موثق را آورده است.

از کسانی که در ذکر ابن الرازی نگاهی به رجال شیخ طوسی داشته، «ابو علی حائری» است. وی در منتهی المقال می گوید:

دو نسخه از رجال شیخ طوسی در نزد من است. در باب «فیمن لم یرو عنهم»(کسانی که از ائمه روایت نکرده اند)، نام جعفر بن محمد بن علی معروف به «ابن الرازی» دارای کنیه ابامحمد صاحب تصانیف است؛ ولی مطلبی که او را توثیق کند، نیست (و لیس فیه التوثیق).(۱۹)

در این میان نقل مطلب تکملة الرجال خالی از لطف نیست. عبدالنبی کافلی می گوید:

ایشان (ابن الرازی)، همچنان که از کتاب معانی الاخبار برمی آید، یکی از مشایخ صدوق است. ابن داود از وصف صدوق اخذ توثیق کرده است(جمله صدوق این است: ابومحمد جعفر بن علی بن احمد الفقیه القمی الایلاقی – رضی الله عنه -)؛ امّا احتمال دارد صدوق جدّ او(احمد) را وصف کرده و طلب رضا از خداوند برای جدّش بوده باشد، الّا این که ظاهر کلام به جعفر رجوع بکند؛ چون استاد صدوق، خود جعفر است و نه جدّ وی. و از طرفی تعظیم اساتید اولی است و تعرض به بزرگداشت اواسط سند کم است. سخن آخر

صفحه ۶۹

این که «وصف» و «ترضّی» [فقیه، رضی الله عنه ] غایت حسن است و شاید در نسخه ای که نزد ابن داود بوده، کلمه «فقیه» به «ثقه» تبدیل شده است.(۲۰)

رجالی معاصر، مرحوم شوشتری، بعضی از اقوال را می گوید و سپس تعریض می زند به آنانی که گفته اند در رجال شیخ طوسی نام ابومحمد جعفر را پیدا نکرده ایم:

آن چگونه ممکن است، در حالی که در رجال شیخ در باب کسانی که از ائمه روایت نکرده اند، این سلسله سند موجود است: فی الحسن بن الحسن بن محمد بن موسی بن بابویه – ابن اخت علی بن بابویه – روی عنه جعفر بن علی بن احمد القمی…[و پس از نقل سخن وحید بهبهانی(که ابن الرازی را براساس وصف صدوق ثقه می داند) می گوید:] مورد روایات و ترضی متعین نشد و این که او فقیه باشد، اعم از وثاقت است.»(۲۱)(ممکن است کسی فقیه باشد، ولی موثق نباشد).

ب) کسانی که او را توثیق کرده اند:

ابی داود نوشته است: «جعفر بن علی بن احمد القمی معروف به ابن الرازی لم (جخ)(۲۲) ابومحمد ثقة، مصنف».(۲۳) قهپایی نیز همین را در مجمع الرجال نقل کرده است.(۲۴)

ابن طاووس می گوید: «این جعفر بن احمد عظیم الشأن از مشهورین است»(۲۵) و در فلاح المسائل او را «فقیه سعید»، وصف می کند.(۲۶)

شیخ صدوق در کتاب های مختلف خود از او روایت نقل کرده و در همه آنها او را فقیه توصیف و از خداوند برای او طلب رضایت می کند. (۲۷)

صفحه ۷۰

خویی(قدس سره) نیز به همین مطلب اشاره دارد.(۲۸)

علامه مجلسی می گوید:

مؤلف این ۴ کتاب (عروس، مسلسلات، المانعة و الغایات) در کتب رجال غیرمذکور است؛ ولکن او از قدما است. نزدیک به عصر شیخ مفید یا هم عصر او… سید بن طاووس از کتاب های او در اقبال و غیر آن نقل روایت کرده است و این عمل، مؤید توثیق ابن الرازی است.(۲۹)

ابن فهد حلی (۳۰) و شهید ثانی (۳۱) در کتب خود از کتاب های او نقل روایت کرده اند، که خود دلیل اعتماد آنها به ابن الرازی است.

محدث نوری می گوید:

این شیخ در کتب رجالی که به ما رسیده غیر مذکور است، مگر در رجال ابی داود. با این که از مؤلفین معروف و بزرگان حدیث است و تألیفات او بین علما دست به دست می گردد… از همه آنچه که ذکر کردیم، معلوم می شود که او از علمای معروفی است که احتیاج به تزکیه و توثیق ندارند و ایشان داخل در جمعی هستند که شهید ثانی در شرح الدرایه گفته است: مشایخ مشهور ما از زمان کلینی تکنون هیچ کدام به خاطر ثقه بودنشان در هر زمان و تقوای فوق العاده شان نیاز به تنصیص تزکیه ندارند.(۳۲)

سید محسن امین، بعد از نقل اقوال مختلف، می گوید:

از آنچه گذشت، دانسته می شود که شایسته نیست در وثاقت و جلالت او تأمل کنیم و اگر صدوق او را به فقیه توصیف نمی کرد نیز کافی بود(همین که صدوق از او حدیث کرده، دلیل بر توثیق او است)

صفحه ۷۱

و وصف صدوق دال بر فقیه بودن او است.(۳۳)

و شیخ عباس قمی می گوید:

ابومحمد نزیل الری شیخنا الاجل الاقدم المؤید المسدد الفقیه النبیه المحدث المتتّبع صاحب التصانیف الکثیره… تعجب دارد این سستی علمای رجال که این شیخ بزرگ جلیل القدر را با این همه کتاب ذکر نکرده اند و هیچ گونه اشاره ای به زندگی و آثارش نداشته اند!(۳۴)

و در سفینةالبحار می گوید:

«او از بزرگان حدیث و مؤلفین معروف است و تألیفات او در بین علما دست به دست می گردد».(۳۵)

وحید بهبهانی می گوید:

ظاهراً او از مشایخ صدوق است و طبق آنچه که گفته شده، شیخ الاجازه وی است و در آن (شیخ الاجازه بودن) اشعار به وثاقت است و صدوق از او بسیار روایت کرده و او را به عنوان فقیه ستوده است و این مطلب هم اشاره به وثاقت او دارد.(۳۶)

شیخ آقابزرگ در طبقات اعلام شیعه برای او دو عنوان قرار داده است و در عنوان جعفر بن علی بن… او را ثقه معرفی می کند.(۳۷)

ابومحمد جعفر قمی همچنین یکی از مشایخ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) است. محمدبن جعفر الدقاق می گوید:

حدثنی الشیخان الفقیهان، ابوالحسن محمدبن احمد بن علی بن الحسن بن شاذان و ابومحمد جعفر بن احمد بن علی القمی رحمةالله علیه.(۳۸)

صفحه ۷۲

در نقدالرجال آمده است:

جعفر بن علی بن احمد القمی معروف به ابن الرازی لم(جخ) ثقة، مصنف، رجال ابن داود و لم اجده فی الرجال و غیره.(۳۹)

به همین سیاق در منهج المقال نیز آمده است.(۴۰)

پاسخ به یک سؤال

برخی از علما درباره این شخصیت گفته اند: «لم اجده فی الرجال؛ نام ابوجعفر را در کتُب رجال ندیدم». ممکن است پرسیده شود که چرا مطلبی درباره وی نیافته اند، در حالی که نام وی را ابو داود از رجال شیخ طوسی نقل کرده بود و مرحوم شوشتری هم سلسله سندی را ذکر کرد(در صفحات قبل گذشت)؟!

شاید عدم اطلاع آنان، به دلیل تعدد نسخه ها و تحریف نسّاخ بوده است. لذا می بینیم که بعضی از علما از وجود مطلبی در کتابی اظهار بی اطلاعی می کنند.

عمررضا کحّالة، عالم سنّی در کتاب خود ابن الرازی را فقیه و محدث معرفی می کند.(۴۱)

طبقه او در حدیث

همچنان که قبلاً ذکر شد، او از علمای قرن چهارم است و در طبقه مفید و ابن الخضائری و امثال آن دو و بلکه در طبقه صدوق است.(۴۲)

آقابزرگ می گوید: «او معاصر صدوق است و از همدیگر روایت کرده اند».(۴۳) این که از یکدیگر روایت نقل کرده اند، هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا مثل این قضیه بسیار واقع شده است؛(۴۴) چرا که همیشه بین دو راوی

صفحه ۷۳

رابطه شاگردی و استادی محض برقرار نبوده است؛ بلکه گاهی دو استاد هم سطح در یک مجلس برای همدیگر روایت نقل می کردند و اجازه نقل روایت هم به یکدیگر می دادند. علامه مجلسی با اشاره به این نکته می گوید:

او از قدما است، نزدیک به عصر مفید یا هم عصر او. از صفوانی که به واسطه ای راوی کلینی است، نقل کرده است و همچنین از صدوق روایت کرده است.(۴۵)

کثر مشایخ وی از علمای قرن چهارم هستند؛ علمایی چون: ابی محمد هارون بن موسی(متوفای ۳۸۵)، سهل بن احمد دیباجی(متوفای ۳۷۰) و ابی المفضل محمد بن عبدالله شیبانی(متوفای ۳۸۷).(۴۶) از کتاب هایش معلوم می شود که او روایتی از صاحب اسماعیل بن عبّاد طالقانی(وزیر) دارد که شاید مربوط به زمانی باشد که صاحب بن عبّاد در ری بوده است.(۴۷)

اساتید

همان طور که گذشت، بین راویان همیشه رابطه استادی و شاگردی مستقیم برقرار نبوده است؛ ولی از آنجا که معمولاً مشایخ به اساتید هم نامیده شده اند، ما هم این عنوان را انتخاب کرده ایم. با توجه به کتب ابومحمد جعفر قمی، اساتید وی بیش از ۶۰ نفر هستند که به نام چند تن از آنها اشاره می کنیم:

۱- احمد بن ابراهیم بن ایوب؛ ۲- احمد بن اسماعیل؛ ۳- احمد بن الحسن بن احمد بن عقیل؛ ۴- احمد بن علی(والد مؤلف)؛ ۵- احمد بن علی بن محمد النجار ابوالحسن؛

صفحه ۷۴

۶- صاحب اسماعیل بن عبّاد بن عبّاس(وزیر)؛ ۷- حسن بن حمزة العلوی الشریف ابومحمد؛ ۸- المعافی زکریا القاضی ابوالفرج؛ ۹- هارون بن موسی التلعکبری؛ ۱۰- محمد بن محمد الحافظ؛ ۱۱- ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی(شیخ صدوق).

شاگردان

از کسانی که از او روایت کرده اند، تعداد محدودی را می شناسیم که عبارتند از:

۱- مرحوم شیخ صدوق که در کتب خود از او نقل کرده است؛

۲- عبیدالله بن موسی بن احمد العلوی السید ابوالفتح؛

۳- محمد بن علی بن محمد بن جعفر الدقاق که تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) را از او روایت کرده است؛

۴- محمد بن علی بن محمدالفوی (از استادان مفید ثانی).

تألیفات

سید بن طاووس از الفهرست کراجکی نقل کرده که شیخ ابومحمد جعفر قمی ۲۲۰ کتاب داشته است،(۴۸) ولی متأسفانه از آن همه کتاب جز ۶ کتاب چیزی به دست ما نرسیده است و این، مطلب شگفت آوری نیست؛ چرا که کشور ما حوادث بسیار ناگواری به خود دیده و بسیاری از دستاوردهای علمی و فرهنگی و… نابود شده است؛ از جمله در حمله مغول بیشتر گنجینه های علمی این کشور در آتش سوختند و کتابخانه های عظیم در زیر تل خکستر مدفون شدند و…

کتاب های ایلاقی قمی دو دسته اند: اول) آنچه که از گزند حوادث مصون

صفحه ۷۵

مانده و به دست ما رسیده و چاپ شده است؛ دوم) کتاب هایی که نویسندگان از آنها نقل کرده اند و به عبارتی از منابع به شمار می روند؛ ولی از بین رفته و موجود نیستند.

آثار به جا مانده و چاپ شده عبارت است از: ۱- جامع الاحادیث؛ ۲- العروس؛ ۳- الغایات؛ ۴- المسلسلات؛ ۵- الانوادر الاثر فی علی(ع) خیر البشر؛ ۶- الاعمال المانعة من دخول الجنة.

آثار منسوب به او عبارتند از:

۱- الامام و المأموم(ادب الامام و المأموم)؛ ۲- دفن المیت؛ ۳- المنبی ء عن زهد النبی(ص)؛ ۴- فضائل جعفر بن ابیطالب؛ ۵- فضل الجمعه.

الف) آثار منسوب به او

۱- ادب الامام و المأموم: سید بن طاووس در فلاح السائل روایت «تکبیر سه گانه بعد از نماز» را از این کتاب نقل کرده است: «روی ذلک الشیخ الفقیه السعید ابومحمد جعفر… فی کتاب ادب الامام و المأموم».(۴۹)

شهید ثانی در روض الجنان حدیث فضیلت نماز جماعت(فضل صلوة الجماعة) را از این کتاب نقل کرده است.(۵۰)

خوانساری گفته است: و از جمله مصنّفات او کتاب ادب الامام و المأموم است و آن کتابی است که در روض الجنان حدیث فضل نماز جماعت از آن نقل شده و همچنین در فلاح السّائل تکبیر سه گانه.(۵۱)

اعیان الشیعه هم جملاتی شبیه خوانساری دارد.(۵۲) نیز شیخ عباس قمی (۵۳) و عمررضا کحّالة(۵۴) به این کتاب اشاره داشته اند.

۲- دفن المیت: خود ابن الرازی در الغایات بدان اشاره کرده است.(۵۵)

صفحه ۷۶

مؤلف بعد از حدیث احسن الصور التی یدخلن قبر المؤمن، می گوید: «و قد اخرجت اخبارا فی هذا المعنی فی کتاب دفن المیّت».(۵۶)

از دیگر کسانی که از این کتاب نام برده اند، شیخ آقابزرگ در الذریعه و خوانساری در روضات الجنات و عالم بزرگ شیعه، محسن الامین در اعیان الشیعه می باشند.

۳- المنبی ء عن زهد النبی(ص): از معروف ترین کتب منسوب وی است. شیخ آقا بزرگ می گوید: «اقول و یعرف کتابه بکتاب المنبی ء عن زهد النبی»(۵۷)

سید محسن امین می گوید: «ورّام در مجموعه اش و احمد بن فهد حلّی در تحصین و عدةالداعی از آن نقل کرده اند».(۵۸) و همچنین آقابزرگ تهرانی آن را عنوانی قرار داده است: «المنبی ء عن زهد النبی»… . و همچنین جدّ مادری سید، ورّام بن ابی فراس در تنبیه الخواطر و نزهة النواظر از آن نقل کرده است.(۵۹)

سید بن طاووس می گوید: «در این کتاب درباره خوف از خداوند متعال حدّ بلاغ گفته شده است» و سپس ۳ حدیث در الدروع الواقیه از این کتاب نقل می کند.(۶۰) وی در فلاح السائل هم از این کتاب، حدیثی نقل کرده که برای تبرّکاً آن را می آوریم:(۶۱)

… من کتاب زهد النبی قال: کان النبی اذا قام الی الصلوة تربّد وجهه خوفاً من الله تعالی و کان لصدره ازیز کازیز المرجل؛ وقتی پیامبر برای نماز برمی خاست، از خوف خدا چهره اش زرد می گشت و سینه اش چون دیگ جوشان می لرزید.

احمد بن فهد حلّی نیز در دو کتاب خود از زهدالنبی(ص) نقل روایت

صفحه ۷۷

کرده است؛ در عدّةالداعی روایتی درباره «عرضه کردن اعمال بندگان بر ملائکه قبل از عرضه بر خداوند».(۶۲) و در کتاب تحصین حدیثی تقریباً طولانی از پیامبر کرم(ص) نقل کرده است که چند جمله از آن را نقل می کنیم:

… فقال اسامه: یا رسول الله! ما ایسر ما یقطع به ذلک الطریق؟(طریق الحق)؛ اسامه پرسید: آسان ترین راهی که به طریق حق برسیم، کدام است؟ قال: السهر الدائم و الظمأ فی الهواجر و کفّ النّفس عن الشهوات و ترک اتباع الهوی و اجتناب ابناءالدنیا؛(۶۳) فرمود: شب زنده داری و تشنگی در گرمای سخت و خودداری از شهوات و پیروی نکردن از هوای نفس و دوری از اهل دنیا.

۴ – فقال جعفربن ابیطالب: این کتاب را رافعی در التدوین ضمن سرگذشت محمد بن موسی قزوینی ذکر کرده است:

حدّث عنه جعفر بن احمد بن علی القمی نزیل الری فیما جمعه من فضائل جعفر بن ابی طالب رضی الله عنه…

رضی الدین قزوینی نیز در ضیافة الاخوان از تدوین نقل کرده است.(۶۴)

.۵ فضل الجمعه: مؤلف در اواخر کتاب عروس ذیل باب «الساعة التی یستجاب فیها الدعاء یوم الجمعه؛ ساعتی که در روز جمعه دعا در آن مستجاب می شود» به آن کتاب اشاره داشته، می گوید: «و قد ذکر هذه الاخبار فی فضل الجمعه؛ این روایات را در (کتاب) فضل جمعه گفته ام».(۶۵) از کسانی که به این کتاب اشاره داشته اند، سید محسن امین در اعیان الشیعه و شیخ عباس قمی در فوائد رضویه و آقا بزرگ تهرانی در

صفحه ۷۸

الذریعه را می توان نام برد.

ب) آثار چاپی

آثار چاپی ابن الرازی مجموعاً به ۶ کتاب می رسد که هر یک در بین کتاب های دیگر چون ستاره ای پرفروغ می درخشد. این کتاب ها، همان طور که خواهد آمد، از منابع بحارالانوار بوده و علما با دیدی تحسین آمیز از این کتب یاد کرده اند.

به نظر می رسد، این کتاب ها در پاسخ به درخواست فردی به رشته تحریر درآمده اند. شاهد بر این ادعا این که، در مقدمه هر ۶ کتاب این مضمون آمده است: «درخواست تو را اجابت کرده ام» و در کتاب مسلسلات به شخص مذکور اجازه نقل روایت داده است.

۱- جامع الاحادیث: در آن ۱۰۰۰ روایت از پیغمبر، به ترتیب حروف الفبا، جمع شده که مسند هستند؛ شبیه جامع الصغیر سیوطی.(۶۶) آقابزرگ هم در الذریعه همان جملات بالا را عنوان قرار داد؛ (۶۷) امّا به نظر می رسد که مؤلف محترم در آن نزدیک به ۶۰۰ روایت گردآوری کرده است و شاید علت این که علمای مذکور ۱۰۰۰ روایت را نسبت داده اند، گمان کرده اند که این کتاب تمام جعفریات را در بردارد. و الله اعلم بالصواب (۶۸)

با نگاهی به بحارالانوار می بینیم که کثر روایات این کتاب در بحارالانوار آمده؛ ولی اشاره به جامع الاحادیث نشده است. آنچه که مسلم است علامه مجلسی به نسخه ای از این کتاب دست یافته بوده و لکن مصنّف آن را نمی دانسته است. لذا وقتی احادیث را ذکر می کند، گاهی به الامامة و التبصرة من الحیره (که منسوب به علی بن حسین پدر شیخ صدوق است)

صفحه ۷۹

ارجاع می دهد و گاهی به اصلی از اصولِ قدما که معاصر علی بن حسین باشد. البته این که تمام این کتاب منتسب به علی بن حسین باشد، مورد تردید است؛ چرا که راویان کتاب به طبقه بعد از والد شیخ صدوق(علی بن حسین) تعلق دارند. علی بن حسین، والد شیخ صدوق متوفای ۳۲۹ ه’. است؛ در حالی که بعضی از راویان این کتاب افرادی مثل ابی المفضل محمد بن عبدالله شیبانی متوفای ۳۸۷ و ابی محمد هارون بن موسی التلعکبری متوفای ۳۸۵ هستند که روایت کردن علی بن حسین از این اشخاص کمی بعید و عجیب است؛ زیرا اینها در زمان حیات علی بن حسین کودکانی بیش نبوده اند؛ ولی به یقین علامه مجلسی به تعدد کتاب واقف بوده ولیکن در انتساب آن به مؤلف خاص تردید داشته است. آنچه که برای ما واضح است این که، اخباری که علامه مجلسی در بحارالانوار و محدث نوری در مستدرک به واسطه بحار تحت عنوان «امامة و تبصره» آورده اند، هفت روایت آن از کتاب امامة و تبصره علی بن حسین و(۶۹) بقیه روایات از جامع الاحادیث نبوی جعفر بن احمد رازی است.

روش تألیف کتاب

در ابتدای کتاب آمده است: «از من خواستی، هر آنچه را که در مجلس درس از من شنیدی، الفاظ پیغمبر را به ترتیب حروف معجم برای تو جمع آوری کنم؛ من هم اجابت کردم؛ قربة الی الله و الی رسول الله…». و سپس حدود ۶۰۰ روایت رإ؛ّّظ می آورد؛ به این ترتیب که اوّل هر باب سلسله سند اوّلین را ذکر کرده، سپس حدیث را نقل می کند و همه احادیث با سند به حضرت رسول(ص) می رسد.

صفحه ۸۰

از دیگر کتاب هایی که به این روش نوشته شده اند، دو کتاب را معرفی می کنیم:

الف) دعائم الاسلام، از مرحوم القاضی نعمان بن محمد بن منصور؛ قاضی مصر در دولت اسماعیلیه.

ب) النوادر، فضل الله راوندی.(۷۰)

۲- العروس: عروس در خصایص و آداب روز جمعه است. و علّت نامگذاری آن به عروس، این است که در ابتدای آن از امام صادق(ع) روایت کرده: «زمانی که روز قیامت می شود، روزها به شکل هایی که مردم آنها را می شناسند(که ایام هفته اند) مبعوث می شوند؛ روز جمعه مثل عروس زیبایی است…»(۷۱)

شیخ عباس می گوید:

العروس همان که مصنّف تصنیف کرده به چیزهایی که به جمعه اختصاص دارد و نامگذاری کرده… و آن کتاب کوچک شریفی است که من به خطّ خودم استنساخ کرده ام و قصدم آن است که تمام آن را در کتاب خودم صحائف النور فی عمل الایام و الاسابیع و الشهور در باب متعلق به هفته وارد کنم.(۷۲)

خوانساری در روضات الجنات و شیخ عباس در سفینة البحار و سید حسن صدر در تأسیس الشیعه از آن نام برده اند و کثر احادیث آن را مجلسی در بحار و محدث نوری در مستدرک نوشته اند.(۷۳)

مؤلف در ابتدای کتاب نوشته است:

سؤال کرده ای آیا روز جمعه عبادت مخصوص به خود در بین ایام هفته دارد؟ بدان! خدا بر آگاهیت بیفزاید… که خداوند روز جمعه را به

صفحه ۸۱

چند خصلت مخصوص گردانده و در میان ایام هفته به آن فضیلت داده است، و آن را مثل عروسی زینت داده که شوهرش رابه دنبال خود می کشاند، قرار داده است.

سپس علّت نامگذاری را با آوردن دو حدیث می گوید…(۷۴)

۳- الغایات: سیدمحسن امین می گوید:

… صاحب کتاب های زیادی مثل کتاب… و کتاب الغایات که عجیب است و در آن روایاتی را جمع کرده که نقطه نهایی امور مختلف را بیان می کنند و بر هر کدام عنوانی قرار داده که بر آن دلالت کند؛ مثل دوست داشتنی ترین اعمال، بزرگ ترین آیه، شرورترین افراد و…(۷۵)

کتاب الغایات، یعنی اموری که آنچه غایت چیزی است، به نحو افعل التفضیل از روایات؛ مثل احبّ الاعمال، افضل الاعمال، افضل الدعا، اعظم آیه فی کتاب الله، الفضل العباده، خیرالدعاء، اشدّالاشیاء و… تهرانی در الذریعه و خوانساری در روضات الجنات و شیخ عباس قمی در سفینة البحار و عمررضا کحّالة به این کتاب از ابن الرازی اشاره داشته اند و علامه مجلسی و محدث نوری از این کتاب نقل کرده اند.(۷۶)

۴- المسلسلات: سیدمحسن امین آن را از مصنفات ابن الرازی شمرده و سپس قسمتی از ابتدای روایت مسلسله فواطم را از بحارالانوار نقل کرده است.(۷۷) عمررضا کحاله نیز در معجم المؤلفین و شیخ آقابزرگ در الذریعه و شیخ عباس قمی در سفینةالبحار «المسلسلات» را از وی دانسته اند و همچنین شیخ عباس قمی در فوائدالرضویه گفته: «تبرّک می جوییم به ذکر حدیثی در فضل شیعه امیرالمؤمنین از کتاب مسلسلات او به توسط بحار…».

صفحه ۸۲

خوانساری درباره ویژگی این کتاب گفته است: «جمع کرده روایاتی را که در تمام سندش لفظ خاصی قرار گرفته تا برسد به معصوم».(۷۸)

معنای حدیث مسلسل

و هو ما تتابع فیه رجال الاسناد علی صفة او حالة فی الراوی من قول او فعل او غیرهما؛ مثلا ان یقول اخبرنا فلان و الله، قال اخبرنا فلان و الله … الی آخر سند، او یقول اخبرنا فلان و قد سُبّک اصابعه… الی آخر سند او یقول اخبرنا فلان و کان متکئا… الی آخر سند؛(۷۹) و آن پی در پی آمدن رجال سند در صفت یا حالتی است که راوی (همان حالت را) از قول و فعل استادش نقل می کند؛ مثلاً می گوید: خبر داد ما را فلانی والله… و او گفت خبر داد ما را فلانی والله. تا آخر سند؛ یا بگوید خبر داد فلانی ما را در حالی که دست او را می فشرد تا آخر سند.

گاهی تسلسل در راویان می باشد؛ مثلاً تمام سلسله سند، محمد نام دارند و لذا به محمدین معروف می شود و یا در سلسله سند همه فاطمه هستند، مثل حدیث فواطم که این خود، انسان را به جمع و حفظ روایات تشویق و ترغیب می کند.

در این کتاب ۴۰ روایت مسلسل آمده است. از کتاب هایی که به این سبک و سیاق نوشته شده است، می توان الجواهر المکللة فی الاحادیث المسلسلة از سخاوی را نام برد.(۸۰)

۵- نوادرالاثر فی علی(ع) خیرالبشر: در این کتاب، حدیث نبوی علیّ خیرُ البشر از بیش از ۷۰ طریق جمع آوری شده است.(۸۱) شیخ آقابزرگ آن را در الذریعه عنوان قرار داده است و در ابتدای کتاب می گوید: «… فاجبتک

صفحه ۸۳

الی ملتمسک لِأنک اهل لذلک».

۶- الاعمال المانعة من دخول الجنّة: سید محسن امین در اعیان الشیعه و شیخ عباس قمی در سفینةالبحار و فوائد الرضویه و عمررضا کحّالة در معجم المؤلفین و خوانساری در روضات الجنات آن را ذکر کرده اند. شیخ آقابزرگ گفته است:

المانعات من دخول الجنه(اعمالی که مانع وارد شدن انسان به بهشت می شود) در آن ذکر شده است و از این کتاب در بحار نقل شده با عنوان الاعمال المانعة و به شکر خدا کتاب موجود است و نوری در مستدرک الوسایل احادیث آن را نقل کرده است.(۸۲)

نکته آخر

این ۶ کتاب مجموعاً با عنوان «جامع الاحادیث» ۳ بار به چاپ رسیده است: چاپ سنگی با مقدمه عالم بزرگوار میرزا ابوالحسن شعرانی که آقای نیشابوری به آن اشاره دارد و دیگری به کوشش تهرانی که مجموعاً از این کتاب ها و صحیفه امام رضا و اصول اربعمأة… می باشد که در سال ۱۳۶۹ قمری به زیور طبع آراسته گردیده است. چاپ دیگر این مجموعه(۶ کتاب) در سال ۱۳۷۱ شمسی بوده است که به همت آستان قدس رضوی و با مقدمه تحقیقی و تصحیح آقای سید محمد حسینی نیشابوری با کیفیت عالی به چاپ رسیده است.

گزیده ای از روایات

در پایان به ذکر چند روایت از کتاب های ابومحمد جعفر قمی تبرّک می جوییم:

صفحه ۸۴

۱- جایگاه پیروان امیرمؤمنان(ع)

حدیث اول، حدیث فواطم است که دربردارنده فضل شیعه می باشد.

… عن ام کلثوم بنت علی(ع) عن فاطمة بنت رسول الله(ص) قالت: سمعت رسول الله(ص) یقول:

لما اُسری بی الی السماء دخلت الجنّة. فاذا انا بقصر من دُرّة بیضاء مجوّفة

و علیها باب مکلّل بالدّرّ و الیاقوت و علی الباب ستر. فرفعت رأسی. فاذا مکتوب علی الباب: لااله الاّ الله، محمّد رسول الله، علیّ ولیّ القوم؛ و اذا مکتوب علی السّتر: بخ بخ من مثل شیعة علیّ. فدخلته، فاذا انا بقصر من عقیق احمرّ مجوّف و علیه باب من فضّة مکلّل بالزّبرجد الأخضر و اذا علی الباب ستر. فرفعت رأسی و اذا مکتوب علی الباب: محمّد رسول الله، علیّ وصیّ المصطفی؛ و اذا علی الستر مکتوب: بشّر شیعة علیّ بطیب المولد. فدخلته. فاذا انا بقصر من زمرّد اخضر مجوّف لم أرَ أحسن منه و علیه باب من یاقوتة حمراء مکلّلة باللؤلؤ و علی الباب ستر. فرفعت رأسی فاذا مکتوب علی السّتر. شیعة علیّ هم الفائزون. فقلت: حبیبی جبرئیل! لمن هذا؟ فقال: یا محمّد! لابن عمّک و وصیّک علیّ بن ابیطالب. یحشر النّاس کلّهم یوم القیامة حفاة عراة الاّ شیعه علیّ(ع) و یُدعی النّاس بأسماء اُمّهاتهم ما خلا(۸۳) شیعة علیّ(ع) فانّهم یدعون بأسماء ابائهم. فقلت: حبیبی جبرئیل! کیف ذک؟ قال: لانّهم أحبّوا علیّا فطاب مولدهم.(۸۴)

… پیامبر(ص) فرمود: زمانی که معراج رفتم، داخل بهشت شدم. قصری دیدم از مروارید سفید میان تهی و بر آن دری بود که شکوفه هایی از دُرّ و یاقوت داشت و بر در پرده ای بود. سر بلند کردم، بر روی در نوشته شده بود: «معبودی نیست مگر خدای یگانه، محمّد فرستاده او است،

صفحه ۸۵

علی سرپرست قوم است.» و بر پرده نوشته شده بود: «آفرین، آفرین، به مثل شیعه علی». پس وارد آن شدم، قصری از عقیق سرخ دیدم که دری از نقره داشت که به شکوفه هایی از زبرجد سبز آراسته شده بود و بر در پرده ای بود. سرم را بلند کردم، بر در نوشته شده بود: «محمد فرستاده خدا است، علی وصیّ مصطفی است.» و بر پرده نوشته شده بود: «شیعه علی را به پکی تولّد (آمیخته نبودن نسل به واسطه زنا و شبهه) مژده و بشارت بده.» وارد آن شدم. پس قصری دیدم از زمرّد سبز که بهتر از آن را ندیده ام و دری داشت از یاقوت سرخ که مزین شده بود به شکوفه هایی از لؤلؤ، و بر در پرده ای بود. سرم را بلند کردم، بر پرده نوشته شده بود: «شیعه علی رستگارانند.» گفتم: حبیبم جبرئیل! این قصر برای کیست؟ گفت: یا محمد! برای پسر عمو و وصیّ تو علی بن ابیطالب. همه مردم در روز قیامت پابرهنه و عریان محشور می شوند، مگر شیعه علی، و مردم را به نام مادرشان صدا می زنند(برای تحقیر)، مگر شیعه علی که آنان را به نام پدرانشان می خوانند. گفتم: حبیبم جبرئیل! چرا آن گونه است؟ گفت: چون آنان علی را دوست دارند، پس پکی تولد دارند(پدرانشان مشخص است)

۲- بهترین مردمان

عن ابی عبدالله(ع) قال: اورع الناس من وقف عند الشبهة واعبد الناس من اقام الفرائض وازهد الناس من ترک المحارم (الحرام) و اشدّ الناس اجتهادا من ترک الذنب؛(۸۵)

… امام صادق(ع) فرمود: پرهیزکارترین مردم کسی است که موقع

صفحه ۸۶

شبهه توقف کند و عابدترین مردم، به جا آورنده واجبات است و زاهدترین مردم، ترک کننده حرام است و کوشاترین مردم کسی است که گناه را ترک کند.

۳- سزای همسایه آزار

قال رسول الله(ص): لایدخل الجنة من لا یأمن جاره بَوائقه؛(۸۶)

پیامبر(ص) فرمود: کسی که همسایگان از آزار و اذیتش ایمن نیستند، وارد بهشت نمی شود.

۴- نزدیک ترین حالت به کفر

عن ابی عبدالله(ع) قال: ان اقرب ما یکون احدکم الی الکفر اذا تحفظ علی اخیه زلله لیعیره به یوما؛(۸۷)

امام صادق(ع) فرمود: نزدیک ترین حالت شما به کفر، زمانی است که لغزش برادر(دینی) خود را حفظ می کنید تا یک روزی به او برگردانید(مثلاً سرزنش کنید که تو فلانی بوده ای).

۵- روز جمعه و تفقّه در دین

قال رسول الله(ص): اف لکم مسلم لایجعل فی کل جمعة یوما، یتفقه فیه امر الله و یسئل عن دینه؛(۸۸)

پیامبر(ص) فرمود: اف (کلمه اظهار تنفر) بر مسلمانی که در هر هفته روزی را برای تفقّه در دینش قرار ندهد!

صفحه ۸۷

۶- فضیلت حدیث اهل بیت(ع)

قال رسول الله(ص): اربعون حدیثا یستظهر بها الرجل فی حبنا اهل البیت خیر من اربعین الف دینار یتصدق به واعطاه الله بکل حدیث ثواب نبیّ و کان له بکل حرف نور یوم القیامة؛(۸۹)

پیامبر(ص) فرمود: چهل حدیث در حبّ ما اهل بیت که بدان از ما پشتیبانی شود، بهتر از ۴۰ هزار دینار صدقه است. خداوند به نقل هر حدیثی، ثواب کار پیامبری می دهد. و برای حافظ حدیث در روز قیامت به ازای هر حرفی، نوری خواهد بود.

۷- نیکی به والدین

قال رسول الله(ص): برّوا ابائکم یبرّکم ابنائکم؛(۹۰)

پیامبر(ص) فرمود: به پدرانتان(والدین خود) نیکویی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند.

۸- چگونه زیستن

قال رسول الله(ص): التودد الی الناس نصف العقل و الرفق نصف العیش و ما عال امرء اقتصد؛(۹۱)

پیامبر(ص) فرمود: دوستی با مردم، نصف عقل است و رفق و مدارا، نصف زندگی. و نادار نشد مردی که میانه روی کرد.

۹- همسایه و رفیق

قال رسول الله(ص): الجار ثم الدار و الرفیق ثم الطریق؛(۹۲)

پیامبر(ص) فرمود: اوّل همسایه، سپس خانه و اوّل رفیق، سپس

صفحه ۸۸

راه(انسان باید رفیقش را بشناسد تا بتواند با او مسافرت کند).

۱۰- اثر تلقین

قال رسول الله(ص): من تفاقر افتقر و من تمارض مرض؛(۹۳)

کسی که خود را به فقر بزند، فقیر خواهد شد و کسی که خود را به مریضی بزند، مریض می شود.

۱۱- خواب عقل

قال رسول الله(ص): نوم العاقل افضل من سهر الجاهل؛(۹۴)

پیامبر(ص) فرمود: خواب عاقل بهتر از شب زنده داری جاهل است.

۱۲- گل های محمّدی

قال رسول الله(ص): الولد ریحانة و ریحانتی الحسن و الحسین؛(۹۵)

پیامبر(ص) فرمود: فرزند، گل زندگی است و گل های من، حسن و حسین هستند.

۱۳- قدردانی از مردم

قال رسول الله(ع): لایشکر الله من لایشکر الناس؛(۹۶)

پیامبر(ص) فرمود: خداوند از شخصی که سپاس مردم را به جا نمی آورد، قدردانی نمی کند.

۱۴- فضیلت امیرمؤمنان(ع)

قال رسول الله(ص): علی خیر البشر من شک فقد کفر؛(۹۷)

پیامبر(ص) فرمود: علی بهترین بشر است؛ هر که شک کند، کافر

صفحه ۸۹

است.

کتابنامه

۱ – اعیان الشیعه: آقابزرگ طهرانی، تحقیق: حسن امین، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۳ ق، ۱۹۸۳ م.

۲ – بحارالانوار: علامه محمدباقر مجلسی، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۰۳ ه’، ۱۹۸۳ م.

۳ – التحصین فی صفات العارفین: جمال الدین احمد بن محمد بن فهدالحلی، تحقیق و نشر: مدرسه امام المهدی، قم، به ضمیمه کتاب مثیر الاحزان، ابن نماحلی، چاپ دوم ۱۴۰۶ ق.

۴ – تکملةالرجال: عبدالنبی کاظمی، تحقیق: سیدمحمدصادق بحرالعلوم، مکتبةالامام الحکیم العامة، نجف.

۵ – التوحید: ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (شیخ صدوق)، تصیح: سید هاشم حسینی طهرانی، جامعه مدرسین، قم .

۶ – تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)؛ تحقیق و نشر: مدرسه امام المهدی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ ق.

۷ – جامع الاحادیث: ابن الرازی، تحقیق: طهرانی، کتاب فروشی اسلامیه، تهران، شعبان ۱۳۶۹ق.

۸ – جامع الاحادیث: ابن الرازی، تحقیق: سید محمد نیشابوری، آستانه قدس رضوی، ۱۳۷۱ ش.

۹ – دائرة المعارف بزرگ اسلامی: جمعی از نویسندگان، ناشر: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۹ ش.

۱۰ – الدرایة: زین الدین العاملی (شهید ثانی)، مجمع علمی اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۴ ق.

۱۱ – الدروع الواقیة: سید جعفربن طاووس، تحقیق: جواد بن محمد علی القیومی الاصفهانی، مؤسسه النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۴ ق.

۱۲ – الرجال: علی بن داود حلّی، چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۶۲ ش.

۱۳ – رجال شیخ الطوسی: شیخ الطائفة ابی جعفربن محمد بن الحسن الطوسی، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، جامعه مدرسین، قم، رمضان المبارک، ۱۴۱۵ ق.

۱۴ – روضات الجنات: میرزا محمد باقر موسوی خوانساری اصفهانی، تحقیق: اسدالله اسماعیلیان، چاپ اسماعیلیان، ۱۳۹۲ ق.

۱۵ – سفینة البحار: شیخ عباس قمی، دارالاسوة للطباعة و النشر (اسوه قم)، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

۱۶ – طبقات اعلام الشیعة، قرن الرابع: آقا بزرگ طهرانی، تحقیق: علی نقی منزوی، چاپ، اسماعیلیان، قم.

۱۷ – عدّة الداعی و نجاح الساعی: احمد بن فهد حلی، تصحیح: احمد الموحدی القمی، دار الکتاب الاسلامی، ۱۴۰۷ ق، ۱۹۸۷ م.

۱۸ – عیون اخبار الرضا: شیخ صدوق، منشورات الاعلمی، تهران، تحقیق: محمد مهدی السید حسن الخرسان، ۱۳۹۰ ق، ۱۹۷۰ م.

۱۹ – فلاح السائل: سید بن طاووس، تحقیق: غلامحسین مجیدی، چاپ .۱۳۷۷

۲۰ – فوائد الرضویه: شیخ عباس قمی، کتابخانه مرکزی، ناصر خسرو تهران.

۲۱ – قاموس الرجال: شیخ محمد تقی شوشتری، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۰ ق.

۲۲ – مجمع الرجال: عنایة الله القهپایی، تحقیق: سید ضیاءالدین اصفهانی، موسسه اسماعیلیان.

۲۳ – معجم الرجال الحدیث: ابوالقاسم خویی (رحمة الله)، منشورات مدینة العلم آیة الله العظمی خویی، چاپ سوم، ۱۴۰۳ ق، ۱۹۸۳ م.

۲۴ – معجم المؤلفین: عمر رضا کحالة، مؤسسة الرسالة، چاپ ۱۴۱۴ ق، ۱۹۹۳ م.

۲۵ – منتهی المقال فی احوال الرجال: ابو علی حائری، محمد بن اسماعیل مازندرانی، تحقیق و نشر: مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۶ ق، ۱۹۹۵ م.

۲۶ – منهج المقال (رجال استر آبادی): نسخه کپی شده از چاپ سنگی، کتابخانه دار الحدیث، قم.

۲۷ – نقد الرجال: سید مصطفی بن الحسین الحسینی التفرشی، آل البیت، شوّال .۱۴۱۸

۲۸ – معانی الاخبار: شیخ صدوق، تحقیق علی کبر غفاری، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۳۶۱ ش.

۲۹ – تعلیقة الوحید بهبهانی: حاشیه منهج المقال، کپی شده از چاپ سنگی، کتابخانه دارالحدیث، قم.

پی نوشت ها:

۱ – مصرعی از غزل سعدی با این مطلع: هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم .

۲ – ایلاقی : منسوب به «ایلاق» که ملکی است منطقه ی چاچ در ماوراءالنّهر رک: فرهنگ آنندراج .

۳ – الدروع الواقیه، فصل ۲۴، ص ۲۵۰ و ۲۴۸؛ فلاح السائل، فصل ۱۹، ص ۲۹۳ .

۴ – عدةالداعی، ص ۲۴۲؛ التحصین، ح ۳۹ .

۵ – بحارالانوار، ج ۱، ص ۳۷ .

۶ – روضات الجنات،ج ۲، ص ۱۷۲ .

۷ – جامع الاحادیث، ص ۹؛ اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۸۲ .

۸ – طبقات اعلام الشیعه، قرن الرابع، ص ۶۸ .

۹ – فوائد الرضویه، ص ۵۹؛ سفینةالبحار، ج ۱، ص ۵۹۶ .

۱۰ – معانی الاخبار، ح ۳، ص ۶؛ توحید، باب ۴، ص ۸۸؛ عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص ۱۲۶ .

۱۱ – رجال الشیخ طوسی، ص ۴۱۸ .

۱۲ – رجال ابن داود، ص ۸۶ .

۱۳ – منهج المقال، ص ۸۳ .

۱۴ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۸۲ .

۱۵ – جامع الاحادیث، ص ۱۰ .

۱۶ – مسلسلات، حدیث ۴، ص ۲۴۲ .

۱۷ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۸۲ .

۱۸ – رجال الطوسی، ص ۴۱۸ .

۱۹ – منتهی المقال فی احوال الرجال، ج ۲، ص ۲۵۵ .

۲۰ – تکملة الرجال، ج ۱، ص ۲۴۸ و ۲۴۹ .

۲۱ – قاموس الرجال، ج ۲، ص ۶۴۱، ش ۱۴۷۰ .

۲۲ – رک: رجال شیخ، باب «فیمن لم یروا عن الائمّة» .

۲۳ – رجال ابن داود، ص ۸۶ .

۲۴ – مجمع الرجال قهپایی، ج ۲، ص ۳۱ .

۲۵ – الدروع الواقیة، ص ۲۴۸ .

۲۶ – فلاح السائل، فصل ۱۹، ص ۲۹۳ .

۲۷ – معانی الاخبار، ح ۳، ص ۶؛ توحید، باب ۴، ص ۸۸ و باب ۶۵، ص ۴۱۷؛ عیون اخبار الرضا، ج ۱، باب ۱۲، ح ۱، ص ۱۲۶ .

۲۸ – معجم الرجال الحدیث، ج ۴، ص ۸۳، ش ۲۱۹۶ .

۲۹ – بحارالانوار، ج ۱، ص ۳۷ .

۳۰ – عدةالداعی، ص ۲۴۲؛ التحصین، ح ۳۹ .

۳۱ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۸۲ .

۳۲ – همان .

۳۳ – همان .

۳۴ – فوائد الرضویه، ص ۵۹ .

۳۵ – سفینةالبحار، ج ۱، ص ۵۹۶ .

۳۶ – تعلیقه الوحید بهبهانی، ص ۸۳(حاشیه بر منهاج المقال) .

۳۷ – طبقات اعلام الشیعه، قرن الرابع، ص ۷۱ .

۳۸ – تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، ص ۹ .

۳۹ – نقدالرجال، ج ۱، ص ۳۴۹ .

۴۰ – منهج المقال، ص ۸۳ .

۴۱ – معجم المؤلفین، ج ۱، ص ۴۸۶ .

۴۲ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۸۲ .

۴۳ – طبقات اعلام الشیعه، قرن الرابع، ص ۶۹ .

۴۴ – جامع الاحادیث، شعرانی .

۴۵ – بحارالانوار، ج ۱، ص ۳۷ .

۴۶ – جامع الاحادیث، ص ۱۵ .

۴۷ – روضات الجنات، ج ۲، ص ۱۷۲ .

۴۸ – الدروع الواقیه، ص ۲۴۸ .

۴۹ – فلاح السائل، فصل ۱۹، ص ۲۹۳ .

۵۰ – دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۳، ص ۵۳۰ .

۵۱ – روضات الجنات، ج ۲، ص ۱۷۲ .

۵۲ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۸۲ .

۵۳ – فوائد الرضویه، ص ۶۰ .

۵۴ – معجم المؤلفین، ج ۱، ص ۴۸۶ .

۵۵ – دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج ۳، ص ۵۳۰ .

۵۶ – جامع الاحادیث؛ کتاب الغایات، ص ۲۳۰ .

۵۷ – طبقات اعلام الشیعه، قرن الرابع، ص ۶۹ .

۵۸ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۸۲ .

۵۹ – جامع الاحادیث .

۶۰ – الدروع الواقیه، فصل ۲۴، ص ۲۴۸ – ۲۵۳ .

۶۱ – فلاح السائل، باب ۱۹، ص ۲۸۹ .

۶۲ – عدةالداعی، ص ۲۴۲ .

۶۳ – التحصین، ح ۳۹، ص ۲۰ .

۶۴ – جامع الاحادیث، ص ۱۸ .

۶۵ – همان؛ کتاب عروس، ص ۱۶۶ .

۶۶ – اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۸۲ .

۶۷ – جامع الاحادیث، ص ۳۴ .

۶۸ – همان، ص ۳۵ .

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری