احسن الحدیث

خطبه صد و چهارده، بخش دوم

 

أُوصِیکُمْ، عِبَادَ اللهِ، بِتَقْوَى اللهِ الَّتی هِیَ الزَّادُ وَبِهَا الْمَعَاذُ : زَادٌ مُبْلِغٌ، وَمَعَاذٌ مُنْجِحٌ. دَعَا إلَیْهَا أَسْمَعُ دَاع، وَوَعَاهَا خَیْرُ وَاع. فَأَسْمَعَ دَاعِیهَا، وَفَازَ وَاعِیَها.
عِبَادَ اللهِ، إنَّ تَقْوَى اللهِ حَمَتْ أَوْلِیَاءَ اللهِ مَحَارِمَهُ، وَأَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخَافَتَهُ، حَتَّى أَسْهَرَتْ لَیَالیَهُمْ، وَأَظْمَأَتْ هَوَاجِرَهُمْ، فَأَخَذُوا الرَّاحَةَ بِالنَّصَبِ، والرِّیَّ بِالظَّمَاءِ; وَاسْتَقْرَبُوا الاَْجَلَ فَبَادَرُوا الْعَمَلَ، وَکَذَّبُوا الاَْمَلَ فَلاَحَظُوا الاَْجَلَ.

اى بندگان خدا ! شما را به تقوا سفارش مى کنم، که هم زاد و توشه (سفر آخرت) است و هم پناهگاه (در برابر عذاب الهى)، زاد و توشه اى که انسان را به مقصد مى رساند، و پناهگاهى که او را (از خطرات) رهايى مى بخشد.
   دعوت کننده اى که سخنانش از همه مؤثرتر است به سوى آن دعوت کرده (خداوند و پيامبر اکرم (صلى الله عليه وآله) و همه انبيا و اوليا) و بهترين حافظ (همه عالمان دينى و پرهيزگاران)، آن را نگهدارى و پاسدارى نموده است، اين دعوت کننده به تقوا، دعوت خويش را به گوش همگان رسانيده، و پاسدار آن، در کار خود پيروز بوده است.
   اى بندگان خدا ! (بدانيد) تقواى الهى دوستان خدا را از ارتکاب گناهان باز داشته، و قلوبشان را قرين خوف و خشيّت ساخته، تا آن جا که شبهايشان را بيدار، و روزهايشان را گرم و سوزان کرده است، آنها (شب زنده دارند و روزه دار)، مشقت را به جاى استراحت و تشنگى را به جاى سيرابى پذيرفته اند، سرآمد زندگى را نزديک مى دانند، از اين رو در انجام اعمال نيک شتاب دارند و آرزوهاى دور و دراز را دروغ مى شمرند، از اين رو همواره پايان زندگى و مرگ را در نظر دارند
.

 

برترین فضیلت انسان

   امام (علیه السلام) بعد از مقدمه متین و محکم و حساب شده اى که در بخش اوّل این خطبه بیان فرمود در این بخش به سراغ مهمترین فضیلت انسان ها مى رود که همان تقوا است. نخست به آثار اخروى آن اشاره کرده مى فرماید : «اى بندگان خدا ! شما را به تقوا سفارش مى کنم که زاد و توشه (سفر آخرت) است و هم پناهگاه (در برابر عذاب الهى)، زاد و توشه اى که انسان را به مقصد مى رساند، و پناهگاهى که او را (از خطرات) رهایى مى بخشد» (أُوصِیکُمْ، عِبَادَ اللهِ، بِتَقْوَى اللهِ الَّتی هِیَ الزَّادُ وَبِهَا الْمَعَاذُ : زَادٌ مُبْلِغٌ، وَمَعَادٌ مُنْجِحٌ).

   بدیهى است انسان در سفرهاى طولانى و پر خوف و خطر نیاز به دو چیز دارد : زاد و توشه کافى و منزلگاه هایى که او را از خطرات حفظ کند.

   همان گونه که قرآن مجید مى فرماید : « (وَتَزَوّدوُا فَإنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى); زاد و توشه برگیرید و بهترین زاد و توشه، تقواست»(1) و در داستان یوسف (علیه السلام)هنگامى که بر لب پرتگاه گناه قرار گرفت، از نیروى تقوا براى نجات خود، استفاده کرد، قرآن مى گوید : « (قَالَ مَعَاذَ اللهِ); گفت به خدا پناه مى برم»(2)و  راستى تقوا پناهگاهى است، مطمئن و محکم، در برابر سیل خروشان هواىنفس و وسوسه هاى شیاطین و پناهگاهى است براى نجات از آتش دوزخ در قیامت و بهترین زاد و توشه ها براى این سفر پرخوف و خطر است.

   سپس براى بیان اهمیّت تقوا مى افزاید : «دعوت کننده اى که سخنانش از همه نافذتر است به سوى آن دعوت کرده (اشاره به خداوند یا پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله)یا همه انبیا و اولیا است) و بهترین نگهدارنده، آن را نگهدارى و پاسدارى نموده است (اشاره به همه پرهیزکاران و پیروان مکتب انبیاست) آرى دعوت کننده به سوى تقوا، دعوت خودرا به گوش همگان رسانید و پاسدار آن در کار خود پیروز شد» (دَعَا إلَیْهَا أَسْمَعُ دَاع، وَوَعَاهَا خَیْرُ وَاع. فَأَسْمَعَ دَاعِیهَا، وَفَازَ وَاعِیَها).

   در جمله هاى بالا خواندیم که دعوت کننده به تقوا بهترین دعوت کنندگان بود همان طور که پاسدار تقوا بهترین پاسدار است.

   بعضى گفته اند :منظور از دعوت کننده به تقوا ذات پاک خداوند یاشخص پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله) بود که از سوى خدا سخن مى گفت و منظور از پاسدار تقوا على (علیه السلام) است ولى بعید نیست که هر دو، مفهوم عامى داشته باشد که همه دعوت کنندگان راستین و بزرگ به تقوا و پاسداران آنرا شامل شود هر چند سرچشمه اصلى، ذات پاک خدا و پیامبر او و امام المتقّین على ابن ابى طالب (علیه السلام)است.

   سپس امام (علیه السلام) به آثار بسیار پرارزش تقوا در بندگان خاص خدا پرداخته چنین مى فرماید : «اى بندگان خدا ! تقواى الهى دوستان خدا را از ارتکاب گناهان باز داشته و قلبهایشان را قرین خوف و خشیّت ساخته، تا آن جا که شبهایشان را بیدار و روزهایشان را گرم و سوزان کرده است» (عِبَادَ اللهِ، إنَّ تَقْوَى اللهِ حَمَتْ(3) أَوْلِیَاءَ اللهِ مَحَارِمَهُ، وَأَلْزَمَتْ قُلُوبَهُمْ مَخَافَتَهُ، حَتَّى أَسْهَرَتْ لَیَالیَهُمْ، وَأَظْمَأَتْ هَوَاجِرَهُمْ(4) ).

   بدیهى است دو تعبیر بالا که درباره روز و شب شده، دو تعبیر کنایى لطیف است و منظور شب زنده دارانى است که در دل شب به پا مى خیزند و خواب را از خود دریغ داشته به راز و نیاز با پروردگار مى پردازند و روزها را روزه مى گیرند و به یاد خدا هستند.

   این تعبیر، نشان مى دهد که تقواى الهى سرچشمه حرکت به سوى تمام خوبیها و نیکیهاست چرا که وقتى انسان در درون خود احساس مسئولیت کند حرکت او به سوى اطاعت اوامر الهى و ترک معاصى آغاز مى شود، و شب زنده داریها و روزه گرفتنها بخشى از آثار این خدا ترسى باطنى است که نامش تقوا است.

   و در ادامه سخن مى افزاید : «آنها (در طریق عبودیّت پروردگار) مشقت را به جاى راحتى و تشنگى را به جاى سیرابى پذیرفته اند، سرآمد زندگى را نزدیک مى دانند به همین دلیل در انجام اعمال نیک شتاب دارند، و آرزوهاى دور و دراز را دروغ مى شمرند، از این رو همواره پایان زندگى و مرگ را در نظر دارند» (فَأَخَذُوا الرَّاحَةَ بِالنَّصَبِ(5)، والرِّیَّ(6) بِالظَّمَاءِ; وَاسْتَقْرَبُوا الاَْجَلَ فَبَادَرُوا الْعَمَلَ، وَکَذَّبُوا الاَْمَلَ فَلاَحَظُوا الاَْجَلَ).

   آرى در آن هنگام که راحت طلبان خوش گذران، آلوده انواع گناهانند آنها براى نجات از گناه و انجام مسئولیتها از آسایش چشم مى پوشند، آنها همچون فریفتگان دنیا نیستند که در دام آرزوهاى دور و دراز گرفتار شوند و گذشتن ساعات و روزها و پایان عمر را به فراموشى بسپارند.

   جمله هاى «فَبَادَرُوا» و «فَلاَحَظُوا» در واقع نتیجه و معلول جمله هاى «وَاسْتَقْرَبُوا» وَ «کَذَّبُوا» مى باشد یعنى آن کسى که سرآمد عمر را نزدیک مى بیند، به عمل مى پردازد و آن کسى که آرزوها را تکذیب مى کند به یاد مرگ است، البتّه تحمل ناراحتیهاى این جهان سبب آرامش و آسایش جاودان آنها مى شود آن گونه که امام (علیه السلام) در جاى دیگر مى فرماید : «صَبَرُوا أَیَّاماً قَصِیرَةً أَعْقَبَتْهُمْ رَاحَةً طَوِیلَةً; آنها (پرهیزگاران) ایّام کوتاهى را شکیبایى کردند و این کار راحتى طولانى براى آنها فراهم ساخت»(7).

* * *

1. بقره، آيه 197.
2. يوسف، آيه 23. 
3. «حمت» از مادّه «حمايت» به معنى بازداشتن و جلوگيرى کردن است لذا به کسانى که از دشمنان و مخالفان کسى جلوگيرى مى کنند حامى گفته مى شود. 
4. «هواجر» جمع «هاجرة» به معنى وسط روز در هواى گرم و داغ است.
5. «نصب» به معنى رنج و تعب است.
6. «الرىّ» به معناى سيراب شدن آمده است. 
7. خطبه، 193 (همّام).

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری