• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

رزق

« وَ مَا مِن دَابَّةٍ فىِ الْأَرْضِ إِلَّا عَلىَ اللَّهِ

بیشتر...

همایش و نمایشگاه بین‌المللی «ترویج نظام اندیشه

همایش و نمایشگاه بین‌المللی «ترویج نظام اندیشه رهبر حکیم

بیشتر...

«عمو حسنِ» قاریان دهه شصت و هفتاد/ سینه‌ای که پر

حسن صیادی، بخشی از تاریخ مسابقات ایران است، برای همین است

بیشتر...

تعامل؛ کمترین انتظار مؤسسات قرآنی از مسئولان/

مؤسسه هل‌أتی مؤسسه‌ای قرآنی است که از همان ابتدای فعالیتش

بیشتر...

جزئیات بخش آواها و نغمات دینی مسابقات سراسری

معاون مرکز امور قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
38893
74153
84954732
امروز یکشنبه, 10 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه هفتاد و دو، بخش سوم

 

اللّهُمَّ افْسَحْ لَهُ مَفْسَحاً فِی ظِلِّکَ; وَاجْزِهِ مُضَاعَفَاتِ الْخَیْرِ مِنْ فَضْلِکَ. اللّهُمَّ وَ أَعْلِ عَلَى بِنَاءِ الْبَانِینَ بِنَاءَهُ، وَ أَکْرِمْ لَدَیْکَ مَنْزِلَتَهُ، وَأَتْمِمْ لَهُ نُورَهُ، وَاجْزِهِ مِنِ ابْتِعَاثِکَ لَهُ مَقْبُولَ الشَّهَادَةِ، مَرْضِیِّ الْمَقَالَةِ، ذَا مَنْطِق عَدْل، وَ خُطْبَة فَصْل. اللّهُمَّ اجْمَعْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فِی بَرْدِ الْعَیْشِ وَ قَرَارِ النِّعْمَةِ، وَ مُنَى الشَّهَوَاتِ، وَأَهْوَاءِ اللَّذَّاتِ، وَ رَخَاءِ الدَّعَةِ، وَ مُنْتَهَى الطُّمَأْنِینَةِ، وَتُحَفِ الْکَرَامَةِ.

پروردگارا! جايگاهى وسيع براى او در سايه لطفت بگشاى و از فضل و کَرَمت پاداش مضاعف به او مرحمت کن! خداوندا! کاخ پر شکوه او را از هر بنايى برتر ساز و مقام او را در پيشگاه خود گرامى دار! خداوندا! نور او را (در سراسر جهان) کامل گردان و پاداش رسالتش را پذيرش شهادت (و شفاعت در حقّ امّت) و قبول گفتار او قرار ده! (چرا که او) داراى منطق عادلانه و سخنان جداکننده حق از باطل بود. خداوندا! ما را در کنار آن پيامبر بزرگ قرارده، در جايى که زندگانيش خوش و نعمتش جاودان و آرزوهايش مطلوب و لذّاتش خواستنى است; آن هم در کمال آرامش و نهايت اطمينان و توأم با هداياى پرارزش.

 

شرح و تفسیر

 

ما را در سایه او قرارده

امام(علیه السلام) در این بخش از سخنانش دعاى جامعى در حقّ پیامبر اسلام مى کند و در واقع طرز دعا کردن به آن بزرگوار را به ما مى آموزد و نیز دعاى جامعى براى خود و دوستان و پیروانش مى نماید.

در قسمت اوّل، شش چیز از پیشگاه خداوند بزرگ براى پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)تقاضا مى کند. نخست این که عرض مى کند: «پروردگارا! جایگاه وسیعى در سایه لطفت براى او بگشاى!» (اللّهُمَّ افْسَحْ(1)). لَهُ مَفْسَحاً فِی ظِلِّکَ

«ظلّ» [= سایه] در این جا ممکن است معناى کنایى داشته باشد و اشاره به سایه لطف، جُود و بخشش خداوند باشد; و یا به معناى حقیقى، و اشاره به سایه هاى بهشتى در قیامت باشد. چنانکه در حدیث آمده است: «در بهشت درختى است که شخصِ سوارِ بر مرکب، مى تواند در سایه آن یکصد سال راه برود».(2)

دوم این که عرض مى کند: «خداوندا از فضل و کرمت پاداش مضاعف به او مرحمت کن!» (وَاجْزِهِ مُضَاعَفَاتِ الْخَیْرِ مِنْ فَضْلِکَ).

روشن است که پاداش الهى همیشه به صورت مضاعف و چندین برابر مى باشد چرا که از فضل و کَرمش سرچشمه مى گیرد و برابرى با اَعمال در آن شرط نیست; ولى در اینجا تفاضاى پاداشهاى بیشترى براى آن بزرگوار شده است.

در سومین و چهارمین تقاضا عرضه مى دارد: «خداوندا! کاخ پرشکوه او را از هر بنایى برتر ساز و مقام او را در پیشگاه خود گرامى دار!»(اللّهُمَّ وَ أعْلِ عَلَى بِنَاءِ الْبَانِینَ بِنَاءَهُ، وَ أَکْرِمْ لَدَیْکَ مَنْزِلَتَهُ).

منظور از «بناء» در اینجا یا دین و آیین و مذهب اوست که تفاضا شده بر تمام ادیان جهان پیشى گیرد و یا مقام والاى آن حضرت است، که بر همه تقدّم جوید.

در پنجمین و ششمین تقاضا از خداوند، عرضه مى دارد: «خداوندا! نور او را (در سراسر جهان) کامل گردان! و پاداش رسالتش را پذیرش شهادت (و شفاعت در حقّ امّت) و قبول گفتار او قرارده! (چرا که او) داراى منطق عادلانه و سخنان جدا کننده حقّ از باطل بود» (وَ أَتْمِمْ لَهُ نُورَهُ، وَاجْزِهِ مِنِ ابْتِعَاثِکَ لَهُ مَقْبُولَ الشَّهَادَةِ، وَ مَرْضِىَّ الْمَقَالَةِ، ذَا مَنْطِق عَدْل، وَ خُطْبَة فَصْل).

جالب این که جزاى رسالت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این عبارت شفاعت امّت شمرده شده، چیزى که برکتش به دیگران باز مى گردد و این نهایت کرامت و لطف آن حضرت است و در ضمن به این نکته نیز اشاره شده که شفاعت و گواهى آن حضرت، بى حساب نیست، او همواره گفتارش عادلانه و سخنانش جدا کننده حق از باطل بود، اگر درباره شخص، یا قومى شفاعت کند لیاقت و شایستگى شفاعت را در آنها یافته است و این ناظر به همان چیزى است که در مباحث شفاعت گفته ایم که شفاعت هم، بى حساب نیست، بلکه لیاقتى لازم دارد و به تعبیر دیگر: باید رابطه معنوى میان شفاعت کننده و شفاعت شونده باشد و آنها که تمام پیوندهاى خود را بریده اند، لایق شفاعت نیستند و این همان مقام محمودى است که در قرآن مجید به آن اشاره شده، مى فرماید: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَحْمُوداً; پاسى از شب را از خواب برخیز و قرآن (و نماز) بخوان این یک وظیفه اضافى براى توست تا پروردگارت تو را به مقام محمود برساند»(3).

در آخرین بخش از خطبه، امام دعایى براى خود و دوستانش مى کند و در عبارت کوتاه، برترین نعمت هاى الهى را تقاضا مى نماید، عرض مى کند: «خداوندا! میان ما و آن پیامبر بزرگ(صلى الله علیه وآله) در جایى که زندگانیش خوش و نعمتش جاویدان و آرزوهایش مطلوب و لذّاتش خواستنى است، در کمال آرامش و نهایت اطمینان و توأم با هدایاى پر ارزش، جمع گردان!» (اللَّهُمَّ اجْمَعْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فِی بَرْدِ الْعَیْشِ وَ قَرَارِ النِّعْمَةِ، وَ مُنَى الشَّهَوَاتِ، وَ أَهْوَاءِ اللَّذَّاتِ، وَ رَخَاءِ الدَّعَةِ(4)الْکَرَامَةِ).، وَ مُنْتَهَى الطُّمَأْنِینَةِ، وَ تُحَفِ

این اوصاف هفت گانه، اوصاف بهشت برین است که داراى تمام این صفات و برکات مى باشد; آرامش، آسایش، کرامت هاى الهى، لذّات شایسته و نعمت هاى معنوى و مادّى بى نظیر، توأم با جاودانگى در آن جمع است.

 

نکته

 

اهمیّت فوق العاده صلوات بر پیامبر(صلى الله علیه وآله)

در خطبه بالا صلوات و درود بسیار پر معنا و پرمحتوا و مستدلّى بر پیغمبراکرم(صلى الله علیه وآله) آمده بود و این مطلب ما را به اهمیّت این مسأله در دستورات اسلامى واقف مى سازد.

حقیقت این است که روایات اسلامى اهمیّت فوق العاده اى براى صلوات بر پیامبر ذکر کرده و در منابع شیعه و اهل سنّت ثواب و پاداش فوق العاده اى براى این عمل ذکر شده، به اندازه اى که مایه اعجاب و شگفتى است; که به عنوان نمونه بخشى از این روایات را گلچین کرده، در ذیل از نظر خوانندگان عزیز مى گذرانیم، سپس به تحلیلى در این زمینه مى نشینیم:

1- در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «أَلصَّلاَةُ عَلَى النَّبِىِّ وَ آلِهِ أَمْحَقُ لِلْخَطَایَا مِنَ الْمَاءِ إِلَى النَّارِ و السَّلاَمُ عَلَى النَّبِىِّ أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ رِقَاب; صلوات بر پیامبر و آل او گناهان را محو مى کند، شدیدتر از آنچه آب، آتش را خاموش مى کند و سلام بر پیامبر و آل او افضل است از آزاد کردن بردگان»(5)

2- در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «إِذَا ذُکِرَ النَّبِىُّ فَأَکْثِرُوا الصَّلاَةَ عَلَیْهِ فَإِنَّهُ مَنْ صَلَّى عَلَى النَّبِىِّ صَلاَةً وَاحِدَةً صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ أَلْفَ صَلاَة فِی أَلْفِ صَفٍّ مِنَ الْمَلائِکَةِ وَ لَمْ یَبْقَ شَیءٌ مِمَّا خَلَقَهُ اللَّهُ إِلاَّ صَلَّى عَلَى [ذلِکَ] الْعَبْدِ لِصَلاَةِ اللّهِ عَلَیْهِ وَ صَلاَةِ مَلائِکَتِهِ فَمَنْ لَمْ یَرْغَبْ فِی هَذَا فَهُوَ جَاهِلٌ مَغْرُورٌ قَدْ بَرِئَ اللّهُ مِنْهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ; هنگامى که نام پیامبر برده شود بسیار صلوات بر او بفرستید، چرا که هرکس یک صلوات بر پیامبر اکرم بفرستد خداوند هزار صلوات و درود در هزار صفّ از ملائکه، بر او مى فرستد، و چیزى از مخلوقات خدا باقى نمى ماند، مگر این که به خاطر صلوات خدا و فرشتگانش بر او صلوات مى فرستند و هر کس به چنین پاداش عظیمى علاقه نداشته باشد، جاهل مغرورى است که خدا و رسول خدا و اهل بیتش از او بیزارند»(6)

3- در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «کُلُّ دُعَاء مَحْجُوبٌ حَتَّى یُصَلَّى عَلَى النَّبِىِّ; هیچ دعایى به اجابت نمى رسد مگر اینکه صلوات بر پیامبر فرستاده شود(7)».

4- باز در حدیث دیگرى از همان حضرت مى خوانیم: «أَلصَّلاَةُ عَلَىَّ نُورٌ عَلَى الصِّرَاطِ; صلوات بر من نور صراط (در قیامت) است(8)».

5- در حدیث دیگرى از امام باقر یا امام صادق(علیهما السلام) نقل شده که فرمود: (مَا فِی الْمِیزَانِ شَىْءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلاَةِ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَتُوضَعُ أَعْمَالُهُ فِی الْمِیزَانِ فَتَمِیلُ بِهِ فَیَخْرُجُ الصَّلاَةُ عَلَیْهِ فَیَضَعُهَا فِی میزَانِهِ فَتَرَجَّحُ; در ترازوى سنجش اعمال (در قیامت) چیزى سنگین تر از صلوات بر محمّد و آل محمّد نیست، کسانى هستند که اعمالشان را در ترازوى سنجش عمل مى گذارند، سبک و ناچیز است سپس صلوات بر آن حضرت را بیرون آورده و بر آن مى نهند سنگینى مى کند و برترى مى یابد».(9)

6- در حدیث دیگرى از خود آن حضرت آمده است: «صَلُّوا عَلَیَّ فَإِنَّ الصَّلاَةَ عَلَىَّ زَکَاةٌ لَکُمْ; صلوات بر من بفرستید، چرا که صلوات بر من، باعث نموّ (روح و جان) شما مى شود»(10)

7- در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است: «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْخَمِیسِ بَعَثَ اللّهُ مَلاَئِکَةً مَعَهُمْ صُحُفٌ مِنْ فِضَّة وَ أَقْلاَمٌ مِنْ ذَهَب یَکْتُبُونَ یَوْمَ الْخَمِیسِ وَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ أَکْثَرَ النَّاسِ عَلَىَّ صَلاَةً; روز پنج شنبه که مى شود خداوند فرشتگانى را با لوح هایى از نقره و قلمهایى از طلا مى فرستد تا نام کسانى را که روز پنج شنبه و شب جمعه بیشتر از همه بر من صلوات مى فرستند، بنویسند(11)».

8- در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین نقل شده است که روزى به على(علیه السلام) فرمود: «أَلاَ أُبَشِّرُکَ؟ قَالَ: بَلَى بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَإِنَّکَ لَمْ تَزَلْ مُبَشِّراً بِکُلِّ خَیْر. فَقَالَ: أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ آنِفاً بِالْعَجَبِ. فَقَالَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ: وَ مَا الَّذِی أَخْبَرکَ یَا رَسُولَ اللّهِ؟ قَالَ: أَخْبَرَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَّى عَلَىَّ فَأَتْبَعَ بِالصَّلاَةِ عَلَى أَهْلِ بَیْتِی فُتِحَتْ لَهُ أبْوَابُ السَّمَاءِ وَ صَلَّتْ عَلَیْهِ الْمَلاَئِکَةُ سَبْعِینَ صَلاَةً وَ أَنَّهُ إِنْ کَانَ مِنَ الْمُذْنِبِینَ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ کَمَا تَحَاتُّ الْوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ; آیا به تو بشارت بدهم؟ على(علیه السلام) عرض کرد: آرى پدر و مادرم فدایت، تو همیشه بشارت دهنده به همه نیکى ها بوده اى. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: جبرئیل الآن از چیز عجیبى به من خبر داد، امیرمؤمنان(علیه السلام)پرسید: چه خبرى داده، اى رسول خدا؟ فرمود: به من خبر داد که یکى از امّت من هنگامى که صلوات بر من مى فرستد و به دنبال آن صلوات بر اهل بیتم; درهاى آسمان به روى او گشوده مى شود و فرشتگان هفتاد صلوات بر او مى فرستند و اگر از گنه کاران باشد، گناهانش فرو مى ریزد آن گونه که برگها از درختان مى ریزند(12)».

9- در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است: «أَکْثِرُوا الصَّلاَةَ عَلَىَّ فَإِنَّ اللّهَ وَکَّلَ بِی مَلَکاً عِنْدَ قَبْرِی فَإِذَا صَلَّى عَلَىَّ رَجُلٌ مِنْ أُمَّتِی قَالَ ذَلِکَ الْمَلَکُ یَا مُحَمَّدُ: إِنَّ فُلاَنَ بْنَ فُلاَن صَلَّى عَلَیْکَ السَّاعَةَ; زیاد صلوات بر من بفرستید; چرا که خداوند فرشته اى را نزد قبر من مأمور ساخته که هر فردى از امّت من، صلوات بر من بفرستد آن فرشته مى گوید: فلان کس، فرزند فلان، هم اکنون بر تو صلوات فرستاد».(13)

10- در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) چنین نقل شده است: «مَنْ صَلَّى عَلَىَّ إِیمَاناً وَاحْتِسَاباً إِسْتَأْنَفَ الْعَمَلَ; هر کس از روى ایمان و به خاطر خداوند، بر من صلوات بفرستد (تمام گناهانش بخشوده خواهد شد و) اعمال خود را از نو آغاز مى کند(14)».

11- نه تنها به هنگام ذکر نام پیامبر(صلى الله علیه وآله) باید صلوات بر او فرستاد، بلکه به هنگام نوشتن نیز تأکید شده است که صلوات را بنویسند; آن گونه که در حدیثى از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «مَنْ صَلَّى عَلَىَّ فِی کِتَاب لَمْ تَزَلِ الْمَلاَئِکَةُ تَسْتَغْفِرُ لَهُ مَادَامَ اسْمِی فِی ذلِکَ الْکِتَابِ; کسى که در نوشته اى صلوات بر من بنویسد، فرشتگان - مادامى که اسم من در آن نوشته است- براى او استغفار مى کنند(15)».

12- عایشه از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى کند که فرمود: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَلْقَى اللّهَ غَداً رَاضِیاً فَلْیُکْثِرِ الصَّلاَةَ، عَلَىَّ; کسى که دوست دارد خدا را فرداى قیامت ملاقات کند در حالى که از او خشنود باشد، پس زیاد بر من صلوات بفرستد(16)».

کوتاه سخن این که روایات بسیار فراوانى در این زمینه نقل شده، که از اهمیّت فوق العاده صلوات و درود بر پیامبر و آل حکایت مى کند، به گونه اى که در کمتر عملى از اعمال، این همه ثواب و فضیلت دیده مى شود و آنچه ما در احادیث دوازده گانه بالا آوردیم، در واقع بخش کوچکى از آن است.

* * *

 

پاسخ به چند سؤال

 

1- این همه اهمیّت براى چیست؟

در اینجا قبل از هر چیز، این سؤال پیش مى آید که این همه اهمیّت براى چیست؟ و چه فلسفه اى در صلوات بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نهفته شده است؟

در پاسخ این سؤال مى توان گفت که نخستین فلسفه آن این است که پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) و مقام شامخ او فراموش نشود، و لازمه آن این است که اسلام و برنامه هاى اسلامى متروک نمى شود و به این ترتیب ادامه صلوات بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) رمز بقاى اسلام و نام مبارک او است.

دیگر این که این صلوات و درود سبب مى شود که ما به مقام والاى آن حضرت بیشتر آشنا شویم و از اخلاق و اعمال و صفاتش الگو بگیریم و لذا از بعضى از تعبیرات استفاده مى شود که صلوات بر آن حضرت، باعث پاکیزگى اخلاق و طهارت اعمال و ریزش گناهان ما مى شود; چنان که در زیارت جامعه مى خوانیم: «وَ جَعَلَ صَلاَتَنَا عَلَیْکُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلاَیَتِکُمْ طِیباً لِخُلْقِنَا وَ طَهَارَةً لاَِنْفُسِنَا وَ تَزْکِیَةً لَنَا وَ کَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا; خداوند صلوات ما را بر شما (پیامبر و آل پیامبر) و ولایت ما را نسبت به شما، سبب پاکیزگى اخلاق، طهارت نفوس و نموّ و رشد معنوى و کفّاره گناهان ما قرار داده است»(17).

در روایات متعدّد دیگرى نیز اشاره به بخشودگى گناهان، به هنگام درود بر پیامبر و آل او شده است.

از طرفى صلوات و درود بر پیامبر و آل او، رحمت تازه الهى را بر روح پاک آنها فرو مى فرستد و از آنجا که آنها منبع فیض اند، از سوى آنها به امّت نیز سرازیر مى شود بنابراین، درود و رحمت بر آنها، در واقع درود و رحمت بر خود ما است.

اضافه بر این، فرستادن صلوات و درود بر آن بزرگواران، نوعى حق شناسى و قدردانى و تشکّر از زحماتى است که براى هدایت امّت کشیده اند و بى شکّ این حقّ شناسى و قدردانى اجر و پاداش الهى دارد.

 

2- آیا صلوات بر پیامبر براى او اثرى دارد؟

سؤال دیگرى که در اینجا مطرح است این است که آیا صلوات و درود بر پیامبر و آل او، در مقام و منزلت آنها اثر دارد؟

گاه بعضى از ناآگاهان مى گویند: هیچ اثرى ندارد چون آنها به مقاماتى که باید برسند، رسیده اند; ولى سستى این سخن با توجّه به این که سیر تکاملى انسان هیچ حدّ و مرزى را نمى شناسد و به سوى نامتناهى پیش مى رود، آشکار مى شود و لذا با صراحت در بعضى از دعاها که در تشهّد و غیر آن خوانده مى شود، عرضه مى داریم: «وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ; درجه پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را بالاتر از آنچه هست، بالا ببر».(18)

از این رو، قرآن مجید نیز با صراحت مى گوید: «إِنَّ اللّهَ وَ مَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً; خدا و فرشتگانش بر پیامبراکرمدرود و رحمت مى فرستند، اى کسانى که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و سلام گویید و تسلیم (فرمان او) باشید»(19)

تعبیر به فعل مضارع (یُصَلُّونَ) دلیل بر ادامه این رحمت است و به یقین هر مسلمانى که سخن از توحید و اسلام مى گوید، رحمت تازه اى براى بنیانگذار این آیین نوشته مى شود و این رحمت با انجام اعمال او نیز تداوم مى یابد، چرا که این سنّت هاى حسنه را او بنیان نهاد.

 

3- با چه الفاظى درود بفرستیم؟

سؤال دیگرى که در اینجا مطرح است، این است که چگونه و با چه الفاظى باید بر آن حضرت صلوات فرستاد؟

در این زمینه نیز روایات متعدّدى از طرق شیعه و اهل سنّت به ما رسیده و در همه آنها تأکید شده است که باید آل محمّد(علیهم السلام) به هنگام فرستادن صلوات ذکر شوند، که ما در اینجا به ذکر چند روایت از طرق اهل سنّت، بسنده مى کنیم:

در «الدّر المنثور» از «صحیح بخارى» و «مسلم» و «ابو داود» و «ترمذى» و «نسائى» و «ابن ماجه» و «ابن مردویه» و گروه دیگرى، از «کعب بن عجره» نقل شده که مردى خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) عرض کرد: «أَمَّا السَّلاَمُ عَلَیْکَ فَقَدْ عَلِمْنَاهُ فَکَیْفَ الصَّلاَةُ عَلَیْکَ; سلام بر تو را مى دانیم چگونه است، امّا صلوات و درود بر تو باید چگونه باشد؟» پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود بگو: «أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ عَلَى آلِ مُحَمَّد کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى آلِ إِبْراهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ. أَلّلهُمَّ بَارِکْ عَلَى مُحَمَّد وَ على آلِ مُحَمَّد کَمَا بَارَکْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ»

نویسنده تفسیر «الدّر المنثور» اضافه بر حدیث فوق، هیجده حدیث دیگر نقل کرده که در همه آنها تصریح شده که «آل محمّد» را باید به هنگام صلوات ذکر کرد; این احادیث از کتب مشهور و معروف اهل سنّت از گروهى از صحابه از جمله «ابن عبّاس»، «ابوسعید خدرى»، «ابوهریره»، «طلحه»، «ابومسعود انصارى»، «بریده»، «ابن مسعود»، «کعب بن عجره» و «امیرمؤمنان على(علیه السلام)» نقل شده است(20)

در «صحیح بخارى»(21) روایات متعدّدى در این زمینه نقل شده و در «صحیح مسلم»(22) نیز، دو روایت آمده است و جالب اینکه در «صحیح مسلم» با آن که در احادیث فوق چند بار «محمّد و آل محمد»، با هم ذکر شده، عنوانى را که براى این باب انتخاب کرده «باب الصّلاة على النّبى صلّى اللّه علیه و سلّم» (بدون ذکر آل) مى باشد!

این نکته نیز لازم به یادآورى است که در بعضى از روایات اهل سنّت و بسیارى از روایات شیعه، حتّى کلمه «عَلَى» میان «محمّد و آل محمّد» فاصله نشده است و کیفیّت صلوات به این صورت است: «اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد».

این سخن را با حدیثى از «صواعق ابن حجر»(23) پایان مى بریم. او نقل مى کند که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «لاَتُصَلُّوا عَلَىَّ الصَّلاَةَ الْبَتْرَاءَ! فَقَالُوا: وَ مَا الصَّلاَةُ الْبَتْرَاءُ؟ قَالَ: یَقُولُونَ: «أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد» وَ تُمْسِکُونَ; بَلْ قُولُوا: أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد; هرگز صلوات ناقص و ناتمام بر من نفرستید! عرض کردند: صلوات ناقص و ناتمام چیست؟ فرمود: اینکه فقط بگوئید: «أَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد» سپس امساک کنید، بلکه بگوئید: (أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد)».

در جلد اوّل کنز العمّال نیز روایات متعدّدى در این زمینه دیده مى شود.

 

4- صلوات و درود واجب است، یا مستحب؟

سؤال دیگر این که آیا صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) واجب است یا مستحبّ؟ ظاهر آیه شریفه پنجاه و شش سوره احزاب(إِنَّ اللَّهَ وَ مَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبیِّ... .) وجوب است; زیرا مى دانیم امر، ظاهر در وجوب مى باشد مگر این که قرینه اى بر خلاف آن قائم شود و در این آیه خداوند امر به صلوات و سلام بر پیامبر کرده است; بنابراین، حدّاقل لازم است یک بار بر آن حضرت صلوات و درود و سلام فرستاد; این در حالى است که مشهور فقهاى شیعه و جمعى از فقهاى اهل سنّت معتقد به وجوب صلوات در تشهّد هستند.

«ابن قُدامه» فقیه معروف اهل سنّت در کتاب «المغنى» مى گوید: در تشهّد اوّل، باید بر پیامبر صلوات بفرستد و بگوید: «أَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَ عَلَى آلِ مُحَمَّد کَمَا صَلَّیْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ... وَ هِىَ واجبةٌ فی صحیح الْمَذْهَب وَ هُو قول الشّافعى و اِسحاق...; صلوات فرستادن بر پیامبر و آلش در فتواى صحیح واجب است و «شافعى» و «اسحاق» نیز بر همین عقیده اند». سپس از «ابن راهویه» (از فقهاى اهل سنّت) نقل مى کند: «لو أنّ رجلاً ترک الصَّلاَة عَلَى النّبى(صلى الله علیه وآله) فِى التشهّد بَطَلَتْ صَلاَتُهُ; اگر کسى صلوات بر پیامبر را در تشهّد ترک کند، نمازش باطل است» سپس مى افزاید: ظاهر مذهب «احمد» (امام معروف اهل سنّت) نیز وجوب آن است.(24)

نویسنده کتاب «التّاج الجامع للاصول» (شیخ منصور على ناصف) در ذیل آیه پنجاه و شش سوره احزاب (إِنَّ اللَّهَ وَ مَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ...) تصریح مى کند که ظاهر آیه این است که صلوات و سلام، بر پیامبر اکرم واجب است و این سخن مورد اتّفاق علما مى باشد(25).

 

5- مفهوم واقعى صلوات

آخرین سؤالى که در اینجا مطرح است این است که مفهوم صلوات چیست؟

معروف در میان علما و دانشمندان این است که صلوات اگر از سوى خداوند باشد به معناى رحمت است و اگر از سوى فرشتگان و انسانها باشد به معناى طلب رحمت است. یا به تعبیرى که در روایت امام کاظم(علیه السلام) آمده است در پاسخ این سؤال که معناى صلوات خدا و ملائکه و مؤمنان در آیه شریفه «إِنَّ اللّهَ وَ مَلاَئِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ...» چیست؟ فرمود: «صَلاَةُ اللّهِ رَحْمَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ صَلاَةُ الْمَلاَئِکَةِ تَزْکِیَةٌ مِنْهُمْ لَهُ، وَ صَلاَةُ الْمُؤْمِنینَ دُعَاءٌ مِنْهُمْ لَهُ; صلوات خداوند رحمتى از ناحیه او است و صلوات ملائکه، تقدیس و پاک شمردن آنها است نسبت به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و صلوات مؤمنین، دعا و تقاضاى رحمت است از آنها براى پیامبر(صلى الله علیه وآله)».(26)

بعضى معتقدند تمام این معانى به یک اصل باز مى گردد و آن ثناى جمیل است خواه به صورت فرستادن رحمت بوده باشد، یا تقدیس و پاک شمردن، و یا تقاضاى رحمت، که هر کس به مقتضاى حال خودش آن را انجام مى دهد.(27)

و از آنجا که ریشه اصلى این لغت، «صَلْى» (بر وزن سعى) به معناى در آتش افکندن، یا سوختن و برشته شدن در آتش است، بعضى معتقدند که صلوات به معناى دور کردن آتش عذاب الهى است، که نتیجه آن رحمت یا تقاضاى رحمت است; ولى بعضى میان «صَلْو» که به اصطلاح ناقص واوى است، با «صَلْى» که ناقص یایى است، فرق گذاشته اند و معناى اخیر را مربوط به «صَلْى» دانسته اند و معانى قبل را مربوط به «صَلْو». (دقّت کنید!)

به هر حال، تمام اینها نشان مى دهد که با هر صلوات و سلامى که به پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرستاده مى شود، رحمت تازه اى بر روان پاک او نازل مى گردد و بعید نیست که این رحمت از ناحیه آن منبع عظیم الهى، به سوى امّتش نیز سرازیر شود. از همین رو صلوات و درود بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) مایه رحمت و پاکى و آمرزش براى خود انسان است.

درباره اینکه منظور از آل محمّد(صلى الله علیه وآله) همان اهل بیت، یعنى فرزندان او هستند به خواست خدا در ذیل خطبه 239 بحث خواهیم کرد. در جلد اوّل همین شرح، ذیل خطبه دوّم صفحه 303 نیز اشاره اى به این معنا داشتیم.

* * *

 

1. «اِفْسَح» از مادّه «فَسْح» (بر وزن فسخ) به معناى مکان وسيع است; و از همين رو اين مادّه در مفهوم گسترش دادن، به کار مى رود.
2. مجمع البيان، جلد 10-9، صفحه 218، ذيل آيه 30 از سوره واقعه.
3. سوره اسراء، آيه 79. 
4. «دَعَة» از مادّه «وداع» به معناى جدا شدن و رها کردن است و از آنجا که هر گاه انسان چيزى را رها مى کند و بى حرکت و آرام مى ماند، اين واژه به معناى آرامش
نيز بکار رفته و در خطبه بالا همين معنا اراده شده است. 5. ثواب الاعمال صدوق، ص 185. 6. بحار الانوار، جلد 17، ص 30. 7 و 8. کنز العمّال، جلد 1، صفحه 490، شماره 2153 و 2149. 9. وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 1210 (باب 34 از ابواب ذکر). 10. کنز العمّال، جلد 1، صفحه 494، شماره 2182. 11. کنز العمّال، جلد 1، شماره 2177. 12. شرح علاّمه خويى بر نهج البلاغه، جلد 5، صفحه 214-215. 13. کنزالعمّال، جلد 1، صفحه 494، شماره 2181. 14. وسائل الشيعة، جلد 4، صفحه 1213 (باب 34 از ابواب الذّکر). 15. کنز العمّال، جلد 1، صفحه 507، حديث 2243. 16. کنز العمّال، جلد 1، صفحه 504، حديث 2229. 17. زيارت جامعه کبيره. 18. وسائل الشيعه، جلد 4، صفحه 989، باب کيفيّة التشهّد. 19. سوره احزاب، آيه 56. 20. تفسير الدّر المنثور، جلد 5، صفحه 216 به بعد، (ذيل آيه 56 سوره احزاب). 21. صحيح بخارى، جلد 6، صفحه 151، در تفسير سوره احزاب. 22. صحيح مسلم، جلد 1، صفحه 305، باب الصلاة على النبى(صلى الله عليه وآله) 23. صواعق ابن حجر، صفحه 144. 24. المغنى، جلد 1، صفحه 579. 25. التّاج الجامع للاصول، جلد 5، صفحه 143. 26. تفسير نور الثقلين، جلد 4، صفحه 302، شماره 221 (ذيل آيه 56 سوره احزاب). 27. التحقيق فى کلمات القرآن الکريم، مادّه «صلو» (با اقتباس و نقل به معنا).

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟