• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

مساجد چگونه آباد و تخریب می‌شوند

رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه گفت: مساجد در ظاهر با ساخت و

بیشتر...

فواید وجود تواضع و فروتنی، آیت الله مکارم شیرازی

دریافت فایل

زمان: 57 دقیقه

بیشتر...

قرآن تنها علمي كه از طريق القاء بر انسان حادث

قرآن تنها علمي است كه از طريق القاء براي انسان حادث مي‌شود

بیشتر...

بررسی آیات پیرامون معاد در سوره نباء ، مرحوم آیت

دریافت فایل

حجم: 5 MB

زمان: 25 دقیقه

بیشتر...

تقید به دستورات دینی از نشانه های ایمان به

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
28152
57018
84722200
امروز شنبه, 16 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه صد و نود و دو، بخش بیستم


أَلاَ وَ قَدْ أَمَرَنِی اللّهُ بِقِتَالِ أَهْلِ الْبَغْیِ وَ النَّکْثِ وَالْفَسَادِ فِی الاَْرْضِ، فَأَمَّا النَّاکِثُونَ فَقَدْ قَاتَلْتُ، وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ فَقَدْ جَاهَدْتُ، وَ أَمَّا الْمَارِقَةُ فَقَدْ دَوَّخْتُ، وَ أَمَّا شَیْطَانُ الرَّدْهَةِ فَقَدْ کُفِیتُهُ بِصَعْقَة سُمِعَتْ لَهَا وَجْبَةُ قَلْبِهِ وَ رَجَّةُ صَدْرِهِ، وَ بَقِیَتْ بَقِیَّةٌ مِنْ أَهْلِ الْبَغْیِ. وَ لَئِنْ أَذِنَ اللّهُ فِی الْکَرَّةِ عَلَیْهِمْ لاَُدِیلَنَّ مِنْهُمْ إِلاَّ مَا یَتَشَذَّرُ فِی أَطْرَافِ الْبِلاَدِ تَشَذُّراً.
آگاه باشيد! خداوند مرا به نبرد با ستمگران، پيمان شکنان و مفسدان در ارض امر فرموده است، با ناکثين و پيمان شکنان (اشاره به اصحاب جمل) نبرد کردم (و آنها را در هم شکستم) و با قاسطين (ستمگران شام و اصحاب معاويه) جهاد نمودم (و ضعف و زبونى آنها را نشان دادم) و مارقين (خوارج نهروان) را بر خاک مذلت نشاندم; اما شيطان ردهه (ذوالثديه رييس خوارج) با صاعقه اى که بر او فرود آمد به گونه که تپش قلب و لرزش سينه اش شنيده شد، شرّ او از من دفع گرديد ولى گروه ديگرى از ستمگران باقى مانده اند که اگر خداوند به من اجازه حمله ديگرى به آنها دهد (و مرا باقى بگذارد) آنها را از ميان برداشته و دولت حق را به جاى آنها قرار مى دهم، جز افراد قليلى از آنان که (ممکن است از دست ما بگريزند و) در اطراف بلاد پراکنده مى شوند.

 

شرح و تفسیر

من مأمور به مبارزه با فاسدان و مفسدانم

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه، اشاره به نبردهاى معروف خود با گروه هاى ستمگر و پیمان شکن در جنگ هاى جمل و صفین و نهروان مى کند که چگونه قدرت و توان خود را به آنها نشان داد، گویى مى خواهد با این سخن، بعضى از قبایل شورشى را که بر اثر تعصبات واهى به جان هم مى افتادند (و بحث آنها در بخشهاى پیشین آمد) بر سر جاى خود بنشاند و به آنها بفهماند که اگر به این حرکت نادرست خود ادامه دهند با حمله شدیدى مجازات خواهند شد، مى فرماید: «آگاه باشید! خداوند مرا به نبرد با ستمگران، پیمان شکنان و مفسدان در ارض امر فرموده، اما با ناکثین و پیمان شکنان (اشاره به اصحاب جمل) نبرد کردم (و آنها را در هم شکستم) و با قاسطین (ستمگران شام و اصحاب معاویه) جهاد نمودم (و ضعف و زبونى آنها را نشان دادم) و مارقین (خوارج نهروان) را بر خاک مذلت نشاندم»; (أَلاَ وَ قَدْ أَمَرَنِی اللّهُ بِقِتَالِ أَهْلِ الْبَغْیِ وَ النَّکْثِ(1)وَالْفَسَادِ فِی الاَْرْضِ، فَأَمَّا النَّاکِثُونَ فَقَدْ قَاتَلْتُ، وَ أَمَّا الْقَاسِطُونَ(2) فَقَدْ جَاهَدْتُ، وَ أَمَّا الْمَارِقَةُ(3) فَقَدْ دَوَّخْتُ(4)).

اشاره به اینکه اولا آنچه را من در پیکار با این سه گروه انجام دادم به فرمان خدا بود. این سخن ناظر به روایتى است که از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که به امیرمؤمنان على(علیه السلام) فرمود: «وَ إنَّکَ سَتُقاتِلُ بَعْدى النّاکِثینَ وَ الْقاسِطینَ وَ الْمارِقینَ».(5)

همین سخن به تعبیر دیگرى در اسدالغابة آمده است، که امام(علیه السلام) فرمود: «عَهْدٌ إلى رَسُولِ اللهِ أنْ أقاتِلَ النّاکِثینَ وَ الْقاسِطینَ وَ الْمارِقینَ».(6)

ثانیاً اشاره به این است که هر سه گروه را درهم شکستم; اما اصحاب جمل تار و مار شدند و خوارج نهروان متلاشى گشتند و اصحاب معاویه نیز در نبرد مغلوب شدند، اما با حیله اى که عمروعاص پیشنهاد کرد خود را از شکست کامل نجات دادند.

در ادامه این سخن، انگشت روى رییس خوارج که نامش حرقوص بن زهیر و کنیه اش ذوالثدیة بود، گذارده که به طرز فجیعى در میدان جنگ نهروان جان داد، مى فرماید: «اما شیطان ردهه (اشاره به ذوالثدیه رییس خوارج است که جسم بى جان او بعد از جنگ نهروان در گودال آبى افتاده بود) با صاعقه اى که بر او فرود آمد به گونه که تپش قلب و لرزش سینه اش شنیده شد، شرّ او از من دفع گردید»; (وَ أَمَّا شَیْطَانُ الرَّدْهَةِ(7) فَقَدْ کُفِیتُهُ بِصَعْقَة(8) سُمِعَتْ لَهَا وَجْبَةُ(9) قَلْبِهِ وَ رَجَّةُ(10) صَدْرِهِ).

در میان شارحان نهج البلاغه درباره این صاعقه، گفت و گوست; بعضى معتقدند که واقعاً صاعقه اى آسمانى رییس خوارج ذوالثدیه را نابود ساخت و جسم بى جانش در گودال آبى افتاد («ردهة» به معناى گودال آب است) ولى جمعى دیگر عقیده دارند که این صاعقه کنایه از آن فریاد شجاعانه اى است که امام(علیه السلام) در آغاز جنگ از سینه برکشید، این فریاد گروهى را به لرزه در آورد و از جمله ذوالثدیه چنان ترسید که قلبش از کار افتاد به روى زمین غلتید و در گودال آبى سرازیر شد. آن گاه بعضى از بازماندگان مخالفین را با این جمله مورد تهدید قرار مى دهد و مى فرماید: «و گروه دیگرى از ستمگران باقى مانده اند که اگر خداوند به من اجازه حمله دیگرى به آنها دهد (و مرا باقى بگذارد) آنها را از میان برداشته و دولت حق را به جاى آنها قرار مى دهم، جز افراد قلیلى از آنان که (ممکن است از دست ما بگریزند و) در اطراف بلاد پراکنده شوند»; (وَ بَقِیَتْ بَقِیَّةٌ مِنْ أَهْلِ الْبَغْیِ. وَ لَئِنْ أَذِنَ اللّهُ فِی الْکَرَّةِ عَلَیْهِمْ لاَُدِیلَنَّ(11) مِنْهُمْ إِلاَّ مَا یَتَشَذَّرُ فِی أَطْرَافِ الْبِلاَدِ تَشَذُّراً(12)).

تعبیر به «أَهْلِ الْبَغْیِ» اشاره به ستمگران شام و اصحاب معاویه است که اگر داستان حکمین در میدان صفین پیش نیامده بود تار و مار مى شدند. امام(علیه السلام)مى فرماید: «اگر توفیقى نصیب من شود قدرت آنها را در هم مى شکنم و حکومت حق و عدالت را در سراسر کشور اسلامى برپا مى دارم».

ذکر این معنا به صورت جمله شرطیه، شاید اشاره به این است که امام(علیه السلام)مى دانسته است توفیق حمله دیگر به آنان نخواهد یافت و پیش از آن که دست به چنین کارى زند شهید خواهد شد; ولى به هر حال آمادگى خود را براى مبارزه با ستمگران تا آخرین نفس اعلام مى دارد و در ضمن برنامه آینده را به یاران خود تعلیم مى دهد.

نکته

ذوالثدیة کیست؟

نام اصلى وى حرقوص بن زهیر سعدى تمیمى است که به ذوالخویصره، ذوالثدیه و مُخدج معروف است. وجه نامگذارى وى به ذوالخویصرة روشن نیست; ولى به اعتبار آنکه گوشت زائدى همانند پستان بر بازو داشت، به ذوالثدیه معروف شد و به جهت نقص در دست، به مُخدج الید نیز شناخته شده است.

در تفاسیر در ذیل آیه 58 سوره توبه آمده است: «(وَمِنْهُمْ مَّنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَّمْ یُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ); در میان آنها کسانى هستند که در (تقسیم) غنایم به تو خرده مى گیرند، اگر از آن (غنایم، سهمى) به آنها داده شود، راضى مى شوند; و اگر داده نشود، خشم مى گیرند». و در منابع تاریخى در نقل ماجراى غزوه چنین آمده است که پس از پایان جنگ حنین، به هنگام تقسیم غنایم، در محلى به نام «جعرانه» ابوسفیان و برخى از تازه مسلمانان قریش، غنایم بیشترى را از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) طلب کردند; آن حضرت نیز با اذن الهى و براى تألیف قلوب، اموال فراوانى را به آنان بخشید. در گیر و دار این تقسیم ذوالثدیه نزد پیامبر آمد و معترضانه گفت: «اى رسول خدا! عدالت پیشه کن». پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «واى بر تو! اگر من به عدالت رفتار نکنم، چه کسى به عدالت رفتار خواهد کرد؟». در این هنگام یکى از حاضران (عمر بن خطاب) از پیامبر اجازه خواست که گردن او را بزند; ولى پیامبر وى را از این کار بازداشت و فرمود: «دَعْهُ، فَسَیَخْرُجُ مِنْ ضِئْضِئِ هذا قَوْمٌ یَمْرُقُونَ مِنَ الدّینِ کَما یَمْرُقُ السَّهْمُ مِنَ الرِّمْیَةِ،... تُحْتَقَرُ صَلاَتُکُمْ فى جَنْبِ صَلاَتِهِمْ، وَ صَوْمُکُمْ عِنْدَ صَوْمِهِمْ، یَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ لاَ یُجاوِزُ تَراقیهِمْ، آیَتُهُمْ رَجُلٌ أسْوَدٌ مُخْدَجُ الْیَدِ، إحدى یَدَیْهِ کَأنَّها ثُدْىُ امْرَأَة أوْ بَضْعَةٌ تَدَرْدَر; رهایش کنید! او پیروانى خواهد یافت که از دین به در خواهند شد; همان گونه که تیر از کمان به در مى شود. شما نماز و روزه خویش را در برابر نماز و روزه آنان ناچیز خواهید شمرد. آنان قرآن مى خوانند; ولى از شانه و گلوگاهشان فراتر نخواهد رفت. نشانه آنان وجود مردى سیاه چرده، با دست ناقص است که بر یکى از دستانش (پاره گوشتى) چون پستان زنان دارد و در میان آنان است».(13)

مطابق این پیش بینى، گروهى در امت اسلامى پدید مى آمدند که قرآن مى خواندند و اهل تهجّد و عبادت بودند; ولى در واقع از دین خارج و از حقیقت آن اطلاعى نداشتند.

این حقیقت به اندازه اى میان مسلمانان معروف بود که حتّى عایشه که به على(علیه السلام)کینه داشت، پس از ماجراى نهروان و کشته شدن ذوالثدیه گفت: من از پیامبر شنیدم که درباره این گروه فرمود: آنان بدترین مردمند که به دست بهترین افراد کشته مى شوند.(14)

این پیش بینى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) محقّق شد و پس از ماجراى جنگ صفین و ماجراى حکمیّت، خوارج در منزل عبدالله بن وهب راسبى اجتماع کردند، ذوالثدیه در آن جمع خطبه اى آتشین خواند و دوستان و پیروان خود را به قیام بر ضدّ مسلمانان ـ که به زعم او گمراه شده بودند ـ فراخواند. رهبرى آن گروه را عبدالله بن وهب راسبى به عهده داشت (هر چند رهبرى فکرى و عقیدتى آنها به عهده ذوالثدیه بود).(15)

آن گروه گمراه جنگ نهروانى را به راه انداختند و امیرمؤمنان(علیه السلام) قبل از پیکار با آنها فرمود: پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: قومى از دین خارج مى شوند و با مسلمانان جنگ مى کنند و علامت آنان مردى است که نقصى در دست اوست (مُخدج الید).(16)

در اثناى جنگ و همچنین پس از پایان آن مردم به دنبال ذوالثدیه و یا همان مُخدج بودند; ولى هر چه گشتند، او را پیدا نکردند. کم کم برخى از بهانه جویان زبان به طعن گشودند و گفتند: «پسر ابوطالب، ما را فریب داد تا با برادران خویش بجنگیم».(17)

یافتن او کار دشوارى شد و همه در جستجوى آن بودند، ولى على(علیه السلام) پیوسته مى فرمود: «ما کَذِبتُ وَ لاَ کُذِبْتُ; نه دروغ گفته ام و نه بر من دروغ گفته شد».

حضرت دستور داد با نى تک تک جنازه ها را علامت گذارى کردند، تا آنکه داخل لجنزارى جنازه اى را دیدند که فقط پاهایش پیدا بود. جنازه را خارج ساختند و بى درنگ دستهاى او را بررسى کردند و دیدند او همان مردى است که امیرمؤمنان به نقل از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ویژگیهاى او را پیش بینى کرده بود. على(علیه السلام) تکبیر گفت و مردم نیز تکبیر گفتند و آن حضرت سجده شکر به جاى آورد.(18)

1. «نکث» به
 معناى پيمان شکنى است و اهل نکث اشاره به طلحه و زبير و مانند آنهاست که با امام(عليه السلام)بيعت کردند.
 سپس بيعت خود را شکستند و جنگ جمل را به راه انداختند و سرانجام کشته شدند و به آنها ناکثون گفته مى شود.
2. «قاسطون» از ريشه «قسط» است که گاه به معناى 
ظلم و گاه به معناى عدالت مى آيد، زيرا اصل معناى آن همان سهم و نصيب است که اگر پرداخته شود عدالت و 
اگر باز گرفته شود ظلم است. در اينجا اشاره به اصحاب معاويه است که انواع ستمها را بر مردم روا مى داشتند.
3. «مارقة» از ريشه
 «مروق» بر وزن «غروب» خروج از چيزى است مخصوصاً هنگامى که تير از کمان خارج شود و فراتر از هدف برود از
 آن تعبير به مروق مى کنند و خوارج نهروان را از اين جهت «مارقة» يا «مارقين» گفته اند که آنها افرادى 
بسيار افراطى و خشک و متعصب بودند و به همين دليل همه را جز خودشان کافر مى دانستند (مانند وهابيها).
4. «دوّخت» از ريشه «دوخ» بر وزن «فوق» به معناى ذليل کردن و به تسليم کشاندن است.
5. شرح ابن ابى الحديد، جلد 6، صفحه 130 .
6. اسد الغابة، جلد 4، صفحه 33 .
7. «ردهة» گودالى است که آب باران در آن جمع مى شود. به اتاقها يا حياط وسيع و سالن نيز اطلاق مى شود.
8. «صعقة» در اصل از صاعقه
 گرفته شده که سبب هلاکت مى شود. سپس به معناى هلاکت يا وحشتى که قلب را به لرزه در مى آورد استعمال شده است.
9. «وجبة» به معناى سقوط و خفقان و از کار افتادن و ساکت شدن است. واژه 
«وجبة» گاه به يک وعده غذا اطلاق مى شود. شايد به اين دليل که خوردن غذا باعث سکون و سکوت آدمى مى گردد.
10. «رجّة» از ريشه «رجّ» بر وزن «حج» به معناى به لرزه درآوردن است.
11. «اديلن» از ريشه «دولة» که گاه به معناى جابجايى و گاه
 به معناى ضعف و سُستى است گرفته شده و در اينجا به همان معناى اوّل است; يعنى قدرت را از آنان مى گيرم.
12. «يتشذر» از «تشذر» يعنى پراکنده شدن.
13. اين ماجرا و پيش بينى رسول خدا (با اختلاف در تعبيرات) درباره آنان در منابع معتبر اهل سنّت آمده است،
 از جمله: صحيح بخارى، جلد 7، صفحه 111 و جلد 8، صفحه 52; صحيح مسلم، جلد 3، صفحه 112; مسند احمد،
 جلد 3، صفحه 56 و 65 ; مصنف ابن ابى شيبه، جلد 8، صفحه 741; شرح ابن ابى الحديد،جلد 2، صفحه 266;
 تاريخ طبرى، جلد 2، صفحه 360; اسد الغابة، جلد 2، صفحه 139 و کنزالعمال، جلد 11، صفحه 307 به بعد.
14. شرح ابن ابى الحديد جلد 2، صفحه 267 و 268 و البداية و النهاية، جلد 7، صفحه 337.
15. رجوع کنيد به : تاريخ طبرى، جلد 4، صفحه 54-55.
16. مصنف ابن ابى شيبه، جلد 10، صفحه 740 .
17. مصنف ابن ابى شيبه، جلد 10، صفحه 737 .
18. شرح ابن ابى الحديد،جلد 2، صفحه 275-277.

 

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟