احسن الحدیث

خطبه دویست و بیست و سه، بخش سوم

 

وَ حَقّاً أَقُولُ! مَا الدُّنْیَا غَرَّتْکَ، وَ لکِنْ بِهَا اغْتَرَرْتَ، وَ لَقَدْ کَاشَفَتْکَ الْعِظَاتِ، وَ آذَنَتْکَ عَلَى سَوَاء، وَ لَهِیَ بِمَا تَعِدُکَ مِنْ نُزُولِ الْبَلاَءِ بِجِسْمِکَ، وَ النَّقْصِ فِی قُوَّتِکَ، أَصْدَقُ وَ أَوْفَى مِنْ أَنْ تَکْذِبَکَ، أَوْ تَغُرَّکَ. وَ لَرُبَّ نَاصِح لَهَا عِنْدَکَ مُتَّهَمٌ، وَ صَادِق مِنْ خَبَرِهَا مُکَذَّبٌ، وَ لَئِنْ تَعَرَّفْتَهَا فِی الدِّیَارِ الْخَاوِیَةِ، وَ الرُّبُوعِ الْخَالِیَةِ، لَتَجِدَنَّهَا مِنْ حُسْنِ تَذْکِیرِکَ، وَ بَلاَغِ مَوْعِظَتِکَ، بِمَحَلَّةِ الشَّفِیقِ عَلَیْکَ، وَ الشَّحِیحِ بِکَ! وَ لَنِعْمَ دَارُ مَنْ لَمْ یَرْضَ بِهَا دَاراً، وَ مَحَلُّ مَنْ لَمْ یُوَطِّنْهَا مَحَلاًّ! وَ إِنَّ السُّعَدَاءَ بِالدُّنْیَا غَداً هُمُ الْهَارِبُونَ مِنْهَا الْیَوْمَ.

به حق مى گويم: دنيا تو را فريب نداده، اين تو هستى که به آن فريفته و مغرور شده اى (و خود را فريب داده اى)، دنيا پندهاى فراوانى دارد که پرده از روى واقعيت خود براى تو برداشته و تو را به عدل و انصاف دعوت کرده است. دنيا با هشدارهايى که از طريق نزول بلا و آفات در جسمت و کاستن از قوا و نيرويت به تو مى دهد راستگوتر و وفادارتر از آن است که به تو دروغ گويد يا فريبت دهد. چه بسيار نصيحت کنندگانى درباره دنيا که نزد تو متهم اند و چه بسيار راستگويانى که در مورد اخبار دنيا که از سوى تو تکذيب مى شوند. اگر حال دنيا را در مورد مناطق ويران شده و خانه هاى خالى از سکنه، جستجو کنى به يقين آن را يادآورى کننده اى نيکو و واعظى گويا مى يابى همچون دوستى مهربان که از رسيدن اندوه به تو به شدّت ناراحت مى شود. دنيا چه سراى خوبى است براى کسى که آن را خانه هميشگى خود نداند و چه محلّ نيکويى است براى کسى که آن را وطن خود برنگزيند (آرى!) سعادتمندان بوسيله دنيا در قيامت، آنها هستند که امروز از آن مى گريزند.

 

شرح و تفسیر

دنیا بهترین واعظ

از آنجا که بسیارى از دنیاپرستان براى تبرئه خویشتن گناه خود را به گردن فریبندگى دنیا مى افکنند و زرق و برق دنیا و مواهب مادّى را عامل خطاهاى خویش مى شمرند.

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه در واقع به پاسخ آنها مى پردازد و مى فرماید: «به حق مى گویم: دنیا تو را فریب نداده، این تو هستى که به آن فریفته و مغرور شده اى (و خود را فریب داده اى)»; (وَ حَقّاً أَقُولُ! مَا الدُّنْیَا غَرَّتْکَ، وَ لکِنْ بِهَا اغْتَرَرْتَ).

سپس به بیان دلیل براى این سخن پرداخته، مى فرماید: «دنیا پندهاى فراوانى دارد که پرده از روى واقعیت خود براى تو برداشته و تو را به عدل و انصاف دعوت کرده است»; (وَ لَقَدْ کَاشَفَتْکَ الْعِظَاتِ(1)، وَ آذَنَتْکَ(2) عَلَى سَوَاء).

اشاره به اینکه دنیا نه تنها فریبنده نیست، بلکه حوادثى در آن رخ مى دهد که بیدارکننده است و امام(علیه السلام) در جمله هاى بعد به شرح آن مى پردازد و مى فرماید: «دنیا با هشدارهایى که از طریق نزول بلا و آفات در جسمت و کاستن از قوا و نیرویت به تو مى دهد راستگوتر و وفادارتر از آن است که به تو دروغ گوید و یا فریبت دهد، چه بسیار نصیحت کنندگانى درباره دنیا که نزد تو متهم اند و چهبسیار راستگویانى در مورد اخبار دنیا که از سوى تو تکذیب مى شوند»; (وَ لَهِیَ بِمَا تَعِدُکَ مِنْ نُزُولِ الْبَلاَءِ بِجِسْمِکَ، وَ النَّقْصِ فِی قُوَّتِکَ، أَصْدَقُ وَ أَوْفَى مِنْ أَنْ تَکْذِبَکَ، أَوْ تَغُرَّکَ. وَ لَرُبَّ نَاصِح لَهَا عِنْدَکَ مُتَّهَمٌ، وَ صَادِق مِنْ خَبَرِهَا مُکَذَّبٌ).

اشاره به اینکه هم دنیا ماهیّت خودش را با انواع بلاها و مشکلات و حوادث دردناک و دگرگونى قدرتها به تو نشان داده و توصیف او به فریبندگى نادرست است و هم اولیاء الله و صالحانى که درباره بىوفایى و ناپایدارى دنیا به تو خبر داده اند راست گفته اند، هر چند این سخنان مطابق هواى نفس تو نبوده; نه زبان حال دنیا را پذیرفته اى و نه زبان قال اولیاى الهى را، و همه را متهم به کذب کرده اى، بنابراین این تو هستى که خودت را فریب مى دهى.

این احتمال نیز در تفسیر جمله هاى اخیر وجود دارد که نصیحت کننده همان حوادث ناگوار و خبرهاى صادق همان نشانه هاى بى وفایى دنیاست که انسان با چشم خود این نصیحت کنندگان و خبرهاى صادق را مى بیند و مى شنود; ولى چون مطابق میل او نیست همه را تکذیب مى کند و مى گوید: یک حادثه اتفاقى بود و گذشت و دیگر تکرار نخواهد شد.

سپس با توضیح بیشتر این حقیقت را آشکارتر و براى همگان مفهوم تر مى سازد و مى فرماید: «اگر حال دنیا را در لابه لاى مناطق ویران شده، و خانه هاى خالى از سکنه، جستجو کنى به یقین آن را یادآورى کننده اى نیکو و واعظى گویا مى یابى، همچون دوستى مهربان که از رسیدن اندوه به تو به شدّت ناراحت مى شود»; (وَ لَئِنْ تَعَرَّفْتَهَا فِی الدِّیَارِ الْخَاوِیَةِ(3)، وَ الرُّبُوعِ(4) الْخَالِیَةِ، لَتَجِدَنَّهَا مِنْ حُسْنِ تَذْکِیرِکَ، وَ بَلاَغِ مَوْعِظَتِکَ، بِمَحَلَّةِ الشَّفِیقِ عَلَیْکَ، وَ الشَّحِیحِ(5) بِکَ!).

سرانجام در آخرین جمله مى فرماید: «دنیا چه سراى خوبى است براى کسى که آن را خانه همیشگى خود نداند و چه محلّ نیکویى است براى کسى که آن را وطن خود برنگزیند (آرى!) سعادتمندان به وسیله دنیا در قیامت، آنها هستند که امروز از آن مى گریزند»; (وَ لَنِعْمَ دَارُ مَنْ لَمْ یَرْضَ بِهَا دَاراً، وَ مَحَلُّ مَنْ لَمْ یُوَطِّنْهَا مَحَلاًّ! وَ إِنَّ السُّعَدَاءَ بِالدُّنْیَا غَداً هُمُ الْهَارِبُونَ مِنْهَا الْیَوْمَ).

اشاره به اینکه افراد با ایمان و بیدار مى توانند از همین دنیاى پرشور و شرّ و مملوّ از فریب و نیرنگ، وسیله اى براى سعادت جاویدان خود بسازند و آن را نردبانى براى صعود به مقامات عالیه قرار دهند، به این ترتیب که نگاه آنها به دنیا برخلاف دنیاپرستان، نگاه به یک پل یا گذرگاه باشد; آنها که از رزق و برقش مى گریزند و از مواهب آن براى قرب به خدا سود مى جویند و از اینجا به خوبى فرق دنیاى ممدوح و مذموم روشن مى شود همان گونه که در بحث نکته ها خواهد آمد.

نکته

دنیاى ممدوح و مذموم

 

امام(علیه السلام) در عبارات بالا دنیا را واعظى دلسوز و گزارشگرى صادق و وفادار معرفى کرد که به وسیله دگرگونیهاى سریع و حوادث و آفات گوناگون، ناپایدارى خودش را اعلام کرده و به همگان هشدار داده است که تکیه بر آن نکنند و تنها از آن توشه بگیرند.

از این صریح تر عبارتى است که در کلمات قصار آن حضرت درباره دنیا آمده است. حضرت آن را مسجد دوستان خدا: (مَسْجِدُ أحِبّاءُ اللهِ) و تجارت خانهاولیاء الله: (وَ مَتْجَرُ أولِیاءِ اللهِ) و محل نزول وحى الهى: (وَ مَهْبِطُ وَحْىِ اللهِ) و نمازخانه فرشتگان خدا: (وَ مُصَلّى مَلائِکَةِ اللهِ) برشمرده و آن را سراى موعظه و عافیت براى کسانى که حقیقت دنیا را دریابند معرفى فرموده: (دارُ عافِیَة لِمَنْ فَهِمَ عَنْها ... وَ دارُ مَوْعِظَة لِمَنِ اتَّعَظَ بِها).(6)

این در حالى است که در خطبه هاى متعددى از نهج البلاغه و روایات بسیار دیگر نکوهشهاى شدیدى از دنیا شده است. سرایى مملوّ از بلا و معروف به غدر و بىوفایى: (دارٌ بِالْبَلاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ)(7) و نیز به منزله مار خوش خطّ و خالى شمرده شهد که ظاهرش نرم و ملایم; ولى سمّ کشنده در جوف اوست: (مَثَلُ الدُّنْیا کَمَثَلِ الْحَیَّةِ لَیِّنٌ مَسُّها وَ السَّمُّ النّاقع فی جَوْفِها).(8)

در جایى دیگر در جمله اى کوتاه امام نسبت به خطرات عظیم دنیا هشدار داده مى فرماید: «تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ; فریب مى دهد، زیان مى رساند و به سرعت مى گذرد».(9)

سه طلاقه کردن دنیا از سوى امام(علیه السلام) به سبب زشتیها و بدیهایش معروف است و در کلمات قصار ضمن عبارات تکان دهنده اى به آن اشاره شده است.(10)

فراتر از اینها آیات قرآن مجید است که نکوهشهاى شدیدى از دنیا دارد. از جمله در سوره زخرف به قدرى دنیا را بى ارزش مى شمرد که اگر افراد کم ظرفیت تشویق به کفر و گناه نمى شدند خداوند قصرهاى مجلّلى در اختیار کافران مى گذاشت که سقفهایش از نقره و با انواع زر و زیورها آراسته بود. (وَلَوْلاَ أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِّنْ فَضَّة وَمَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ * وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَسُرُراً عَلَیْهَا یَتَّکِئُونَ).(11)

هرگاه این آیات و روایات را در برابر هم بچینیم این سؤال پدیدار مى شود که اگر دنیا این همه خوبى دارد، پس چرا این همه بد است و اگر این همه بدى دارد، پس چرا خوب است؟

پاسخ این سؤال در یک جمله نهفته است و آن اینکه این تفاوت نتیجه اختلاف زاویه هاى دید است.

ظاهربینان و دنیاپرستان که دیدشان کوتاه و نظرشان سطحى است تنها زرق و برق آن را مى بینند و زخارف و زینتهاى زودگذرش را و به آن دل مى بندند. دنیا براى این گروه، فوق العاده خطرناک است و از آنجایى که گاه اکثریت مردم را این گروه تشکیل مى دهند، آیات و روایات در نکوهش دنیا بسیار بیشتر است، لذا خداوند به همه انسانها هشدار مى دهد که بیدار باشید که دنیا شما را نفریبد و شیطان شما را فریب ندهد (فَلاَ تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَلاَ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللهِ الْغَرُورُ)(12)جالب اینکه در این آیه دنیا فریبنده هم ردیف شیطان فریبکار شمرده شده است (زیرا منظور از غرور در این آیه همان شیطان است).

ولى بیداردلان آگاه و مؤمنان عاقل و فرزانه که با دیده تیزبین خود به باطن دنیا مى نگرند و آغاز و انجامش را با یک مطالعه عمیق مى بینند تاریخ پیشینیان را در نظر خود مجسم مى کنند و سرنوشت فراعنه و کسراها و عمالقه وابناى عمالقه را مدّ نظر قرار مى دهند پیامهاى مواعظ دوستانه دنیا را با گوش جان مى شنوند و درسهاى لازم را از آن فرا مى گیرند; دنیا را به دانشگاهى تبدیل مى کنند براى کسب معارف الهیه و تجارت خانه اى براى برگرفتن زاد و توشه و معبد باشکوهى براى معراج به سوى خدا.

کوتاه سخن اینکه به گفته امیرمؤمنان على(علیه السلام) در یکى از خطبه هاى همین کتاب: «آنها که به دنیا به عنوان یک وسیله بنگرند به آنها بصیرت و بینایى مى بخشد و آنها که به عنوان یک هدف به آن بنگرند کورشان مى کند»; (مَنْ أبْصَرَ بِها بَصَّرْتَهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إلَیْها أعْمَتْهُ).(13)

1. «عظات» جمع «عظه» به معناى موعظه و پند و نصيحت است و در اينجا کنايه از حوادث تلخ دنياست که سبب بيدارى و هوشيارى مى شود.
2. «آذنت» از ريشه 
«ايذان» به معناى اعلام کردن توأم با تهديد و گاه به معناى اعلام جنگ است. سپس به معناى اعلام مطلق نيز آمده و اذان نماز را از اين جهت اذان مى گويند که اعلام ورود وقت نماز مى کند. 3. «خاويه» اسم فاعل است از ريشه «خَوى» به معناى خالى بودن و گاه به معناى ويران شدن گرفته شده است. 4. «ربوع» جمع «ربع» بر وزن «رفع» به معناى خانه است و گاه به معناى منطقه يا گروهى از مردم نيز آمده و در اينجا منظور همان معناى اوّل است. 5. «شحيح» از ريشه «شحّ» بر وزن «مخ» به معناى بخل توأم با حرص است که به صورت عادت درآيد
و لذا واژه «شحيح» گاه به افراد دلسوزى که هرگز مايل نيستند گرد و غبار نگرانى بر دامن دوستشان نشيند و نسبت به آن بخل مىورزند اطلاق مى شود و در عبارت بالا همين معنا اراده شده است. 6. نهج البلاغه، کلمات قصار، 131 . 7. همان مدرک، خطبه 226 . 8. همان مدرک، کلمات قصار، 119 . 9. همان مدرک، 415 . 10. همان مدرک، 77 . 11. زخرف، آيه 33-35 . 12. فاطر، آيه 5 . 13. نهج البلاغه، خطبه 82.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟


    • چگونه آیه وضو شکل وضو گرفتن را بیان می کند؟
      دلیل اختلاف وضوی شیعیان و اهل سنت در چیست؟


    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • از آنجا که ساختار صحيفۀ سجاديه و شيوۀ امام زين‌العابدين(ع) در اين کتاب شريف، بر محور دعا

    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • پيامبر عظيم‌الشأن اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نه فوق بشر، بلکه بشرِ برتر است؛ يعني انساني است که خود

    • مروری بر آیات شفاعت

      قیمت:5,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99784-1-0 انتشارات
    • سیمای یتیم در قرآن
      قیمت:8,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99744-0-3 انتشارات بیان
    • ممهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • عید غدیر 1395

      قیمت:3,000
      انتشار:1395
      (1) جلسه
      تصویری
    • شرح دعای 42 صحیفه سجادیه

      قیمت:13,500
      انتشار:1396
      شابک : 978-964-8472-94-3
    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • ...آنچه تا کنون از خُمکدۀ سخنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشیدیم نشان می‌هد که در نگاه این

    •  استاد مفسر محمد علی انصاری،شارح این تراث علوی،نزدیک به سی سال از عمربا برکت خود را قرین وحی الهی

    • شخصیت با عظمت امام صادق (ع) در اذهان شیعیان با لقب "رئیس مذهب شیعه" پیوندی همیشگی خورده است.

      این

    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • اندوه نامه

      خطبه سوم از مشهورترین و با اهمیت‌ترین خطب نهج البلاغه و به نام شقشقیه مشهور است

      80.000

    • فروغ حکمت

      شرح نهج البلاغه، جلد اول (خطبه های 3-1)، بهار 95

      35000 تومان

       

    • تفسیر موضوعی

      سیمای پیامبر(ص) در قرآن، تفسیر آیاتی است که در قرآن کریم درباره پیامبر رحمت آمده و

    • گفتارهای ویژه

      به بیان دیدگاه های حضرت درباره حقوق متقابل مردم و حاکمیت در نهج البلاغه می پردازد.