احسن الحدیث

خطبه صد و نه، بخش هشتم

 

نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ، وَ مَحَطُّ الرِّسَالَةِ، وَ مُخْتَلَفُ الْمَلائِکَةِ، وَ مَعَادِنُ الْعِلْمِ، وَ یَنَابِیعُ الْحُکْمِ، نَاصِرُنا و مُحِبُّنَا یَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ وَ عَدُوُّنا وَ مُبْغِضُنَا یَنْتَظِرُ السَّطْوَةَ.

ما درخت پر بار نبوّت و جايگاه رسالت و محلّ آمد و شد فرشتگان و معادن علم و چشمه سارهاى حکمتيم، ياوران و دوستداران ما در انتظار رحمت حقّند، و دشمنان کينه توز ما بايد در انتظار مجازات باشند.

 

شرح وتفسیر

شاخه هاى درخت پربار نبوّت

امام(علیه السلام) این خطبه را بعد از ذکر اوصاف پیامبر با ذکر اوصافى از اهل بیت پایان مى دهد و رعایت فصاحت و بلاغت را با این حسن ختام به سر حدّ کمال مى رساند. مى فرماید: «ما درخت پر بار نبوّت و جایگاه رسالت و محلّ رفت و آمد فرشتگان و معادن علم و چشمه سارهاى حکمتیم». (نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ، وَ مَحَطُّ الرِّسَالَة، وَ مُخْتَلَفُ(1)). الْمَلاَئِکَةِ، وَ مَعَادِنُ الْعِلْمِ، وَ یَنَابِیعُ الْحُکْمِ

تعبیر به «شجره»، اشاره به این است که نبوّت همچون درخت پربارى است که داراى شاخه ها و فروع مختلفى است. ریشه و ساقه آن، پیغمبر اکرم و فرزندان او، شاخ و برگ هاى آن و هدایت مردم به سوى خدا، میوه این درخت است.

در تعبیر دوم، خاندان نبوّت را به بارانداز و فرودگاهى تشبیه مى کند که رسالت، در آن از سوى خدا نزول پیدا کرده است و در تعبیر سوم، خانه پیامبر را مرکز رفت و آمد فرشتگان الهى مى شمرد و على(علیه السلام) و فرزندانش کسانى هستند که در این خانه و خانواده، پرورش یافته اند و طبعاً آثار و برکات وحى در آنها پرتو افکن مى باشد.

واژه «ملائکه» در اینجا ممکن است که اشاره به فرشتگان وحى باشد (جبرئیل و همراهانش) که بر پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) نازل مى شدند; یا اشاره به معناى اعمّى باشد که سایر فرشتگانى را که به عنوان خدمت یا بشارت در این خانواده رفت و آمد داشته اند، شامل شود و در هر حال، منظور این نیست که فرشته وحى بر غیر پیامبر نازل مى شده است.

تفاوت «شَجَرةُ النُّبوَّة» و «مَحَطُّ الرِّسَالَة» از این نظر است که پیامبر داراى دو مقام بود: مقام نبوّت، که همان خبر دادن از سوى خداست و مقام رسالت، که تبلیغ آن است.

یا به تعبیر دیگر: نبىّ مأمور ابلاغ است و رسالت معمولا توأم با امامت و رهبرى و اجرا مى باشد.

و منظور از «معادن علم» آن است که امامان اهل بیت(علیه السلام) وارث علوم پیامبر و حافظ کتاب و سنّت بودند. در شأن نزول آیه شریفه «وَ تَعِیِها أُذُنٌ وَاعِیَةٌ; گوش شنوا این پیام ها را در خود نگه مى دارد»(2) در روایات متعدّدى که در منابع فراوانى از اهل سنّت نقل شده، آمده است که پیغمبر اکرم فرمود: «سَأَلْتُ رَبِّی أَنْ یَجْعَلَهَا أُذُنَ عَلِىِّ; از پروردگارم تقاضا کردم که این گوش شنوا را گوش على(علیه السلام) قرار دهد» و به دنبال این دعا على(علیه السلام) مى فرمود: «مَا سَمْعِتُ مِنْ رَسُولِ اللهِ شَیْئاً فَنَسِیتُهُ; من هیچ سخنى را بعد از آن از رسول خدا نشنیدم که فراموش کنم; بلکه همیشه آن را به خاطر داشتم».(3)

حدیث «عَلِىٌّ مَعَ الْقُرآنِ، وَالْقُرآنُ مَعَ عَلِىٍّ; على همواره با قرآن است و قرآن با على است».(4)

و همچنین حدیث «أَنَا مَدِیَنةُ الْعِلْمِ وَ عَلَىٌّ بَابُهَا; من شهر علمم و علىّ ام در است»(5)از احادیث معروفى است که در کتب شیعه و اهل سنّت وارد شده و همه گواه بر این است که این خانواده، معادن علم و سرچشمه هاى حکمت بوده اند.

تفاوت «معادن» و «ینابیع» از این نظر است که «معدن» چیزى است که معمولا مردم به سراغ آن مى روند و از آن بهره مى گیرند; ولى «ینابیع» (به معناى چشمه ها) چیزى است که مى جوشد و به سوى مردم سرازیر مى شود.

امام(علیه السلام) در پایان این سخن مى فرماید: «یاور و دوستدار ما در انتظار رحمت حقّ است و دشمن کینه توز ما در انتظار مجازات حق است». (نَاصِرُنا و مُحِبُّنَا یَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ، وَ عَدُوُّنَا وَ مُبْغِضُنَا یَنْتَظِرُ السَّطْوَةَ(6)).

این سخن بدان معنا نیست که آنها چنین انتظارى را واقعاً دارند; بلکه به این معناست که باید منتظر چنین عاقبت شومى باشند و در واقع نوعى تهدید به عذاب الهى است، در دنیا و آخرت.

1. «مختلف» از مادّه «اختلاف» که در اينجا به معناى رفت وآمد است. بنابراين «مختلف» يعنى محلّ رفت و آمد. 
2. سوره حاقّه، آيه 12. 
3. براى آگاهى از منابع حديث مى توانيد به جلد 9 پيام قرآن، صفحه 359 به بعد و بحارالانوار، جلد 35، صفحه 326 - 331 مراجعه کنيد. 
4. الغدير، جلد 3، صفحه 178 و 180.
5. به کتاب الغدير، جلد 6، صفحه 61 - 80 مراجعه شود. 
6. «سَطوه» در اصل به معناى پريدن بر روى کسى و مقهور ساختن اوست.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری