پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و نود و نه، بخش دوم


ثُمَّ إِنَّ الزَّکَاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلاَةِ قُرْبَاناً لاَِهْلِ الاِْسْلاَمِ، فَمَنْ أَعْطَاهَا طَیِّبَ النَّفْسِ بِهَا، فإِنَّها تُجْعَلُ لَهُ کَفَّارَةً، وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَایَةً. فَلاَ یُتْبِعَنَّهَا أَحَدٌ نَفْسَهُ، وَ لاَ یُکْثِرَنَّ عَلَیْهَا لَهَفَهُ، فَإِنَّ مَنْ أَعْطَاهَا غَیْرَ طَیِّبِ النّفْسِ بِهَا، یَرْجُو بِهَا مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا، فَهُوَ جَاهِلٌ بِالسُّنَّةِ، مَغْبُونُ الاَْجْرِ، ضَالُّ الْعَمَلِ، طَوِیلُ النَّدَمِ.
سپس زکات، همراه نماز، وسيله تقرّب مسلمانان به خدا قرار داده شده است، کسى که زکات را با طيب خاطر عطا کند، کفّاره (گناهان) او قرار داده خواهد شد و مانع و حاجبى (از آتش دوزخ) بنابراين نبايد هيچ کس نسبت به آنچه (در راه خدا) پرداخته دل مشغولى داشته باشد و از اداى آنچه داده است تأسف خورد، زيرا آن کس که بدون طيب خاطر به اميد دريافت چيزى که برتر از آن است آن را بپردازد، نسبت به سنّت پيامبر، جاهل بوده، و از گرفتن پاداش مغبون شده در عمل گمراه است و پشيمانى او طولانى خواهد بود.

 

شرح و تفسیر

برکات زکات

همان گونه که در آغاز خطبه اشاره شد، امام(علیه السلام) در این خطبه به چهار برنامه بسیار مهم اشاره مى کند که نخستین آنها نماز بود و بحث آن به صورت مستوفى گذشت. اکنون نوبت زکات است، مى فرماید: «سپس زکات، همراه نماز، وسیله تقرّب مسلمانان به خدا قرار داده شده است»; (ثُمَّ إِنَّ الزَّکَاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلاَةِ قُرْبَاناً لاَِهْلِ الاِْسْلاَمِ).

«قربان» در اینجا به معناى چیزى است که موجب تقرّب به سوى خدا مى شود و مى دانیم نماز، رابطه خلق با خالق و زکات، رابطه خلق با سایر بندگان خداست که ارتباط با آنها نوعى ارتباط با خدا محسوب مى شود. شایسته توجه است که نماز و زکات در 27 آیه از قرآن مجید در کنار یکدیگر قرار گرفته اند که نشان مى دهد این دو براى تأمین سعادت فرد و جامعه، لازم و ملزوم یکدیگرند.

سپس امام(علیه السلام) بعضى از آثار مهم زکات و شرایط آن را بر مى شمرد و مى فرماید: «بنابراین هر کسى که زکات را با طیب خاطر عطا کند، کفّاره (گناهان) او قرار داده خواهد شد و مانع و حاجبى (از آتش دوزخ) براى او خواهد بود»; (فَمَنْ أَعْطَاهَا طَیِّبَ النَّفْسِ بِهَا، فإِنَّها تُجْعَلُ لَهُ کَفَّارَةً، وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَایَةً).

مطابق این تعبیر امام، نخستین شرط براى قبولى زکات آن است که با میل و رغبت و به عنوان امتثالِ فرمان پروردگار و جلب رضاى او آن را بپردازد و در چنین حالتى دو اثر مهم دارد که یکى از آنها کفّاره گناهان پیشین است و دیگرى حجاب بودن در مقابل آتش دوزخ.

به یقین کسى که زکات را با کراهت بپردازد و نتواند عشق و علاقه به مال را از دل بیرون کند، اداى تکلیف کرده; اما از برکات معنوى و روحانى و اخلاقى آن بهره مند نخواهد شد.

در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است : «أَرْضُ الْقِیامَةِ نارٌ ما خَلا ظِلُّ الْمُؤْمِنِ فَإنّ صَدَقَتَهُ تُظِلُّهُ; سراسر زمین قیامت را آتشى فرا مى گیرد جز سایبان مؤمن که صدقات او سایبانى براى او مى شود».(1)

قرآن مجید یکى از صفات منافقان را این مى شمارد که اگر انفاقى در راه خدا مى کنند با کراهت توأم است و به همین دلیل مقبول درگاه الهى نمى افتد: (وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللهِ وَبِرَسُولِهِ... وَلاَ یُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ کَارِهُونَ).(2)

در ادامه این سخن، امام نتیجه گیرى مى کند و مى فرماید: «پس نباید هیچ کس به آنچه (در راه خدا) پرداخته دلبستگى داشته باشد و از اداى آنچه داده است بسیار تأسف بخورد»; (فَلاَ یُتْبِعَنَّهَا أَحَدٌ نَفْسَهُ، وَ لاَ یُکْثِرَنَّ عَلَیْهَا لَهَفَهُ(3)).

آرى! مردم دو گروهند; گروهى زکات و سایر صدقات خود را با نهایت خشنودى در راه خدا مى دهند و به مضمون (إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لاَ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَآءً وَلاَ شُکُوراً)(4) همه عشق و علاقه آنها متوجه جلب رضاى پروردگار است; نه انتظار سپاسگزارى دارند و نه پاداش و جزایى از گیرندگان مى طلبند; ولى گروه دیگرى به سختى جان کندن، زکات را از خود جدا مى کنند و پیوسته دلشان نگران آن است و گاه و بى گاه مى گویند فلان مالى را که براى زکات دادیم چقدر خوب و مرغوب بود و چه اندازه براى آن زحمت کشیده بودیم و اگر امروز در دست ما بود چنین و چنان مى شد. این گروه، مصداق همان چیزى هستند که امام(علیه السلام) در عبارت بالا فرموده است. اکنون ببینیم امام پیامدهاى منفى آن را چگونه بیان مى کند، مى فرماید: «زیرا آن کس که بدون طیب خاطر به امید دریافت چیزى که برتر از آن است آن را بپردازد او نسبت به سنّت پیامبر، جاهل، و از گرفتن پاداش مغبون شده است، در عمل گمراه و پشیمانى او طولانى خواهد بود»; (فَإِنَّ مَنْ أَعْطَاهَا غَیْرَ طَیِّبِ النّفْسِ بِهَا، یَرْجُو بِهَا مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا، فَهُوَ جَاهِلٌ بِالسُّنَّةِ، مَغْبُونُ الاَْجْرِ، ضَالُّ الْعَمَلِ، طَوِیلُ النَّدَمِ).

در تفسیر جمله «یَرْجُو بِهَا مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا» جمعى از شارحان نهج البلاغه گفته اند: منظور این است که انسان با ایمان در اداى زکات و سایر قربات حتّى انتظار برکت مال و برخوردارى از مواهب بیشتر الهى را نداشته باشد، بلکه تنها رضا و خشنودى خدا را در نظر بگیرد; ولى این تفسیر با تعبیر «جاهِلْ بِالسُنَّةِ» و «ضَالُّ الْعَمَلِ» سازگار نیست، زیرا از روایات اسلامى به خوبى استفاده مى شود که انتظار فضل و عنایت الهى در این گونه موارد نه تنها ممنوع نیست، بلکه مرغوب است.

در روایات زکات و صدقه وارد شده است که در هنگام تنگدستى از طریق دادن صدقه، گشایش روزى بطلبید(5) و حتى قرآن مجید مى گوید: «(یَمْحَقُ اللهُ الرِّبَا وَیُرْبِى الصَّدَقَاتِ); خدا ربا را نابود مى کند (و برکت را از آن مى گیرد) ولى صدقات را افزایش مى دهد».(6)

ولى دو تفسیر دیگر براى این جمله، مى توان گفت که با جمله هاى دیگر هماهنگ تر است; نخست اینکه این جمله ادامه جمله «غَیْرَ طَیِّبِ النّفْسِ بِهَا» باشد; یعنى هنگام زکات نه طیب خاطر دارد نه امید برتر از آن از سوى خدا. بدیهى است چنین کسى برخلاف سنّت عمل کرده و به گمراهى کشیده شده است. دیگر اینکه منظور این است کسى که به هنگام اداى زکات، رضایت درونى ندارد و در عین حال برتر از آن را از خدا مى طلبد، سخت در اشتباه و جاهل به سنّت است.

زکات رکن مهم جامعه اسلامى

زکات بعد از نماز مهم ترین برنامه اسلام است; در نماز سخن از رابطه با خالق است و در زکات، رابطه با خلق خدا. در واقع صدق و راستى انسان در موضوع رابطه با خالق، هنگامى ثابت مى شود که رابطه او با خلق قوى باشد; از مشکلات آنان با خبر گردد; در حلّ آن بکوشد; نسبت به دردمندان و بى نوایان و محرومان هم دردى نشان دهد و تا آنجا که در توان دارد به کمک آنها بشتابد که روشن ترین مظهر آن پرداخت زکات است. به همین دلیل همان گونه که در سابق اشاره شد در 27 آیه از قرآن مجید، «نماز» و «زکات» در کنار هم قرار گرفته است.

از سوى دیگر یکى از خطرناک ترین پدیده هاى اجتماعى، فاصله طبقاتى است; قشرى مرفّه و صاحب همه چیز و قشرى محروم از نیازهاى ابتدایى زندگى در برابر هم قرار گیرند که هم به قشر محروم آسیب مى رسد و هم بر اثر واکنشهاى شدید آن قشر، قشر مرفّه آسیب مى بیند و ناامنى در کلّ جامعه آشکار مى شود.

در آیه 195 سوره بقره مى خوانیم: (وَأَنفِقُوا فِى سَبِیلِ اللهِ وَلاَ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ)مفهومش این است که اگر مى خواهید از هلاکت نجات یابید انفاق در راه خدا را فراموش نکنید.

در کلام امیرمؤمنان على(علیه السلام) اشاره لطیفى به این حقیقت شده است، زیرا بعد از تقسیم اقشار جامعه به عالم و جاهل و غنىّ و فقیر مى فرماید: «وَ إذا بَخِلَ الْغَنِیُّ بِمَعْرُوفِهِ باعَ الْفَقیرُ آخِرَتَهُ بِدُنْیاهُ» یعنى هنگامى که اغنیا از نیکى به محرومان بخل ورزند محرومان، جامعه آخرت خویش را به دنیا مى فروشند و قیام مى کنند و همه قوانین اجتماعى را در هم مى شکنند.

از سوى سوم، صفات رذیله اى در بسیارى از انسان ها بالفعل یا بالقوه وجود دارد که جز با پرداخت زکات ریشه کن نمى شود. قرآن مجید مى گوید: «(خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا...); از اموال آنها صدقه اى (به عنوان زکات) بگیر تا به وسیله آن آنها را پاک سازى و تربیت کنى».(7) آرى! پرداخت زکات تأثیر فوق العاده اى در تهذیب نفس و پرورش عالى ترین صفات انسانى دارد.

نکته

1. الکافى، جلد 4، صفحه 3، حديث 6 .
2. توبه، آيه 54 .
3. «لهف» به معناى غصّه، تأسف، اندوه و افسوس است.
4. دهر، آيه 9 .
5. «إذا أمْلَقْتُمْ فَتاجِرُوا اللهَ بِالصَّدَقَةِ» (نهج البلاغه، کلمات قصار، 258).
6. بقره، آيه 276 .
7. توبه، آيه 103.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری