• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

برج هاى آسمانى

شرح آیات 60 لغایت 62 سوره مبارکه فرقان

60وَ إِذا قِیلَ

بیشتر...

فینال تلاوت‌های مجلسی ویژه نوجوانان برگزار شد

در آستانه سال نو، فینال جشنواره تلاوت‌های مجلسی ویژه

بیشتر...

آزمون کتبی طرح قرآنی ۱۴۴۹ در مؤسسات قرآنی برگزار

محمدمهدی بحرالعلوم، معاون آموزش و پژوهش سازمان دارالقرآن

بیشتر...

برگزاری کارگاه‌های «سبک زندگی قرآنی» در استان‌های

از سوی سازمان دارالقرآن الکریم کارگاه‌های سبک زندگی قرآنی

بیشتر...

دومین دوره طرح «دانشجو ـ معلم قرآن» خاتمه یافت

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
62836
94416
85509526
امروز دوشنبه, 11 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه صد و هفت

 

وَ قَدْ رَأَیْتُ جَوْلَتَکُمْ، وَ انْحِیَازَکُمْ عَنْ صُفُوفِکُمْ، تَحُوزُکُمُ الْجُفَاةُ الطَّغَامُ، وَ أَعْرَابُ أَهْلِ الشَّامِ، وَ أَنْتُمْ لَهَامِیمُ الْعَرَبِ، وَ یآفِیخُ الشَّرَفِ، وَ الأَنْفُ الْمُقَدَّمُ، وَ السَّنَامُ الأَعْظَمُ. وَ لَقَدْ شَفَى وَحَاوِحَ صَدْرِی أَنْ رَأَیْتُکُمْ بِأَخَرَة تَحُوزُونَهُمْ کَمَا حَازُوکُمْ، وَ تُزِیلُونَهُمْ عَنْ مَوَاقِفِهمْ کَمَا أَزَالُوکُمْ; حَسّاً بِالنِّصَالِ، وَ شَجْراً بِالرِّمَاحِ، تَرْکَبُ أُولاهُمْ أُخْرَاهُمْ کَالاِْبِلِ الْهِیمِ المَطْرُودَةِ; تُرْمَى عَنْ حِیَاضِهَا; وَ تُذَادُ عَنْ مَوَارِدِهَا.

من فرار و کناره گيرى شما را از صفوف خودتان مشاهده کردم (و با چشم خود ديدم) که فرومايگان خشن و اعراب باديه نشين شام، شما را به عقب نشينى وادار کردند، در حالى که شما از بزرگان (و شجاعان) و پيشگامان عرب و از سران شرف و پيشروان و برجستگان آنها هستيد (ولى خوشوقتم، طولى نکشيد که) ناراحتى درون سينه مرا شفا بخشيديد (و بر زخم دلم مرهم نهاديد;) چون ديدم همان گونه که آنها شما را عقب راندند، شما صفوفشان را درهم شکستيد و آنان را از لشکرگاه خود به عقب رانديد; با رگبار تير و نيزه به آنها حمله کرديد، آنچنان که فراريان آنها همچون شتران تشنه عقب رانده شده از ورود به آبشخور، بر روى هم مى ريختند.

 

بر زخم دلم مرهم نهادید

بعضى از شارحان نهج البلاغه نقل کرده اند که امام(علیه السلام) این خطبه را هنگامى بیان فرمود که میمنه (بخش راست لشکر) اهل عراق عقب نشینى کرد; سپس در یک ضدّ حمله، به جاى خود بازگشت و به «مالک اشتر» پیوست و «مالک» به اتّفاق آنها بر صفوف لشکر شام یورش برد و آنها را پراکنده ساخت.(1) هنگامى که امام این دو صحنه را مشاهده کرد، آنها را مخاطب ساخت و سخنان بالا را خطاب به آنها ایراد فرمود.

در جمله هاى کوتاه بالا امام(علیه السلام) براى تشویق این گروه از یارانش نخست به نقطه ضعف آنها اشاره کرده و بعد به جبران آن ضعف از ناحیه خودشان اشاره مى کند و گفتار خود را با انواع تشبیهات عمیق و زیبا و کنایات پرمعنا مى آمیزد، تا عمیق ترین اثر را در روح و جان آنها بگذارد و در آینده از آن پند گیرند و در برابر حملات دشمن پایمردى و استقامت بیشترى نشان دهند.

نخست مى فرماید: «من فرار و هزیمت و کناره گیرى و عقب نشینى شما را از صفوف خودتان مشاهده کردم (و با چشم خود دیدم) که فرومایگان خشن و اعراب بادیه نشین شام، شما را به عقب نشینى وادار کردند». (وَ قَدْ رَأَیْتُ جَوْلَتَکُمْ(2)، وَ انْحِیَازَکُمْ(3) عَنْ صُفُوفِکُمْ، تَحُوزُکُمُ الْجُفَاةُ(4) الطَّغَامُ(5)، وَ أَعْرَابُ أَهْلِ الشَّامِ).

«این درحالى است که شما از بزرگان و (شجاعان) پیشگامان عرب و از سران شرف، و پیشروان و برجستگان آنها هستید!». (وَ أَنْتُمْ لَهَامِیمُ(6)(7)الشَّرَفِ، وَ الأَنْفُ(8)). الْمُقَدَّمُ، وَ السَّنَامُ الأَعْظَمُ الْعَرَبِ، وَ یَآفِیخُ

من ازشما چنین عقب نشینى را انتظار نداشتم و برازنده و شایسته شما نبود; ولى خوشوقتم طولى نکشید که: «ناراحتى درون سینه مرا شفا بخشیدید (و بر زخم دلم مرهم نهادید;) چون دیدم همان گونه که آنها شما را به عقب نشینى وا داشتند، شما صفوفشان را درهم شکستید و آنان را از لشکرگاه خود به عقب راندید». (وَ لَقَدْ شَفَى وَحَاوِحَ(9)أَزَالُوکُمْ). صَدْرِی أَنْ رَأَیْتُکُمْ بِأَخَرَة تَحُوزُونَهُمْ کَمَا حَازُوکُمْ، وَ تُزِیلُونَهُمْ عَنْ مَوَاقِفِهمْ کَمَا

«آنها را به رگبار تیر و نیزه بستید، آنچنان که فراریان آنها، همچون شتران تشنه عقب رانده شده از ورود به آبشخور، بر روى هم مى ریختند!» (حَسّاً(10) بِالنِّصَالِ(11)، وَ شَجْراً(12) بِالرِّمَاحِ; تَرْکَبُ أُولاَهُمْ أُخْرَاهُمْ کَالاِْبِلِ الْهِیمِ(13) المَطْرُودَةِ; تُرْمَى عَنْ حِیَاضِهَا; وَ تُذَادُ(14) عَنْ مَوَارِدِهَا!).

بى شکّ، جنگ صفّین مقابله دو لشکر بود که یکى از آنها بسیارى از شخصیّت هاى اسلامى را در خود جاى مى داد; بعضى از صحابه پیامبر و بعضى از فرزندان صحابه و از خاندان هاى با شخصیّت و از پیش گامان در اسلام بودند، که در خدمت على(علیه السلام) در برابر گروهى قیام کردند که در واقع بازماندگان دوران جاهلیّت و فرومایگان و فرصت طلبان و دنیا دوستانى بودند که با جوایز و بخشش هاى بى حساب و کتاب معاویه، به میدان آمده بودند و در رأس آنها «عمرو بن عاص» بود که رشوه کلانش را که همان حکومت مصر بود، در برابر حضور در این میدان و فتنه انگیزى هاى شیطانى گرفت.

بنابراین، تعبیرات امام(علیه السلام) درباره لشکر شام و لشکر کوفه هرگز جنبه تشویق و تعارف بى محتوا نداشته، بلکه عین واقعیّت بود.

1. «نصر بن مزاحم» در کتاب «صفّين» شأن ورود اين خطبه را به خوبى بيان کرده است. او مى گويد: در روز هفتم ماه صفر بود که از روزهاى وحشتناک جنگ صفّين محسوب
مى شد; در آن روز لشکر معاويه به بخشى از لشکر اميرمؤمنان على(عليه السلام) حمله کردند و آنها را عقب راندند; على(عليه السلام) ناراحت شد و آنها را ملامت نمود و سپس آنها را
تشويق به حمله نمود و به اتّفاق «مالک اشتر» حمله سريع و مؤثّرى کردند و دشمن را درهم کوبيدند و به عقب راندند; و آنگاه امام(عليه السلام) خطبه مورد بحث را ايراد فرمود.
(کتاب وقعه صفين، صفحه 243 تا 256، چاپ بصيرتى قم). 2. «جَوْله» از مادّه «جَوَلان» در اصل به معناى دور زدن در ميدان و مانند آن است; و گاه به معناى عقب نشينى، سپس بازگشت به ميدان و حمله به دشمن - که يک حرکت دورانى
است - آمده و در کلام بالا به همين معنا است. 3. «انحياز» به گفته «قاموس» به معناى ترک مواضع (و عقب نشينى) است. 4. «جُفاة» جمع «جافى» به معناى افراد فرومايه و خشن است. 5. «طَغام» جمع «طَغامه» به معناى اوباش و افراد رذل و پست است. 6. «لهاميم» جمع «لِهْميم» و «لُهْموم» به معناى اسب هاى چابک و پيش رو است; سپس به انسان هاى پيش رو نيز، اطلاق شده است; مانند چيزى که در کلام بالا آمده است. اين واژه، گاه به معناى
افراد با سخاوت آمده، که تناسبى با محلّ بحث ندارد. 7. «يآفيخ» جمع «يافوخ» به معناى محل اتّصال استخوان هاى پيش سر است. بعضى گفته اند: اين واژه نام همان موضعى در پيش سر است، که در آغاز تولّد نرم است و با گذشت زمان سفت و
محکم مى شود و در کلام بالا کنايه از سرکردگان است. 8. «أنف» معناى واضحى دارد و آن «بينى» است; ولى از آنجا که برجسته ترين نقطه صورت نوک بينى است، عرب اين واژه را به افراد پيش رو اطلاق مى کند. 9. «وَحاوح» جمع «وَحوح» به معناى صدايى است که از سينه دردمند بر مى خيزد. 10. «حَسّ» (به فتح حاء) به چند معنا آمده است: گاه به معناى ريشه کن کردن و قتل و کشتن، (مانند کلام بالا.) و گاه به معناى جستجو نمودن، يا ديدن و دريافتن آمده است. 11. «نَصال» جمع «نَصْل» به معناى قطعه آهن تيزى است که در نوک تيرهاى چوبين قرار مى دهند تا کارگر شود و در فارسى آن را «پيکان» مى گويند. 12. «شَجْر» به معناى ضربه زدن با نيزه است. 13. «هيم» جمع «أهيم» يا «هائم» به معناى انسان يا حيوانى است که شديداً تشنه باشد. 14. «تُذاد» از مادّه «ذود» به معناى طرد کردن و عقب راندن است.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟