• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

آنها که کفران کردند و گرفتار شدند

شرح آیات 112 لغایت 114 سوره مبارکه نحل

112وَ ضَرَبَ اللّهُ

بیشتر...

استفاده مناسب از فرصت ها، استاد دکتر محمدعلی

دریافت فایل

حجم: 3 MB

زمان: 12 دقیقه

بیشتر...

قاری ایرانی امروز در مسابقات ترکیه تلاوت می‌کند

تلاوت «مهدی غلام‌نژاد»، نماینده ایران در رشته قرائت چهارمین

بیشتر...

هندسه تلاوت «حسن دانش» در مرحله مقدماتی بسیار

  

مهدی دغاغله اظهار کرد: هندسه تلاوت «حسن

بیشتر...

آغاز بیستمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن جایزه

فعالیت‌های بیستمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن جایزه دبی،

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
78936
95405
108088724
امروز جمعه, 03 ارديبهشت 1400
اوقات شرعی

شرح نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی

شرح نهج البلاغه

خطبه شانزدهم، بخش دوم

اَلا وَ اِنَّ الْخَطایا خَیْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها، وَ خُلِعَتْ لُجُمُها، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِى النّارِ. اَلا ؤَ اِنَّ التَّقْوى مَطایا ذُلُلٌ، حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها، وَ اُعْطُوا اَزِمَّتَها، فَاَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ. حَقٌّ وَ باطِلٌ، وِ لِکُلٍّ اَهْلٌ، فَلَئِنْ اَمِرَ الْباطِلُ لَقَدیماً فَعَلَ، وَلَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّما وَ لَعَلَّ، وَ لَقَلَّما اَدْبَرَ شَىْء فَاَقْبَلَ!

قال السید الشریف: واقول: ان فی هذا الکلام الادنى من مواقع الاحسان مالا تبلغه مواقع الاستحسان، و ان حظ العجب منه أکثر من حظ العجب به. و فیه ـ مع الحال التی وصفنا ـ زوائد من الفصاحة لا یقوم بها لسان، و لا یَطَّلع فجها إنسان، و لا یعرف ما أقوال إلا من ضرب فی هذه الصناعة بحق، و جرى فیها على عرق «و ما یَعْقِلُهَا إلا العَالِمونَ».

آگاه باشيد! گناهان اسبهاى سرکشى هستند که اهلش را بر آنها سوار مى کنند و لجامهاى آنها برگرفته مى شود و سرانجام آنان را در دوزخ سرنگون مى کند!

آگاه باشيد! تقوا و پرهيزگارى همانند مرکبهاى راهوار و رام و سريع السير مى باشند که اهلش را بر آن سوار مى کنند و زمام آنها را به دستشان مى سپارند و آنها را به بهشت جاويدان مى رسانند حق و باطلى وجود دارد (هميشه) براى هر کدام اهل و طرفدارانى است، اگر باطل حکومت کند جاى تعجّب نيست از دير زمانى چنين بوده است و اگر حق و پيروانش کم باشند (نگران نباشيد) چه بسا افزوده گردند و بر لشگر باطل پيروز شوند (بکوشيد و از فرصتها استفاده کنيد چه اين که) کمتر مى شود چيزى پشت کند و بار ديگر باز گردد!

مرحوم سيّدرضى به دنبال اين سخن مى گويد:

در اين کلام که از فصيحترين سخنان است لطايفى نهفته که جز سخن سنجان به آن نمى رسند و بيش از آنچه ما از آن در شگفتى فرو مى رويم شگفتيها از آن شگفت زده مى شوند. اضافه بر اين، ريزه کارى هايى از فصاحت در آن وجود دارد که نه زبان، قادر به شرح آن است و نه هيچ انسانى به عمق آن مى رسد و نه آنچه را که من به آن اشاره مى کنم کسى جز آنان که در فصاحت پيشگامند، مى توانند درک کنند «و ما يعقلها الاّ العالمون».

در ادامه بحث گذشته که پیرامون وضع بحرانى بعد از بیعت امام که به منزله انقلاب جدیدى در عالم اسلام بود سخن مى گفت و هشدار مى داد، در این فراز به نکته بسیار مهمّى ضمن بیان یک تشبیه زیبا اشاره مى کند که اگر مردم آن را به کار بندند مى توانند از آلودگیها و انحرافات مصون بمانند و در بیراهه ها سرگردان نشوند و به سر منزل مقصود برسند و آن این که گناه را در آغاز امر باید کنترل کرد و از حوزه آن دور شد، چرا که وقتى انسان در آن گرفتار شود گناهان و خطاهاى دیگر، زنجیروار او را به سوى خود مى کشند و زمام اختیار را از کف او بیرون مى برند و در درّه هاى هولناک بدبختى فرو مى افکنند.

مى فرماید: «آگاه باشید! گناهان و خطاها اسبهاى سرکشى هستند که اهلش را بر آنها سوار مى کنند و لجامهاى آنها برگرفته مى شود و سرانجام آنان را در دوزخ سرنگون مى کنند!» (اَلا وَ اِنَّ الْخَطایا خَیْلٌ شُمُسٌ(1) حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها، وَ خُلِعَتْ لُجُمُها، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِى النّارِ).

چه تشبیه زیبایى، سوار شدن بر اسبهاى چموش ذاتاً خطرناک است و اگر فاقد لجام و افسار باشد بسیار خطرناکتر و هرگاه این کار در سرزمینى داراى پرتگاه هاى هولناکى باشد، باز هم خطر بیشتر است.

گناه در واقع چنین است، ارتکاب یک گناه انسان را بى اختیار به گناه دیگر و آن نیز به گناه دیگر مى کشاند، فى المثل کسى مرتکب خیانتى مى شود و آن را کتمان مى کند; مورد بازخواست قرار مى گیرد; دروغهاى متعدّدى براى پوشاندن خیانت خود مى گوید و سوگندهاى غلاظ و شداد دروغین، مى خورد و یا افراد دیگرى را متّهم مى سازد و هنگامى که مى بیند رسوا مى شود، ممکن است دست به خون کسانى که اطّلاعاتى از آن دارند، آلوده کند تا اسرار او فاش نشود و همچنین گناهان دیگر یکى پس از دیگرى به سراغ او مى آید چرا که همچون مرکب چموش لجام گسیخته است.

سپس مى افزاید: «آگاه باشید! تقوا و پرهیزکارى و اعمال صالح مانند مرکب راهوار و رام و سریع السّیر مى باشد که اهلش را بر آن سوار مى کنند و زمام آن را به دستشان مى سپارند (و در جاده اصلى با اطمینان خاطر و آرامش و سلامت به پیش مى روند) و آنها را به سر منزل مقصود و سعادت بهشت جاویدان، مى رساند» (اَلا وَ اِنَّ التَّقْوى مَطایا ذُلُلٌ(2)، حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها، وَ اُعْطُوا اَزِمَّتَها، فَاَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ).

آرى اعمال صالح زنجیروار یکدیگر را تعقیب مى کنند. یک کار نیک، سبب کار نیک دیگر و آن هم به نوبه خود سبب اعمال صالح دیگر مى شود، مثلا ،هنگامى که کسى فرزند خود را خوب تربیت کند او هم منشأ خیرات و برکات مى شود و در دوستان و اطرافیان خود اثر مى گذارد آنها هم وسیله انجام کارهاى خیر دیگرى مى شوند و به همین ترتیب جامعه رو به صلاح و سعادت پیش مى رود.

قابل توجّه این که امام(علیه السلام) در مورد گناهان «خَیْل شُمس; اسب هاى سرکش» را به کار برده است و در مورد تقوا «مَطایا ذُلُل; مرکب هاى رام» را ذکر فرموده و این نکته دقیقى دارد; چرا که «خیل» در اصل از ماده «خیال» است و به افراد مغرور و متکبّر که گرفتار خیالاتند «مُخْتال» گفته مى شود و اسب را از آن جهت «خیل» گفته اند که غالباً سبب غرور و مباهات سوارکارش مى شود.

سپس امام(علیه السلام) هشدار دیگرى در مورد آزمایشهاى الهى که در حکومت او و در تمام طول زندگى در پیش دارند مى دهد; و بحث گذشته را پیرامون امتحان و مرکبهاى تقوا و گناه، به وسیله آن تکمیل مى کند، مى فرماید: «همیشه حق و باطلى وجود دارد و براى هر کدام اهل و طرفدارانى است» (حَقّ وَ باطِل، وِ لِکُلٍّ اَهْل).

آرى صحنه زندگى بشر از روز نخستین آفرینش میدان جولان این دو گروه بوده است و داستان مبارزه آنها با یکدیگر چنان طولانى است که تمام طول تاریخ را فرا مى گیرد و سخن در این رابطه بسیار است; ولى امام(علیه السلام) از میان همه آنها انگشت روى یک نکته گذارده، مى افزاید: «اگر باطل حکومت کند جاى تعجّب نیست، از دیر زمانى چنین بوده است!» (فَلَئِنْ اَمِرَ الْباطِلُ لَقَدیماً فَعَل).

«و اگر حق و پیروانش کم باشند (نگران نباشید) چه بسا افزوده گردند و بر لشکر باطل پیروز شوند!» (وَلَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّما وَ لَعَلَّ).

داستان «حق و باطل» و مبارزه این دو با یکدیگر در طول تاریخ انسانى و ابزار این مبارزه و نتایج آن، داستان بسیار دامنه دارى است که در شرح خطبه هاى دیگر که تناسب بیشترى با این موضوع دارد به خواست خدا خواهد آمد. آنچه در این جا لازم است بر آن تکیه شود و نظر مولا امیرمؤمنان على(علیه السلام) در این عبارت نیز متوجّه آن است، این است که نه کثرت طرفداران باطل باید انسان را به وحشت بیندازد و نه کمى طرفداران حق او را مأیوس کند; چرا که غالباً در طول تاریخ حامیان باطل فزونى داشته اند و بسیار شده که گروه اندک طرفداران حق بر انبوه حامیان باطل پیروز شده اند; همان گونه که قرآن از زبان پیروان «طالوت»، فرمانده لشکر بنى اسرائیل، مى گوید: «کَمْ مِنْ فِئَة قَلیلَة غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِاِذْنِ اللهِ; چه بسیار گروه هاى کوچکى که به فرمان خدا بر گروه هاى عظیمى پیروز شدند»!(3)

همین معنا در قالب دیگرى در آیه دیگر به روشنى بیان شده است، مى فرماید: «قُلْ لا یَسْتَوِى الْخَبیثُ وَ الطَّیِبُ وَ لَوْ اَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبیثِ; بگو (هیچ گاه) ناپاک و پاک مساوى نیستند، هر چند فزونى ناپاکها تو را به شگفتى اندازد»!(4)

همین معنا در خطبه هاى دیگر نهج البلاغه با صراحت تمام نیز آمده است; چنان که در خطبه 201 مى خوانیم: «اَیُّهَا النّاسُ لا تَسْتَوْحِشُوا فی طَریقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اَهْلِهِ; اى مردم در طریق هدایت (و حق و حقیقت) از کمى نفرات هرگز وحشت نکنید»!

ولى باید توجّه داشت که این فزونى نفرات نه دلیل حقّانیّت است و نه پیروزى و نجات; بلکه در منطق قرآن و احادیث اسلامى و منطق صاحبنظران، مدار بر کیفیّت است نه کمیّت و به همین دلیل حکومتهاى باطل که از میان مى روند همه آثارشان محو مى شود و جز نام ننگینى از آنها باقى نمى ماند; ولى برکات و آثارى که از حکومتهاى حق و انبیا و اولیاء الله باقى مانده تا پایان جهان برقرار است.

در هر حال صحنه مبارزه حق و باطل و فزونى لشکر باطل در واقع یک آزمون الهى است که افراد حق طلب و حق جو در این میان شناخته شوند. آنها که همرنگ جماعتهاى باطل نمى شوند و نان را به نرخ روز نمى خورند و روح تقوا و پرهیزگارى آنها را به سوى حق مى برد ـ هرچند حق در اقلیّت باشد ـ و این داستان مفصّلى دارد که بازهم به آن خواهیم رسید.

دوّمین نکته اى که امام(علیه السلام) در این جا بر آن تأکید مى فرماید آن است که در جمله کوتاه آخر این فراز آمده، مى گوید: «(فرصتها را از دست ندهید چه این که) کمتر مى شود چیزى پشت کند و بار دیگر باز گردد!» (وَلَقَلَّما اَدْبَرَ شَىْء فَاَقْبَل).

البتّه اعتقاد همه مسلمانان اعمّ از شیعیان و غیر آنها بر این است که سرانجام با ظهور مهدى(عج) لشکر حق پیروز مى گردد و باطل براى همیشه منزوى مى شود و حکومت عدل الهى سراسر جهان را فرا خواهد گرفت.

مطابق بعضى از روایات در ذیل همین خطبه جمله اى از امام صادق(علیه السلام) از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «وَ بِنا فُتِحَ لابِکُمْ وَ مِنّا نُحْتَمُ لابِکُمْ; برنامه حکومت حق با ما آغاز شد (اشاره به عصر پیامبر است) و با ما پایان مى گیرد نه با شما (اشاره به ظهور حضرت مهدى(عج) است)!».

«ابن ابى الحدید» پس از ذکر این جمله با صراحت مى گوید: غالب محدّثان معتقدند که حضرت مهدى(عج) که در این حدیث به او اشاره شده در آخر الزّمان ظهور مى کند و از فرزندان فاطمه مى باشد و یاران ما (معتزله) آن را انکار نمى کنند.(5)

به هر حال جمله بالا اشاره به این است که فرصتها را از دست ندهید و اکنون که همه چیز براى اجراى عدالت و حکومت حق در جامعه اسلامى فراهم شده در دام وسوسه هاى «شیاطین جن و انس» گرفتار نشوید! و از توطئه هاى خودکامگانى که منافع نامشروعشان به خطر افتاده بر حذر باشید! چرا که اگر این فرصتها از دست برود بازگشتش به آسانى ممکن نیست! و تاریخ زندگى امام(علیه السلام) هم نشان مى دهد که چنین شد که مردم عصر او از این هشدار پند کافى نگرفتند; فرصتها را از دست دادند; آن روز که لشکر شام در آستانه شکست کامل قرار داشت فریب نیرنگ «عمر و عاص» را خوردند که سرانجام به حکومت «بنى امیّه» و «بنى مروان»، حکومت سیاه و تاریکى که در تاریخ کم نظیر بود، منتهى شد و «حجّاج ها» دمار از روزگار آنها برآوردند.

در این جا به توضیحى از «سیّدرضى» برخورد مى کنیم که اعجاب و شگفتى فوق العاده خود را از تعبیرات بسیار زیبا و پرمحتواى این خطبه آشکار مى کند و مى گوید: «در این سخن که نزدیکترین سخن به حقیقت فصاحت است، لطایفى نهفته که هیچ کس از سخن سنجان به پایه آن نمى رسد و بیش از آنچه که ما از آن به شگفتى فرو مى رویم، شگفتى از آن به تعجّب مى آید; بعلاوه در آن ریزه کارى هایى از فصاحت است که نه زبان قادر به شرح آن است و نه هیچ انسانى مى تواند به عمق آن برسد و نه آنچه من مى گویم را جز آنان که در فصاحت پیشگام و ریشه دارند، مى توانند درک کنند! (آرى) «وَ ما یَعْقِلُها اِلاَّ الْعالِمُونَ; جز دانشمندان آن را درک نمى کنند»!

 

آخرین ویرایش در یکشنبه, 07 تیر 1394 ساعت 08:28

احسن الحدیث در شبکه های اجتماعی    aparat telegram instagram whatsapp 300x300 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟