• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

روح زیارت عاشورا، تبری و تولی است/ اثبات عصمت و

استاد مرکز تخصصی تفسیر حوزه عنوان کرد: روح زیارت عاشورا در

بیشتر...

قرآن بیان کننده مفاهیم برای همه انسان ها،استاد

دریافت فایل

حجم: 2.8 MB

زمان: 5 دقیقه

بیشتر...

سوال از نعمت های پروردگار ، مرحوم آیت الله مجتهدی

دریافت فایل

حجم: 6 MB

زمان: 16 دقیقه

بیشتر...

ثبت نام دوره آنلاین «تدبر در کلام وحی» در بوشهر

مسئول روابط عمومی و اطلاع‌رسانی لیگ قرآنی استان بوشهر از

بیشتر...

عبدعلی بن جمعه حویزی

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
40089
63895
86002123
امروز دوشنبه, 18 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه بیست و هشتم،بخش اول، آیت الله مکارم شیرازی

خطبه بیست و هشتم،بخش اول، آیت الله مکارم شیرازی

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الدُّنْیَا قَدْ أَدْبَرَتْ، وَ آذَنَتْ بِوَدَاع وَ إِنَّ الآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ، وَ أَشْرَفَتْ بِاطِّلاَع، أَلاَ وَ إِنَّ الْیَوْمَ الْمِضْمارَ وَ غَداً السِّبَاقَ وَ السَّبَقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَایَةُ النَّارُ; أَفَلاَ تَائِبٌ مِنْ خَطِیئَتِهِ قَبْلَ مَنِیَّتِهِ! أَلاَ عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ یَوْمِ بُؤْسِهِ! أَلاَ وَ إِنَّکُمْ فی أَیَّامِ أَمَل مِنْ وَرَائِهِ أَجَلٌ، فَمَنْ عَمِلَ فی أَیَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُهُ وَ لَمْ یَضرُرْهُ أَجَلُهُ. وَ مَنْ قَصَّرَ فی أَیَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ خَسِرَ عَمَلَهُ وَ ضَرَّهُ أَجَلُهُ.

اما بعد، همانا دنيا روى برگردانده و وداع خويش را اعلام داشته و آخرت روى آورده و طلايه هاى آن آشکار گرديده است. بدانيد امروز روز تمرين و آمادگى است و فردا روز مسابقه. جايزه برندگان بهشت و سرانجامِ (شومِ) عقب ماندگان آتش دوزخ است. آيا کسى نيست که پيش از فرا رسيدن مرگش از خطاهايش توبه کند آيا انسانى پيدا نمى شود که قبل از رسيدن روز ناراحتيش، عمل نيکى براى خود انجام دهد؟ آگاه باشيد! شما در دوران اميد و آرزوئى به سر مى بريد (که فرصت بسيار گرانبهايى است) و مرگ در پى آن است (با اين حال) هر کس (از اين فرصت استفاده کند) و در ايّام اميدش، پيش از فرا رسيدن أجلش به عمل صالح پردازد، اعمالش به او سود مى بخشد و فرا رسيدن اجلش، زيانى به او نمى رساند. و هر کس در ايّام اميدش و پيش از فرا رسيدن اجلش، در عمل کوتاهى کند گرفتار خسران شده و فرا رسيدن اجلش براى او زيانبخش خواهد بود (چرا که فرصت گرانبهايى و غير قابل بازگشتى را از دست داده است).

 

جایگاه دنیا و آخرت از دیدگاه على (علیه السلام)

همان گونه که در بالا اشاره شد، امام (علیه السلام) در این خطبه غرّا براى سوق دادن انسان ها به زهد و بى اعتنایى به زرق و برق دنیا به ده نکته مهم اشاره مى کند; زیرا، همانطور که در حدیث آمده و تجربه نیز در تمام طول تاریخ ثابت کرده حبّ دنیا سرچشمه همه گناهان و (رأس کلُّ خطیئة)است و بى اعتنائى به آن نخستین و مهم ترین گام براى اصلاح نفوس و مبارزه با فساد فردى و اجتماعى است.

در نخستین نکته به سپرى شدن دنیا و وداع کردن آن با اهل دنیا اشاره کرده مى فرماید: «اما بعد دنیا روى برگردانده و وداع خویش را اعلام داشته است; (أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الدُّنْیَا قَدْ أَدْبَرَتْ، وَ آذَنَتْ(1) بِوَدَاع).

چگونه دنیا پشت کرده و آهنگ وداع کرده است؟

نشانه هاى آن، بسیار روشن است. قبرستان هاى خاموشى که از نسل هاى پیشین، یعنى پادشاهان و فرماندهان و زورمندان، جوانان و کودکان و پیران، باقى مانده همه، گواه اِدْبار دنیا و فریادهاى وداع آن است. قَدِّ خمیده پیران، موى سپید کهنسالان و بیمارى هاى گوناگون مشرفان به مرگ هر یک نشانه اى از اِدبار دنیا و اِعلان وداع او است.

ظاهراً دنیا خاموش است، امّا گویى، با هزار زبان، سخن مى گوید!

این، همان است که على (علیه السلام) در یکى دیگر از خطب نهج البلاغه، به آن اشاره کرده مى فرماید:

«فَکَفى واعِظاً بِمَوتى عایَنتُمُوهُمْ، حُمِلُوا اِلى قُبُورِهِم غَیْرَ راکِبینَ وَ اُنْزِلُوا فیها غَیْرَ نازِلینَ. فَکَأَنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا لِلدُّنْیا عُمّاراً وَ کَأَنَّ الاْخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ داراً;براى عبرت و اندرز شما، همین بس است که مردگانى را با چشم خود دیده اید که آنها را بى اختیارشان، به گورهاشان حمل مى کردند و در میان قبر قرار مى دادند، بى آن که خود، بتوانند یا بخواهند در آن روز فرود آیند. (چنان از نظرها محو مى شوند) که گویى، هرگز در میان مردم این گیتى نبوده اند و گوئى سراى آخرت، همواره خانه آنان بوده است»(2).

در نکته دوم، اشاره به موضوع اقبال آخرت و روى آوردن سراى دیگر است، مى فرماید: آخرت روى آورده و طلایه هاى آن آشکار گردیده است»، (وَ إِنَّ الآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ، وَ أَشْرَفَتْ بِاطِّلاَع.)(3)

نخستین منزلگاه آخرت، مرگ است که همواره، مردم جهان را یکى پس از دیگرى در کام خود فرو مى برد و این، خود نشانه روى آوردن جهان آخرت است.

به این ترتیب، امام (علیه السلام) به همگان هشدار مى دهد که دیر یا زود، آماده وداع با این جهان و گام نهادن در سراى دیگر شوند و آنچه را که لازمه این سفر عمومى و پرخوف و خطر است فراهم سازند و پیش از آن که فرصت از دست رود به تهیه ساز و برگ برخیزند.

در سومین نکته ترسیم بسیار گویا و جالبى از چگونگى این سرا و آن سرا و پیوند و ارتباط میان این دو فرموده و مى گوید: «بدانید! امروز، روز تمرین و آمادگى است و فردا روز مسابقه. جایزه برندگان بهشت و سرانجام (شوم) عقب ماندگان آتش دوزخ است، (أَلاَ وَ إِنَّ الیَوْمَ المِضْمارَ(4) وَ غَداً السِّبَاقَ(5) وَ السَّبَقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَایَةُ النَّارُ;) در تشبیهى که در این جمله زیبا وارد شده، انسان را به سوارکارانى همانند مى کند که در یک مسابقه بزرگ شرکت مى کنند. روشن است که آنها باید قبلا به تمرین فراوان بپردازند و خود را آماده کنند و از آنجا که تمرینِ سوارى با اسب ها، آنها را چابک و ورزیده و در عین حال لاغر مى کند، عرب، از آن تعبیر به «مضمار» یعنى مکان یا زمان لاغر شدن مى کند. جالب این که به گفته راغب در مفردات، ضامر، به هر حیوان لاغرى گفته نمى شود بلکه به حیوان لاغرى گفته مى شود که بر اثر تمرین و کار لاغر شده باشد که لازمه آن چابکى است. بعد از آن، دورانِ مسابقه شروع مى شود و در هر مسابقه اى جوایزى براى برندگان و تبعاً خسارتى براى بازندگان خواهد بود. امام (علیه السلام) زندگى این جهان را دوران ورزیدگى و آمادگى و میدان آخرت را میدان مسابقه و جایزه برندگان را بهشت و خسارت بازندگان را آتش دوزخ مى شمارد.

بدیهى است که هیچ کس در میدان مسابقه نمى تواند مشغول تمرین و آمادگى و ورزیدگى شود، بلکه باید آنچه در این زمینه لازم است از قبل فراهم شده باشد; در میدان محشر نیز جایى براى تهیه حسنات و توبه از سیّئات و تهذیب نفوس و تطهیر قلوب نیست. همه اینها باید در دنیا فراهم شده باشد. کسانى که این واقعیت را به فراموشى بسپارند و آمادگى لازم را از نظر روحانى و معنوى، در این دنیا فراهم نکنند، به یقین در مسابقه سرنوشت سازِ آخرت، شکست مى خورند، شکستى که سرانجامش دوزخ است.

این نکته نیز قابل توجه است که برندگان جوایز مسابقه همه در یک سطح نیستند و ردیف نخست و دوم و سوم و... دارند. در مسابقه بزرگ و سرنوشت ساز آخرت نیز مطلب همین است.

از آنچه گفتیم روشن شد که «سباق» به معناى مسابقه و «سبقه» به معناى هدفى است که به سوى آن پیش مى روند و سُبْقه (بر وزن لقمه) به معناى جایزه است.

مرحوم سید رضى ـ رضوان الله تعالى علیه ـ در ذیل همین خطبه ـ چنان که خواهیم دید ـ اشاره به نکته ظریفى کرده و آن این که چرا امام (علیه السلام) در مورد جنّت (بهشت) فرموده (والسبقة الجَنَّه) و در مورد «نار (جهنّم)» تعبیر به غایت کرده و نه سبقه! آن گاه مى گوید که این به خاطر آن است که سبقه، هدف مطلوبى است که به سوى آن پیش مى روند و بهشت چنین است، ولى دوزخ هدف محبوبى نیست، بلکه سرانجامِ شومى است که شکست خوردگان گرفتار آن مى شوند، به همین دلیل امام (علیه السلام) در میان این دو تعبیر تفاوت گذارده است.

این سخن، با آیه شریفه (سابِقُوا اِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ)(6) به پیش تازید براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین است منافاتى ندارد; زیرا تعبیر به «سابقوا» به معناى «مسابقه در این جهان نیست بلکه آماده شدن براى مسابقه در جهان دیگر است. به دلیل این که جنّت و بهشت را هدف نهایى این مسابقه قرار داده است. به تعبیر دیگر، در اینجا، مسابقه اى است به سوى اَعمال خیر و در آنجا مسابقه اى است به سوى بهشت جاویدان که نتیجه اعمال است.

در چهارمین نکته اشاره به یکى از مهمترین توشه هاى این سفر بزرگ و خطرناک مى کند و آن توشه توبه است. مى فرماید: «آیا کسى نیست که پیش از فرا رسیدن مرگش از خطاهایش توبه کند؟ آیا انسانى پیدا نمى شود که قبل از رسیدن روز ناراحتیش عمل نیکى براى خود انجام دهد؟ (أَفَلاَ تَائِبٌ مِنْ خَطِیئَتِهِ قَبْلَ مَنِیَّتِهِ!(7) أَلاَ عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ یَوْمِ بُؤْسِهِ!)

 

این تعبیرها ـ که براى تحریک و تشویق هر چه بیشتر آگاهان و تنبیه و بیدار ساختن غافلان ایراد شده است ـ در واقع نتیجه منطقى جمله هاى قبل است، زیرا با توجه به این که دنیا، بسرعت پشت مى کند و آخرت با شتاب روى مى آورد و امروز، روز آمادگى و فردا، روز مسابقه سعادت و شقاوت است، چرا افراد عاقل و هوشیار، با توبه کردن و بازگشت به سوى خدا و انجام عمل نیک پیش از آن که فرصت از دست رود خود را آماده این سفر نکنند؟

این همان چیزى است که در خطبه دیگرى نیز به آن اشاره شده مى فرماید:

«فَاعْمَلُوُا وَ اَنْتُمْ فِى نَفْسِ الْبِقاءِ، وَ الصُّحُفُ مَنْشُورَةٌ وَ التُّوبَةُ مُبْسُوطَةٌ(8);

حال که در متن زندگى و حیات قرار دارید، و نامه هاى عمل باز و میدان توبه گشوده است عمل صالح انجام دهید».

قیامت را به «یومَ بُؤس» تعبیر کردن، به خاطر حوادث شدید و عذاب هاى سخت و نگرانى هاى فوق العاده آن است. آن عذاب ها در آیات مختلف قرآن منعکس شده است و به انسان ها هشدار مى دهد تا امروز که فرصتى در دست دارند، براى آن روز سخت ـ که انبوه مشکلات آن را احاطه کرده ـ فکرى کنند و ذخیره اى بیندوزند.

در پنجمین نکته، به فرصت هاى زودگذر و موقّت، امّا بسیار پرارزش اشاره مى کند که غفلت از آن، مایه ندامت و پشیمانى سخت و دردناک است، مى فرماید: «آگاه باشید! شما، در دوران امید و آرزویى به سر مى برید (که فرصت بسیار خوبى براى اندوختن ذخائر معنوى است) و مرگ، در پى آن است، با این حال هر کس (از این فرصت استفاده کند) و در ایام امیدش، پیش از فرا رسیدن اجلش، به عمل صالح بپردازد، اعمالش به او سود مى بخشد و فرا رسیدن اجلش زیانى به او نمى رساند; أَلاَ وَ إِنَّکُمْ فی أَیَّامِ أَمَل مِنْ وَرَائِهِ أَجَلٌ، فَمَنْ عَمِلَ فی أَیَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُهُ وَ لَمْ یَضرُرْهُ أَجَلُهُ.»

و هر کس که در این ایّام امیدش، و پیش از فرا رسیدن اجلش، در عمل کوتاهى کند، گرفتار خسران شده و فرا رسیدن اجلش براى او زیان بخش خواهد بود، (چرا که فرصتى گران بها و غیر قابل بازگشتى را از دست داده است); وَ مَنْ قَصَّرَ فی أَیَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ خَسِرَ عَمَلُهُ وَ ضَرَّهُ أَجَلُهُ.

تعبیر به «ایّام أمل (روزهاى امید)»، از زندگانى دنیا، تعبیر لطیفى است که موقعیّت مثبت این جهان را روشن مى سازد; زیرا دقائق عمر بهترین فرصت براى رسیدن به سعادت جاودان است. گاه مى شود که انسان با استفاده از توبه اى که در لحظه زودگذرى از این زندگى انجام مى شود دریاهاى آتش را خاموش مى کند و با عمل خالصى که در ساعتى از عمرش انجام مى گیرد، بهشت جاودان را براى خود خریدارى مى کند.

نکته ها

1 ـ دنیا و آخرت در احادیث اسلامى

از دیدگاه اسلام و تمام ادیان آسمانى، دنیا سراى ناپایدارى است که انسان براى اندوختن زاد و توشه و کسب کمال و معرفت و به دست آوردن بال و پر براى پرواز در سراى جاویدان به آن گام نهاده است و به همین دلیل خداوند او را با انواع آزمایش ها و تمرین هاى سخت، اعم از عبادات و طاعات و ترک شهوات و مصائب و مشکلات ـ که با زندگى دنیا آمیخته است پرورش مى دهد و براى زندگى ابدى در جهان دیگر ـ که سرایى است مملوّ از خیر و برکت براى نفوس پاک و مهذّب ـ آماده مى سازد.

در روایات از تعبیرات بسیار متنوّعى براى بیان این واقعیت استفاده شده است که هر یک از دیگرى زیباتر و پرمعناتر است.

در خطبه بالا دنیا به میدان تمرین و کسب آمادگى براى مسابقه در سراى دیگر تشبیه شده است، و امتیاز برندگان این مسابقه بهشت و سرنوشت بازندگان، دوزخ ذکر شده است.

در حدیث معروفى مى خوانیم: «اَلدُّنْیا مَزْرَعَةُ الاْخِرَةِ»(10)، بدیهى است که مزرعه جاى زیستن نیست، بلکه جاى فراهم کردن آذوقه جهت زیستن در محلّ دیگر است.

در تعبیرات دیگرى که در نهج البلاغه آمده است، از دنیا تعبیر به «مَتْجَر» (تجارتخانه) و گاه «دارموعظة» (سراى اندرز و محل فراگیرى علم و آگاهى) و گاه «مُصَلّىْ» (نمازخانه) شده است، مى فرماید:

«إِنَّ الدُّنْیا دارُ صِدْق لِمَنْ صَدَقَها... وَ دارُ مَوْعِظَة لِمَنِ اتَّعَظَ بِها، مَسْجِدُ أَحِبّاءِ اللهِ وَ مُصَلّى مَلأئِکَةِ اللهِ وَ مَهْبِطُ وَحْىِ اللهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلیاءِ اللهِ; دنیا جایگاه صدق و راستى است، براى آن کس که با آن به درستى رفتار کند... سراى اندرز است، براى آن کس که از آن پند گیرد، مسجد دوستان خدا و نمازگاه فرشتگان پروردگار و محل نزول وحى الهى و تجارتخانه اولیاء حقّ است.»(11)

در تعبیر دیگرى، از امام على بن الحسین (علیه السلام) از حضرت مسیح (علیه السلام)نقل شده است که به اصحاب خاص خود (حواریون) فرمود:

«إِنّما الدُّنْیا قَنْطَرَةٌ فَاعْبُرُوها وَ لاتَعْمِرُوها; دنیا پلى است که باید از آن بگذرید، نه این که توقف کنید و به آبادى و زرق و برق آن بپردازید.»(12)

در حدیث دیگرى، همین معنا، از امام صادق (علیه السلام) از موعظه هاى لقمان حکیم به فرزندش، نقل شده است که دنیا را به منزله پلى دانسته که بر نهرى زده شده و باید از آن عبور کرد.(13)

در تعبیرهاى دیگرى در نهج البلاغه، دنیا، به عنوان «دارُ مَمرّ(5)» (سراى گذرگاه) و «دارُمجاز(14)» (سراى عبور) معرفى شده است.

و بالأخره، در حدیث دیگرى که از امام هادى (علیه السلام) نقل شده، دنیا را به عنوان بازارى معرفى مى کند که گروهى در آن سود مى کنند و گروهى زیان مى برند; ایشان فرموده اند: «اَلدُّنْیا سَوْقٌ رَبِحَ فِیها قَوْمٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ; دنیا، بازارى است که گروهى در آن سود مى برند و گروهى زیان مى بینند.»(15)

تمام این تعبیرات، نشان مى دهد که نباید به دنیا، به عنوان یک هدف نهایى نگاه کرد; بلکه ابزار و وسیله اى است براى اندوختن سرمایه عمل صالح و تحصیل معارف الهى جهت نتیجه گیرى در جایگاه ابدى.

ممکن است این مطلب در نظر بعضى ساده باشد، ولى در واقع سرنوشت سازترین مسأله در زندگى انسانها، همین مسأله است که به مواهب مادّى دنیا و امکاناتى که در اختیار او است، به کدام دیده نگاه مى کند; دیده ابزار و وسیله یا دیده هدف نهایى و مطلوب واقعى ـ و به اصطلاح ـ غرض غایى.

تأکید امام امیرمؤمنان على (علیه السلام) در آغاز این خطبه بر این مطلب که دنیا میدان آمادگى براى مسابقه سراى آخرت است، در واقع یک پایه گذارى محکم براى سایر اندرزهاى مهمى است که در این خطبه آمده است.

2 ـ زیان غیر قابل جبران!

نکته دیگرى که در لابه لاى این فراز از خطبه، بدان اشاره شده و توجه به آن بسیار لازم است، این است که خسارت هایى که در زندگى این جهان، دامن انسان را مى گیرد و فرصت هایى که از دست مى رود، بعد از پایان زندگى و سرآمد عمر، قابل جبران نیست. در واقع، مسابقه اى که انسان ها در پیش دارند، تنها، یک بار انجام مى شود; یک دوران آمادگى و یک میدان مسابقه و دیگر، تکرارى در آن نیست که افراد غافل و بى خبر یا مقصّر کوتاه نگر، بعد از آگاهى از خسران عظیمى که دامانشان را گرفته است، به فکر چاره و جبرانِ مافات بیفتند! به همین جهت، امام (علیه السلام) در جمله هاى بالا فرمود: «وَ مَنْ قَصَّرَ فِی أَیّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ خَسِرَ عَمَلَهُ وَ ضَرَّهُ أَجَلُهُ; هر کس در ایّام امید و آرزو پیش از فرا رسیدن اجلش کوتاهى کند، خسران مى بیند و فرا رسیدن اجل، براى او زیانبار خواهد بود.»

ندامت ها و پشیمانى ها، هرگز مشکلى را حل نمى کند و فریاد (رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّى أَعْمَلُ صَالِحاً فِیما تَرَکْتُ) ـ خدا را، اى فرشتگان الهى! مرا بازگردانید تا اعمال صالحى را که انجام نداده ام به جا آورم ـ با پاسخ (کلاّ) (هرگز چنین نیست) ـ رو به رو خواهد شد.(16)

و به گفته شاعر:

افسوس که ایّام جوانى بگذشت *** سرمایه عمر جاودانى بگذشت

تشنه به کنار جوى، چندان خفتم *** کز جوى من آب زندگانى بگذشت

و به گفته شاعر دیگر:

افسوس که عمرى پى اغیار دویدیم *** از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم

سرمایه ز کف رفت، تجارت ننمودیم *** جز حسرت و اندوه، متاعى نخریدیم

* * *

1 ـ «آذنت» از ماده «اذن»، به معناى «اعلام کردن» است. و به اذان از اين جهت اذان مى گويند که وقت نماز را اعلام مى کند.
2 ـ خطبه 188.
3 ـ «اطلاع» از ماده «طلع» در اصل، به معناى «ظهور و بروز» است. و طلوع خورشيد، به معناى ظهور آن است. و طَلْع به معناى «شکوفه خرما» نيز از همين مادّه گرفته شده است. اطلاع به معناى «سرکشيدن و سرکشى کردن و آگاهى يافتن» نيز از همين معنا سرچشمه گرفته است. بعضى معتقدند که اين واژه به «آگاهىِ ناگهانى» گفته مى شود.
4 ـ مضمار، همانطور که در متن گفته ايم، به معناى «مکان يا زمان لاغر شدن» است و به گفته بعضى براى اين که اسب ها در ميدان مسابقه از قدرت کافى برخوردار شوند، مدتى به آنها آب و علف فراوان مى دادند تا قوى شوند و سپس با تمرين هاى پى درپى اندام آنها لاغر، ولى محکم و قوى مى شد. به اين کار تضمير ـ يعنى لاغر کردن ـ مى گفتند، سپس کلمه «مضمار» به ميدان هاى تمرين اطلاق شده، خواه سبب لاغرى باشد يا نباشد.
5 ـ «سباق» از ماده «سبق» به معناى «پيشى گرفتن» است. مسابقه، از باب مفاعله به معناى «پيشى گرفتن بر هم» است. و سباق نيز به همين معنا است. «سَبَقه» يا به معناى هدف مطلوبى است که براى آن، مسابقه مى گذارند يا به معناى جايزه است.
6 ـ سوره حديد، آيه 21.
7 ـ «منيّه» از مادّه «مَنى» (بر وزن نفى) به گفته مقاييس اللغة در اصل به معناى مقدّر ساختن چيزى است و سپس واژه منيّه به معناى مرگ آمده است. چون مرگ امرى است مقدّر. واژه «مُنى» به آرزوهايى که انسان در ذهن خود تقدير مى کند اطلاق مى شود.
8 ـ خطبه 237.
9 ـ اين حديث، در غوالى اللئالى، جلد يکم، صفحه 267، از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده است.
10 ـ کلمات قصار، شماره 131.
11 ـ بحارالانوار، جلد 14، صفحه 319، حديث 21.
12 ـ بحارالانوار، جلد 70، صفحه 69، حديث 36.
13 ـ نهج البلاغه، کلمات قصار 133.
14 ـ نهج البلاغه، خطبه 203.
15 ـ بحارالانوار، جلد 75، مواعظ امام هادى(عليه السلام)، صفحه 366.
16 ـ سوره مؤمنون: آيه 100

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟