پیامبر اکرم (ص) : همانا زیبایی صوت، زینت قرآن است.

احسن الحدیث

اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ (بخش دوم)

اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ (بخش دوم)

ما را به راه راست رهنمون فرما.


مفهوم هدايتِ هدايت‌يافتگان(قسمت دوم)

معناي اول
بايد توجه داشت که فلسفۀ دعا و هدف آن، گسترۀ وسيعي را دربر ميگيرد که فقط يکي از آنها رسيدن به مطلوب و کسب حاجت است. به بيان ديگر، دعا هميشه جنبۀ تحصيلي و به دست‌آوردن چيزي ندارد؛ گرچه نگاه رايج عامۀ مردم که نياز به تحول نيز دارد آن است که دعا پلي براي رسيدن به خواسته‌هاست.
اينکه انسان فقط زماني به سراغ دعا برود که گرهي در کارش افتاده و حاجت و نيازي داشته باشد و دعا را صرفاً راهي براي تأمين حوايج و درمان دردهاي خويش ببيند، گرچه عمل ناپسندي نيست، همۀ مفهوم و حقيقت دعا را دربرندارد. آنچه قرآن کريم به مؤمنان تعليم مي‌دهد، ديد گسترده‌تري به مفهوم دعا و نيايش است؛ ازجمله مي‌فرمايد:

(قُلْ مَا یَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ یَكُونُ لِزَاماً)
بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هيچ بهايي به شما نمي‌نهد. درحقيقت، شما به تكذيب پرداخته‏ايد و به‌زودى [اثر اين تکذيب] گريبانگير خواهد شد.

درواقع، حقيقت دعا آن است که انسان در هيچ‌چيز، خود را مستغني از خداوند ندانسته و همواره به وابستگي و نياز به حضرت حق معترف باشد و حاجات خود را فقط از او مسئلت کند. به بيان خواجۀ شيراز:

سخن در احتياج ما و استغناي معشوق است
چه سود افسونگري اي دل که در دلبر نمي‌گيرد

درخواست از خداوند مختص انسان نيست؛ حتي تمام آسمانها و زمين محتاج ذات احديت‌اند و دست نياز به پيشگاه او دراز مي‌کنند:

(یَسْأَلُهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْْأََرْضِ كُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ).
هرآن کس كه در آسمان‌ها و زمين است، از او درخواست مي‌كند. هر زمان او در كارى است.

درخواستِ حاجت، کمال عالي دعا نيست و اگر انسان همۀ غايت دعا را صرفاً رسيدن به خواسته‌ها بداند، با مشکل مواجه مي‌شود؛ زيرا ادعيه‌اي وجود دارند که هدفشان کسب حاجت و رسيدن به مطلوب نيست. اين دعاها که به‌اصطلاح «الأَدعِيَةُ الإِنقِطاعِيَّةُ» ناميده مي‌شوند، به معناي نيايش‌هايي هستند که پيش از مطرح‌شدن، تحقق يافته و به اجابت رسيده‌اند؛ براي مثال خداوند از زبان پيامبر(ص) نقل مي‌کند:

(قَالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ وَ رَبُّنَا الرَّحْمـَْنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ)
گفت: پروردگارا، به حق داورى فرما و به رغم آنچه وصف مي‌كنيد، پروردگار ما همان مهرگستري است که از او ياري جسته مي‌شود.

در اين آيۀ شريفه، پيامبر(ص) از خداوند مي‌خواهد به حق حکم کند؛ اما خداوند از ابتداي آفرينش تا پايان آن هيچ‌گاه حکمي به ناحق صادر نفرموده است و اساساً مگر مي‌توان تصور کرد که پروردگارِ «احکم‌الحاکمين» و عدل‌آفرينِ کلّ وجود، قضاوتي ناصواب و حکمي باطل داشته باشد؟
درواقع، بخشي از نيايش‌هاي موجود در قرآن، تنها موضوعيت دارند نه طريقيت؛ بدين معنا که راهي براي رسيدن به خواسته‌ها نيستند؛ بلکه خود، تمام خواسته و مطلوب محسوب مي‌شوند. وقتي پيامبر اکرم(ص) چيزي را از خداوند مي‌خواهد که قبلاً محقق شده است، اين حقيقت آشکار مي‌شود که همين ابراز و بيان جملات است که اصالت دارد و دعاي ايشان به خودي خود داراي ارزش و اعتبار است، نه نتيجۀ آن. پس مهم آن است که انسان توفيق دعا يافته و خداجو و خداگو و خداخوان باشد تا لذت نيايش با خداوند را درک کند.
در روايت آمده است: «الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَةِ» (دعا مغز و اصل و روح عبادت است). اين بدان معناست که دعا نه‌تنها به خودي خود عبادت محسوب مي‌شود، بلکه روح متعاليِ ساير عبادات نيز هست. بنابراين هنگامي که انسان دعايي را قرائت مي‌کند، توجهش بايد به اصل و روح دعا باشد، نه صرفاً رسيدن به حوايج؛ زيرا انسان با اين نگاه، از مقصد اصلي و روح متعالي دعا دور مي‌شود و نمي‌تواند به مفاهيم ارزنده‌اي برسد که ذوات مقدّسۀ اهل بيت(ع) در جان ادعيه قرار داده‌اند.
بر اين اساس مي‌توان گفت جملۀ (اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ) يکي از آن ادعيۀ قرآني است که جنبۀ اجابت در آن‌ها مطرح نيست و مهم آن است که مسلمان و مؤمن هر صبح و شام اعلام کند: خدايا، من به تو توجه دارم و سر بر درگاه تو ميسايم. به‌بيان حافظ:

حافظ وظيفۀ تو دعا گفتن است و بس
در بند آن مباش که نشنيد يا شنيد

پس اينکه انسان بتواند بين جسم ناتوان و خاکي خود با مبدأ حياتبخش هستي ارتباط برقرار کند، اهميت دارد و اين رشتۀ اتصال، همان دعاست که راهگشاي انسان در پيمودن راه سلوک و رسيدن به سرچشمۀ هدايت است.
ادامه دارد...

منبع : بخش هایی از کتاب مشکاة، جلد1، تفسیر سوره مبارکه حمد، استاد و مفسّر دکتر محمد علی انصاری

 

Telegram.me/Ahsanalhadis

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری