• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

آثار برکات و شرایط نماز،آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم: 13 MB

زمان: 30 دقیقه

بیشتر...

برگزاری محفل انس با قرآن توسط نوجوانان طرح «اسوه»

قاریان نوجوان طرح آموزشی – تربیتی «اسوه»، شب گذشته در حرم

بیشتر...

روشنگری از زوایای پنهان ادغام اتحادیه‌های قرآنی

در نشست خبری رئیس هیئت مدیرعامل و مدیرعامل اتحادیه موسسات
بیشتر...

بیانیه هیئت پایش عملکرد قرآنی دستگاه‌ها و نهادهای

نفی دروغ در قرآن؛ نگاهی به وجوه الهیاتی دروغگویی

دروغ و دروغ‌گویی از صفات نکوهیده قرآنی است و آیات زیادی

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
42941
63895
86067719
امروز دوشنبه, 18 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه سی و چهار، بخش دوم

 

شرح نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی

مَاْ أَنْتُمْ إِلاَّ کَإِبِل ضَلَّ رُعَاتُهَا فَکُلَّمَا جُمِعَتْ مِنْ جَانِب انْتَشَرَتْ مِن آخَرَ لَبِئْسَ لَعَمْرُ اللهِ! سُعْرُ نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ! تُکَادُونَ وَ لاَ تَکِیِدُونَ، وَ تُنْتَقَصُ أَطْرافُکُمْ فَلاَ تَمْتَعِضُونَ! لاَیُنَامُ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ فی غَفْلَة سَاهُونَ، غُلِبَ وَ اللهِ الْمُتَخَاذِلُونَ! وَ ایْمُ اللهِ إِنِّی لاََظُنُّ بِکُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ الْوَغَى، وَ اسْتَحَرَّ الْمَوْتُ، قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِی طَالِب انْفِرَاجَ الرَّأْسِ

اى بندگان خدا  ! هم اکنون (به هوش باشيد و) اعمال صالح انجام دهيد، در حالى که زبانها آزاد، بدنها سالم، اعضا و جوارح نرم و آماده، ميدان عمل وسيع و فرصت باقى است. (آرى) پيش از آنکه اين فرصت از دست برود و مرگ فرا رسد (از آن بهره گيريد); نزول مرگ را حق بشمريد و در انتظار آن (در آينده دور دست) نباشيد.شما به شتران بى ساربان مى مانيد که هر گاه از يک طرف گردآورى شوند، از سوى ديگر، پراکنده مى گردند.
به خدا سوگند! شما وسيله أبدى براى افروختن آتش جنگ (ضدّ دشمنان) هستيد. نقشه هاى شوم و خطرناکى ضدّ شما کشيده مى شود، امّا شما طرح و نقشه اى در برابر آن نداريد، و پيوسته اطراف شما کم مى شود، (شهرهاى اطراف شما را مى گيرند و انسان ها را از بين مى برند و شما به خشم نمى آييد) ديده دشمن (براى ضربه زدن به شما) به خواب نمى رود، در حالى که شما در غفلت و بى خبرى به سر مى بريد.
به خدا سوگند! شکست براى کسانى که دست از يارى هم بردارند حتمى است.
به خدا قسم! من گمان مى کنم، اگر جنگ سختى در گيرد و حرارت و سوزش مرگ به شما نزديک شود، از فرزند ابوطالب جدا مى شويد، مانند جدا شدن سر از بدن، که التيامى در آن نيست.

 

دشمن بیدار است و شما در خواب!

در این بخش از خطبه، امام (علیه السلام) در ادامه توبیخ ها و سرزنش هاى کوبنده و در عین حال منطقى و مستدل، لشکر کوفه را سرزنش هاى جدیدى مى کند و مى افزاید: شما به شتران بى ساربان مى مانید که هر گاه از یک طرف گردآورى شوند، از سوى دیگر پراکنده مى گردند.

(مَا أَنْتُمْ إِلاَّ کَإِبِل ضَلَّ رُعَاتُهَا فَکُلَّمَا جُمِعَتْ مِنْ جَانِب انْتَشَرَتْ مِن آخَرَ).

اشاره به این که، شما اراده اى سست و افکارى متشتّت و پراکنده دارید و مصالح خود را تشخیص نمى دهید و اتحاد نظر در آن ندارید و با نظم و قدرت براى دفع دشمن به پا نمى خیزید.

تشبیه به شتران، اشاره به کوتاهى فکر آنها و تعبیر به «ضَلَّ رُعاتُها» اشاره به عدم اطاعت آنها از پیشوا و امامشان است.

بدیهى است که چنین گروهى، هرگز، نمى توانند ارتش نیرومندى را در برابر دشمن تشکیل دهند.

به همین دلیل حضرت در ادامه سخن مى فرماید: «به خدا سوگند! شما وسیله بدى براى افروختن آتش جنگ (بر ضد دشمنان) هستید»; (لَبِئْسَ لَعَمْرُ(1) اللهِ! سُعْرُ(2) نَارِ الْحَرْبِ أَنْتُمْ).

جنگ مسلّماً پدیده اى بسیار شوم و نامطلوب است و اثر آن، ویرانى شهرها و نابودى گروهى از انسان ها و ناقص العضو شدن گروهى دیگر و فقر و بدبختى و عقب ماندگى است، ولى همین پدیده شوم، گاه به صورت داروى حیات بخش جامعه درمى آید و این در صورتى است که دشمنان خونخوارى براى غصب حقوق مظلومان به پاخیزند و آتش فساد و ظلم را برافروزند.

در چنین شرایطى، جز به وسیله جنگ، نمى توان آرامش و عدالت و صلح و صفا را به جوامع انسانى باز گرداند.

از همین رو است که قرآن مجید مى فرماید: «(أُذِنَ لِلَّذیِنَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اِنَّ اَللهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدْیِرٌ)(3); به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است; چرا که مورد ستم قرار گرفته اند و خدا بر یارى آنها توانا است».

و در جاى دیگرى مى فرماید: «(وَ قاتِلوُا فى سَبیلِ اللهِ الَّذینَ یُقاتِلوُنَکُمْ وَ لاتَعْتَدُوا اِنَّ اللهَ لایُحِبُّ الْمُعْتَدینْ)(4); و در راه خدا با کسانى که با شما مى جنگند نبرد کنید، ولى از حد تجاوز نکنید که خدا تعدّى کنندگان را دوست ندارد».

بنابراین، اگر امام (علیه السلام) در اینجا اشاره به افروختن آتش جنگ مى کند، به خاطر آن است که غارتگران خوناشامِ شام، بارها به مرزهاى کشور اسلام تجاوز کرده بودند و خونهایى را ریخته و اموالى را به غارت مى بردند و اصولا، با جانشین پیامبر ـ که همه مردم با او بیعت کرده بودند ـ سر ناسازگارى داشتند و براى رسیدن به خواسته هاى نامشروعشان، راه جنگ را برگزیده بودند.

به همین دلیل در ادامه این سخن، سه جمله، بیان مى فرماید: که هر کدام گواهى بر این مدّعا است. نخست مى فرماید: «نقشه هاى شوم و خطرناکى، بر ضدّ شما کشیده مى شود، امّا شما طرح و نقشه اى در برابر آن ندارید; «تُکَادُونَ وَ لاَتَکیِدُونَ».

دیگر این که: پیوسته اطراف شما کم مى شود (شهرهاى اطراف شما را مى گیرند و انسان ها را از بین مى برند) و شما هرگز، به خشم نمى آیید و احساس درد و ناراحتى نمى کنید); «وَ تُنْتَقَصُ أَطْرَافُکُمْ فَلاَ تَمْتَعِضُونَ»!(5)

سوم این که: دیده دشمن (براى ضربه زدن به شما) به خواب نمى رود، در حالى که شما در غفلت و بى خبرى به سر مى برید.

(لاَیُنَامُ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ فی غَفْلَة سَاهُونَ)!

ناگفته پیدا است که گروهى که در برابر طرح هاى خرابکارانه دشمن طرح صحیح نظامى ندارد و پیوسته شهرها و آبادیهایش را در اطراف مرزها از دست او بیرون مى برند و انسانهاى مؤمنش را به قتل مى رسانند و همواره در خواب غفلت است، در حالى که، دشمن، بیدار و هوشیار است، چه سرنوشت شوم و خطرناکى در انتظارشان است! و به همین دلیل، پیشواى بیدار و آگاه و مدیر و مدبّرى که مى خواهد با اتکاى به آنان، با دشمن خونخوارش پیکار کند، مى سوزد و فریاد مى کشد و از هر وسیله ممکنى، براى بیدار ساختن آنها استفاده مى کند.

چه دردناک است که افرادى، بدون آگاهى از وضع روحى و جسمى لشکر کوفه و نفاق و تمرّد و ضعف و ناتوانى حاکم بر آنان، درباره تدبیرهاى جنگى امیرمؤمنان على (علیه السلام) و تاریخ زندگى او در این برهه خاص داورى کنند و حضرت را به ضعف مدیریت در این امر متّهم سازند; کسى که همیشه در میدان جنگ هاى اسلامى، به عنوان بهترین افسر و یار و یاور پیامبر، جنگیده و امتحان لیاقت و کفایت خویش را داده است!

سپس در ادامه این سخن، امام نتیجه کار آنها و آینده خودش را در دو جمله کوتاه و گویا بیان مى کند، مى فرماید: به خدا سوگند! شکست براى کسانى که دست از یارى هم بردارند، حتمى است; (غُلِبَ وَ اللهِ الْمُتَخَاذِلُونَ).

تنها شما نیستید که بر اثر نفاق و از دست دادن وحدت و همبستگى و ترک قیام شجاعانه بر ضدّ دشمن گرفتار شکست شده اید، بلکه این یک قانون همیشگى و جاودانه است که هر کس، این گونه، برنامه هایى را که شما دارید دنبال کند، سرنوشتش به یقین ناکامى و ذلّت و شکست است.

امام براى این که سخنش تأثیر بیشترى بر آنان بگذارد، مطلب را به صورت یک موضوع شخصى بیان نمى کند، بلکه به شکل یک حکم عام که در تمام طول بشر حاکم بوده و هست بیان مى دارد.

دیگر این که مى فرماید: به خدا قسم! من گمان مى کنم که اگر جنگ سختى درگیرد و حرارت و سوزش مرگ به شما نزدیک شود، از فرزند ابوطالب جدا مى شوید، مانند جدا شدن سر (از بدن که التیامى در آن نیست); (وَ ایْمُ(6) اللهِ إِنِّی لاََظُنُّ بِکُمْ أَنْ لَوْ حَمِسَ(7) الْوَغَى(8) وَ اسْتَحَرَّ(9) الْمَوْتُ، قَدِ انْفَرَجْتُمْ عَنِ ابْنِ أَبِی طَالِب انْفِرَاجَ الرَّأْسِ.

امام با این تشبیه گویا به نکات مختلفى اشاره مى کند.

نخست این که موقعیت او گرچه مانند موقعیّت سر براى بدن است، ولى آیا سر ـ که مرکز هوش و چشم و گوش و زبان است ـ مى تواند بدون اعضاى دیگر بدن کارى را از پیش ببرد؟

دیگر این که آیا بدن، اگر از سر جدا شود، حیات و بقایى خواهد داشت، و اگر داشته باشد، بدون چشم و گوش و عقل و هوش کارى را از پیش مى برد و آیا سرنوشتش جز حرکاتى مذبوحانه و سپس براى همیشه از بین رفتن، چیز دیگرى خواهد بود.

و دیگر این که اگر چنین حادثه اى پیش آید، تنها زیانش به من نمى رسد، بلکه شما بیشترین زیان را خواهید دید.

و دیگر این که اگر سر از بدن جدا شود، التیام آن عادتاً امکان پذیر نیست، در حالى که پیوند سایر اعضا کم و بیش امکان پذیر است.

بنابراین مقصود امام این است که با گرم شدن آتش جنگ، چنان وحشتى شما را فرامى گیرد و از من فرار مى کنید و دور مى شوید که دیگر به سراغ من نخواهید آمد!

این احتمال نیز از سوى بعضى از شارحان داده شده است که منظور از «اِنْفِراجَ الرَّأسِ» شکاف برداشتن سر بر اثر ضربه شمشیر یا مانند آن است که غالباً قابل التیام نیست.(10)

نکته

باز هم عوامل ضعف و شکست

امام (علیه السلام)این رهبر بزرگ انسانى و سیاسى و نظامى، بار دیگر در این فراز از خطبه به سراغ عوامل شکست و عقب ماندگى مى رود و با تعبیراتى پر معنا بخش مهمى از این عوامل را بازگو مى کند که نخستین آنها پراکندگى و تفرقه و نداشتن رهبرى واحد است، همان مطلبى که امروز در بعضى از کشورهاى اسلامى دیده مى شود که شکاف و پراکندگى در میان آنها سبب عمده شکست و ویرانى و نابسامانى شده است.

و جالب این که همه از وحدت دم مى زنند، در حالى که هر یک به سهم خود، آتش پراکندگى و نفاق مى افروزند.

دوم، نداشتن برنامه و نقشه صحیح در برابر نقشه هاى شوم و حساب شده دشمن است، که در جمله «تُکادُونَ وَ لاتَکْیِدُونَ» به آن اشاره شده است.

سوم ناچیز شمردن حوادث بظاهر کوچک ـ و در واقع بزرگ ـ که در جمله «وَ تَنْتَقَصُ أَطْرافُکُمْ فَلاَتَمْتَعِضُونَ» به آن اشاره شده است.

بسیارى از حوادث کوچک، از مسایل مهم پنهانى پرده برمى دارند. گاه، یک تغییر جزیى در سطح بدن، خبر از ویرانى مهمى در درون مى دهد.

در مسائل اجتماعى و سیاسى و نظامى نیز همین گونه است.

هنگامى که ببینیم دشمن، به یک منطقه کوچک مرزى حملهور شده یا شخصیتى را به قتل رسانده، باید بدانیم که خود را براى درگیرى هاى بزرگ تر آماده کرده و گرنه، چنین جرأت و جسارتى به خود نمى داد.

این نخستین جرقه ها را باید مهم شمرد و از کانون مهم آتشى که پشت آن نهفته است، غفلت نکرد.

چهارم، این که دشمن بیدار باشد و دوست در خواب. او پیوسته به تهیه عِدّه و عُدّه مشغول گردد و ما با خوش باورى و ساده اندیشى، وضع موجود را صلح آبرومندانه و شرافتمندانه بپنداریم و آنگاه از خواب بیدار شویم که فاصله میان ما و دشمن، آن اندازه شده باشد که فرصتى براى پر کردن آن نداشته باشیم!

پنجم، ترس از مرگ و فرار از شهادت در راه خدا که در جمله «وَ ایْمُ اللهِ! اِنِّى لاََظُنُّ ... » به آن اشاره شده است.

نوعاً، انسان ها غافل از این هستند که ترس از مرگ، خود، عامل مرگ است و آمادگى براى ایثار و جانبازى، خود، عامل حفظ جان است.

این بود بخشى از نکات مهمى که امام امیرالمؤمنین على (علیه السلام) در ارتباط با عوامل ضعف و شکست، به آن اشاره فرموده و در بحث آینده نیز این مسأله پیگیرى مى شود.

در خطبه 25 (در همین جلد) بحث هاى دیگرى در این زمینه آمده است و در آنجا نیز امام (علیه السلام) تحلیل هاى عمیق و ارزنده اى درباره عوامل شکست بیان فرموده است.

 

* * *

1 ـ «لَعَمْرُاللهِ»، مفهوم اين کلمه، در اصل سوگند خوردن به عمر و مدّت زندگانى است، ولى از آنجا که عمر و مدت زندگى درباره خداوند معنا ندارد، در اينجا به معناى «سوگند به ذات خدا» است. شرح بيشترى درباره اين سوگند، 
در آغاز خطبه 24، در همين جلد بيان شده است. 2 ـ «سُعْر» جمع «ساعر» از مادّه «سعر» به معناى «برافروختن آتش» است. و «سُعْر» در اينجا به معناى «شعله هاى برافروزنده آتش» است. 3 ـ سوره حج، آيه 39. 4 ـ سوره بقره، آيه 190. 5 ـ «تمتعضون» از مادّه «معض» به معناى «ناگوار کردن و به درد آوردن و خشمگين کردن» است. 6 ـ درباره «أَيْمُ اللهِ» ـ که مفهوم سوگند را مى رساند ـ در جلد اول صفحه 483، ذيل خطبه 10، هم شرح کافى داده شده است. 7 ـ «حمس»، از مادّه «ح م س» به معناى «شدت يافتن» است و حماسه و تحمُّس به معناى تشديد و تشدّد مخصوصاً در جنگ ها آمده است و اَحْمَس به مرد شجاعى گفته مى شود که در برابر دشمن، با شدّت، ايستادگى مى کند. 8 ـ «وغى» به معناى «سر و صداى ـ مخصوصاً جنگاوران ـ در ميدان نبرد» است. و گاه به خود جنگ نيز، وغى گفته مى شود. و در خطبه بالا، به همين معنا است. 9 ـ «استحرّ»، از مادّه «حرر» و در اينجا به معناى «داغ شدن و شدت گرفتن» است و اشاره به اين است که هنگامى که بازار شهادت داغ شود و جنگ به اوج خود برسد، افراد ضعيف و ناتوان، فرار را بر قرار ترجيح مى دهند.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟