احسن الحدیث

خطبه هشتاد و سه، بخش یازدهم

 

أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللهِ الَّذِی أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ، وَاحْتَجَّ بِمَا نَهَجَ، وَ حَذَّرَکُمْ عَدُوًّا نَفَذَ فِی الصُّدُورِ خَفِیّاً، وَ نَفَثَ فِی الآذَانِ نَجِیّاً، فَأَضَلَّ وَأَرْدَى، وَ وَعَدَ فَمَنَّى، وَ زَیَّنَ سَیِّئَاتِ الْجَرَائِمِ، وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ، حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِینَتَهُ، وَ اسْتَغْلَقَ رَهِینَتَهُ، أَنْکَرَ مَا زَیَّنَ، وَاسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ، وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ.

شما را به تقواى الهى سفارش مى کنم! همان خداوندى که با انذار و هشدار خود، راه عذر را بسته و با دلايل روشن، طريق هدايت را نشان داده و حجّت را تمام کرده است و شما را از دشمنى بر حذر داشته است که، مخفيانه در درون سينه هاى شما نفوذ مى کند و آهسته در گوش هاى شما مى دمد و (به اين طريق شما را) گمراه مى سازد و به هلاکت مى کشاند; او نويد مى دهد و انسان را به آرزوها(ى باطل و دور و دراز) سرگرم مى کند و گناهان و جرايم را در نظرها زيبا جلوه مى دهد و معاصى بزرگ را کم اهميّت مى شمرد (اين وضع همچنان ادامه مى يابد) تا به تدريج پيروان خود را فريب داده، درهاى سعادت را به روى گروگانِ خود ببندد (ولى در سراى آخرت که همگى در محضر عدل الهى حاضر مى شوند) شيطان آنچه را آراسته بود، انکار مى کند و آنچه را سبک جلوه داده بود، بزرگ مى شمرد و از آنچه فريب خوردگان را ايمن ساخته بود، بر حذر مى دارد (ولى افسوس که زمان جبران سپرى شده است!).

 

شرح و تفسیر

 

وسوسه هاى شیاطین، مانع دیگر

در این بخش از خطبه، امام(علیه السلام) به یکى دیگر از خطرات بسیار مهمّى که سعادت انسان را تهدید مى کند، اشاره مى فرماید و آن خطر، وسوسه هاى شیطان و توطئه هاى او است که براى فریب آدمى از مؤثّرترین وسایل بهره مى گیرد.

امام(علیه السلام)مقدّمتاً براى سومین بار توصیه به تقوا کرده و به اتمام حجّت الهى اشاره مى فرماید و مى گوید: «شما را به تقواى الهى سفارش مى کنم! همان خداوندى که با انذار و هشدار خود راه عذر را بسته و با دلایل روشن، طریق هدایت را نشان داده، و حجّت را تمام کرده است» (أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللهِ الَّذِی أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ، وَاحْتَجَّ بِمَا نَهَجَ).

روشن است که عدل الهى بدون اتمام حجّتِ کافى، پیاده نمى شود و به همین دلیل، خداوند از طریق رسول ظاهر، که سلسله انبیا و اولیا هستند و رسول باطن، که عقل و خرد آدمى است حقّ و باطل را تبیین فرموده تا هیچ کس به عذر جهل و نادانى - براى تبرئه خویش در برابر خلاف کارى ها- متوسّل نشود.

در واقع جمله «اِحْتَجَّ بِمَا نَهَجَ» اشاره به ارائه طریق و نشان دادن راه سعادت است و جمله «أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ» اشاره به خطراتى است که در این مسیر، در برابر انسان کمین کرده است.

شایان توجّه این که، خداوند به حداقلِّ اتمامِ حجّت، در برابر بندگان بسنده نمى کند; بلکه حدّ اعلاى آن را به لطف و رحمتش ارائه مى دهد; به همین دلیل، یافته هاى عقل را که براى اتمام حجّت در بسیارى از مراحل کافى است، با یافته هاى وحى به وسیله انبیا تأکید مى کند و براى اصلاح گنه کاران، عوامل هشداردهنده در زندگى آنها مى آفریند و مهلت کافى مى دهد: «وَ مَا کَانَ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرَى حَتَّى یَبْعَثَ فِی أُمِّهَا رَسُولا یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِنَا وَ مَاکُنَّا مُهْلِکِى الْقُرَى إِلاَّ وَ أَهْلُهَا ظَالِمُونَ; و پروردگار تو هرگز شهرها و آبادى ها را هلاک نمى کرد، تا این که در کانون آنها پیامبرى مبعوث کند که آیات ما را بر آنان بخواند و ما هرگز آبادى ها و شهرها را هلاک نکردیم، مگر آن که اهلش ظالم بودند.»(1)

بعد از ذکر این مقدّمه، امام(علیه السلام) اشاره به خطرات شیطان مى کند، مى فرماید: «خداوند شما را از دشمنى بر حذر داشته است که، مخفیانه در درون سینه هاى شما نفوذ مى کند، و آهسته در گوش ها مى دمد، و (به این طریق شما را) گمراه سازد، و به هلاکت مى کشاند.» (وَ حَذَّرَکُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِی الصُّدُورِ خَفِیّاً، وَ نَفَثَ فِی الاْذَانِ نَجِیّاً، فَأَضَلَّ وَ أَرْدَى).

گرچه در این جمله ها و جمله هاى آینده نام شیطان برده نشده است، ولى صفاتى که در آن آمده به روشنى نشان مى دهد که منظور شیطان است.

امّا دشمنى او از آغاز خلقت آدم(علیه السلام) بر همه کس آشکار شده است; همان گونه که قرآن مى گوید: خداوند به آدم(علیه السلام) خطاب کرد و فرمود: «إِنَّ هَذَا عَدوٌّ لَکَ وَ لِزَوْجِکَ فَلاَ یُخْرِجَنَّکُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى; این ابلیس، دشمن تو و همسر تو است، مراقب باشید شما را از بهشت بیرون نکند که بیچاره خواهید شد».(2)

و در جاى دیگر به طور عام مى فرماید: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لاَ تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ; آیا با شما عهد نکردم اى فرزندان آدم(علیه السلام) که شیطان را نپرستید که او براى شما دشمن آشکارى است.»(3)

البتّه براى مؤمنان بیدار و سالکان هوشیار، شیطان مى تواند وسیله اى براى تکامل و پیشرفت و پرورش باشد; چرا که هر قدر در برابر وسوسه هاى او مقاومت کنند، قدرت معنوى و روحانى آنها افزوده مى شود و مقامشان در پیشگاه خدا بالاتر مى رود.

در ادامه این سخن، از طُرُقِ مختلفِ وسوسه هاى شیطان، پرده بر مى دارد و به سه نکته اشاره مى فرماید و مى گوید: «او نوید مى دهد و انسان را به آرزوها(ى باطل و دور و دراز) سرگرم مى کند، و گناهان و جرایم را در نظرها زیبا جلوه مى دهد، و معاصى بزرگ را کم اهمیّت مى شمرد» (وَ وَعَدَ فَمَنَّى، وَ زَیَّنَ سَیِّئَاتِ الْجَرَائِمِ، وَ هَوَّنَ مُوبِقَاتِ الْعَظَائِمِ).

در حقیقت این سه، دام مهمّ شیطان و سه طریق خطرناک نفوذ وى در انسان است; نخست اینکه: انسان را گرفتار آرزوهاى طولانى مى کند و با مشتى خیالات و اوهامى که مربوط به آینده است، آینده اى که گاه هرگز به آن نمى رسد، او را سرگرم مى سازد و تمام وقت و فکر و نیروى او را به خود جذب مى کند و به این طریق راه خودسازى و اطاعت پروردگار را به روى او مى بندد.

دیگر اینکه: گناهان زشت و تنفّرآمیز را، که انسان به فرمان وجدان از آن مى گریزد، در نظر او زیبا جلوه مى دهد، بى بندوبارى را آزادى مى داند، آلودگى را از شئون تمدّن مى شمرد و سازش با اهل گناه را همزیستى مسالمت آمیز معرّفى مى کند و خلاصه براى هر کار زشتى، عنوان زیبایى مى تراشد و فرمان وجدان را خفه مى کند.

از سوى سوم: گناهان بزرگ را که به خاطر عظمتش انسان از آن مى گریزد، در نظر او ساده و سبک جلوه مى دهد و به عناوینى چون غفّاریت خداوند و اینکه هیچ کس معصوم نیست و هرکسى گرفتار این لغزشها مى شود و:

«آنجا که برق عصیان بر آدم صفىّ زد ما را چگونه زیبد، دعوى بى گناهى»

و اینکه راه توبه به هر حال باز است و شفاعت شافعان و پیامبر و امامان معصوم(علیهم السلام)، براى همین قبیل امور، ذخیره شده، او را آلوده بدترین گناهان مى کند.

حال ببینیم نتیجه این وسوسه ها و نیرنگ ها و دام هاى شیطان به کجا مى رسد.

امام(علیه السلام) در ادامه سخن با تعبیرات زیبا و پرمعنایى نتیجه آن را بیان کرده است; مى فرماید: «(این کار ادامه مى یابد) تا شیطان به تدریج پیروان خود را فریب داده، درهاى سعادت را به روى گروگان خود ببندد (ولى در سراى آخرت که همگى در محضر عدل الهى حاضر مى شوند) شیطان آنچه را آراسته بود، انکار مى کند، و آنچه را سبک جلوه داده بود، بزرگ مى شمرد، و از آنچه فریب خوردگان را ایمن ساخته بود برحذر مى دارد (ولى افسوس که زمان جبران سپرى شده است!).» (حَتَّى إِذَا اسْتَدْرَجَ قَرِینَتَهُ، وَ اسْتَغْلَقَ رَهِینَتَهُ، أَنْکَرَ مَا زَیَّنَ، وَاسْتَعْظَمَ مَا هَوَّنَ، وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ).

تعبیر به «إِسْتَدْرَجَ» اشاره به این نکته است که وسوسه هاى شیطان معمولا به صورت گام به گام است، تا در افراد کارگر بیفتد; غالباً ناگهانى و دفعى نیست تا افرادى که حتّى کمى تقوا در وجودشان است، مقاومت به خرج دهند و شاید تعبیر به «لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ» (پیروى از گامهاى شیطان نکنید) که در آیات متعدّدى از قرآن مجید آمده است(4) نیز، اشاره به همین نکته باشد.

تعبیر به «قَرِیْنَتَهُ» گویا از آیه شریفه «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ; هرکس از یاد خدا روى گردان شود، شیطانى را بر او مسلّط مى کنیم که همواره قرین او باشد»(5) گرفته شده; در واقع شیطان چنان به پیروان خود نزدیک مى شود، که زندگى آنها هرگز از او جدا نیست و قرین و مقارن اویند.

تعبیر به «إِسْتَغْلَقَ رَهِینَتَهُ» اشاره به این است که شیطان پیروان خود را به گروگان مى گیرد و راههاى بازگشت را به روى آنها مى بندد.

درست همچون شیاطین انس، که وقتى افرادى را براى فساد به دام مى اندازند آنها را از جهات مختلف آلوده و وامدار مى کنند، به طورى که نتوانند گامى جز در مسیر اطاعت آنها بردارند.

ولى در قیامت که پرده هاى نیرنگ و فریب و غرور کنار مى رود و هرکس هرچه دارد، ظاهر و آشکار مى شود، شیطان در مقام انکار بر مى آید و آنچه را کوچک شمرده بود، بزرگ مى شمرد و آنچه را امن و امان دانسته بود، خطرناک مى داند; ولى این انکار نه براى او مفید است و نه براى پیروانش; چرا که دوران بازگشت از گناه و توبه و جبران «مافات» سپرى شده است.

* * *

نکته

انواع دام هاى شیطان

مى دانیم انسان همواره با دو دشمن بزرگ روبروست: دشمنى از درون به نام «نفس امّاره» و دشمنى از برون به نام «شیطان» که اعمالى مشابه هم و مکمّل یکدیگر، دارند.

گرچه همان گونه که گفتیم وجود این دشمن درونى و برونى براى افراد با ایمان سبب هوشیارى بیشتر، آمادگى زیادتر و مبارزه قاطع تر با عوامل گناه است و در نتیجه موجب تکامل روح و جان و قرب الى اللّه خواهد شد، ولى به هر حال وجود چنین دشمنان خطرناکى، هوشیارى فراوانى مى طلبد; به خصوص اینکه آنها هرگز با صراحت انسان را دعوت به گناه نمى کنند; زشتى ها را زبیا جلوه مى دهند، گناهان بزرگ را کوچک و طاعات کوچک را بزرگ نشان مى دهند و دام هاى رنگارنگ بر سر راه بشر مى نهند و از تمام نقطه هاى ضعف انسان و راههاى نفوذ، در درون جان او بهره مى گیرند و زنجیرهاى اسارت در چنگال شهوات و مال و مقام و آرزوهاى دور و دراز بر دست و پاى او مى نهند و به همین سبب، گاه یک لحظه غفلت، یک عمر بدبختى بدنبال مى آورد.

اینجاست که در اخبار اسلامى هشدارهاى زیادى در این زمینه داده شده، از جمله در حدیثى مى خوانیم که خداوند به موسى وحى کرد: «مَا لَمْ تَسْمَعْ بِمَوْتِ إِبْلِیسَ فَلاَ تَأْمَنْ مَکْرَهُ; مادامى که خبر مرگ شیطان را نشنوى از مکر او ایمن مباش».(6)

در همین زمینه در جلد اوّل این کتاب، ذیل خطبه هفتم شرح بیشترى درباره وسوسه هاى شیطان و راه نفوذ او در انسان و برنامه ریزى هاى شیاطین آمده است.(7)

این سخن را با اشعار پر معنایى از یکى از شعراى معاصر پایان مى دهیم:

ز شیطان بدگمان بودن نوید نیک فرجامى است چون خون در هر رگى باید دواند این بدگمانى را

نهفته نفس سوى مخزن هستى رهى دارد نهانى شحنه اى مى باید این دزد نهانى را

* * *

1. سوره قصص، آيه 59.
2. سوره طه، آيه 117.
3. سوره يس، آيه 60. 
4. سوره بقره، آيه 168 و 208; سوره انعام، آيه 142 و سوره نور، آيه 21.
5. سوره زخرف، آيه 36; شبيه اين تعبير در سوره فصّلت آيه 24، نيز آمده است. 
6. بهج الصّباغه، جلد 14، صفحه 350; همين مضمون در بحارالانوار، با تفاوت مختصرى به عنوان يکى از سفارشهاى چهارگانه الهى به موسى آمده است (بحار، جلد 13، صفحه 344) (مَا دُمْتَ لاَ تَرَى الشَّيْطَانَ مَيِّتاً فَلاَ تأْمَنْ مَکْرَهُ).
7. پيام امام، جلد 1، صفحه 460 تا 467.
-----------------------
شرح نهج البلاغه، آیت الله مکارم شیرازی

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟


    • چگونه آیه وضو شکل وضو گرفتن را بیان می کند؟
      دلیل اختلاف وضوی شیعیان و اهل سنت در چیست؟


    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • از آنجا که ساختار صحيفۀ سجاديه و شيوۀ امام زين‌العابدين(ع) در اين کتاب شريف، بر محور دعا

    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • پيامبر عظيم‌الشأن اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نه فوق بشر، بلکه بشرِ برتر است؛ يعني انساني است که خود

    • مروری بر آیات شفاعت

      قیمت:5,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99784-1-0 انتشارات
    • سیمای یتیم در قرآن
      قیمت:8,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99744-0-3 انتشارات بیان
    • ممهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • عید غدیر 1395

      قیمت:3,000
      انتشار:1395
      (1) جلسه
      تصویری
    • شرح دعای 42 صحیفه سجادیه

      قیمت:13,500
      انتشار:1396
      شابک : 978-964-8472-94-3
    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • ...آنچه تا کنون از خُمکدۀ سخنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشیدیم نشان می‌هد که در نگاه این

    •  استاد مفسر محمد علی انصاری،شارح این تراث علوی،نزدیک به سی سال از عمربا برکت خود را قرین وحی الهی

    • شخصیت با عظمت امام صادق (ع) در اذهان شیعیان با لقب "رئیس مذهب شیعه" پیوندی همیشگی خورده است.

      این

    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • اندوه نامه

      خطبه سوم از مشهورترین و با اهمیت‌ترین خطب نهج البلاغه و به نام شقشقیه مشهور است

      80.000

    • فروغ حکمت

      شرح نهج البلاغه، جلد اول (خطبه های 3-1)، بهار 95

      35000 تومان

       

    • تفسیر موضوعی

      سیمای پیامبر(ص) در قرآن، تفسیر آیاتی است که در قرآن کریم درباره پیامبر رحمت آمده و

    • گفتارهای ویژه

      به بیان دیدگاه های حضرت درباره حقوق متقابل مردم و حاکمیت در نهج البلاغه می پردازد.