احسن الحدیث

خطبه صد و چهل و سه، بخش اول

 

أَلاَ وَإِنَّ الاَْرْضَ الَّتِی تُقِلُّکُمْ، وَالسَّمَاءَ الَّتِی تُظِلُّکُمْ، مُطِیعَتَانِ لِرَبِّکُمْ، وَمَا أَصْبَحَتَا تَجُودَانِ لَکُمْ بِبَرَکَتِهِمَا تَوَجُّعاً لَکُمْ، وَلاَ زُلْفَةً إلَیْکُمْ، وَلاَ لِخَیْر تَرْجُوَانِهِ مِنْکُمْ، وَلکِنْ أُمِرَتَا بِمَنَافِعِکُمْ فَأَطَاعَتَا، وَأُقِیمَتَا عَلَى حُدُودِ مَصَالِحِکُمْ فَقَامَتَا.

آگاه باشيد زمينى که شما را بر دوش خود حمل کرده، و آسمانى که بر سر شما سايه افکنده، هر دو مطيع فرمان پروردگار شما هستند، اين دو برکات خودرا همواره به شما مى بخشند، ولى نه به خاطر ترس از شماست، نه براى تقرّب به شما و نه از جهت انتظار نيکى و پاداشى از طرف شما، بلکه (از سوى خدا) مأمور رساندن منفعت به شما هستند، به فرمان او گردن نهاده اند، و به آنها دستور داده شده است که قيام به مصالح شما نمايند، و چنين کرده اند.

 

یکى از دستورهاى اسلام که به طور گسترده در کتب فقهى آمده، دستور «نماز باران» است، که مردم به درگاه خدا روى آورند و از گناهان خود توبه کنند و تقاضاى نزول باران نمایند، و بارها به این دستور عمل شده و لطف خداوند شامل حال آنان گشته است.

   به نظر مى رسد که امام (علیه السلام) نیز در زمانى که در «کوفه» بود، در یکى از خشکسالى ها مردم را به خارج از شهر براى مراسم «نماز باران» دعوت فرمود،و  به همین مناسبت این خطبه را ایراد کرد، خطبه اى که مملوّ از درس هاى توحیدى و تربیتى است.

   در آغاز این خطبه براى آماده ساختن مردم و زنده شدن روح توحید و خداپرستى، که سرچشمه هر خیر و برکت است، چنین مى فرماید : «آگاه باشید ! زمینى که شما را بر دوش خود حمل کرده، و آسمانى که بر سر شما سایه افکنده، هر دو مطیع فرمان پروردگار شما هستند» (أَلاَ وَإِنَّ الاَْرْضَ الَّتِی تُقِلُّکُمْ(1)، وَالسَّمَاءَ الَّتِی تُظِلُّکُمْ، مُطِیعَتَانِ لِرَبِّکُمْ).

   و در ادامه مى افزاید : «این دو برکات خودرا همواره به شما مى بخشند، ولى نه به خاطر ترس از شماست، نه براى تقرّب به شما و نه از جهت انتظار نیکى از طرف شما، بلکه (از سوى خدا) مأمور رساندن منفعت به شما شده اند، و به فرمان او گردن نهاده و به آنها دستور داده شده که قیام به مصالح شما نمایند، و چنین کرده اند» (وَمَا أَصْبَحَتَا تَجُودَانِ لَکُمْ بِبَرَکَتِهِمَا تَوَجُّعاً لَکُمْ، وَلاَ زُلْفَةً إلَیْکُمْ، وَلاَ لِخَیْر تَرْجُوَانِهِ مِنْکُمْ، وَلکِنْ أُمِرَتَا بِمَنَافِعِکُمْ فَأَطَاعَتَا، وَأُقِیمَتَا عَلَى حُدُودِ مَصَالِحِکُمْ فَقَامَتَا).

   تعبیر به «سماء» (آسمان) اشاره به ابرها یا محلى است که ابرها در آن جا در حرکتند; زیرا عرب واژه «سماء» را به معنى طرف بالا به کار مى برد. گاه به محل ستارگان اطلاق مى کند و مى گوید : ستارگان آسمان، و گاه به محل خورشید و ماه، و گاه به محل ابرها و حتى محلى که شاخه هاى بلند درختان در آن قرار دارند، آسمان مى گوید، مانند : « (اَصْلُها ثابتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّماءِ); ریشه آن شجره طیبه در زمین و شاخه اش در آسمان است»(2).

* * *

نکته

یک درس توحیدى و اخلاقى

   این سخن یک درس توحیدى مهم و یک درس اخلاقى را در بردارد، از یکسو مى فرماید : خداوند به آسمان و زمین دستور داده است که در خدمت شما باشند، گویا آسمان همچون پدر و زمین همچون مادر، دست به دست هم مى دهند و همه نیازمندیهاى انسانها را از نظر تغذیه، لباس، دارو، مسکن و مرکب در اختیار او مى گذارند، و فرق میان مطیع و عاصى، مؤمن و کافر نمى گذارند; چون مظهر رحمانیّت حق هستند. و جالب این که این سفره گسترده الهى پایان ناپذیر است، نسلها مى آیند و مى روند و آنها به خدمات خود ادامه مى دهند.

   از سوى دیگر آسمان و زمین با آن همه خدمت و برکت، هیچ گونه انتظار پاداشى از انسانها ندارند. بلک خالصانه و مخلصانه خدمت مى کنند و این درس مهمى است براى انسانها که در خدمت به نیازمندان انتظار پاداش نباید داشته باشند.

* * *

1. «تقلکم» از مادّه «اقلال» به معنى حمل کردن و برداشتن چيزى گرفته شده است و از آن جا که انسان روى زمين زندگى مى کند گويى زمين او را بر دوش خود حمل کرده است. در بسيارى از شروح نهج البلاغه به جاى «تقلکم»،
«تحملکم» آمده که همان معنا را مى رساند. 2. ابراهيم، آيه 24.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری