• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

احتیاط در طرح نظریات جدید قرآنی/ مشکل ما آینده

مدیر گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه شهید چمران با اشاره به

بیشتر...

حضور بیش از ۱۱۰ قرآن‌آموز اهوازی در دوره‌های

مؤسسه قرآنی امام رضا(ع) اهواز در سال ۹۵ با برگزاری دوره‌های

بیشتر...

روش فهم قرآن

 

منظور از "روش" طریق و مسلک است و در علم لغت "فهم" را به

بیشتر...

سطح معرفت دینی مردم ایران قابل مقایسه با دوره

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: امروز می بینیم در متن همه دشواری
بیشتر...

استعدادهای جوان قرآنی که هدر می‌رود/ نسبت

مجید معارف و حجج اسلام سیدرضا مودب و نجارزادگان امروز در

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
86112
107181
108238378
امروز دوشنبه, 30 فروردين 1400
اوقات شرعی

خطبه نود و هفت، بخش چهارم

 

انْظُرُوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ، وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ هُدىً، وَ لَنْ یُعِیدُوکُمْ فِی رَدىً، فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا، وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا. وَ لاَ تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا، وَلاَ تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِکُوا. لَقَدْ رَأَیْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ، فَمَا أَرَى أَحَداً یُشْبِهِهُمْ مِنْکُمْ! لَقَدْ کَانُوا یُصْبِحُونَ شُعثاً غُبْراً، وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِیَاماً، یُرَاوِحُونَ بَیْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ، وَ یَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِکْرِ مَعَادِهِمْ! کَأَنَّ بَیْنَ أَعْیُنِهِمْ رُکَبَ الْمِعْزَى مِنَ طُولِ سُجُودِهِمْ! إِذَا ذُکِرَ اللهُ هَمَلَتْ أَعْیُنُهُمْ حَتَّى تَبُلَّ جُیُوبَهُمْ، وَ مَادُوا کَمَا یَمِیدُ الشَّجَرُ یَوْمَ الرِّیحِ الْعَاصِفِ، خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ، وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ.

به اهل بيت پيامبرتان نگاه کنيد! از همان سو که آنها گام بر مى دارند گام برداريد. و قدم در جاى قدمهاى آنها بگذاريد (و بدانيد) آنها هرگز شما را از جاده هدايت بيرون نمى برند و به پستى و هلاکت نمى کشانند. اگر آنها توقّف کردند، توقّف کنيد و اگر قيام کردند، قيام کنيد. از آنها سبقت نگيريد که گمراه مى شويد، و از آنان عقب نمانيد که هلاک خواهيد شد!
من اصحاب محمّد (صلى الله عليه وآله) را ديده ام ولى هيچ يک از شما را مانند آنها نمى بينم. آنها موهايى ژوليده و چهره اى غبار آلود داشتند (با اين که در فقر و تنگدستى زندگى مى کردند خم به ابرو نمى آورند!) شب تا به صبح در حال سجده و قيام بودند (و هرگز از عبادت خسته نمى شدند;) گاهى پيشانى و گاه دو طرف صورت را (در پيشگاه خدا) به خاک مى نهادند، و از ترس رستاخيز، گويى بر شعله هاى آتش ايستاده بودند و آرام نداشتند. پيشانى آنها از سجده هاى طولانى پينه بسته بود (همچون زانوى گوسفند). هنگامى که نام خدا برده مى شد، اشک از چشمانشان فرو مى ريخت، آن قدر که گريبانشان تر مى گشت، و همچون درختى که در روز طوفان
ى از شدّت تندباد به خود مى لرزد، از خوف عقاب و عشق به ثواب مى لرزيدند.

 

شرح و تفسیر

یاران واقعى پیامبر چنین بودند!

امام(علیه السلام) در این بخش - که آخرین بخش خطبه است - به دو نکته مهم اشاره مى فرماید; نخست، رهبرانى را که هرگز گمراه نمى شوند به یارانش معرّفى مى کند، تا دست از دامن آنها برندارند و در پرتو آنان راه رستگارى را بیابند و دیگر، بخشى از صفات برجسته اصحاب خاص پیامبر (صلى الله علیه وآله) را به عنوان سرمشقى براى آنان بازگو مى کند تا به مضمون آیه شریفه «وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَان»(1) گام در جاى گام آنها نهند و فضایلى را که از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آموخته بودند، عملا به آنان منتقل سازند.

در قسمت اوّل مى فرماید: «به اهل بیت پیامبرتان نگاه کنید! از همان سو که آنها گام بر مى دارند، گام بردارید; و قدم در جاى قدمهاى آنها بگذارید! (و بدانید) آنها هرگز شما را از جاده هدایت بیرون نمى برند و به پستى و هلاکت نمى کشانند!». (انْظُرُوا أَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ، وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ، فَلَنْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ هُدىً، وَ لَنْ یُعِیدُوکُمْ فِی رَدىً).

این سخن، در واقع اشاره به همان حدیث «ثقلین» است که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) در آن حدیث متواتر، بدان اشاره فرمود که اگر دست از دامان قرآن و اهل بیت برندارید هرگز گمراه نخواهید شد و روشن است که منظور از اهل بیت در اینجا همان امامان معصوم است که به مفاد آیه شریفه «إِنَّمَا یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً;(2) خداوند آنها را از هرگونه رجس و پلیدى و گناه برکنار ساخته و از هر نظر پاک نموده است».

سپس این دستور کلّى و اجمالى را باز مى کند و شرح مى دهد; مى فرماید: «اگر آنها توقّف کردند، توقّف کنید و اگر آنها قیام کردند قیام کنید!» (فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا،(3)إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا). وَ

به یقین شرایط زمانها و مکانها متفاوت است; در آنجا که شرایط ایجاب مى کند، قیام کنند و وارد معرکه جهاد شوند، سکوت و سکون سبب بدبختى است و آنجا که شرایط، اجازه قیام نمى دهد قیام کردن، مایه خسران و هدر دادن نیروها است. عالمان معصوم از اهل بیت به خوبى این شرایط را مى شناسند و طبق آن حرکت مى کنند و هرگونه تخلّف از روش آنان مایه عقب افتادگى است.

و سرانجام با دو جمله دیگر این سخن را تکمیل مى کند. مى فرماید: «از آنها سبقت نگیرید که گمراه مى شوید! و از آنان عقب نمانید که هلاک خواهید شد!» (وَ لاَ تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا، وَ لاَ تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِکُوا).

همیشه و در هر جامعه اى افراد افراطى و تفریطى یافت مى شوند; افراط گرایان روش پیشوایان راستین را کُند مى شمرند و بر آنهاسبقت مى گیرند و جامعه را به تباهى مى کشند و به عکس، تفریط گرایان حرکت پیشوایان را تند مى پندارند و به بهانه حزم و دوراندیشى و احتیاط، از آنها عقب مى افتند; هم خود را هلاک مى کنند و هم جامعه را گرفتار نابسامانى.

در واقع، سخن امام(علیه السلام) هم سو با حدیث معروف نبوى است که فرمود: «مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِى فِیْکُمْ، مَثَلُ سَفِینَةِ نُوح مَنْ رَکِبَهَا نَجَى وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَکَ». این حدیث که با تعبیرات مختلفى در کتب شیعه و اهل سنّت با تفاوتهاى مختصرى نقل شده، نشان مى دهد که اهل بیت پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) که علم و دانش آنها از قرآن مجید و از سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) مایه مى گیرد، تنها وسیله نجات در این دنیاى طوفانى اند. همان گونه که هنگام وقوع طوفان نوح هیچ وسیله نجاتى جز کشتى نوح نبود.(4)

جالب اینکه در خطبه 87 شبیه تعبیر بالا درباره قرآن هنگام توصیف بندگان خاصّ خدا گذشت، که فرمود: «فَهُوَ قَائِدُهُ وَ إِمَامُهُ، یَحُلُّ حَیْثُ حَلَّ ثَقَلُهُ، وَ یَنْزِلُ حَیْثُ کَانَ مَنْزِلُهُ; بنده خالص خدا قرآن را پیشوا و امام خود قرار داده; هر جا قرآن فرود آید، او بار خویش را همانجا فرود مى آورد و هر جا قرآن منزل کند او آنجا را منزلگاه خویش مى گرداند».

و این تأکید دیگرى بر همان حدیث ثقلین است!

* * *

 

در قسمت دوم این بخش از خطبه، امام(علیه السلام) به سراغ ویژگى هاى گروه خاصّى از یاران پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى رود و آنها را براى اصحابش الگو و سرمشق مى سازد و در عبارت مبسوطى، هفت ویژگى درباره آنها بیان مى کند.

نخست مى فرماید: «من اصحاب محمّد(صلى الله علیه وآله) را دیده ام، امّا هیچ یک از شما را مانند آنان نمى بینم! آنها موهایى ژولیده و چهره هاى غبارآلود داشتند (زاهد بودند و در فقر و تنگ دستى زندگى مى کردند و خم به ابرو نمى آوردند!)». (لَقَدْ رَأَیْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ، فَمَا أَرَى أَحَداً یُشْبِهُهُمْ مِنْکُمْ لَقَدْ کَانُوا یُصْبِحُونَ شُعثاً(5)غُبْراً(6)).

در دومین وصف مى فرماید: «آنها شب تا به صبح در حال سجده و قیام بودند (و هرگز از عبادت خسته نمى شدند) گاه پیشانى و گاه دو طرف صورت را (در پیشگاه خدا) به خاک مى گذاردند». (وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِیَاماً، یُرَاوِحُونَ(7)خُدُودِهِمْ(8)). بَیْنَ جِبَاهِهِمْ وَ

هر زمان پیشانى آنها خسته مى شد طرف راست را بر زمین مى نهادند و هر زمان طرف راست خسته مى شد طرف چپ را.

در سومین توصیف مى افزاید: «آنها از ترس رستاخیز (و محاسبه اعمال) گویى بر شعله هاى آتش ایستاده بودند و آرام نداشتند». (وَ یَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ(9)مَعَادِهِمْ). مِنْ ذِکْرِ

آرى آنها عذاب الهى را با تمام وجود خود، احساس مى کردند و به همین دلیل آرامش نداشتند.

در چهاردهمین توصیف مى افزاید: «پیشانى آنها از سجده هاى طولانى، پینه بسته بود همچون زانوى گوسفند!» (کَأَنَّ بَیْنَ أَعْیُنِهِمْ رُکَبَ(10)سُجُودِهِمْ!). الْمِعْزَى(11) مِنَ طُولِ

آرى، لذّت عبادت و عشق به بندگى، آنها را به سجده هاى طولانى در برابر محبوب مطلق وادار مى ساخت و آثارش بر پیشانى آنها مى نشست.

در پنجمین وصف آنها مى فرماید: «هنگامى که نام خدا برده مى شد، اشک از چشمانشان فرو مى ریخت، آن قدر که گریبانشان تر مى گشت!». (إِذَا ذُکِرَ اللهُ هَمَلَتْ(12)أَعْیُنُهُمْ حَتَّى تَبُلَّ جُیُوبَهُمْ).

گاه از عشق خدا و درد فراق اشک مى ریختند و گاه از خوف عقاب!

و در ششمین و آخرین وصف بار دیگر به چهره دیگرى از ایمان قوى و خوف و رجاء آنها اشاره کرده، مى فرماید: «آنها همچون درختى که در روز طوفانى از شدت تندباد به خود مى لرزد، از ترس عقاب و عشق به ثواب مى لرزیدند!» (وَ مَادُوا(13)یَمِیدُ الشَّجَرُ یَوْمَ الرِّیحِ الْعَاصِفِ، خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ، وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ!). کَمَا

تشبیه به درخت که در برابر تندباد لرزان مى شود، تشبیه جالبى است که امام(علیه السلام)دلیل آن را نیز بیان فرموده، که گاه از ترس عقاب و گاه به امید ثواب صورت مى گیرد. از یک چشم، اشک شوق دیدار پروردگار مى ریزند و از چشم دیگر، اشک خوف عقاب! و این است راه و رسم بندگان خالص و مخلص که در میان خوف و رجاء و بیم و امید در حرکتند.

 

نکته ها

1- ولایت و عصمت اهل بیت

از این بخش از خطبه، به خوبى روشن مى شود که امامان اهل بیت، معصومند; چرا که امام(علیه السلام) با صراحت مى فرماید: «در همه چیز و در همه کار پیرو آنها باشید! هرگاه فرمان قیام و حرکت بدهند قیام و حرکت کنید! و هرگاه دستور سکون دهند، متوقف شوید! بر آنها پیشى نگیرید! از آنها عقب نیفتید، که مایه گمراهى و هلاکت است! و آنها هرگز شما را از هدایت بیرون نمى برند، و به گمراهى نمى کشانند!»

این تعبیرات، روشن ترین دلیل مقام عصمت آنهاست; چرا که درباره غیر معصوم از گناه و خطا این گونه دستورات صحیح نیست.

از سوى دیگر، نشان مى دهد که امامت مسلمین، همواره در اهل بیت خواهد بود; چرا که امام(علیه السلام) این دستور را محدود به زمان معیّنى نکرده است.

و از سوى سوم، نشان مى دهد که مفهوم ولایت این نیست که انسان با دستورات آن بزرگواران گزینشى برخورد کند; بلکه ولایت حقیقى آن است که در همه چیز و در هر حال، سر بر فرمان آن بزرگواران باشد و آنها که تنها در گفتار، یا پاره اى از رفتارهاى فردى و اجتماعى تابع اهل بیت اند موالیان حقیقى نیستند; مدّعیانى هستند در لباس موالى!

بدیهى است که منظور امام(علیه السلام) تنها عصر و زمان او نیست; چرا که «اهل بیت» را به عنوان امام و پیشواى معرّفى مى کند نه فقط خودش را.

شاهد گویاى این سخن حدیثى است که از خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده; آنجا که على(علیه السلام)مى فرماید: «حافظان حدیث از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى دانند که آن حضرت (صلى الله علیه وآله)چنین فرمود»: «إِنِّى وَ أَهْلَ بَیْتِی مُطَهَّرُونَ، فَلاَتَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا; وَ لاَ تَتَخَلَّفُواعَنْهُمْ فَتَزِلُّوا، وَ لاَ تُخالِفُوهُمْ فَتَجْهَلوُا، وَ لاَ تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ. هُمْ أَعْلَمُ النَّاسِ کِبَارِاً، وَ أَحْلَمُ النَّاسِ صِغَاراً; فَاتَّبِعُوا الْحَقَّ وَ أَهْلَهُ حَیْثُ کَانَ; من و اهل بیتم از هر نظر پاک و پاکیزه ایم; بنابراین، بر آنها پیشى نگیرید، که گمراه مى شوید! و از فرمان آنها تخلّف نکنید، که لغزش خواهید داشت! و با آنها مخالفت نکنید، که گرفتار نادانى مى شوید! و به آنها چیزى نیاموزید که آنها از شما داناترند! آنها در بزرگى از همه مردم عالم ترند و در کوچکى از همه عاقل تر! بنابراین، از حق و اهل حق پیروى کنید، هر جا که باشد».(14)(علیهم السلام) دعوت مى کند و از سوى دیگر یادآور ویژگى هاى اصحاب خاص رسول الله(صلى الله علیه وآله) مى شود، رابطه لطیفى با بخش هاى نخستین این خطبه که از مردم عراق و کوفه شدیداً نکوهش مى کند، دارد زیرا از یک سو، به آنها مى فهماند که شما هیچ عذرى در پیشگاه خدا ندارید زیرا رهبر شما از اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) است.

 

2- ویژگى هاى کوفیان و شامیان

بخش اخیر این خطبه که از یک سو مردم را به پیروى از اهل بیت

از همان کسانى است که رسول الله(صلى الله علیه وآله) سفارش آنها را کرده، که مردم دست از دامنشان برندارند; همان ها که در کنار قرآن قرار دارند و کشتى نجاتند; در حالى که پیشواى مردم شام، مردى است منحرف، ظالم و غارتگر و از بقایاى عصر جاهلیّت; لذا از این نظر حجّت بر شما تمام است.

دیگر این که، ضعف و زبونى شما نه به دلیل عدم قدرت جسمانى است ،بلکه از نظر روحانى و معنوى و رابطه با پروردگار ضعیف و ناتوانید; از این رو، آنها را به پیروى عملى از اصحاب خاصّ رسول الله(صلى الله علیه وآله) دعوت کرده که قوى ترین رابطه ها را با خدا داشتند: در پیشگاه او به عبادت بر مى خاستند و به سجود مى پرداختند و پیکرشان از خوف خدا مى لرزید، آثار سجده در صورت آنها نمایان بود و اشک خوف و شوق بر صورتشان جارى و این تعبّد و تعهّد رمز اصلى پیروزى آنها بر دشمن بود.

 

3- کدام یک از صحابه؟

ممکن است افراد ساده اندیش از اطلاق کلام حضرت چنین تصوّر کنند که ویژگى هاى بسیار والاى فوق، در همه صحابه پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بوده است و آن را دلیلى بر اصل معروف «تنزیه صحابه» بگیرند در حالى که به یقین این اوصاف و ویژگى ها مربوط به اصحاب خاصّ آن حضرت، همچون: سلمان ها، بوذرها، عمّارها و مقدادها است، نه همه آنان; زیرا اوّلا: چنین مطلبى بر خلاف تاریخ است; چرا که در هیچ تاریخى این صفات براى همه آنها نوشته نشده است.

ثانیاً: بسیارى از آیات قرآن نشان مى دهد که در میان آنها متخلّفان و گنهکاران خطرناکى بودند.

از جمله بعضى از آنها به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ارتش اسلام خیانت کردند که وقتى رسوا شدند، از درِ توبه درآمدند; مانند «حاطب بن ابى بلتعه» و «ابولبابه» که داستان آنها را همه شنیده ایم و ستون توبه در مسجد پیامبر(صلى الله علیه وآله) یادآور این حقیقت است.

بعضى دیگر در مقام اعتراض در برابر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نسبت به حکم زکات برآمدند، در حالى که قبلا با خدا عهد کرده بودند اگر ثروتى پیدا کردند در راه خدا از آن انفاق کنند! مانند «ثعلبة بن حاطب انصارى» که داستان او در آیات 75 تا 77 سوره توبه آمده است.

بعضى فرمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) را زیر پا گذاردند و به بهانه هاى واهى از شرکت در جنگ «تبوک» تخلّف کردند; که داستان آن ها ذیل آیه 118 سوره «توبه» آمده است.

گروهى دست به جاسوسى زدند، که قرآن در آیه 47 سوره «توبه» در مورد آنها مى گوید: «وَفِیکُمْ سَمَّاعُؤنَ لَهُمْ».

بعضى به ساختن مسجد «ضرار» پرداختند، تا در میان مؤمنان ایجاد شکاف و تفرقه کنند، که داستان آنها در ذیل آیات 107 تا 110 سوره «توبه» آمده است.

و بعضى از آنها که در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) راه راستى را مى پیمودند، بعد از آن حضرت در اثر هوا پرستى فتنه هایى برپا کردند که خون هاى زیادى از مسلمین ریخته شد; مانند: «طلحه» و «زبیر» که آتش جنگ «جمل» را برپا کردند و بر ضدّ امام المسلمین قیام نمودند و «معاویه» که فتنه هاى فراوانى، از جمله فتنه «صفّین» را رهبرى مى کرد.

بسیار ساده لوحى است که ما در برابر واقعیّت هاى روشن تاریخ و آیات صریح قرآن، چشم بر هم نهیم و همه صحابه را با آب تنزیه بشوییم و دامان آنها را پاک و پاکیزه کنیم.

بنابراین، اگر امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) در این خطبه، یا خطبه هاى دیگرى مدح و تمجید بلیغى از صحابه مى کند، به یقین منظور اصحاب خاصّ رسول الله(صلى الله علیه وآله) است که گروه قابل ملاحظه اى از یاران او را تشکیل مى دادند و در تمام میدان هاى نبرد در صفوف مقدّم جاى داشتند و همواره سر بر فرمان رسول الله(صلى الله علیه وآله) مى نهادند و بسیارى از آنان در عصر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) شربت شهادت نوشیدند.

به هر حال، این گروه از یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) که عالى ترین درس بندگى و عبودیّت خداوند و استقامت و ایستادگى و ایثار و فداکارى را در راه اسلام، از محضر بزرگترین استاد جهان بشریّت، یعنى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آموخته بودند سزاوار است الگو و اسوه مسلمانان، در هر عصر و زمان باشند.

همانها که به گفته مورّخان هنگامى که مى خواستند از یکدیگر جدا شوند، سوره «والعصر» را یکى براى دیگرى مى خواند و او را به ایمان و عمل صالح و طرفدارى از حق و صبر و استقامت دعوت مى کرد.(15)

همان ها که به تعبیر قرآن آثار سجده در چهره هایشان نمایان بود: «سِیمَاهُمْ فِی وُجُودِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُؤدِ»(16). و همان ها که در برابر دشمنان شدید و محکم، و در برابر دوستان نرم و ملایم بودند: «وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ، رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ».(17)

1. سوره توبه، آيه 100. 
2. سوره احزاب، آيه 33.
3. «لَبَدوا» از مادّه «لَبود» به معناى اقامت در مکانى است و در اينجا به معناى توقّف کردن است. 
4. نويسنده متتبّع، مرحوم «ميرحامد حسين هندى» در کتاب «عبقات الانوار» اين حديث را از 92 کتاب که بوسيله 92 نفر از دانشمندان اهل سنّت تأليف يافته، با تمام مشخّصات، نقل مى کند. 
5- «شُعث» جمع «اشعث» در اصل به معناى ژوليده و کسى است که موهايش پريشان است و در عبارت بالا کنايه از فقر يا زهد است. 
6. «غُبر» جمع «أغبر» به معناى غبارآلود است. 
7. «يُراوحون» از مادّه «تراوح» به معناى انجام کارى، يکى بعد از ديگرى است. 
8. «خُدود» جمع «خدّ» به معناى دو طرف صورت است; در مقابل «جباه» جمع «جبهه» که به معناى پيشانى است. و ترجمه «خَدّ» در فارسى به «گونه»، صحيح نيست. 
9. «جَمر» جمع «جَمَره» است که به معناى قطعه آتشِ شعلهور است. اين واژه گاهى به سنگ ريزه نيز اطلاق مى شود، که جمع آن «جَمرات» است. 
10. «رکب» جمع «رُکبه» به معناى زانو است. 
11. «معزى» و «معز» به معناى بز است. 
12- «هملت» از مادّه «هُمول» به معناى سيلان و جريان است. 
13. «مادوا» از مادّه «مَيَدان» (بر وزن جريان) به معناى حرکت کردن و لرزيدن است. 
14. تفسير قمى، طبق نقل بحارالانوار، جلد 23، صفحه 130، حديث 12. 
15. اسد الغابه، جلد 3، صفحه 144.
16. سوره فتح، آيه 29.
17. سوره فتح، آيه 29.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟