• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

ارتباط انسان با عالم هستی، جلسه سیزدهم-بارگزاری

دریافت فایل صوتی

حجم: 7.9 MB

زمان: 33 دقیقه

بیشتر...

تأملي بر دعاي بيست و چهارم صحيفه سجاديه در تعريف

پروردگار حكيم، براي آرامش آدميان، مأمني دلپذيرتر

بیشتر...

علوم انسانى قرآن‌بنیان از اولویت‌هاى مطالعات

فروغ پارسا در دومین هم‌اندیشى جایگاه مطالعات قرآنى در تحول

بیشتر...

تفسیر سوره مبارکه غافر، بخش پایانی، آیت الله

طلاب انس با خداوند را تمرین کنند تا لذت فوق مادی

امام جمعه موقت تهران گفت: طلاب انس با خداوند را بسیار تمرین
بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
37352
84273
107120562
امروز سه شنبه, 31 فروردين 1400
اوقات شرعی

خطبه دویست و سی و نه

هُمْ عَیْشُ الْعِلْمِ، وَ مَوْتُ الْجَهْلِ. یُخْبِرُکُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ، وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ، وَ صَمْتُهُمْ عَنْ حِکَمِ مَنْطِقِهِمْ، لاَ یُخَالِفُونَ الْحَقَّ وَ لاَ یَخْتَلِفُونَ فِیهِ. وَ هُمْ دَعَائِمُ الاِْسْلاَمِ، وَ وَلاَئِجُ الاِْعْتِصَامِ. بِهِمْ عَادَ الْحَقُّ إِلَى نِصَابِهِ، وَ انْزَاحَ الْبَاطِلُ عَنْ مُقَامِهِ، وَ انْقَطَعَ لِسَانُهُ عَنْ مَنْبِتِهِ. عَقَلُوا الدِّینَ عَقْلَ وِعَایَة وَ رِعَایَة، لاَ عَقْلَ سَمَاع وَ رِوَایَة. فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ کَثِیرٌ، وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ.

آنها (آل محمّد) مايه حيات علم و دانش و مرگ جهل و نادانى هستند. حلم آنها شما را از علمشان آگاه مى سازد و ظاهرشان از باطنشان و سکوتشان از منطق حکيمانه آنها شما را مطلع مى کند. هرگز با حق مخالفت نمى کنند و در آن اختلاف ندارند آنها ارکان اسلامند (و ستون هاى دين) و پناهگاههاى مردم. به وسيله آنان (آل محمّد) حق به اصل و جايگاه مناسب رسيد و باطل از جايگاهش کنار رفت و زبان باطل از بن کنده شد. آنها دين را درک کرده اند، درکى توأم با نگهدارى کامل و عمل، نه تنها با شنيدن و روايت کردن، چرا که راويان علم فراوانند و عمل کنندگان آن کم!

شرح و تفسیر

آل محمد (علیهم السلام) ارکان دین اند

امام(علیه السلام) دوازده فضیلت در این خطبه کوتاه، براى اهل بیت برشمرده که عظمت مقام آنها را به خوبى ثابت مى کند و مخاطبان خویش را به پیروى از آنان وامى دارد. اوصافى که مجموعه فضائل انسانى را در بردارد و شرایط رهبرى را در خود گنجانیده است.

در اوّلین و دومین وصف مى فرماید: «آنها (آل محمد) مایه حیات علم و دانش و مرگ جهل و نادانى هستند»; (هُمْ عَیْشُ الْعِلْمِ، وَ مَوْتُ الْجَهْلِ).(1)

امام(علیه السلام) در این تعبیر علم و جهل را به صورت دو موجود زنده تشبیه کرده است که آل محمّد حیات به علم مى بخشند و جهل را مى میرانند و یا به تعبیرى دیگر روح علم اند و سبب مرگ جهل.

این همان چیزى است که در حدیث معروف پیغمبر اکرم آمده است که مى فرماید: «أهْلُ بَیْتی کَالنُّجُومِ بِأَیُّهُم إقْتَدَیْتُمْ إهْتَدَیْتُمْ; اهل بیت من همچون ستارگان آسمانند (در شبهاى تاریک راهنماى مسافران صحرا و دریا هستند) به هر کدام اقتدا کنید هدایت مى یابید».(2)

در حدیث دیگرى از ابن عباس آمده است که پیغمبر اکرم فرمود: «النُّجُومُ أمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ مِنَ الْغَرْقِ وَ أهْلُ بَیْتی أمانٌ لاُِمَّتی مِنَ الاِْخْتِلافِ فَإذا خالَفَتْها قَبیلَةٌ مِنَ الْعَرَبِ اخْتَلَفُوا فَصاروا حِزبَ إِبْلیس; ستارگان امان براى اهل زمین هستند از غرق شدن (در دریا در شبهاى تاریک، زیرا به کمک آنها راه خود را پیدا مى کنند) و اهل بیت من امان امت من از اختلافاتند، هرگاه قبیله اى از عرب با آنها مخالفت کند اختلاف در میان مردم ظاهر مى شود و حزب شیطان خواهند شد».(3)

سپس در ادامه سخن امام به سه وصف دیگر اشاره کرده مى فرماید: «حلم آنها شما را از علمشان آگاه مى سازد و ظاهرشان از باطنشان و سکوتشان از منطق حکیمانه آنها شما را مطلع مى کند»; (یُخْبِرُکُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ، وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ، وَ صَمْتُهُمْ عَنْ حِکَمِ مَنْطِقِهِمْ).

جمله «یُخْبِرُکُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ» نشان مى دهد که میان این دو صفت «حلم» و «علم» رابطه نزدیکى برقرار است، زیرا افراد جاهل بردبار نیستند و در برابر حوادث مختلف و سؤالاتى که از آنها مى شود به زودى خشمگین و ناراحت مى شوند; ولى عالمان عمیق در برابر این گونه موضوعات خونسرد و بردبارند. و همچنین رابطه میان ظاهر و باطن را که در غالب موارد که حسن ظاهر و رفتار و کردار دلیل بر حسن باطن است و نیز رابطه سکوت را با منطق حکیمانه روشن مى سازد و تجربه نشان داده آنها که کمتر سخن مى گویند گزیده تر و حساب شده تر حرف مى زنند، چنان که که در حدیث آمده است: «قالَ رَسُولُ اللهِ: إذا رَأَیْتُمُ الْمُؤمِنَ صَمُوتاً فَادْنُوا مِنْهُ فَإنّهُ یُلْقِى الْحِکْمَةَ; هنگامى که فرد با ایمان را خاموش و کم حرف ببینید به او نزدیک شوید که سخنان حکمت آمیز مى گوید».(4)

آنگاه در ششمین و هفتمین اوصاف آنها مى فرماید: «هرگز با حق مخالفت نمى کنند و در آن اختلاف ندارند»; (لاَ یُخَالِفُونَ الْحَقَّ وَ لاَ یَخْتَلِفُونَ فِیهِ).

دلیل آن هم روشن است. آنها از یک سو داراى مقام عصمت و از سوى دیگر احاطه کامل به احکام خدا و وحى الهى و سنّت پیامبر دارند و کسى که چنین باشد نه گامى بر خلاف حق بر مى دارد و نه اختلافى در آن پیدا مى کند.

حدیث معروف نبوى که مى فرماید: «عَلِىٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ وَ عَلى لِسانِهِ وَ الْحَقُّ یَدُورُ حَیْثُ ما دارَ عَلِىٌّ; على با حق و حق با اوست و بر زبان او جارى مى شود و هرگونه على بگردد حق با او مى گردد».

در تعبیر دیگرى از همان حضرت مى خوانیم: «عَلِىٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْقُرآنِ، وَ الْحَقُّ وَ الْقُرآنُ مَعَ عَلىٍّ وَ لَنْ یَفْتَرِقا حَتّى یَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ; على همراه حق و همراه قرآن است و حق و قرآن همراه على است و هرگز این دو از یکدگر جدا نمى شوند».(5)

مى دانیم امامان معصوم از فرزندان على(علیه السلام) نیز وارثان علم او بودند و به همین دلیل هرگز با حق مخالفت نمى کردند.

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «کِتابَ اللهِ فِیهِ نَبَأُ ما قَبْلِکُمْ وَ خَبَرُ ما بَعْدِکُمْ وَ فَصْلُ ما بَیْنَکُمْ وَ نَحْنُ نَعْلَمُهُ; در کتاب خدا اخبار پیشینیان و خبرهاى آینده و آنچه سبب مى شود که اختلاف را میان شما حل کند، وجود دارد و ما همه آنها را مى دانیم».(6)

با این حال چگونه ممکن است آنها در حق اختلاف کنند، اختلاف نشانه جهل است و کسانى که به همه این امور آگاه اند ممکن نیست اختلافى داشته باشند.

آنگاه به سراغ هشتمین و نهمین اوصاف آنها مى رود و مى فرماید: «آنها ارکان اسلام اند (و ستون هاى دین) و پناهگاههاى مردم»; (وَ هُمْ دَعَائِمُ الاِْسْلاَمِ، وَ وَلاَئِجُ(7) الاِْعْتِصَامِ).

به این ترتیب دین همانند خانه یا خیمه اى است که ستون آن آل محمّدند و همان گونه که اگر ستون خانه و خیمه برداشته شود، همه چیز فرو مى ریزد، اگر آل محمّد را از اسلام کنار بزنیم و اسلام را بدون آنها قرائت کنیم، اصول و فروع آن فرو خواهد ریخت.

در ادامه سخن به بیان سه وصف دیگر (اوصاف دهم تا دوازدهم) پرداخته مى فرماید: «به وسیله آنان (آل محمّد) حق به اصل و جایگاه مناسب رسید و باطل از جایگاهش کنار رفت و زبان باطل از بن کنده شد»; (بِهِمْ عَادَ الْحَقُّ إِلَى نِصَابِهِ(8)، وَ انْزَاحَ(9) الْبَاطِلُ عَنْ مُقَامِهِ، وَ انْقَطَعَ لِسَانُهُ عَنْ مَنْبِتِهِ).

این تعبیر اشاره به انحرافاتى است که بعد از رسول الله مخصوصا در عصر خلیفه سوم روى داد; بیت المال اسلام بازیچه دست گروهى دنیا پرست شد و بنى امیّه که بازماندگان دشمن شماره یک اسلام; یعنى ابوسفیان بودند، مقامات مهم را در حکومت اسلامى در اختیار گرفتند و هرکارى از دستشان ساخته بود کردند و نتیجه آن شورشى بود که بر ضد خلیفه بر پا شد و منجر به کشته شدن خلیفه و دستیاران او(10) در برابر چشم مهاجران و انصار شد بى آنکه از وى دفاع کنند.

ولى هنگامى که امام امیرمؤمنان على(علیه السلام) زمام حکومت را به دست گرفت حق به جایگاه اصلى اش بازگشت و طرفداران باطل کنار زده شدند و دیگر کسى قدرت نداشت که از وضعیت سابق دفاع کند و حقوق توده هاى مستضعف مسلمین را در کام دنیا پرستان جاه طلب و زیاده خواه بریزد.

نه تنها امیرمؤمنان، بلکه همه امامان اهل بیت(علیهم السلام) به حکم داشتن مقام عصمت که با دلایل مختلف از جمله حدیث ثقلین، قابل اثبات است هرگاه قدرت حکومت را به دست مى گرفتند به یقین همین امور رخ مى داد.

در پایان به بیان آخرین وصف مى فرماید: «آنها دین را درک کردند; درکى توأم با نگهدارى کامل و عمل، نه تنها با شنیدن و روایت کردن، چرا که راویان علم فراوانند و عمل کنندگان آن کم»; (عَقَلُوا الدِّینَ عَقْلَ وِعَایَة(11) وَ رِعَایَة، لاَ عَقْلَ سَمَاع وَ رِوَایَة. فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ کَثِیرٌ، وَ رُعَاتَهُ(12) قَلِیلٌ).

به یقین آگاهى از دین; مانند آگاهى از هر امر دیگر مراتبى دارد: مرحله اوّل شنیدن و نقل الفاظ است مرحله دوم فهم معنا و درک محتواست و مرحله سوم ایمان و یقین عمیقى است که در همه وجود انسان نفوذ کند و او را به عمل وا دارد. اهل بیت پیامبر در اوج مرحله سوم قرار داشتند و به همین دلیل رسول خدا به همه امت تأکید فرمود که بعد از رحلت او در کنار قرآن دست به دامن اهل بیت زنند تا از ضلالت و گمراهى در امان باشند.

1. اين حديث در منابع شيعه و اهل سنّت آمده از جمله ذهبى در ميزان الاعتدال، ج 1، ص 82 و ابن حجر در لسان الميزان، ج 1، ص 136.
2. مستدرک حاکم، ج 3، ص 149.
3. بحارالانوار، ج 1، ص 154.
4. مرحوم علاّمه امينى اين دو حديث را با عبارات متفاوت; امّا قريب المعنى از منابع مختلف اهل سنّت
مانند: مناقب خوارزمى، فرائد السمطين حموينى، و ربيع الابرار زمخشرى، و الامامة و السياسة ابن قتيبه و جز آنها نقل کرده است. (الغدير، ج 3، ص 178 به بعد). 5. کافى، ج 1، ص 61، ح 9. 6. «ولائج» جمع «وليجه» از ريشه «ولوج» به معناى دخول است و به کسى گفته مى شود که محرم اسرار يا گرداننده کارهاى انسان باشد
(ولى از خانواده او نباشد) به طور کلى به هر کسى که از خارج وارد قومى شود و محرم اسرار او شود به او وليجه مى گويند و با واژه «بطانه» قريب المعنى است. 7. «نصاب» در اصل به معناى محل بازگشت و جايگاه مناسب و ريشه و ابتداى هر چيزى است. سپس به اندازه و مقدار در باب زکات و مانند آن اطلاق شده است. 8. «انزاح» از ريشه «زوح» بر وزن «زوج» در اصل به معناى کوچ کردن از مکان است. سپس در مورد هر چيزى که از جايگاهش کنار برود اطلاق شده است. 9. رجوع کنيد به: تاريخ طبرى، ج 3، ص 440-441. 10. اين واژه در منابع لغت به اين صورت
ديده نشد و صحيح آن «وعاء» است که به معناى ظرف براى چيزى است و به نظر مى رسد که نسخه اصلى وعاء بوده که هماهنگ با سماع در جمله بعد است. 11. «رعات» جمع «راعى» به معناى مراعات کننده است. 12. «هتف» به معناى صدا زدن و فرياد کشيدن است و منظور در اينجا اين
است که مردم شعار به عنوان خلافت على(عليه السلام) مى دادند بعضى نيز گفته اند: «هتف» به معناى صدايى است که شنيده مى شود و گوينده اش مشخص نيست.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟