• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

ایجاد مرجع تألیف و تحقیق قرآنی؛ دستاورد مهم همایش

 مسئول مؤسسه بانوان قرآن‌پژوه در یادداشتی

بیشتر...

دانشگاه علوم و معارف قرآن می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد

یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن اظهار کرد:

بیشتر...

بازخوانی ماموریت‌ها و برنامه‌های معاونت قرآن و

نشست مدیران و معاونان معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و
بیشتر...

حدیث سلسله الذهب ، آیت الله العظمی مظاهری

در سلسله مطالب روزانه که توسط سایت احسن الحدیث مطالب

بیشتر...

ده وصف از اوصاف پروردگار

شرح آیات 25 تا 30 سوره مبارکه لقمان

25وَ لَئِنْ

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
7544
84273
106434978
امروز سه شنبه, 31 فروردين 1400
اوقات شرعی

خطبه هشتاد و سه، بخش دهم

 

وَاعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَکُمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ مَزَالِقِ دَحْضِهِ، وَ أَهَاوِیلِ زَلَلِهِ، وَ تَارَاتِ أَهْوَالِهِ; فَاتَّقُوا اللهَ عِبَادَ اللهِ تَقِیَّةَ ذِی لُبٍّ شَغَلَ التَّفَکُّرُ قَلْبَهُ، وَأَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ، وأَسْهَرَ التَّهَجُّدُ غِرَارَ نَوْمِهِ، وَأَظْمَأَ الرَّجَاءُ هَوَاجِرَ یَوْمِهِ، وَظَلَفَ الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ، وَ أَوْجَفَ الذِّکْرُ بِلِسَانِهِ، وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لاَِمَانِهِ، وَ تَنَکَّبَ الْـمَخَالِجَ عَنْ وَضَحِ السَّبِیلِ، وَ سَلَکَ أَقْصَدَ الْمَسَالِکِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ; وَلَمْ تَفْتِلْهُ فَاتِلاَتُ الْغُرُورِ، وَلَمْ تَعْمَ عَلَیْهِ مُشْتَبِهَاتُ الاُْمُورِ، ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى، وَ رَاحَةِ النُّعْمَى، فِی أَنْعَمِ نَوْمِهِ، وَ آمَنِ یَوْمِهِ. وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِیداً، وَ قَدَّمَ زَادَ الاْجِلَةِ سَعِیداً، وَ بَادَرَ مِنْ وَجَل، وَأَکْمَشَ فِی مَهَل، وَ رَغِبَ فِی طَلَب، وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَب، وَ رَاقَبَ فِی یَوْمِهِ غَدَهُ، وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ. فَکَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً، وَ کَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً! وَ کَفَى بِاللهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِیراً! وَ کَفَى بِالْکِتَابِ حَجِیجاً وَ خَصِیماً.

بدانيد عبور شما از صراط و گذرگاهِ خطرناک مردافکن آن است! معبرى که قدمها در آن مى لغزد و خطرات هولناکى، پى درپى دامان انسان را مى گيرد; حال که چنين است، اى بندگان خدا تقواى الهى پيشه کنيد! همچون تقواى خردمندى که تفکّر، قلب او را به خود مشغول ساخته و خوف الهى جسمش را خسته کرده، شب زنده دارى، خواب را از چشمش ربوده، اميد به رحمت پروردگار، او را به تشنگى روزه ايّام گرم (تابستان) واداشته، و زهد در دنيا خواهش هاى نفسانى را از او گرفته است; همان پرهيزگارى که ذکر خدا به سرعت بر زبانش جارى شده و ترس (از خدا) را براى ايمنى رستاخيز از پيش فرستاده است; جاذبه هاى(انحرافى و شيطانى) را از جاده خويش کنار زده و در بهترين و مستقيم ترين راههايى که او را به روش مطلوب (جهت رسيدن به رضاى خدا) مى رساند، گام برداشته، و وسوسه ها و فريب ها هرگز او را نفريفته، و امور مشکوک بر او پنهان نمانده است (و به کمک نور تقوا، حق را از باطل تشخيص داده است) با مژده (بهشت) و زندگى آسوده، در ميان نعمتها، در بهترين جايگاه وايمن ترين روزها، شاد و مسرور است; اين در حالى است که از گذرگاه دنياى زودگذر، با روشى پسنديده عبور کرده و توشه آخرت را توأم با سعادت از پيش فرستاده است; همان پرهيزگارى که از ترس (آن روز، به عمل صالح) مبادرت ورزيده و در مهلت (زندگى) با سرعت مشغول (بندگى) بوده و نسبت به آنچه مطلوب (پروردگار) است، رغبت کامل داشته و از آنچه بايد بگريزد دورى کرده است; امروز مراقب فرداى خويش است و براى آينده خود پيش بينى لازم را نموده است. همان بس که بهشت، پاداش و عطيه (پرهيزگاران) باشد! و همان بس که آتش دوزخ، کيفر (بدکاران و بى تقوايان) باشد و کافى است که خداوند انتقام گيرنده (از اينها) و يارى کننده (آنها) و قرآن مدافع (نيکوکاران) و دشمن (بدکاران) باشد.

 

شرح و تفسیر

 

گذرگاههاى هولناکى که در پیش داریم

در این بخش از این خطبه «غرّاء» امام(علیه السلام) به سراغ بعضى از مواقف آخرت و گذرگاههاى خطرناک آن مى رود و از آن پلى به سوى این دنیا زده، مردم را براى آماده شدن جهت حضور در صحنه قیامت و عبور از گذرگاه خطرناک صراط، آماده مى سازد.

مى فرماید: «بدانید عبور شما از صراط و گذرگاه خطرناکِ مردافکنِ آن است! معبرى که قدمها در آن مى لغزد و خطرات هولناکى، پى در پى دامان انسان را مى گیرد» (وَاعْلَمُوا أَنَّ مَجَازَکُمْ(1)(4)زَلَلِهِ، وَ تَارَاتِ(5)). أَهْوَالِهِ عَلَى الصِّرَاطِ، وَ مَزَالِقِ(2) دَحْضِهِ(3)، وَ أَهَاوِیلِ

یکى از گذرگاههاى قیامت، «صراط» است که در آیات قرآن به طور اشاره و در روایات صریحاً و به طور تفصیل، از آن بحث شده است; از مجموع آن روایات، استفاده مى شود، صراط پلى است بر دوزخ، در مسیر بهشت، که آخرین گذرگاه آدمى است و نیکان و بدان همه بر آن وارد مى شوند: صالحان مانند برق از آن مى گذرند و به دروازه هاى بهشت مى رسند، ولى افراد بى ایمان و گنهکار، توان عبور از آن را ندارند و از روى آن، به جهنّم سقوط مى کنند.

عبور از این گذرگاه خطرناک، که تنها راه بهشت است بستگى به ایمان و عمل دارد و حتّى سرعت عبور از آن، متناسب با درجات تقوا و ایمان است.

البتّه «صراط» در دنیا در اَشکال دیگرى مجسّم مى شود و یا به تعبیر دیگر: صراط در قیامت، تجسّمى از صراط هاى دنیاست; چرا که در توصیف «صراط قیامت» آمده است: «أَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ، وَ أَحَدُّ مِنَ السَّیْفِ; باریکتر از مو و برنده تر از شمشیر است».(6)

بى شک، حدّ فاصلِ میان حق و باطل، ایمان و کفر، اخلاص و ریا، قصد قربت و پیروى از هوا، به همین باریکى و خطرناکى است که عبور از این خطّ فاصل، جز براى خالصان و مخلصان و نیکان و پاکان میسّر نیست; که شرح آن، در بحث «نکته ها» خواهد آمد.

به هر حال، یک چنین گذرگاه باریک، لغزشگاههاى فراوان دارد که بدون آمادگى کامل، عبور همراه با سلامت از آن ممکن نیست! به همین دلیل، امام(علیه السلام) در ادامه این سخن مى فرماید: «حال که چنین است، اى بندگان خدا تقواى الهى پیشه کنید! همچون تقواى خردمندى که تفکّر، قلب او را به خود مشغول ساخته، و خوف الهى جسمش را خسته کرده، شب زنده دارى خواب را از چشمش ربوده، امید به رحمتِ پروردگار، او را به تشنگى روزه ایّام گرم (تابستان) واداشته، و زهدِ در دنیا، خواهشهاى نفسانى را از او گرفته است!»(فَاتَّقُوا اللهَ عِبَادَ اللهِ تَقِیَّةَ ذِی لُبٍّ شَغَلَ التَّفَکُّرُ قَلْبَهُ، وَأَنْصَبَ الْخَوْفُ بَدَنَهُ، وأَسْهَرَ(7)هَوَاجِرَ(9)). یَوْمِهِ، وَظَلَفَ(10) الزُّهْدُ شَهَوَاتِهِ التَّهَجُّدُ غِرَارَ(8) نَوْمِهِ، وَأَظْمَأَ الرَّجَاءُ

آرى، براى ورود به مرحله تقوا، تقوایى که گذار انسان را از صراط آسان کند، نخست تفکّر لازم است! تفکّرو اندیشه اى که تمام قلب را به خود مشغول دارد و خوف از خدا را در انسان زنده کند و به دنبال آن تهجّد و شب زنده دارى و روزه در ایّام گرم تابستان و زهد و پارسایى، در وجود انسان ظاهر گردد; چنین تقوایى است که انسان را به سرمنزل مقصود مى رساند و او را همچون برق، از «صراطِ خطرناک قیامت» عبور مى دهد.

در ادامه این سخن مى فرماید: «همان پرهیزگارى که ذکر خدا به سرعت بر زبانش جارى مى گردد و ترس (از خدا) را براى ایمنى در رستاخیز از پیش فرستاده است، جاذبه ها (ى انحرافى و شیطانى) را از جاده خویش کنار زده و در بهترین و مستقیم ترین راههایى که او را به روش مطلوب (جهت رسیدن به رضاى خدا) مى رساند، گام برداشته، و وسوسه ها و فریب ها هرگز او را نفریفته، و امور مشکوک بر او پنهان نمانده است، (و به کمک نور تقوا، حق را از باطل تشخیص مى دهد)» (وَ أَوْجَفَ(11)(14)السَّبِیلِ، وَ سَلَکَ أَقْصَدَ الْمَسَالِکِ إِلَى النَّهْجِ الْمَطْلُوبِ; وَلَمْ تَفْتِلْهُ(15)تَعْمَ عَلَیْهِ مُشْتَبِهَاتُ الاُْمُورِ). فَاتِلاَتُ الْغُرُورِ، وَلَمْ الذِّکْرُ بِلِسَانِهِ، وَ قَدَّمَ الْخَوْفَ لاَِمَانِهِ، وَ تَنَکَّبَ(12) الْـمَخَالِجَ(13) عَنْ وَضَحِ

تا به اینجا امام(علیه السلام) در بیان اوصاف پرهیزگارانى که باید الگو قرار گیرند -علاوه بر تفکّر دائم- اوصاف دهگانه اى را بیان مى کند که تحت هرکدام، یک دنیا معنا نهفته شده است و جمع آنها در یک انسان، انسان نمونه اى مى سازد، که در دنیا و آخرت سربلند و در میدان زندگى پیروز و در سیر الى اللّه موفّق است; تمام این تعبیرات با تشبیهات زیبا و کنایه ها و عبارات دل نشین و پرمغز آمیخته است; به گونه اى که در اعماق جان نفوذ مى کند.

آرى، پرهیزگارانِ راستین، هرگز فریب جاذبه هاى شیطانى را نمى خورند و در امور مشکوک در تاریکى گام بر نمى دارند! نزدیکترین راه را بسوى خدا بر مى گزینند و موانع را از سر راه بر مى دارند، خوف از خدا و مسؤلیّتها، مانع انحراف آنهاست و ذکر پروردگار، دائماً بر سر زبانشان.

سپس امام(علیه السلام) به بخشى از نتایج این اوصاف در دنیا و آخرت پرداخته و در ضمن شش جمله، چنین مى فرماید: «با مژده (بهشت) و زندگى آسوده در میان نعمتها، در بهترین جایگاهها و ایمن ترین روزها، شاد و مسرور است; این در حالى است که از گذرگاه دنیاى زودگذر، با روشى پسندیده عبور کرده، و توشه آخرت را توأم با سعادت، از پیش فرستاده است» (ظَافِراً بِفَرْحَةِ الْبُشْرَى، وَ رَاحَةِ النُّعْمَى،(16)نَوْمِهِ، وَ آمَنِ یَوْمِهِ، وَ قَدْ عَبَرَ مَعْبَرَ الْعَاجِلَةِ حَمِیداً، وَ قَدَّمَ زَادَ الاْجِلَةِ سَعِیداً). فِی أَنْعَمِ

در واقع آنچه سبب بشارت آنان و راحتى و آرامش و امنیّت خاطرشان مى گردد، همان عبور شایسته از گذرگاه دنیا و پیش فرستادن توشه آخرت است و مشکل مهمّ اینجاست که انسان در مقابل آن جاذبه هاى کاذب و زرق و برق هاى فریبنده و راههاى انحرافى، بتواند خود را حفظ کند و از صراط مستقیم الهى خارج نگردد.

سپس در ادامه این سخن، در آخرین اوصافى که براى پرهیزگاران نمونه ذکر مى کند، به شش وصف دیگر اشاره کرده، مى فرماید: «همان پرهیزگارى که از ترس (آن روز، به عمل صالح) مبادرت ورزیده، و در مهلت (زندگى) با سرعت مشغول (بندگى) بوده، و نسبت به آنچه مطلوب (پروردگار) است رغبت کامل داشته، و از آنچه باید بگریزد، دورى کرده است; امروز مراقب فرداى خویش بوده و براى آینده خود، پیش بینى لازم را نموده است» (وَ بَادَرَ مِنْ وَجَل، وَأَکْمَشَ(17)طَلَب، وَ ذَهَبَ عَنْ هَرَب، وَ رَاقَبَ فِی یَوْمِهِ غَدَهُ، وَ نَظَرَ قُدُماً أَمَامَهُ). فِی مَهَل، وَ رَغِبَ فِی

در یک کلمه، از فرصت گرانبهاى عمر، براى زندگى سعادتمندانه در سراى دیگر بهترین بهره گیرى را مى کند; به آنچه باید روى آورد، روى مى آورد و از آنچه باید دورى کند، پرهیز مى نماید.

آرى، پرهیزگارى که داراى این اوصاف است، سزاوار است الگوى زندگى راهیان راهِ اللّه و قُدوه و اسوه آنان بوده باشد.

در پایان این فراز، به نتیجه نهایى تقوا و بى تقوایى اشاره کرده، مى فرماید: «همان بس، که بهشت پاداش و عطیّه (پرهیزگاران) باشد! و همان بس، که آتش دوزخ کیفر و مجازات (بدکاران و بى تقوایان) باشد! و کافى است که خداوند انتقام گیرنده (از اینها) و یارى کننده (آنها) و قرآن مدافعِ (نیکوکاران) و دشمن (بدکاران) باشد!» (فَکَفَى بِالْجَنَّةِ ثَوَاباً وَ نَوَالاً، وَ کَفَى بِالنَّارِ عِقَاباً وَ وَبَالاً! وَ کَفَى بِاللهِ مُنْتَقِماً وَ نَصِیراً! وَ کَفَى بِالْکِتَابِ حَجِیجاً وَ خَصِیماً!).

به راستى امام(علیه السلام) در سخنانش اعجاز مى کند، در جمله هایى کوتاه آنچنان تقوا و پرهیزگارى را توصیف مى کند که در هیچ کتابى دیده نشده و از هیچ کس شنیده نشده است; تعبیراتى که بى دردترین افراد، از آن احساس درد مى کنند و سست ترین انسانها را به حرکت وا مى دارد و به راستى نام «خطبه غرّاء» بر این خطبه بسیار بجاست.

نکته ها

 

1- چگونه آسان از صراط بگذریم؟!

در خطبه بالا اشاره به «صراط» شده است; یعنى گذرگاهى که همه انسانها در قیامت باید از آن عبور کنند و در روایات اسلامى درباره آن بحث هاى فراوانى دیده مى شود، هر چند در قرآن مجید، واژه «صراط» در این معنا بکار نرفته است جز در یکى دو مورد، که آن هم احتمال دارد اشاره به جادّه حقّ و باطل در دنیا باشد; ولى تعبیرات دیگرى در قرآن مجید به عنوان «مِرْصاد» و مانند آن آمده که جمعى از مفسّران، آن را اشاره به همان «صراط» مى دانند.

به هر حال، همان گونه که گفتیم از روایات اسلامى استفاده مى شود که «صراط» پلى است بر روى جهنّم، بسیار باریک و خطرناک، آنها که از آن عبور کنند به بهشت برین مى رسند و آنها که نتوانند عبور کنند در جهنّم سقوط خواهند کرد. بلکه از بعضى از روایات استفاده مى شود که «صراط» از درون جهنّم مى گذرد! ولى مؤمنان آنچنان سریع عبور مى کنند که کمترین آسیبى به آنان نمى رسد، همانگونه که اگر انسان از درون آتش دنیا، با سرعت زیاد عبور کند کمترین تأثیرى روى او نخواهد داشت.

در اوصاف صراط چنین آمده است: «صراط پلى است که بر روى دوزخ در مسیر بهشت قرار گرفته و تنها راه ورود در بهشت، عبور از آن است; گروهى از نیکان و پاکان چنان به سرعت از آن مى گذرند که گویى شعاع برقند! گروهى مانند یک اسب سوار تیزرو، گروهى همچون افراد پیاده و گروهى با دست و زانو از این گذرگاه، مى گذرند و گروهى که توان عبور ندارند در اثناى راه سقوط مى کنند».(18)

اهمیّت عبور از این گذرگاه را با توجّه به حدیث معروفى که از رسول خدا نقل شده و در کلام امام صادق(علیه السلام) نیز آمده است، مى توان، دریافت; آنجا که فرمود: «إِنَّ عَلَى جَهَنَّمَ جِسْراً أَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ، أَحَدُّ مِنَ السَّیْفِ; بر دوزخ پلى کشیده شده باریک تر از مو و تیزتر از شمشیر».(19)

امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَادِ»(20)مى فرماید: «قَنْطَرَةٌ عَلَى الصِّرَاطِ لاَیَجُوزُهَا عَبْدٌ بِمَظْلِمَة; مرصاد پلى است بر صراط، که هر کس حقّ ستمدیدگان بر گردن او باشد از آن عبور نخواهد کرد».(21)

در روایات اسلامى امورى به عنوان وسیله عبورِ سریع، از صراط ذکر شده است. از جمله در حدیثى از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است: «أَسْبِغِ الْوُضوُءَ تَمُّرُ عَلَى الصِّرَاطِ مَرَّ السَّحَابِ; وضوء را شاداب و پرآب بگیر! تا بر صراط همچون ابر بگذرى».(22)

و در حدیث دیگرى مى خوانیم که موسى(علیه السلام) در مناجاتش به درگاه الهى سؤال کرد: «إِلهِی مَاجَزَاءُ مَنْ تَلاَ حِکْمَتَکَ سِرّاً وَ جَهْراً؟ قَالَ: یَا موُسَى! یَمُرُّ عَلَى الصِّرَاطِ کَالْبَرْقِ; خداوندا پاداش کسى که حکمت تو را پنهان و آشکار بخواند (و مردم را با سخنان حکیمانه تو، به سوى حق دعوت کند) چیست؟ فرمود: اى موسى! چنین کسى همچون برق از صراط عبور مى کند».(23)

جالب توجّه اینکه در روایات متعددّى مى خوانیم، یکى از شرایط اصلى عبور از صراط، ولایت على بن ابى طالب، است. این روایت را بسیارى از بزرگان اهل سنّت در کتابهاى خود از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل کرده اند. از جمله «حافظ بن سمّان» در کتاب «موافقه» چنین نقل مى کند که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «لاَ یَجُوزَ أَحَدٌ عَلَى الصِّرَاطِ إِلاَّ مَنْ کَتَبَ لَهُ عَلِیٌّ(علیه السلام) الْجَوَازَ; هیچ کس از صراط عبور نمى کند، مگراینکه على(علیه السلام) اجازه عبور براى او بنویسد».(24) و در بعضى روایات آمده است: «إِذَا جَمَعَ اللّهُ الاَْوَّلِینَ وَ الاْخِرِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ نَصَبَ الصِّرَاطَ عَلَى جِسْرِ جَهَنَّمَ مَا جَازَهَا أَحَدٌ حَتَّى کَانَتْ مَعَهُ بَرَاءَةٌ بِوِلاَیَةِ عَلِىِّ بْنِ أَبِی طَالِب; هنگامى که خداوند اوّلین و آخرین را در روز قیامت گرد آورد و صراط بر جهنّم کشیده شود، هیچ کس از آن عبور نمى کند مگراینکه برات آزادى به سبب ولایت على(علیه السلام) با او باشد».(25) این مضمون با تفاوت مختصرى در «مناقب خوارزمى» و «مناقب ابن مغازلى» و «فرائد السّمطین» و کتاب «الرّیاض النّظرة» آمده است.(26)

همانگونه که در شرح خطبه نیز ذکر شد، صراط در قیامت در واقع تجسّمى است از صراط هایى که در دنیاست که به همان باریکى و خطرناکى است.

 

2- نماز شب، کیمیاى سعادت است

در این خطبه امام(علیه السلام) به مسأله شب بیدارى و عبادات شبانه، اشاره مى فرماید و آن را از ویژگى هاى پرهیزگاران صفوف مقدّم راهیان راه خدا مى شمرد.

«تهجّد» از ماده «هُجود» به گفته «راغب» در «مفردات» در اصل به معناى خواب است; ولى هنگامى که به باب «تفعّل» مى رود در معناى انتقال از خواب، به بیدارى به کار مى رود و از آنجا که بیدارى شبانه، در عرف پرهیزگاران براى راز و نیاز به درگاه خداست، این واژه (تهجّد) به معناى نماز خواندن در دل شب، یا در خصوص نافله شب بکار مى رود.

به هر حال، نماز شب، که با آداب خاصّى انجام مى گیرد، اکسیر اعظم و کیمیاى اکبر است که مى تواند مِس تیره وجود انسان را، به طلاى ناب تقوا مبدّل کند. قرآن مجید و همه پیشوایان بزرگ اسلام و بزرگان اخلاق، بر انجام این عبادت انسان ساز و آثار تربیتى آن تأکید کرده اند.

همین بس که قرآن مجید به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) خطاب مى کند و مى گوید: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَحْمُوداً; پاسى از شب را از خواب برخیز و قرآن (و نماز) بخوان، این وظیفه اضافى براى توست (اشاره به اینکه نماز شب بر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) واجب و بر امّت مستحب است) تا پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برساند».(27)

این تعبیر به خوبى نشان مى دهد که پیامبر(صلى الله علیه وآله) «مقام محمود» را که مقام بسیار والا و برجسته است، در سایه عبادت شبانه پیدا کرد (و به گفته شاعر روشن ضمیر: «چیزى که مایه نجات او از ظلمات به سوى نور تقوا شد، دعاى نیمه شبى بود و گریه سحرى»).

از روایات فراوانى که در این زمینه از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه هُدى(علیهم السلام) نقل شده همین بس که در حدیثى پیامبر اکرم به على(علیه السلام) توصیه مى کند: «عَلَیْکَ بِصَلاَةِ اللَّیْلِ! یُکَرِّرُهَا أَرْبَعَةً; بر تو باد که نماز شب را به جاى آورى! پیامبر این سخن را چهار بار تکرار کرد».(28)

در حدیث دیگرى از همان حضرت مى خوانیم که به على(علیه السلام) فرمود: «یَا عَلِىُّ ثَلاَثُ فَرَحَات لِلْمُؤْمِنِ: لُقَى الاِْخْوَانِ، وَ الاِْفْطَارُ مِنَ الصِّیَامِ، وَ التَّهَجُّدُ مِن آخِرِ اللَّیْلِ; سه چیز است که مایه نشاط مؤمن مى شود: دیدار دوستان و افطار روزه و نماز در آخر شب».(29)

از این حدیث استفاده مى شود که نماز شب مایه نشاط و شادابى مؤمنان است.

در حدیث پرمعناى دیگرى از همان حضرت مى خوانیم: «مَا اتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلا إِلاَّ لاِِطْعَامِهِ الطَّعَامَ وَ صَلاَتِهِ بِاللَّیْلِ وَ النَّاسُ نِیَامٌ; خداوند ابراهیم(علیه السلام) را به مقام دوستى خود (و افتخار خلیل اللّهى) نرساند مگر به خاطر اطعام طعام و نماز شبانه هنگامى که مردم در خواب بودند».(30)

در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که به یکى از یاران خود تأکید فرمود: «نماز شب و عبادت شبانه را رها مکن که هرکس نماز شب را رها کند، مغبون است» (لاَ تَدَعْ قِیَامَ اللَّیْلِ فَإِنَّ الْمَغْبُونَ مَنْ غُبِنَ قِیَامَ اللَّیْلِ).(31)

و جالب اینکه در آیه 6 سوره مزّمّل از نماز شب تعبیر به «نَاشِئةَ اللَّیْل» شده و آن را بسیار مهمّ و سبب استقامت شمرده است (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِىَ أَشَدُّ وَ طْئاً وَ أَقْوَمُ قِیلا)و به گفته بعضى از مفسّران: تعبیر «نَاشِئةَ اللَّیْلِ» اشاره به نشئه و نشاط و جذبه روحانى و ملکوتى است که در سایه این عبادت براى انسان فراهم مى شود.

دلیل این اهمیّت نیز روشن است زیرا «روح عبادت» که انسان را به «مقامات عالى» مى رساند دو چیز است: «اخلاص» و «حضور قلب» و این هر دو در شب، مخصوصاً در آخر شب، بعد از یک استراحت نسبتاً ممتدّ، در حالى که چشم هاى بسیارى از مردم در خواب است و جُنب و جوش هاى زندگى مادّى موقّتاً خاموش شده، نه جایى براى روى و ریاست و نه شواغل روزمرّه مادّى فکر انسان را به خود جلب مى کند، حاصل مى شود; از این رو، نماز شب عبادتى است خالص و توأم با حضور دل و آمیخته با معنوّیت کامل و سرچشمه انواع برکات; به گفته حافظ:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعاى شب و ورد سحرى بود

آثار بى نظیر این عبادتِ شبانه را، هر کس مى تواند با تجربه دریابد و هنگامى که طعم شیرین آن را در مذاق جان احساس کند به آسانى آن را رها نخواهد کرد!

مى صبوح و شَکَر خواب صبحدم تا چند به عذر نیمه شبى کوش و گریه سحرى

آرى! کلید گنج سعادت و راه رسیدن به معشوق حقیقى همین است:

دعاى صبح و آه شب، کلید گنج مقصود است بدین راه و روش مى رو که با دلدار پیوندى!

* * *

 

1. «مَجاز» از مادّه «جواز» به معناى سير و حرکت و عبور است; بنابراين «مَجاز» که مصدر ميمى است به همين معنا است.
2. «مَزالق» جمع «مَزْلَق» به معناى لغزشگاه، از مادّه «زَلْق» (بر وزن دلو) به معناى لغزش است. 
3. «دَحْض» در اينجا مصدر يا اسم مصدر است و به معناى لغزش توأم با سقوط آمده است; اين واژه گاهى در مورد باطل شدن و يا زوال خورشيد از دائره نصف النهار بسوى مغرب به کار رفته است.
4. «اَهاويل» جمع «اَهوال»، و «اَهوال» نيز جمع «هول» است; بنابراين «اهاويل» جمع الجمع مى باشد و «هول» به معناى ترس و وحشت است.
5. «تارات» جمع «تاره» به معناى دفعه در اصل از مادّه «تَأْر» (بر وزن طرد) به معناى نظر تند به کسى کردن است و به معناى زدن با عصا و مانند آن نيز آمده است و از آنجا که اين امور در دفعات مختلف
واقع مى شود، اين واژه به معناى دفعه نيز مى آيد. 6. بحارالانوار، جلد 8، صفحه 65. 2. «أَنْصب» از مادّه «نَصَب» (بر وزن سبب) به معناى خسته شدن است. بنابراين «انصب» از باب اِفعال به معناى خسته کردن آمده است. 7. «أَسْهر» از مادّه «سَهَر» (بروزن سفر)به معناى شب بيدارى است و از آنجا که حوادث وحشتناک، خواب شبانه را از چشم مى برد و نيز زمين قيامت، هول انگيز است به هردو «ساهره» اطلاق مى شود. 8. «غِرار» مصدر و اسم مصدر است و به معناى کمىوکسادى است و مفهوم جمله بالا اين است که عبادات شبانه، حتّى خواب کم را از آنها مى گيرد. 9. «هَواجِر» جمع «هاجره» به معناى وسط روزهاى گرموداغ است که مردم به خانه ها پناه مى برند، گويى هجرت کرده اند و دراصل از مادّه «هَجْر» و «هِجْران» گرفته شده که به معناى ترک چيزى و جدايى از آن است. 10. «ظَلَفَ» از مادّه «ظَلْف» به معناى بازداشتن از چيزى است و «ظَلَف» (بر وزن علف) به معناى مکان مرتفع نيز آمده است; گويى انسانها را از رسيدن به خود منع مى کند. 11. «اَوْجَفَ» از مادّه «ايجاف» به معناى تسريع در کارى است; اين واژه به معناى ايجاد اضطراب که در بسيارى از موارد، لازمه تسريع است نيز آمده است. 12. «تَنَکّب» از مادّه «نَکْب» و «نکوب» به معناى عدول و دورى و انصراف از چيزى است; به همين جهت، هنگامى که دنيا به کسى پشت کند از آن تعبير به «نکبت» مى شود. 13. «مَخالِج» جمع «مَخْلج» از مادّه «خَلج» (بر وزن خرج) به معناى مشغول کردن چيزى است; بنابراين «مخالج» به معناى امور مشغول کننده و سرگرم کننده است و تعبير به «خلجان» به ذهن، نيز اشاره به
همين معناست و «خليج» را به اين جهت خليج گفته اند که گويى بخشى از دريا جدا شده و به سوى خشکى پيش رفته و خشکى را به خود مشغول داشته است. 14. «وَضَح» از مادّه «وضوح» به معناى آشکار شدن است و «وَضَحُ السَّبيل» به معناى وسط جاده است. 15. «تَفْتِلْه» از مادّه «فَتْل» (بر وزن قتل) به معناى منصرف ساختن از چيزى است و گاه به معناى تابيدن نيز آمده است و «فتيله» را نيز به همين جهت «فتيله» مى گويند. 16. «نُعمى» مفرد است و به معناى آرامش و زندگانى آسوده و گسترده است و در واقع «نُعمى» مفهومى همانند نعمت دارد که مفهوم آن وسيع است. 17. «اَکْمَشَ» از مادّه «کَمَش» (بر وزن عطش) به معناى تسريع در کارى است و در جمله بالا اشاره به سرعت در خيرات و طاعات است. 18. اين سخن مضمون حديثى است که از امام صادق(عليه السلام) در کتاب امالى صدوق، مجلس 33 نقل شده است. 19. در حديث امام صادق(عليه السلام) به جاى «جسر» «صراط» آمده است (بحارالانوار، جلد 8، صفحه 64; اين حديث از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در کنز العمّال شماره 3936، جلد 14، صفحه 386، نقل شده است). 20. سوره فجر، آيه 14. 21. بحارالانوار، جلد 8، صفحه 66، حديث 6. 22. کنزالعمّال، همان. 23. بحارالانوار، جلد 89، صفحه 197، حديث 3. 24و 25 و 26. الغدير، جلد 2، صفحه 323. (مرحوم علاّمه امينى اين روايات را به طور گسترده از منابع اهل سنّت با ذکر صفحه، در شرح شعر معروف العبدى: وَ إِلَيْکَ الْجَوَازُ تَدْخُلُ مَنْ شِئْتَ جِنَاناً وَ مَنْ تَشَاءُ جَحِيماً آورده است). 27. سوره اسراء، آيه 79. 28. بحار الانوار، جلد 66، صفحه 392، حديث 68. 29. بحارالانوار: جلد 71، صفحه 352، حديث 22. 30. بحارالانوار، جلد 84، صفحه 144، حديث 18. 31. بحار الانوار، جلد 80، صفحه 127.
------------------------------
شرح نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟