احسن الحدیث

خطبه صد و هفده

 

فَلاَ أَمْوَالَ بَذَلْتُمُوهَا لِلَّذِی رَزَقَهَا، وَلاَ أَنْفُسَ خَاطَرْتُمْ بِهَا لِلَّذِی خَلَقَهَا تَکْرُمُونَ بِاللهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَلاَ تُکْرِمُونَ اللهَ فِی عِبَادِهِ ! فَاعْتَبِرُوا بِنُزُولِکُمْ مَنَازِلَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ، وَانْقِطَاعِکُمْ عَنْ أَوْصَلِ إخْوَانِکُمْ.

نه اموال خودرا در راه آن کس که به شما داده، بذل کرديد، و نه جانها را در راه کسى که آنها را آفريده به خطر افکنديد، انتظار داريد، مردم به خاطر خدا شما را گرامى دارند، در حالى که خودتان خدا را در مورد بندگانش گرامى نمى داريد (و به آنها کمک نمى کنيد) از قرار گرفتن در منازل پيشينيان عبرت گيريد (زيرا همين حکم درباره شما نيز خواهد شد) و نيز از جدا شدن از نزديک ترين برادرانتان پند بياموزيد (چرا که با چشم خود ديديد گروهى از اين عزيزان پيش از شما رفتند، شما هم به دنبال آنها خواهيد رفت).

 

شرح و تفسیر

بیندیشید و عبرت بگیرید !

   در نخستین جمله هاى این خطبه امام (علیه السلام) گروهى از یاران خودرا مخاطب ساخته و با لحنى عتاب آمیز و سرزنش خیز، مى فرماید : «نه اموال خودرا در راه آن کس که به شما داده، بذل کردید و نه جانها را در راه کسى که آنها را آفریده، به خطر افکندید» (فَلاَ أَمْوَالَ بَذَلْتُمُوهَا لِلَّذِی رَزَقَهَا، وَلاَ أَنْفُسَ خَاطَرْتُمْ بِهَا لِلَّذِی خَلَقَهَا).

   در حقیقت مالک اصلى این اموال خداست و آفریننده جانها اوست، چند روزى هر دو را به عنوان امانت به شما سپرده اند، ولى شما چنان سخت به آن چسبیده اید که گویى خالق و مالک اصلى، شما هستید و این دلیل بر نهایت بى خبرى از واقعیتهاست.

   تعبیرات فوق، تناسب زیادى با ایراد این سخنان بعد از جنگ «صفّین» دارد که گروهى از مردم تحت ولایت، آن حضرت، نه حاضر بودند جان خودرا براى دفاع از حق به خطر بیفکنند و نه چیزى از اموال خود براى تجهیز لشکر اسلام مى پرداختند.

   و در ادامه این سخن مى افزاید : «انتظار دارید مردم به خاطر خدا، شما را گرامى دارند، در حالى که خودتان، خدا را در مورد بندگانش، گرامى نمى دارید !» (و به آنها کمک مالى و جانى نمى کنید) (تَکْرُمُونَ(1) بِاللهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَلاَ تُکْرِمُونَ اللهَ فِی عِبَادِهِ).

   این دوگانگى در قضاوت، راستى عجیب است که انسان انتظار داشته باشد مردم او را گرامى دارند، چون بنده اى از بندگان خداست، ولى خودش هیچ یک از بندگان خدا را گرامى ندارد، و براى کوتاه کردن دست ظالمان از گریبان مظلومان نه صرف هزینه اى کند و نه جان خودرا به مخاطره افکند.

   در آخرین جمله، به آنها هشدار مى دهد، مى فرماید : «از قرار گرفتن در منازل پیشینیان، عبرت گیرید (زیرا همین حکم درباره شما نیز خواهد شد، آنها رفتند، شما هم مى روید و دیگران در خانه ها و قصرهاى شما جایگزین مى شوند) و نیز از جدا شدن از نزدیک ترین برادانتان، پند بیاموزید» (چرا که با چشم خود دیدید گروهى از این عزیزان پیش از شما رفتند شما هم به دنبال آنها خواهید رفت) (فَاعْتَبِرُوا بِنُزُولِکُمْ مَنَازِلَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ، وَانْقِطَاعِکُمْ عَنْ أَوْصَلِ إخْوَانِکُمْ).

   این خود دلیل دیگرى است بر این که، اموال و جانها همه عاریتى است آفریدگار همه آنها خداست و هر چند روزى اموال و مساکن و قدرتها و منصبها را به دست گروهى مى سپارد و تاریخ گواه زنده این امر است.

   نه ما نخستین کسانى هستیم، که بر صفحه این جهان گام نهاده ایم و نه آخرین کسان هستیم، حلقه کوچکى هستیم، از این زنجیر طولانى، که از آغاز خلقت تا پایان جهان کشیده شده است، زهى بى خبرى و غفلت که حلقه هاى قبل و بعد را نبینیم ! و جایگاه خودرا در این جهان، تشخیص ندهیم و این دنیا را براى خود جاودانى پنداریم.

   کوتاه سخن این که : امام (علیه السلام) در این سخن کوتاه، گفتنى ها را گفته و خفتگان را بیدار و مستان مال و مقام و جاه و جلال هوشیار ساخته است.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری