• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

اعلام نتایج جشنواره اتقان/ فعالیت‌های مجازی

سیدحمید هاشمی، معاون محتوایی اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت

بیشتر...

هدایت و راهنمایی خداوند به راه راست، فرازهایی از

صحیفه سجادیه - دعای شماره ۴۵ - فراز ۱۴

وَ أَنْتَ الَّذِي

بیشتر...

نگاهی به درخواست‌های نخبگان قرآنی فنی و حرفه‌ای

در پنجمین دوره مسابقات سراسری قرآن كاركنان فنی و حرفه‌ای

بیشتر...

انتشار مقالات برتر همایش مطالعات میان‌رشته‌ای

تفاهم‌نامه‌ای میان سازمان فعالیت‌های قرآنی دانشگاهیان و

بیشتر...

قدردانی از قاری برتر مسابقات مالزی توسط معاونت

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا حشمتی،‌ معاون قرآن و عترت

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
134343
292722
88182692
امروز سه شنبه, 19 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه نود و یک،بخش هفدهم

 

کَبَسَ الأَرْضَ عَلى مَوْرِ أَمْوَاج مُسْتَفْحِلَة، وَلُجَجِ بِحَار زَاخِرَة، تَلْتَطِمُ أَوَاذِیُّ أَمْوَاجِهَا، وَ تَصْطَفِقُ مُتَقَاذِفَاتُ أَثْبَاجِها، وَ تَرْغُو زَبَداً کَالْفُحُولِ عِنْدَ هِیَاجِهَا، فَخَضَعَ جِمَاحُ الْمَاءِ الْمُتلاَطِمِ لِثِقَلِ حَمْلِهَا، وَ سَکَنَ هَیْجُ ارْتِمَائِهِ إِذْ وَطِئَتْهُ بِکَلْکَلِهَا، وَ ذَلَّ مُسْتَخْذِیاً، إِذْ تَمَعَّکَتْ عَلَیْهِ بَکَوَاهِلِهَا، فَأَصْبَحَ بَعْدَ اصْطِخَابِ أَمْوَاجِهِ، سَاجِیاً مَقْهُوراً، وَ فِی حَکَمَةِ الذُّلِّ مُنْقَاداً أَسِیراً، وَ سَکَنَتِ الأَرْضُ مَدْحُوَّةً فِی لُجَّةِ تَیَّارِهِ، وَرَدَّتْ مِنْ نَخْوَةِ بَأْوِهِ وَ اعْتِلاَئِهِ، وَ شُمُوخِ أَنْفِهِ وَ سُمُوِّ غُلَوَائِهِ، وَ کَعَمَتْهُ عَلَى کِظَّةِ جَرْیَتِهِ، فَهَمَدَ بَعْدَ نَزَقَاتِهِ، وَ لَبَدَ بَعْدَ زَیَفَانِ وَثَبَاتِهِ.

زمين را بر روى امواج پرهيجان و درياهاى مملو از آب قرار داد، امواجى که قسمتهاى بالاى آن متلاطم بود و پيوسته به هم مى خورد، و لايه اى از کف - همانند کفهاى دهان شتر به هنگام مستى - بر روى آنها پديد آمد. (سپس) قسمتهاى سرکش آب پر تلاطم بر اثر سنگينى خضوع نمود، و هيجان آن به سبب تماس با سينه زمين فرو نشست، و کاملا تسليم و رام شد; چرا که زمين بر آن مى غلتيد و به اين ترتيب آبها بعد از آن همه سر و صدا که بر اثر امواج خروشان پيدا شده بود، آرام شد و همچون اسب افسار شده اى اسير و رام گشت و زمين نيز آرام شد و (خشکيها) از دل امواج تدريجاً ظاهر و گسترده گشت، آب را از کبر و غرور و هيجان بى حدّ باز داشت و از شدّت حرکاتش کاست و بعد از آن همه جوش و خروش (کاملا) آرام شد و پس از آن همه جست و خيز متکبّرانه، به جاى خود ايستاد.

 

شرح و تفسیر

 

ظاهر شدن خشکى ها و آرام شدن دریاها

در خطبه اوّل «نهج البلاغه» خواندیم که امام(علیه السلام) هنگام شرح آفرینش زمین فرمود: «خداوند نخست آبى جارى ساخت که امواجى متلاطم و متراکم داشت و آن را بر پشت تندبادى شدید، سوار کرد; سپس به وسیله باد و طوفان شدید، امواج آب را به هم زد تا کف هایى بر روى آب نمایان شد و از آن کف هاى عظیم، آسمانها (و زمین) را آفرید».

در این بخش از خطبه مورد بحث نیز، اشاره به مطلبى همانند آن مى کند: با تعبیرات تازه و جالب!

نخست مى فرماید: «زمین را بر روى امواج پر هیجان و دریاهاى مملو از آب قرار داد» (کَبَسَ(1)(4)). الأَرْضَ عَلى مَوْرِ(2) أَمْوَاج مُسْتَفْحِلَة،(3) وَلُجَجِ بِحَار زَاخِرَة

«امواجى که قسمتهاى بالاى آن متلاطم بود و پیوسته به هم مى خورد و لایه اى از کف - همانند کفهاى دهان شتر - به هنگام مستى، بر روى آنها پدید آمد!»

(تَلْتَطِمُ أَوَاذِیُّ(5) أَمْوَاجِهَا، وَ تَصْطَفِقُ(6) مُتَقَاذِفَاتُ(7) أَثْبَاجِها،(8) وَ تَرْغُو(9) زَبَداً کَالْفُحُولِ عِنْدَ هِیَاجِهَا).

البته تعبیراتى مانند موج، دریا و کف و امثال آن براى امورى که قبل از آفرینش این جهان وجود داشت یعنى در آن زمانى که نه آبى بود نه دریا نه کف ها و نه حتّى شب و روز، تشبیهاتى است که مى تواند شَبَحى از آن جریان ها را در برابر ما مجسّم سازد.

این تعبیرات ممکن است اشاره به موادّ مذابى باشد که در آغاز آفرینش وجود داشت و پیوسته بر اثر انفجارات عظیم متلاطم بود و به هم مى خورد و بخشهایى از موادّ آن، شبیه کف هاى عظیم، بر روى این موادِ مذابِ بسیار گسترده، نمایان گشت که با حرکات دَوَرانى و یا بر اثر انفجارهاى درونى که هیچ کس جز خدا نمى داند، به فضا پرتاب شد و زمین و کواکب و سیّارات را به وجود آورد.

سپس امام(علیه السلام) به مرحله دیگرى از مراحل پیدایش جهان اشاره کرده، مى فرماید: «قسمتهاى سرکش آب پرتلاطم، بر اثر سنگینى، خضوع نموده و هیجان آن بر اثر تماس با سینه زمین فرو نشست و کاملا تسلیم و رام شد; چرا که زمین با پشت، بر آن مى غلتید». (فَخَضَعَ جِمَاحُ(10)وَطِئَتْهُ بِکَلْکَلِهَا،(11)(13)). وَ ذَلَّ مُسْتَخْذِیاً إِذْ تَمَعَّکَتْ(12) عَلَیْهِ بَکَوَاهِلِهَا الْمَاءِ الْمُتلاَطِمِ لِثِقَلِ حَمْلِهَا، وَ سَکَنَ هَیْجُ ارْتِمَائِهِ إِذْ

«و به این ترتیب آبها بعد از آن همه سر و صدا که بر اثر امواج خروشان پیدا شده بود، ساکن و آرام شد و همچون اسب افسار شده اى اسیر و رام گشت!». (فَأَصْبَحَ بَعْدَ اصْطِخَابِ(14)). أَمْوَاجِهِ، سَاجِیاً(15) مَقْهُوراً، وَ فِی حَکَمَةِ(16) الذُّلٌ مُنْقَاداً أَسِیراً

از این تعبیرات چنین استفاده مى شود که پیدایش زمین (و کرات دیگر آسمانى) بر روى مادّه مذاب نخستین، تدریجاً سبب آرامش آن گردید و شور و هیجانش فرو نشست.

این احتمال نیز وجود دارد که این تعبیرات اشاره به باران هاى سیلابى آغاز پیدایش کره زمین باشد که اقیانوس هاى بسیار متلاطمى را تشکیل داد، ولى امواج خروشان آن تدریجاً تحت تأثیر جاذبه زمین فرو نشست و آرامشى نسبى در سطح اقیانوس ها پیدا شد و خشکى ها تدریجاً از زیر آب، سر برآورد، چه آنکه در جمله هاى بعد مى افزاید: «زمین آرام شد و خشکى هاى آن، از دل امواج تدریجاً ظاهر و گسترده گشت و آب را از کبر و غرور و نشاط بى حد، باز داشت و از شدّت حرکاتش کاست، و بعد از آن همه جوش و خروش ساکن شد و پس از آن همه جستوخیز متکبّرانه، به جاى خود ایستاد». (وَ سَکَنَتِ الأَرْضُ مَدْحُوَّةً(17) فِی لُجَّةِ تَیَّارِهِ، وَرَدَّتْ مِنْ نَخْوَةِ بَأْوِهِ(18) وَ اعْتِلاَئِهِ، وَ شُمُوخِ(19) أَنْفِهِ وَ سُمُوِّ غُلَوَائِهِ(20) وَ کَعَمَتْهُ(21) عَلَى کِظَّةِ(22) جَرْیَتِهِ،(23) فَهَمَدَ(24) بَعْدَ نَزَقَاتِهِ،(25) وَ لَبَدَ(26) بَعْدَ زَیَفَانِ(27) وَ ثَبَاتِهِ(28)).

به این ترتیب، طوفانهاى نخستین فرو نشست و باران هاى سیلابى قطع شد و امواج خروشان دریاها بعد از آن همه جست و خیز آرام گرفت و کره زمین آماده براى پذیرش حیات و پیمودن مراحل آمادگى براى این موضوع شد، همانگونه که امام(علیه السلام) در فراز بعد به آن اشاره خواهد فرمود.

بعضى از شارحان «نهج البلاغه» از تعبیرات بالا چنین استفاده کرده اند که آفرینش آب در فضا پیش از پیدایش کره زمین بوده; ولى همانگونه که در بالا اشاره شد تعبیر به آب ممکن است اشاره به موادّ مذاب سیّالى بوده باشد که قبل از پیدایش آسمان و زمین وجود داشت و از درون آن، سیّارات و کرات و از جمله کره زمین به وجود آمد.

1. «کَبَس» از مادّه «کبس» (بر وزن حبس) به معناى بستن و فشار آوردن است.
2. «مَوْر» (بر وزن غور) به معناى هيجان و اضطراب است.
3. «مُسْتفحله» از مادّه «استفحال» از ريشه «فحل» گرفته شده و به معناى هيجان و سرکشى است.
4. «زاخره» از مادّه «زخر» (بر وزن فخر) به معناى مملوّ و پُر شدن است.
5. «أواذى» جمع «آذى» (بر وزن قاضى) به معناى موج يا قسمت بالاى آن است. 
6. «تَصْطفق» از مادّه «صفق» (بر وزن سقف) به معناى زدن چيزى بر چيز ديگر است به گونه اى که صدايى از آن برخيزد; لذا به کف زدن «تصفيق» مى گويند.
7. «متقاذفات» از مادّه «قذف» (بر وزن حذف» به معناى درگيرى و پرتاب شدن بر روى يکديگر است.
8. «أثباج» جمع «ثبج» (بر وزن سبد) به وسط و ميان هر چيزى اطلاق مى شود و به همين مناسبت، گاه به بخش هاى عظيم دريا که در وسط دريا قرار دارد، اطلاق شده است.
9. «تَرْغُو» از مادّه «رغو» (بر وزن نقد) به معناى پيدا شدن رويه بر شير و مانند آن است و واژه «رَغْوه» به چربى روى شير و مانند آن گفته مى شود و در جمله بالا به معناى موادّ تشکيل دهنده زمين است که بر روى آن مادّه مذاب نخستين، پيدا شد. 
10. «جِماح» به معناى سرکشى کردن اسب و مانند آن است; سپس به هر چيزى که شبيه آن است اطلاق شده است. 
11. «کَلْکَل» به معناى سينه است.
12. «تَمعّکت» ازمادّه «معک» (بر وزن کبک) به معناى ماليدن و در غلتيدن و مانند آن است; اين واژه هنگامى که حيوانات، خود را به پشت، روى زمين مى غلتانند اطلاق مى شود. 
13. «کواهل» جمع «کاهل» به معناى قسمتهاى بالاى پشت و نزديک به گردن است. 
14. «إصطخاب» از مادّه «صَخَب» (بر وزن وهب) به معناى صدا کردن شديد است و هنگامى که صداى پرنده ها و قورباغه ها با هم مخلوط مى شود، واژه «اصطخاب» را بکار مى برند و
در جمله بالا اشاره به مخلوط شدن فرياد موجها در يکديگر است. 15. «ساجي» به معناى ساکن و آرام، از مادّه «سجو» (بر وزن هجو) آمده است. 16. «حَکَمه» از مادّه «حَکْم» (بر وزن حتم) در اصل به معناى بازگرداندن و منع کردن است; به همين جهت به آن قسمتى از لجام که بر دهان حيوان قرار دارد «حَکَمه» گفته مى شود، چرا که او
را از مسيرهايى که مطلوب نيست باز مى گرداند. و حکمت، بر عقل و دانش اطلاق مى شود، چرا که انسان را از بدى ها و انحراف ها باز مى دارد. 17. «مدحوّه» از مادّه «دحو» (بر وزن محو) به معناى گسترش دادن است; بنابراين، «مدحوّه» به معناى گسترش داده شده مى باشد. 18. «بَأو» (بر وزن نحو) به معناى تکبّر و فخر فروشى است; و در اينجا اشاره به شدّت تلاطم امواج است. 19. «شُموخ» به معناى بلندى و کبر و غرور آمده است. 20. «غُلواء» از مادّه «غُلوّ» به معناى فزونى و بلند پروازى و تجاوز از حد است. 21. «کَعَمَ» از مادّه «کعم» (بر وزن طعم) به معناى بستن دهان مشک و مانند آن است; لذا به محدود کردن هر چيزى اطلاق مى شود. 22. «کِظّه» به معناى پر شدن شکم از طعام است به حدّى که تنفّس مشکل شود; و به هر چيزى که از حد بگذرد اطلاق مى شود. 23. «جَرْيه» به معناى جارى شدن است. 24. «هَمَد» از مادّه «هُمود» به معناى فروکش کردن حرارت آتش است. 25. «نَزَقات» از مادّه «نَزْق» به معناى جست و خيز است. 26. «لَبد» از مادّه «لُبود» به معناى توقّف در مکانى است. 27. «زَيَفان» به معناى راه رفتن متکبّرانه است. 28. «وَثَبات» جمع «وَثْبَه» به معناى جست و خيز و پرش است.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟