• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

مسابقات دانشجویان دمیدن روح قرآن در جشن فرهنگی

سید‌عبدالمجید میردامادی با بیان این‌که مشهد امروز در میان

بیشتر...

تنها یک پنجم مؤسسات قرآنی کشور ویژگی‌های لازم

رئیس سازمان دارالقرآن الکریم گفت: از پنج هزار مؤسسه‌ای که

بیشتر...

امتحانات و انواع و اقسام آن، آیت الله مکارم

دریافت فایل صوتی

حجم: 6.5 MB

زمان: 56 دقیقه

بیشتر...

مانور مسابقات بین‌المللی قرآن برگزار شد

مانور سی و پنجمین دوره مسابقات بین‌المللی قرآن جمهوری

بیشتر...

برگزاری جشنواره حکمت و نیایش در آینده نزدیک

معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از برگزاری
بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
22149
39883
84580306
امروز پنج شنبه, 14 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه نود و یک،بخش هجدهم

 

فَلَمَّا سَکَنَ هَیْجُ الْمَاءِ مِنْ تَحْتِ أَکْنَافِهَا، وَ حَمْلِ شَوَاهِقِ الْجِبَالِ الشُّمَّخِ الْبُذَّخِ عَلَى أَکْتَافِهَا، فَجَّرَ یَنَابِیعَ الْعُیُونِ مِنْ عَرَانِینِ أُنُوفِهَا، وَ فَرَّقَهَا فِی سُهُوبِ بِیدِهَا وَ أَخَادِیدِهَا، وَ عَدَّلَ حَرَکَاتِهَا بِالرَّسِیَاتِ مِنْ جَلاَمِیدِهَا، وَ ذَوَاتِ الشَّنَاخِیبِ الشُّمِّ مِنْ صَیَاخِیدِهَا، فَسَکَنَتْ مِنَ الْمَیَدَانِ لِرُسُوبِ الْجِبَالِ فِی قِطَعِ أَدِیِمهَا، وَ تَغَلْغُلِهَا مُتَسَرِّبَةً فِی جَوْبَاتِ خَیَاشِیمِهَا، وَ رُکُوبِهَا أَعْنَاقَ سُهُولِ الأَرَضِینَ وَ جَرَاثِیمِهَا، وَ فَسَحَ بَیْنَ الْجَوِّ وَ بَیْنَها، وَ أَعَدَّ الْهَوَاءَ مُتَنَسَّماً لِسَاکِنِهَا، وَأَخْرَجَ إِلَیْهَا أهْلَهَا عَلَى تَمَامِ مَرَافِقِها.

هنگامى که هيجان آب در اطراف زمين فرو نشست، و زمين کوه هاى سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل کرد، چشمه هاى آب را از بينى کوه ها جارى ساخت; و آن را در دشت هاى گسترده و گودال ها (و بستر رودخانه ها) پراکنده و جارى نمود و حرکات زمين را با صخره هاى عظيم و قلّه هاى بلند و استوار کوه ها تعديل کرد، و بدين ترتيب، لرزشهاى زمين به جهت نفوذ کوه ها در سطح آن و فرو رفتن ريشه هاى آن در اعماق زمين و سوار شدن آن ها بر گردن دشت ها و اعماق آن از لرزش و اضطراب باز ايستاد و خداوند ميان زمين و جوّ فاصله افکند، نسيم هوا را براى ساکنان زمين آماده ساخت و تمام نيازمندى ها و وسايل زندگى را براى اهل آن فراهم نمود.

 

شرح و تفسیر

ظاهر شدن کوهها و چشمه ها

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه - که بعد از شرح پیدایش زمین بیان فرموده - اشاره به مسأله پیدایش چشمه ها و آثار مهم کوه ها در آرامش زمین و زمینیان کرده است و در واقع مهم ترین اسباب حیات و زندگى را در زمین بر شمرده که اوّل «آب» است و دوم «آرامش». مى فرماید: «هنگامى که هیجان آب در اطراف زمین فرو نشست، و زمین کوه هاى سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل کرد، چشمه هاى آب را از بینى کوه ها جارى ساخت; و آن را در دشت هاى گسترده و گودال ها (و بستر رودخانه ها) پراکنده و جارى نمود». (فَلَمَّا سَکَنَ هَیْجُ الْمَاءِ مِنْ تَحْتِ أَکْنَافِهَا، وَ حَمْلِ شَوَاهِقِ(1)وَ فَرَّقَهَا فِی سُهُوبِ(5)(7)). بِیدِهَا(6) وَ أَخَادِیدِهَا الْجِبَالِ الشُّمَّخِ(2) الْبُذَّخِ(3) عَلَى أَکْتَافِهَا، فَجَّرَ یَنَابِیعَ الْعُیُونِ مِنْ عَرَانِینِ(4) أُنُوفِهَا،

این تعبیر نشان مى دهد که نخست کوه ها بر صفحه زمین آشکار شدند و سپس چشمه ها; این سخن با مطالعات زمین شناسى هماهنگ است که نخست پوسته زمین بر اثر سرد شدن، چین خوردگى هایى پیدا کرد و در این چین خوردگى ها حفره هاى عظیمى بود که آب آسمان را در خود جاى مى داد و سپس از گوشه اى به صورت چشمه ها جارى مى شد.

تعبیر به «عَرَانِینِ أُنُوفِهَا» که به معناى قسمت هاى بالاى بینى است، در اینجا کنایه زیبایى است از قله هاى کوهها; و اساساً تشبیه برآمدگى کوه ها به بینى تشبیه جالبى است که نشان مى دهد چنان نیست که درون کوه ها پُر باشد، بلکه قسمت هاى خالى در آن فراوان است که گاه به صورت غارهاى نمایان در مى آید و گاه غارهاى بزرگ و مخفى و به هر حال، منابع ذخیره آب ها است.

و از آنجا که چین خوردگى هاى زمین و کوه ها به صورت پراکنده است، به طور طبیعى آب چشمه ها در دشت ها و بیابان هاى مختلف و دامنه کوه ها تقسیم مى شود و همه آنها از آب بهره مند مى گردند.

سپس به آرامش زمین و تعدیل حرکات آن به وسیله کوه ها اشاره کرده، مى فرماید: «حرکات زمین را با صخره هاى عظیم و قلّه هاى بلند و محکم کوهها تعدیل نمود». (وَ عَدَّلَ حَرَکَاتِهَا بِالرَّاسِیَاتِ(8)(10)الشُّمِّ(11)(12)). مِنْ صَیَاخِیدِهَا مِنْ جَلاَمِیدِهَا،(9) وَ ذَوَاتِ الشَّنَاخِیبِ

و بدین ترتیب حرکات زمین به جهت نفوذ کوهها در سطح آن و فرو رفتن ریشه هاى آن در اعماق زمین و سوار شدن آنها بر گردن دشت ها و عمق زمین از لرزش باز ایستاد. (فَسَکَنَتْ مِنَ الْمَیَدَانِ(13)(15)مُتَسَرِّبَةً(16) جَرَاثِیمِهَا(19)). فِی جَوْبَاتِ(17) خَیَاشِیمِهَا(18)، وَ رُکُوبِهَا أَعْنَاقَ سُهُولِ الأَرَضِینَ وَ لِرُسُوبِ الْجِبَالِ فِی قِطَعِ أَدِیِمهَا(14)، وَ تَغَلْغُلِهَا

آنچه امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه بیان فرموده، همان است که از طریق علوم طبیعى ثابت شده است; زیرا ریشه هاى کوهها در زمین فرو رفته و در بسیارى از مناطق زمین، از زیر به هم پیوسته اند و همچون شبکه اى اطراف زمین را گرفته و در برابر فشار درونى زمین که از موادّ مذاب آن بر مى خیزد، مقاومت مى کند و جلوى بسیارى از زلزله ها را مى گیرد.

این همان چیزى است که در قرآن مجید بارها به آن اشاره شده و گاه کوهها را به منزله میخهاى زمین شمرده (وَ الْجِبَالَ أَوْتَاداً)(20) و گاه مى فرماید: «در زمین کوههایى افکندیم تا جلو حرکات ناموزون آن را بگیرد». (وَ أَلْقَى فِی الأَرْضِ رَوَاسِىَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ).(21)

البتّه کوهها فواید فراوان دیگرى نیز دارد; از جمله ذخیره آبهاست که گاه در درون آنها به صورت چشمه ها خارج مى شود و گاه در بیرون به صورت ذخیره هاى فراوان برف است که تدریجاً آب شده و نهرها را تشکیل مى دهد و فوائد بسیار دیگرى که در جلد اوّل، در شرح خطبه اوّل، صفحه 79 به آن اشاره کرده ایم.

سپس به امور مهمّ دیگرى براى آماده کردن زمین جهت زندگى انسانها اشاره کرده، چنین مى فرماید: «خداوند میان زمین و جوّ فاصله افکند، و نسیم هوا را براى ساکنان زمین آماده ساخت و تمام نیازمندیها و وسایل زندگى را براى اهل آن فراهم نمود». (وَ فَسَحَ بَیْنَ الْجَوِّ وَ بَیْنَها، وَ أَعَدَّ الْهَوَاءَ مُتَنَسَّماً(22)عَلَى تَمَامِ مَرَافِقِها(23)). لِسَاکِنِهَآ، وَأَخْرَجَ إِلَیْهَا أهْلَهَا

در این عبارت به ارکان اصلى حیات و زندگى انسان و حیوانات اشاره شده است که از همه مهم تر، هوا، یا به تعبیر دیگر اکسیژن هواست که اگر چند دقیقه از انسان قطع شود مرگ به سراغ او خواهد آمد; ولى خداوند متعال آن را چنان فراوان آفریده و همه جا را از آن پر کرده که بدون کمترین زحمت، هوایى که بزرگترین نعمت است، در همه جا به طور یکسان در اختیار فقیر و غنى، کوچک و بزرگ، پیر و جوان و توانا و ناتوان قرار داد.

آن گاه در یک اشاره اجمالى تمام آنچه را براى زندگى انسان و حیوانات لازم بود، در عبارت کوتاهى بیان فرموده و تحت عنوان «مَرَافِق» (نیازمندى ها) به همه اشاره مى کند.

در اینکه منظور از «جوّ» در اینجا چیست که خداوند میان آن و زمین فاصله افکنده؟ بعضى گفته اند: منظور فضاست و از آنجا که فضا، در واقع جسم یا مادّه نیست، تعبیر به ایجاد فاصله بین آن و زمین، مناسب به نظر نمى رسد.

ممکن است، منظور از «جوّ» طبقات مافوق هوا باشد، مانند لایه «اُزُن» که اگر فاصله آن با زمین کم بود و قشر هوا نازک مى شد، جوابگوى نیازهاى تنفّسى انسان نبود.

به علاوه سایر شرایط زندگى انسان و تمام جانداران در زمین به هم مى خورد.

 

نکته

اسرار آفرینش کوه ها!

خداوند حکیم به مقتضاى علم و قدرتش تمام وسایل زندگى انسان را پیش از آفرینش او بر صفحه زمین فراهم کرده است که به قسمتى از آن در خطبه بالا اشاره شده است; از جمله آرامش زمین که اگر پیوسته در حالت لرزش بود زندگى بشر بر روى آن امکان نداشت و دیگر پیدایش هواست به گونه اى که به صورت گسترده این مادّه حیاتى، در سفر و حضر، در خانه و بیرون خانه، در خواب و بیدارى، همراه و همدم او باشد.

و نیز پیدایش چشمه ها و آبها که در همه جا در اختیار انسان بوده باشد و همچنین بارش بارانهاى حیات بخش که تمام نقاط مرتفع و بلندیها را سیراب و قابل استفاده مى کند و در بخش آینده این خطبه به آن اشاره مى شود.

همچنین پیدایش کوهها که نقش بسیار مؤثّرى در حیات انسانها دارد و به یقین مى توان گفت: «بدون آنها حیات انسانى بر صفحه زمین در مخاطره قرار خواهد گرفت» زیرا:

از یک سو، عامل موثّرى براى پیشگیرى لرزش زمین بر اثر فشار درونى است.

و از سوى دوم عامل مؤثّرى است براى پیشگیرى از ناآرامى زمین بر اثر فشار برونى که برخاسته از جاذبه خورشید و ماه و جزر و مدّ حاصل از آن است.

و از سوى سوّم پناهگاهى است در مقابل طوفانهایى که همه چیز انسان را دست خوش تزلزل مى سازد.

و از سوى چهارم وسیله اى است براى متوقّف ساختن ابرها و نزول بارانها.

و از سوى پنجم عاملى است براى ذخیره کردن آبها به صورت برفهاى متراکم در سطح برونى به گونه اى که در طول سال تدریجاً آب شود و مورد بهره بردارى قرار گیرد.

و از سوى ششم محلى است براى ذخیره آبهاى درونى که در حفره هاى عظیم داخل آنها نهفته مى شود و به صورت چشمه ها بر دشت ها جارى مى گردد.

و از سوى هفتم مانع برخورد شدید هوا بر قشر جامد زمین است; زیرا کوهها پنجه در هوا افکنده و جوّ را همراه خود به گردش در مى آورد که اگر صفحه زمین صاف یا صیقلى بود، لغزش هوا بر سطح آن مشکلات زیادى به بار مى آورد.

و از سوى هشتم کوهها و چین خوردگى هاى زمین، سطح قابل استفاده زمین را عملا بیشتر مى کند و در بعضى از نقاط به چندین برابر مى رساند و با توجه به اختلاف درجه حرارت در بالا و وسط و دامنه کوه ها، محیط را براى پرورش انواع مختلفى از گیاهان و محصولات فراهم مى سازد.

و از سوى نهم کوهها مرکز معادن عظیمى است که در زندگى انسانها نقش مهمّى دارد.

و از سوى دهم بخش مهمّى از مصالح ساختمانى بناهاى مهم و محکم از سنگهاى کوهها تأمین مى شود.

و فوائد دیگر که ما در اینجا فقط به بخشى از آن، آن هم فهرست وار اشاره کرده ایم.

به همین دلیل قرآن مجید بارها به مسئله آفرینش کوهها به عنوان یک نعمت بزرگ الهى اشاره کرده و فواید مختلف آن را بر مى شمرد و از جمله مى فرماید: «وَ هُوَ الَّذِى مَدَّ الاَْرْضَ وَ جَعَلَ فِیها رَوَاسِىَ وَ أَنْهَاراً وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ;خداوند کسى است که زمین را گسترد و در آن کوهها و نهرهایى قرار داد و از تمام میوه ها دو جفت آفرید».(24)

 

1. «شَواهق» جمع «شاهق» به معناى بلند و مرتفع مى باشد. 
2. «شُمخ» جمع «شامخ» و «بُذّخ» جمع «باذخ» هر دو به معناى بلند و مرتفع است.
3. «شُمخ» جمع «شامخ» و «بُذّخ» جمع «باذخ» هر دو به معناى بلند و مرتفع است.
4. «عَرانين» جمع «عرنين» (بر وزن عشرين) به معناى قسمت استخوانى بالاى بينى مى باشد. 
5. «سُهوب» جمع «سهب» (بر وزن فهم) به معناى دشت است.
6. «بيد» جمع «بيداء» به معناى دشت هاى گسترده است. 
7. «أخاديد» جمع «اُخدود» (بر وزن خشنود) به معناى گودال بزرگ است. 
8. «راسيات» جمع «راسيه» به معناى سنگين و استوار است. 
9. «جَلاميد» جمع «جلمود» (بر وزن خشنود) به معناى تخته سنگ است .
10. «شَناخيب» جمع «شنخوب» (بر وزن خشنود) به معناى قلّه کوه است. 
11. «شُمّ» جمع «اشمّ» به معناى بلند و مرتفع است و به معناى بلند مقام و بلند مرتبه نيز آمده است. 
12. «صياخيد» جمع «صيخود» (بر وزن محمود) به معناى سنگ سخت است.
13. «مَيَدان» به معناى حرکت و لرزش است.
14. «أديم» در اصل به معناى پوست دبّاغى شده است; سپس به سطح زمين نيز اطلاق شده است. 
15. «تَغلغل» به معناى بسيار فرو رفتن است.
16. «مُتسرّبه» از مادّه «تسرّب» به معناى داخل شدن مخفيانه است. 
17. «جَوبات» جمع «جوبه» (بر وزن توبه) به معناى حفره است.
18. «خَياشيم» جمع «خيشوم» (بر وزن زيتون) به معناى قسمت بالاى سوراخ بينى است که متّصل به سر مى باشد.
19. «جَراثيم» جمع «جرثومه» به معناى اصل و ريشه و طبقات پايين زمين است و امروزه اين واژه بر ميکروب نيز اطلاق مى شود که اصل و اساس بيمارى است. 
20. سوره نبأ، آيه 7.
21. سوره نحل، آيه 15.
22. «مُتنسّم» از ريشه «نسيم» گرفته شده که به معناى وزش ملايم باد است; بنابراين، «مُتنسَّم» (به صيغه اسم مفعول) به معناى هوايى است که شايسته تنفّس است.
23. «مرافق» جمع «مرفق» (بر وزن مکتب) به معناى تمام چيزهايى است که مورد نياز است و انسان از آنها استفاده مى کند; «مرافق» جمع «مرفق» (بر وزن محنت) نيز آمده است که به معناى آرنج است و
در خطبه بالا به همان معناى اوّل است. 24. سوره رعد، آيه 3.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟