احسن الحدیث

خطبه صد و سی و هشت، بخش دوم

 

ومنها : حَتَّى تَقُومَ الْحَرْبُ بِکُمْ عَلَى سَاق، بَادِیاً نَوَاجِذُهَا، مْملُوءَةً أَخْلاَفُهَا، حُلْواً رَضَاعُهَا، عَلْقَماً عَاقِبَتُهَا. أَلاَ وَفِی غَد ـ وَسَیَأْتِی غَدٌ بِمَا لاَ تَعْرِفُونَ ـ یَأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِىءِ أَعْمَالِهَا، وَتُخْرِجُ لَهُ الاَْرْضُ أَفَالِیذَ کَبِدِهَا، وَتُلْقِی إلَیْهِ سِلْماً مَقَالِیدَهَا، فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ، وَیُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَالسُّنَّةِ.

(اين وضع همچنان ادامه مى يابد) تا جنگ، همچون حيوان خطرناک و خشمگينى، روى پاهاى خود بايستد، در حالى که دندانهايش آشکار باشد، پستانهايش پر از شير است و نوشيدنش شيرين،اما سرانجامش تلخ و ناگوار است !
   آگاه باشيد فردا ـ همان فردايى که حوادثى با خود مى آورد که شما نمى دانيد ـ کسى بر شما حکومت خواهد کرد که از غير آن طايفه (آتش افروزان جنگهاى خونين و ظالمانه) است و او عمّال حکومتهاى ظالم پيشين را بر اعمال بدشان کيفر مى دهد، در آن زمان زمين گنجهاى درونش را بيرون مى ريزد و کليدهايش را تسليم وى مى کند، آن وقت او روش عدالت گسترى را به شما نشان مى دهد که چگونه است ؟ و آنچه را از کتاب و سنت مرده است زنده مى کند
.

 

شرح و تفسیر

گوشه اى از حوادث هولناک آخر الزمان

   این بخش از خطبه در واقع ادامه بخش پیشین است، و اشاره به حوادث سخت آخر الزمان مى کند که نخست جنگهاى خونین و ویرانگر، جوامع بشرى را تحت شدیدترین فشارها قرار مى دهد و ظلم وجور همه جا را پر مى کند، سپس نماینده عدل الهى ظاهر مى گردد، به جنگها و ستیزها پایان مى بخشد، زمین را پر از عدل وداد مى کند، وسایل رفاه و بهزیستى را فراهم مى سازد.

   مى فرماید : (این وضع همچنان ادامه مى یابد) «تا چنگ همچون حیوان خطرناک و خشمگینى روى پاهاى خود بایستد در حالى که دندانهایش آشکار باشد !» (حَتَّى تَقُومَ الْحَرْبُ بِکُمْ عَلَى سَاق، بَادِیاً نَوَاجِذُهَا(1)).

   سپس به پیروزیهاى آغاز جنگ و تلخیهاى سرانجام آن اشاره کرده، مى فرماید : «پستانهایش پر از شیر است و نوشیدنش شیرین، اما سرانجامش تلخ و ناگوار مى باشد !» (مْملُوءَةً أَخْلاَفُهَا(2)، حُلْواً رَضَاعُهَا، عَلْقَماً(3) عَاقِبَتُهَا).

   گویى جنگ شیرهاى شیرین و در عین حال مسمومى در پستان دارد، که افراد هوسباز را به امید پیروزى سریع به سوى خود مى کشد; ولى عاقبت آنها را زمین گیر و متلاشى مى سازد.

   سپس به ظهور حکومت الهى اشاره کرده، مى فرماید : «آگاه باشید ! فردا ـ همان فردایى که حوادثى با خود مى آورد که شما نمى دانید ـ کسى بر شما حکومت خواهد کرد که از غیر آن طایفه (آتش افروزان جنگ هاى خونین و ظالمانه) است، و او عمّال حکومت هاى ظالم پیشین را بر اعمال بدشان کیفر مى دهد» (أَلاَ وَفِی غَد ـ وَسَیَأْتِی غَدٌ بِمَا لاَ تَعْرِفُونَ ـ یَأْخُذُ الْوَالِی مِنْ غَیْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِىءِ أَعْمَالِهَا).

   سپس به اوضاع رضایت بخش و پر خیر و برکتى که بعد از قیام او به وجود مى آید، اشاره کرده، مى فرماید : «در آن زمان، زمین گنجهاى درونش را بیرون مى ریزد و کلیدهایش را تسلیم وى مى کند، آن وقت او روش عدالت گسترى را به شما نشان مى دهد، که چگونه است و آنچه را از کتاب و سنت مرده است زنده مى کند !» (وَتُخْرِجُ لَهُ الاَْرْضُ أَفَالِیذَ(4) کَبِدِهَا، وَتُلْقِی إلَیْهِ سِلْماً مَقَالِیدَهَا، فَیُرِیکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السِّیرَةِ، وَیُحْیِی مَیِّتَ الْکِتَابِ وَالسُّنَّةِ).

   از یکسو : در حکومت مهدى (علیه السلام) معادن گرانبهاى درون زمین به آسانى کشف مى شود.

   واز سوى دیگر : کلید این منابع و یا کلید حکومت سرتاسر زمین در اختیار او قرار مى گیرد.

   و از سوى سوّم : با برخوردارى از آن منابع غنى و این حکومت فراگیر، آیین عدالت را در سراسر زمین گسترش مى دهد.

   از سوى چهارم : تعلیمات و ارزشهاى فراموش شده قرآن و سنّت را احیا مى کند، و به این ترتیب مردم از نظر مادّى و معنوى در مسیر تکامل قرار مى گیرند، و آسوده خاطر در این راه پیش مى روند. در سایه حکومت مهدى (علیه السلام)عقلها کامل مى شود وارزشهاى انسانى زنده مى گردد و انواع مواهب الهى در اختیار انسانها قرار مى گیرد و عوامل ظلم و ستم برچیده مى شود.

   شبیه این تعبیرات در روایات مربوط به قیام مهدى (علیه السلام) به روشنى دیده مى شود، در یکجا از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است که درباره حضرت مهدى (علیه السلام)مى فرماید : «وَتَظْهَرُ لَهُ الْکُنُوزُ وَ یَبْلُغُ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغِرْبَ وَیُظْهِرُ اللهُ دِیَنُهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوج کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ فَلاَ یَبْقَى عَلَى وَجْهِ الاَْرْضِ خَرابٌ إلاَّ عُمِّرَ; گنجهاى درون زمین براى او آشکار مى شود و حکومت او شرق و غرب جهان را مى گیرد. و آیین او بر همه آیینها پیروز مى شود، هر چند مشرکان ناخوش داشته باشند و در آن زمان هیچ ویرانه اى بر صفحه زمین باقى نمى ماند مگر این که آباد مى شود»(5).

   در جاى دیگر مى فرماید : «یَمْلاَُ اللهُ الاَْرْضَ بِهِ عَدلاً وَقِسطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْمَاً وَجُورَاً فَیَفْتَحُ اللهُ لَهُ شَرْقَ الاَْرْضِ وَغَرْبَها... وَتُطْوِى لَهُ الاَْرْضُ; زمین را به برکت او پر از عدل و داد مى کند آن گونه که از ظلم و جور پر شده است و خداوند شرق و غرب زمین را براى او فتح مى کند و زمین براى او پیچیده مى شود (با سرعت از نقطه اى به نقطه دیگر نقل مکان مى کند)(6).

* * *

1. «نواجذ» جمع «ناجذ» به معنى دندانهاى آسياب که بعد از «انياب» (نيشها) واقع شده است مى باشد و گاه آن را به معنى همه دندانها تفسير کرده اند و در خطبه بالا مناسب همين معناست.
2. «اخلاف» جمع «خلف» (بر وزن جلف) به معناى نوک پستان شتر ماده است و گاه به معناى نوک پستان ساير حيوانات مانند گاو و گوسفند نيز گفته مى شود.
3. «علقما» بوته اى است بسيار تلخ که به آن «حنظل» نيز گفته مى شود. اين واژه به هر چيز تلخى نيز اطلاق مى شود. 
4. «افاليذ» جمع «افلاذ» و آن جمع «فِلذ» (بر وزن فکر) به معناى کبد شتر، يا کبد هر انسان يا حيوانى است و «فلذة» به معناى قطعه اى از کبد مى آيد و در عبارت بالا منظور اشياى گرانقيمت و
گنج ها و معادن گرانبهايى است که در درون زمين نهفته است. 5. شرح نهج البلاغه خويى، جلد 8 ، صفحه 353. 6. بحار الانوار، جلد 52، صفحه 390.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری