احسن الحدیث

خطبه صد و چهل و دو، بخش دوم

 

فَمَنْ آتَاهُ اللهُ مَالاً فَلْیَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ، وَلْیُحْسِنْ مِنْهُ الضِّیَافَةَ، وَلْیَفُکَّ بِهِ الاَْسِیرَ وَالْعَانِیَ، وَلْیُعْطِ مِنْهُ الْفَقِیرَ وَالْغَارِمَ، وَلْیَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَالنَّوَائِبِ، ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ; فَإنَّ فَوْزاً بِهذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَکَارِمِ الدُّنْیَا، وَدَرْکُ فَضَائِلِ الاْخِرَةِ; إنْ شَاءَ اللهُ.

هر کس خداوند به او مال و ثروتى بخشيده، بايد به وسيله آن صله رحم کند، از ميهمانان به خوبى پذيرايى نمايد، اسيران و کسانى را که در زحمت و فشار هستند آزاد سازد، و به فقرا و بدهکاران کمک کند، چنين کسى بايد براى رسيدن به پاداش الهى در برابر پرداخت حقوق (واجب و مستحب) و همچنين مشکلات و حوادث دردناک، شکيبا باشد; زيرا به دست آوردن اين صفات نيک، سبب بزرگى در دنيا و درک فضايل آخرت است. إن شاء الله.

 

در بخش اوّل این خطبه امام (علیه السلام) از کسانى که نیکى را در اختیار غیر اهلش قرار مى دهند، سخت نکوهش کرد، که جنبه منفى قضیه بود، ولى در این بخش به جنبه اثباتى پرداخته و موارد شایسته انفاق و بذل و بخشش را بیان مى فرماید، مبادا کسانى با شنیدن جمله هاى سابق، بهانه اى براى بخلورزى وعدم انفاق پیدا کنند، مى فرماید : «هر کس خداوند، مال و ثروتى به او بخشیده، باید به وسیله آن صله رحم کند، از میهمانان به خوبى پذیرایى نماید، اسیران و کسانى را که در زحمت و فشار هستند آزاد سازد، و به فقرا و بدهکاران کمک کند». (فَمَنْ آتَاهُ اللهُ مَالاً فَلْیَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ، وَلْیُحْسِنْ مِنْهُ الضِّیَافَةَ، وَلْیَفُکَّ بِهِ الاَْسِیرَ وَالْعَانِیَ(1)، وَلْیُعْطِ مِنْهُ الْفَقِیرَ وَالْغَارِمَ(2)).

   در واقع امام (علیه السلام) به شش گونه از موارد مهم انفاق و بخشش اشاره مى کند، که نخستین آنها خویشاوندان نیازمند است و بدون شک آنها بر دیگران مقدمند، همان گونه که در روایتى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم : «سُئِلَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله) أَیُّ الصَّدَقَة أفْضَلُ ؟ فَقَالَ (صلى الله علیه وآله) : عَلَى ذِیْ الرَّحِمِ الْکَاشِحِ(3); از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله)سؤال شد کدام صدقه افضل است ؟ فرمود : صدقه به ارحام و بستگانى که با تو مخالفت دارند».

   سپس انگشت بر مسأله ضیافت و مهمانى مى نهد، همان چیزى که سبب محبّت میان دوستان و برطرف شدن کدورتها از دشمنان مى شود، و پیوندهاى عاطفى و اجتماعى را محکم تر مى کند، و اسلام به این مسأله انسانى و اخلاقى اهمیّت فراوان داده است، تا آن جا که امام صادق (علیه السلام) به یکى از یارانش فرمود : آیا برادران دینى خودرا دوست مى دارى ؟ عرض کرد : آرى... سپس فرمود : آیا آنها را به منزل خود دعوت مى کنى ؟ عرض مى کند : آرى، من (تنها بر سر سفره نمى نشینم و) همواره با دو یا سه نفر یا کمتر و یا بیشتر از دوستان غذا مى خورم، امام صادق (علیه السلام) فرمود : بخشش آنها بر تو از بخشش تو بر آنها بیشتر است. راوى تعجب مى کند وعرضه مى دارد : فدایت شوم من به آنها غذا مى دهم و به خانه خود دعوت مى کنم، با این حال بخشش آنها بر من بیشتر است ؟ امام (علیه السلام) فرمود : آرى «إنَّهُمْ إذَا دَخَلُوا مَنْزِلَکَ دَخَلُوا بِمَغْفِرَتِکَ وَمَغْفِرَةِ عِیالِکَ وإذَا خَرَجُوا مِنْ مَنْزِلِکَ خَرَجُوا بِذُنُوبِکَ وَذُنُوبِ عِیَالِکَ; آنها هنگامى که وارد منزل تو مى شوند آمرزش براى تو و خانواده ات را با خود مى آورند، و هنگامى که بیرون مى روند گناهان تو و خانواده ات را بیرون مى برند»(4).

   و از آن جا که پرداخت حقوق واجبه و مستحبه و جبران خسارتها گاه بر نفس انسان سنگین است، امام (علیه السلام) در ادامه سخن تأکید بر صبر وشکیبایى مى کند، و مى فرماید : «چنین کسى باید براى رسیدن به پاداش الهى در برابر پرداخت حقوق (واجب و مستحب)، و همچنین مشکلات و حوادث دردناک، شکیبا باشد» (وَلْیَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَالنَّوَائِبِ(5)، ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ).

   بنابراین تعبیر به «حقوق»، شامل واجب و مستحب، هر دو مى شود و «نوائب» جمع «نائبه» به معنى حوادث دردناک است و در این جا اشاره به تمام امورى مى شود که خسارت مالى در بردارد، خواه از ناحیه ظلم ظالمان و حاکمان ستمکار باشد، یا حوادث غیر منتظره اى که در طول زندگى دامان انسان را مى گیرد.

   تعبیر به «ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ»، اشاره به این است که صبر در برابر تمام این بذل و بخششها و صرف مال در مصارف مزبور باید به خاطر خدا باشد، تا اجر و پاداشش نزد او محفوظ ماند، و به تعبیر دیگر مهم آن است که صرف هرگونه مال توأم با قصد قربت شود.

   در پایان، به آثار گرانبهاى این کار پرداخته، مى فرماید : «به دست آوردن چیزى از این صفات نیک، سبب شرافت و بزرگى در دنیا و درک فضایل آخرت است، إن شاء الله» (فَإنَّ فَوْزاً بِهذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَکَارِمِ الدُّنْیَا، وَدَرْکُ فَضَائِلِ الاْخِرَةِ; إنْ شَاءَ اللهُ).

   به یقین بذل و بخشش در موارد ششگانه بالا، هم سبب آبرو و شخصیت در جامعه انسانى در دنیا مى شود، و هم از اسباب مهم سرافرازى در آخرت خواهد بود.

   جمله : «مَنْ جَادَ سَادَ; کسى که جود و بخشش کند بزرگ و آقا مى شود»(6)، که از حضرت حسین (علیه السلام) نقل شده، و تدریجاً به صورت ضرب المثلى درآمده، گواه بر این معناست، همچنین حدیث معروف از پدرش امیرمؤمنان (علیه السلام) که فرمود : «وافضل عَلَى مَنْ شِئْتَ تَکُنْ اَمِیَرهُ(7); به هر کس مى خواهى نیکى کن تا امیر او باشى».

   گواه این معناست، و تجربیات روزمره همه ما نیز بر این معنا شهادت مى دهد.

   این از جهت دنیا، و از نظر آخرت یکى از بهترین اسباب نجات، نیکى به انسانها و کمک به نیازمندان است. در حدیث دیگرى از امام صادق (علیه السلام)مى خوانیم : «أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ أَهْلُ الْمَعْروُفِ; نخستین گروهى که وارد بهشت مى شوند کسانى هستند که کارهاى نیک انجام مى دادند»(8).

   ضمناً تعبیر به «فوزاً» به صورت نکره، بیانگر این حقیقت است که حتى کمکهاى کوچک و انفاقهاى محدود مى تواند سبب افتخار در دنیا و آخرت گردد، تا چه رسد به کمکهاى وسیع و گسترده.

* * *

1. «عانى» از مادّه «عنى» به معنى رنج و تعب گرفته شده بعضى از مفسّران نهج البلاغه آن را مترادف با اسير مى دانند ولى ظاهر اين است که مفهوم گسترده ترى دارد و هر انسانى را که در درد و رنج است شامل مى شود.
2. «غارم» به معنى شخص بدهکار است و از مادّه «غرامت» گرفته شده.
3. الکافى، جلد 4، صفحه 10. 
4. الکافى، جلد 2، صفحه 201، حديث 8 .
5. «نوائب» جمع «نائبه» همان گونه که در بالا گفته شد به معنى حوادث دردناک است که براى انسان رخ مى دهد ولى بعضى از ارباب لغت آن را به معنى هرگونه حادثه تفسير کرده اند خواه خوب باشد خواه بد. 
6. کشف الغمه، جلد 2، صفحه 242.
7. ارشاد، جلد 1، صفحه 303، بحار الانوار، جلد 74، صفحه 433. 
8. ميزان الحکمه، 12611.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری