• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

موافق جدی تشکیل سازمان قرآن هستم/ فعالیت‌های

احمد لیایی، داور مسابقات قرآن کریم و دبیر اجرایی طرح

بیشتر...

کارآیی روایات تفسیری امام عسکری(ع) در علوم انسانی

عضو هیئت علمی جامعة‌المصطفی(ص) گفت: از تفسیر امام حسن

بیشتر...

وقتی قرآن‌آموزان پولی برای شهریه ندارند/ دوست

تربیت بیش از سه هزار قرآن‌آموز طی ۱۰ سال، نتیجه فعالیت

بیشتر...

انس و بهره‎مندي از صحيفه سجاديه

 

انس ‌و‌ ارتباط ‌با مجموعه نوراني ‌و‌ ارزشمند صحيفه

بیشتر...

احسن النیّات چیست،آیت الله مکارم شیرازی-بارگزاری

دریافت فایل صوتی

حجم: 7 MB

زمان: 10 دقیقه

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
91218
107181
108355816
امروز دوشنبه, 30 فروردين 1400
اوقات شرعی

خطبه هشتاد و سه، بخش چهارم

 

حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الاُْمُورُ، وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ، وَأَزِفَ النُّشُورُ، أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ، وَ أَوْکَارِ الطُّیُورِ، وَأَوْجِرَةِ السِّبَاعِ، وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِکِ، سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ، مُهْطِعِینَ إِلَى مَعَادِهِ، رَعِیلا صُمُوتاً، قِیَاماً صُفُوفاً، یَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ، وَیُسْمِعُهُمُ الدَّاعِی، عَلَیْهِمْ لَبُوسُ الاِْسْتِکَانَةِ، وَضَرَعُ الاِْسْتِسْلاَمِ وَالذِّلَّةِ. قَدْ ضَلَّتِ الْحِیَلُ، وَانْقَطَعَ الاَْمَلُ، وَهَوَتِ الاَْفْئِدَةُ کَاظِمَةً، وَ خَشَعَتِ الاَْصْوَاتُ مُهَیْنِمَةً، وَألْجَمَ الْعَرَقُ، وَعَظُمَ الشَّفَقُ، وَأُرْعِدَتِ الاَْسْمَاعُ لِزَبْرَةِ الدَّاعِی إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ، وَ مُقَایَضَةِ الْجَزَاءِ، وَ نَکَالِ الْعِقَابِ، وَ نَوَالِ الثَّوَابِ.

اوضاع اين جهان ناپايدار، همچنان ادامه مى يابد و زمانها پشت سر هم، سپرى مى شود و رستاخيز نزديک مى گردد، در اين هنگام آنها (انسانها) را از شکاف قبرها و آشيانه هاى پرندگان و لانه هاى درندگان و ميدان هاى هلاکت خارج مى سازند و با شتاب بسوى فرمان (و دادگاه) پروردگار حرکت مى کنند، در حالى که گردن کشيده اند (و نگران سرنوشت خويشند و هنگامى که در دادگاه الهى حضور مى يابند) به صورت گروههاى خاموش، صف به صف ايستاده، به گونه اى که چشم بخوبى آنها را مى بيند و صداى دعوت کننده (الهى) به آنها مى رسد; لباس نياز و مسکنت و تسليم و خضوع، بر تن پوشيده اند. راههاى چاره بسته شده و اميد و آرزو قطع گرديده است. قلبها از کار افتاده و نفس ها در سينه حبس شده و صداها بسيار ضعيف و کوتاه است. عرق، لجام بر دهان ها زده و وحشتى عظيم، همه را فراگرفته است. گوشها از صداى رعدآساى دعوت کننده بسوى حسابرسىِ پروردگار، به لرزه درآيد، و همه بايد نتيجه اعمال خود را دريابند: مجازات و کيفر الهى، يا نعمت و ثواب را.

 

شرح و تفسیر

 

صحنه هولناک محشر!

در این بخش از خطبه که به راستى خطبه اى است «غرّاء» و درخشان و بیدارگر، امام(علیه السلام) بعد از حمد و ثناى الهى و توصیه به تقوا و شرح بىوفایى و بى اعتبارى دنیا، به سراغ معاد مى رود و ترسیمى تکان دهنده از صحنه محشر و حال خلایق در آن روز مى کند، که غافل ترین افراد را بیدار مى سازد و به سوى آن هدف تربیتى که امام(علیه السلام)از این خطبه دارد، گام به گام نزدیک مى کند، به گونه اى که نشان مى دهد این طبیب روحانى، براى درمان دردمندان کاملاً حساب شده قدم برداشته و برنامه ریزى مى کند.

نخست مى فرماید: «اوضاع این جهانِ ناپایدار، همچنان ادامه مى یابد و زمانها پشت سر هم سپرى مى شود و رستاخیز نزدیک مى گردد» (حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الاُْمُورُ، وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ، وَأَزِفَ(1)). النُّشُورُ

این سه جمله اشاره هاى روشنى به پایان جهان دارد. در نخستین جمله: به گذشت و فناى همه چیز: عمرها، قدرتها، اموال و ثروتها و... اشاره مى کند. و در جمله دوم: به پایان گرفتن ماهها و سالها و قرنها و در جمله سوم: که نتیجه آن است نزدیک شدن رستاخیز و آشکار شدن نشانه هاى آن.

در این که پایان جهان با انقلاب هاى هول انگیزى خواهد بود - آنچنان که قرآن مجید در آیات فراوانى بیان کرده است - و دوران برزخ چگونه مى گذرد، امام(علیه السلام)اشاره اى ندارد، بلکه مستقیماً به سراغ رستاخیز مردگان و قیام آنها از قبرها، که قسمت حسّاس مطلب است، مى رود و مى فرماید: «(در این هنگام) آنها را از شکاف قبرها و آشیانه هاى پرندگان و لانه هاى درندگان و میدان هاى هلاکت خارج مى کنند» (أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ(2)(5)الْمَهَالِکِ). الْقُبُورِ، وَ أَوْکَارِ(3) الطُّیُورِ، وَأَوْجِرَةِ(4) السِّبَاعِ، وَ مَطَارِحِ

گاه انسان به مرگ طبیعى و در میان جمع از دنیا مى رود و او را به خاک مى سپارند و گاه ممکن است در بیابانى تنها چشم از جهان فروبندد و بدن بى جان او طعمه پرندگان شود، گاه ممکن است حیوان درنده اى او را بخورد و گاه ممکن است در دریا و صحرایى یکّه و تنها دار فانى را وداع کند و بدن او بپوسد و خاک شود و یا در زلزله ها، در زیر آوارها از بین برود. امام(علیه السلام) مى فرماید: خداوند از جایگاه همه آنها، در هرجا باشند، باخبر است و با فرمان رستاخیز، همه را از جایگاهشان به حرکت درمى آورد و براى حساب و کتاب آماده مى سازد.

امام(علیه السلام) در ضمن، اشاره لطیفى به این نکته دارد که هیچ کس نمى داند در پایان عمر، چگونه چشم از دنیا فرو مى بندند و قبر واقعى او کجاست و این خود نکته اى است آموزنده و بیدارگر، و به گفته قرآن کریم: «وَ مَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَکْسِبُ غَداً وَ مَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَىِّ أَرْض تَمُوتُ; هیچ کس نمى داند فردا چه مى کند و هیچ کس نمى داند در کدامین سرزمین از دنیا مى رود.»(6)

این سخن مانند بسیارى از آیات قرآن، معاد جسمانى را به طور صریح بیان مى کند; چراکه آنچه در قبرها یا آشیانه پرندگان و لانه هاى درندگان قرار دارد، خاکها و استخوانهاى این بدن است وگرنه روح پس از جدایى از بدن، جایگاهش قبر نیست. شرح بیشتر را در این زمینه در بحث نکات خواهیم داد.

ممکن است در اینجا این سؤال مطرح شود که از بسیارى از آیات قرآن برمى آید که در پایان دنیا، زمین به کلّى ویران مى شود; با این حال چگونه قبرها به حال خود باقى مى مانند؟ پاسخ این سؤال نیز در بحث نکات خواهد آمد.

سپس امام(علیه السلام) در ادامه این سخن مى افزاید: «با شتاب به سوى فرمان (و دادگاه) پروردگار حرکت مى کنند، در حالى که گردن کشیده اند (و نگران سرنوشت خویشند و هنگامى که در دادگاه الهى حضور مى یابند) به صورت گروههاى خاموش، صف به صف ایستاده، به گونه اى که چشم به خوبى آنها را مى بیند و صداى دعوت کننده (الهى) به آنها مى رسد» (سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ، مُهْطِعِینَ(7)قِیَاماً صُفُوفاً، یَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ، وَیُسْمِعُهُمُ الدَّاعِی). إِلَى مَعَادِهِ، رَعِیلا(8) صُمُوتاً،

این جمله هاى کوتاه و پرمعنا، با آهنگ خاصى که دارد، ترسیمى گویا از وضع بندگان در صحنه محشر است; ترسیمى بسیار تکان دهنده و وحشت آفرین!

همین تعبیر و تعبیرات مشابهى در قرآن مجید درباره حرکت انسانها در صحنه محشر آمده است، که گاهى تعبیر به «سِرَاعاً»(9) شده و گاه تعبیر به «یَنْسِلُونَ»(10)که آن نیز به معناى شتابان رفتن است و گاه تعبیر به «کَاَنَّهُمْ إلَى نُصُب یُوفِضُونَ»(11)که آن نیز به معناى حرکت سریع است.

حرکت آنها به صورت گروهى و ایستادن آنها در صحنه محشر در صفوف مختلف، یا به خاطر این است که، مردم به تناسب اعمال و رفتارشان از یکدیگر جدا مى شوند و هر کس با همانندش، در یک صف قرار مى گیرد و طبعاً سرنوشت مشترکى دارد و یا از این جهت است که هر گروهى که در گورستانى با هم بودند، با هم به حرکت درمى آیند. قرآن مجید نیز مى فرماید: «یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجاً; روزى که در صور دمیده مى شود و شما فوج، فوج، وارد صحنه محشر مى شوید(12)».

حرکت سریع آنها، نشانه دستپاچگى و وحشت از سرنوشت است و گردن کشیدن به خاطر آن است که هرلحظه در انتظار حادثه اى هستند.

جمله «یَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ...» اشاره به این است که، جمعیّت آنها با آنکه بسیار عظیم است، امّا به گونه اى در عرصه محشر مى ایستند، که همه نمایانند و صدا به گوش همه مى رسد.

سپس به ترسیم دیگرى از وضع خلایق در عرصه محشر پرداخته، مى فرماید: «(ابهامِ سرنوشت و ترس از نتیجه دادرسى پروردگار و هول و وحشت محشر چنان است که گویى) لباس نیاز و مسکنت و تسلیم و خضوع بر تن پوشیده اند، و راههاى چاره بسته شده، و امید و آرزو قطع گردیده است; قلبها از کار افتاده، و نفس ها در سینه حبس شده و صداها بسیار ضعیف و کوتاه است، و عرق، لجام بر دهان ها زده، و وحشتى عظیم، همه را فراگرفته است» (عَلَیْهِمْ لَبُوسُ الاِْسْتِکَانَةِ، وَضَرَعُ(13)الاِْسْتِسْلاَمِ وَالذِّلَّةِ. قَدْ ضَلَّتِ الْحِیَلُ، وَانْقَطَعَ الاَْمَلُ، وَهَوَتِ الاَْفْئِدَةُ کَاظِمَةً، وَ خَشَعَتِ الاَْصْوَاتُ مُهَیْنِمَةً(14)(15)).، وَألْجَمَ الْعَرَقُ، وَعَظُمَ الشَّفَقُ

هنگامى که راه بازگشت بسته شود و داور خداوند باشد و تمام اعمال کوچک و بزرگ با دقّت و موشکافى تمام، مورد محاسبه قرار گیرد و جزاى هر کس با قاطعیّت به او داده شود و مجازات هاى دردناک در انتظار بدکاران و آلودگان باشد، بروز و ظهور چنین حالاتى عجیب نیست.

در آیات قرآن مجید نیز، همین اوصاف دیده مى شود و در حقیقت خطبه امام(علیه السلام) برگرفته از آیات است. در یک جا مى فرماید: «مُهْطِعِینَ مُقْنِعِی رُؤُوسِهِمْ لاَ یَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ; در صحنه محشر، گردن ها را کشیده، سرها را به آسمان بلند کرده، حتّى پلک چشم هایشان از حرکت بازمى ماند و دل هایشان (از اندیشه و امید) خالى مى گردد».(16) و در جایى دیگر مى خوانیم: «یَوْمَئِذ یَتَّبِعُونَ الدَّاعِیَ لاَ عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الاَْصْوَاتُ لِلرَّحْمنِ فَلاَ تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْساً; در آن روز همه از دعوت کننده الهى که هیچ گونه انحرافى در کار او نیست، پیروى کرده و همه صداها در برابر عظمت خداوند، خاضع مى شود و جز صداى آهسته، چیزى نمى شنوى»(17).

تعبیر به «أَلْجَمَ الْعَرَقُ» تعبیر گویایى است که از نهایت گرفتارى حاضران محشر، خبر مى دهد; وحشت و اضطراب از یک سو، گرماى محشر از سوى دیگر، فشردگى جمعیّت و خستگى مفرط از سوى سوم، چنان دست به دست هم مى دهند که آب بدنها به عرق تبدیل مى شود و از تمام پیکرشان جارى مى گردد; چنان از سر و صورتشان عرق جارى است، که اطراف دهان را احاطه کرده، به گونه اى که اگر لب بگشایند، دهان پر از عرق خواهد شد. امام(علیه السلام) این حالت را با تعبیر جالب «أَلْجَمَ الْعَرَقُ» (عرق به دهان آنها لجام زده است!) بیان فرموده است.

سپس امام(علیه السلام) در ادامه این حالتِ هولناک، مى افزاید: «گوش ها از صداى رعدآساى دعوت کننده به سوى حسابرسىِ پروردگار، به لرزه درآمده و همه باید نتیجه اعمال خود را دریابند: مجازات و کیفر الهى، یا نعمت و ثواب را» (وَ أُرْعِدَتِ الاَْسْمَاعُ لِزَبْرَةِ(18)نَوَالِ(21)). الثَّوَابِ الدَّاعِی إِلَى فَصْلِ الْخِطَابِ، وَ مُقَایَضَةِ(19) الْجَزَاءِ، وَ نَکَالِ(20) الْعِقَابِ، وَ

در واقع تمام ترس و وحشت، از همین جاست که هیچ کس از سرنوشت خود آگاه نیست و خود را در میان بهشت و دوزخ، و پاداش و عذاب مى بیند.

خوف و وحشت، از اینجا ناشى مى شود که هیچ کس از میزان خلوص طاعت هاى خود آگاهى ندارد و از خطاها و لغزش هاى فراموش شده خود، باخبر نمى باشد; حسابرسى، بسیار دقیق! و حساب رسان از همه چیز آگاهند! هیچ راه بازگشتى وجود ندارد و هیچ کس قادر به دفاع از دیگرى نیست.

 

نکته ها

1- دورنمایى از معاد جسمانى

گرچه درباره «معاد» و جسمانى یا روحانى بودن آن، در میان جمعى از «فلاسفه» گفتگوست; ولى آیات قرآن و روایات اسلامى، هیچ گونه ابهامى در این امر ندارد که روح و جسم انسانها در جهان دیگر، باز مى گردد و معاد به صورت جسمانى و روحانى انجام مى گیرد. گروههاى متعدّدى از آیات قرآن و روایات، گواه این مدّعاست. از جمله، آیاتى که تصریح مى کند، مردم در قیامت از قبرها برمى خیزند;(22) بدیهى است آنچه در قبرها موجود است، خاکهایى است که از تنِ انسانها باقى مانده است.

در این فراز از خطبه بالا نیز، امام(علیه السلام) با صراحت بیشترى از این موضوع پرده برداشته مى فرماید: «از گورها و لانه پرندگان و جایگاه درندگان و میدان هاى جنگ برانگیخته مى شوند.»

و در واقع اگر معاد بخواهد به گونه کامل و عادلانه صورت گیرد، باید چنین باشد چراکه روح و جسم، در یکدیگر تأثیر متقابل دارند و تکامل آنها به هم پیوسته است و هر کدام کنار برود، دیگرى ناقص خواهد بود و اینکه مى گویند: «شخصیّت انسان به روح او است» اشتباه بزرگى است که از پندار استقلال کامل روح، سرچشمه مى گیرد.

این بحث یک بحث گسترده و دامنه دار است که تنها در اینجا به اشاره اى بسنده مى کنیم.(23)

* * *

 

2- شبهه معروف آکل و مأکول

از جمله شبهاتى که بر سر راه معاد جسمانى وجود دارد و نیافتن پاسخ صحیحى از آن، سبب شده که جمعى به نفى معاد جسمانى برخیزند، شبهه معروف و پیچیده «آکل و مأکول» است.

مى گویند: اگر فرضاً در زمان قحطى، انسان هایى از گوشت انسان هاى دیگر تغذیه کنند، هنگام «معاد» تکلیف بدنى که جزو بدن دیگرى شده است، چه خواهد شد؟ اگر به اوّلى بازگردد، دومى ناقص مى شود و اگر با دومى محشور شود، اوّلى ناقص خواهدشد.

این شبهه را مى توان به صورت گسترده ترى نیز مطرح ساخت، که در شرایط عادى، بدن بسیارى از انسانها خاک مى شود; خاک آنها ممکن است جذب گیاهان و درختان شود و از این طریق، یا از طریق حیواناتى که از گیاهان تغذیه مى کنند و انسان از گوشت آنها تغذیه مى نماید، جذب بدن انسانها شود; باز همان سؤال سابق تکرار مى شود که این اجزاى معیّن با کدامین بدن محشور مى شود؟

تعبیرى که در خطبه بالا آمده و مى فرماید: «از لانه پرندگان و جایگاه درندگان و میدان هاى جنگ محشور مى شود» نیز مى تواند این سؤالات را برانگیزد.

پاسخ این سؤال گرچه بحثى طولانى مى طلبد و در جاى خودش مشروحاً بیان شده است، ولى به طور خلاصه چنین است.

آیات و روایات مى گوید: آخرین بدنِ انسان، که تبدیل به خاک شده است، روز قیامت باز مى گردد; بنابراین اگر آن بدن به هر طریقى جزو دیگرى شده باشد، از او جدا شده و به بدن اوّل ملحق مى گردد و مشکل ناقص شدن بدن دوم کاملاً قابل حلّ است; چراکه بقیّه بدن نموّ مى کند و جاى خالى را پر مى کند. همان گونه که نظیر آن را در دنیا در بسیارى از صدماتى که بر بدن وارد مى شود، مشاهده مى کنیم که سلولهاى اطراف نموّ مى کنند و جاى خالى را پر مى نمایند; البتّه در آن زمان این جایگزینى به صورت وسیع ترى انجام مى شود.

در دنیاى امروز که مسأله شبیه سازى، جنبه عینى به خود گرفته و با پرورش یک سلول از بدن یک موجود زنده، شبیه او به وجود مى آید، حلّ این گونه مسایل بسیار ساده و آسان است و شبهه «آکل و مأکول» نمى تواند سدّ راه معاد جسمانى شود.(24)

* * *

 

3- چگونه مردگان از قبرها خارج مى شوند؟

در اینجا سؤالى مطرح است و آن اینکه اگر زمین و آسمانها در آستانه قیامت به کلّى دگرگون مى شوند و همه چیز به هم مى ریزد، چگونه قبرها محفوظ مى مانند که مردگان از قبورشان محشور شوند؟

در پاسخ این سؤال مى توان گفت که: آنچه در زمین رُخ مى دهد، طبق آیات قرآن زلزله عظیمى است (إِنّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْءٌ عَظَیِمٌ)(25) و هیچ مانعى ندارد که قبور مردگان زیر آوارهاى این زلزله عظیم باقى بمانند. و همچنین اگر در مواردى بدن انسانهایى طعمه درندگان بیابان، یا مرغان هوا شده است و آنها نیز پس از مردن مبدّل به خاک گردیده اند، آنها و لانه هایشان پس از آن زلزله عظیم، در زیر آوارها باقى مى مانند و انسانها در قیامت از آن بر مى خیزند. و به تعبیر دیگر: جهان ویران مى شود نه اینکه نابود شود! طبعاً خاکهاى انسانها در این ویرانى، باقى مى مانند.

* * *

1. «أَزِفَ» از مادّه «اَزَف» (بر وزن شرف) به معناى نزديک شدن است. 
2. «ضَرائح» جمع «ضريح» به معناى قبر، يا شکافى است که در وسط قبر داده مى شود.
3. «اَوْکار» جمع «وَکْر» (بر وزن مکر) به معناى لانه پرندگان است.
4. «اَوجره» جمع «وجار» به معناى حفره هايى است که بر اثر سيل، در درّه ها پيدا مى شود و به لانه درندگان نيز اطلاق مى گردد.
5. «مَطارح» جمع «مطرح» به معناى محلّى است که چيزى در آن مى افکنند.
6. سوره لقمان، آيه 34. 
7. «مُهطِعين» از مادّه «هطع» (بر وزن منع) به معناى روى آوردن سريع توأم با ترس است.
8. «رَعيل» به معناى گروهى از سواران يا پيادگان يا پرندگان است.
9. سوره معارج، آيه 43.
10. سوره يس، آيه 51.
11. سوره معارج، آيه 43. 
12. سوره نبأ، آيه 18.
13. «ضَرَع» (بر وزن طمع) به معناى ضعف و خضوع و ذلّت و درماندگى است.
14. «مُهَيْنِمَه» از مادّه «هَيْنَمه» به معناى صداى آهسته است.
15. «شَفَق» در اصل به معناى آميخته شدن نور روز، با تاريکى شب است; به همين سبب در مورد توجّه آميخته با ترس نسبت به چيزى، اطلاق مى شود و گاه نيز صرفاً به معناى ترس مى آيد.
16. سوره ابراهيم، آيه 43.
17. سوره طه، آيه 108. 
18. «زَبره» به معناى صداى شديد توأم با آمريّت است.
19. «مُقايضه» از مادّه «قيض» (بر وزن فيض) به معناى مبادله کردنِ چيزى، با چيزى است و از آنجا که جزاى اعمال در برابر عمل انسانها قرار مى گيرد، در عبارت بالا تعبير به «مقايضه» شده است.
20 و 21. «نَکال» به معناى مجازات و عقوبت، و «نَوال» به معناى نعمت است.
22. در بحث گذشته، به آيات مربوط به اين قسمت اشاره شد. 
23. شرح بيشتر اين بحث را در جلد پنجم «پيام قرآن» (صفحه 307-353) مطالعه فرماييد. 
24. شرح مبسوط اين موضوع را در جلد پنجم پيام قرآن، صفحه 340 تا 347 مطالعه فرماييد.
25. سوره حج، آيه 1.
---------------------
شرح نهج البلاغه ، آیت الله مکارم شیرازی

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟