احسن الحدیث

خطبه صد و چهل و سه، بخش سوم

 

   اللَّهُمَّ إنَّا خَرَجْنَا إلَیْکَ مِنْ تَحْتِ الاَْسْتَارِ وَالاَْکْنَانِ، وَبَعْدَ عَجِیجِ الْبَهَائِمِ والْوِلْدَانِ، رَاغِبِینَ فِی رَحْمَتِکَ، وَرَاجِینَ فَضْلَ نِعْمَتِکَ، وَخَائِفِینَ مِنْ عَذَابِکَ وَنِقْمَتِکَ. اللَّهُمَّ فَاسْقِنَا غَیْثَکَ وَلاَ تَجْعَلْنَا مِنَ الْقَانِطِینَ، وَلاَ تُهْلِکْنَا بِالسِّنِینَ، (وَلاَ تُؤَاخِذْنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا); یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. اللَّهُمَّ إنَّا خَرَجْنَا إلَیْکَ نَشْکُو إلَیْکَ مَا لاَ یَخْفَى عَلَیْکَ، حِینَ أَلْجَأَتْنَا الْمَضَایِقُ الْوَعْرَةُ، وَأَجَاءَتْنَا الْمَقَاحِطُ الْمُجْدِبَةُ، وَأَعْیَتْنَا الْمَطَالِبُ الْمُتَعَسِّرَةُ، وَتَلاَحَمَتْ عَلَیْنا الْفِتَنُ الْمُسْتَصْعِبَةُ. اللَّهُمَّ إنَّا نَسْأَلُکَ أَلاَّ تُرُدَّنَا خَائِبِینَ، وَلاَ تَقْلِبَنَا وَاجِمِینَ. وَلاَ تُخَاطِبَنَا بِذُنُوبِنَا، وَلاَ تُقَایِسَنَا بِأَعْمَالِنَا. اللَّهُمَّ انْشُرْ عَلَیْنَا غَیْثَکَ وَبَرَکَتَکَ، وَرِزْقَکَ وَرَحْمَتَکَ; وَاسْقِنَا سُقْیَا نَاقِعَةً مُرْوِیَةً مُعْشِبَةً، تُنْبِتُ بِهَا مَا قَدْ فَاتَ، وَتُحْیِی بِهَا مَا قَدْ مَاتَ، نَافِعَةً الْحَیَا، کَثِیرَةَ الْمُجْتَنَى، تُرْوِی بِهَا الْقِیعَانَ، وَتُسِیلُ الْبُطْنَانَ، وَتَسْتَوْرِقُ الاَْشْجَارَ، وَتُرْخِصُ الاَْسْعَارَ; (إنَّکَ عَلَى مَا تَشَاءُ قَدِیرٌ).

بار خدايا ! ما از خانه ها و از زيرپوششها و سقفها، پس از شنيدن ناله حيوانات و صداى دلخراش کودکان، بيرون آمديم، در حالى که اشتياق به رحمت، و اميد به فضل و نعمت تو، و ترس از عذاب و کيفرت داريم.
   بار خدايا ! بارانت را بر ما فرو فرست، ما را سيراب کن، از درگاهت مأيوس برمگردان، با خشکسالى و قحطى ما را هلاک مکن، و به اعمال ناشايسته اى که بى خردانِ ما انجام داده اند ما را مؤاخذه مفرما، اى ارحم الراحمين !
   خداوندا ! ما به سوى تو آمده ايم تا از چيزى شکايت به درگاهت آوريم که از تو پنهان نيست، هنگامى که مشکلات طاقت فرسا ما را به درگاه تو فرستاده، و خشکسالى و قحطى به ناچار ما را به اين جا آورده، نيازها فوق العاده ما را خسته کرده، و فتنه هاى سخت پى درپى دامان ما را گرفته است.
   خداوندا ! از تو مى خواهيم که ما را نوميد برمَگردانى، و با حزن و اندوه بازگشت ندهى، ما را به گناهانمان مؤاخذه مفرما، و به مقتضاى اعمالمان با ما رفتار مکن.
   بار خدايا ! باران و برکات و رزق و رحمتت را بر ما بگستران، بارانى بر ما بفرست نافع و سودمند و بارور کننده، که آنچه را خشک شده با آن برويانى، و آنچه را مرده، زنده کنى، آبى بسيار پر منفعت، پربار که تپه ها و کوهها را با آن سيراب نمايى، رودخانه ها را به راه اندازى، درختان را پر برگ سازى، و قيمت ها را با آن پايين آورى، تو به هر چه اراده کنى توانا هستى.

 

بارالها ! بارانى پر بار بر ما بفرست

   امام (علیه السلام) در این بخش از خطبه که به مناسبت «نماز باران» ایراد شده، بعد از آماده ساختن دل هاى مردم ود عوت آنها به توبه از گناه و بازگشت به سوى خدا، رو به درگاه پروردگار مى کند و با تعبیراتى بسیار دلنشین، از درگاه پروردگار تقاضاى لطف و عنایت مخصوص مى کند، و در پنج فراز که هر کدام با «اللهم» شروع مى شود، نکته هاى مختلفى را در این زمینه به پیشگاه حق عرضه مى دارد، و چنین مى گوید :

   «بار خدایا ! ما از خانه ها و از زیرپوششها و سقفها، پس از شنیدن ناله حیوانات و صداى دلخراش کودکان، بیرون آمدیم، در حالى که اشتیاق به رحمت، و امید به فضل و نعمت تو، و ترس از عذاب و کیفرت داریم». (اللَّهُمَّ إنَّا خَرَجْنَا إلَیْکَ مِنْ تَحْتِ الاَْسْتَارِ وَالاَْکْنَانِ(5)، وَبَعْدَ عَجِیجِ الْبَهَائِمِ والْوِلْدَانِ، رَاغِبِینَ فِی رَحْمَتِکَ، وَرَاجِینَ فَضْلَ نِعْمَتِکَ، وَخَائِفِینَ مِنْ عَذَابِکَ وَنِقْمَتِکَ).

   اشاره به این که : خارج شدن از منازل و آمدن به بیابان براى انجام «نماز باران» دلیل بر استیصال ماست، اگر ما بندگان خطا کاریم، این چهار پایان و کودکان تشنه که هیچ گناهى ندارند، مشمول عنایت تواند به علاوه ما انگیزه اى جز طلب رحمت و تقاضاى فضل و کرم نداریم و در حالى به درگاه تو روى مى آوریم که توبه کرده ایم، و از عذاب و کیفر تو خائفیم.

   در روایات اسلامى در آداب «نماز باران» آمده است حتّى کودکان شیرخوار و بخشى از چهارپایان تشنه را با خود به بیابان ببرید، حتى دستور داده شده بچه ها را از مادران جدا کنند تا گریه آنها دل ها را تکان دهد، و توجه به درگاه خدا بیشتر شود(6).

   این صحنه تأثیر عمیقى در برانگیختن احساسات مردم و حضور قلب و جارى شدن قطرات اشک، که باعث استجابت دعا مى شود دارد، و از سوى دیگر سبب مزید لطف و رحمت خداست.

   در ادامه تقاضاى اصلى را مطرح کرده، عرضه مى دارد : «بار خدایا ! بارانت را بر ما فرو فرست، ما را سیراب کن، از درگاهت مأیوس برمگردان، و با خشکسالى و قحطى ما را هلاک مکن، و به اعمال ناشایسته اى که بى خردانِ ما انجام داده اند، ما را مؤاخذه مفرما، اى ارحم الراحمین !» (اللَّهُمَّ فَاسْقِنَا غَیْثَکَ وَلاَ تَجْعَلْنَا مِنَ الْقَانِطِینَ، وَلاَ تُهْلِکْنَا بِالسِّنِینَ(7)، (وَلاَ تُؤَاخِذْنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا); یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ).

   اشاره به این که : گر چه گروهى از افراد نادان کارهایى کرده اند که مستحق قطع فیض خدا شده اند، ولى تو با فضل و کرمت با همه ما رفتار کن، نه با عدالتت که اگر حساب عدالت در کار باشد کار ما مشکل مى شود، و اگر حساب رحمت باشد همه چیز سامان مى یابد.

   و از آن جا که شرط اجابت دعا این است که انسان خودرا ناتوان ببیند و خدا را توانا بر همه کار، در ادامه این دعا عرضه مى دارد : «خداوندا !» ما به سوى تو آمده ایم تا از چیزى شکایت به درگاهت آوریم که از تو پنهان نیست، هنگامى که مشکلات طاقت فرسا ما را به درگاه تو فرستاده، و خشکسالى و قحطى به ناچار ما را به این جا آورده، نیازهاى سخت، ما را خسته کرده، و فتنه هاى مشکل آفرین، پى درپى دامان ما را گرفته است» (اللَّهُمَّ إنَّا خَرَجْنَا إلَیْکَ نَشْکُو إلَیْکَ مَا لاَ یَخْفَى عَلَیْکَ، حِینَ أَلْجَأَتْنَا الْمَضَایِقُ الْوَعْرَةُ(6)، وَأَجَاءَتْنَا(7)الْمَقَاحِطُ(8) الْمُجْدِبَةُ(9)، وَأَعْیَتْنَا الْمَطَالِبُ الْمُتَعَسِّرَةُ، وَتَلاَحَمَتْ(8) عَلَیْنا الْفِتَنُ الْمُسْتَصْعِبَةُ).

   در این عبارات پر معنا، نخست امام (علیه السلام) به این نکته اشاره مى کند، که اگر ما نیازها و حاجتها و مشکلاتمان را یک یک بر مى شمریم، نه از این جهت است که تو از آن آگاه نیستى، بلکه به خاطر آن است که تو دوست دارى بندگان با زبان خود مشکلاتشان را شرح دهند و به نیازها و ناتوانیها اقرار نمایند.

   سپس به چهار مشکل که از جهاتى با هم متفاوت و در جهاتى با هم مشترکند، اشاره مى کند :

   نخست تنگناهاى زندگى، سپس قحطى و خشکسالى، و بعد خواسته هایى که رسیدن به آن در شرایط عادى بسیار پر مشقت است، و سرانجام فتنه هاى سخت و ناراحت کننده، و گشودن گره تمام این مشکلات را از درگاه حضرت احدیّت خواستار مى شود.

   در حدیثى از «امام صادق (علیه السلام)» آمده است : «إنَّ اللهَ یَعْلَمُ حَاجَتَکَ وَمَا تَریدُ وَلَکِنَّهُ یُحِبُّ اَنْ تَبُثَّ إلَیْهِ الْحَوائِجَ; خداوند حاجت و خواسته تو را مى داند، ولى دوست دارد که حوایج خویش را نزد او شرح دهى»(9).

   سپس در ادامه این دعا، همان خواسته ها را با تعبیرات دیگرى بیان مى کند، وعرضه مى دارد :

   «خداوندا ! از تو مى خواهیم که ما را نومید برمَگردانى، و با حزن و اندوه بازگشت ندهى، ما را به گناهانمان مؤاخذه مفرما، و به مقتضاى اعمالمان با ما رفتار مکن». (اللَّهُمَّ إنَّا نَسْأَلُکَ أَلاَّ تَرُدَّنَا خَائِبِینَ، وَلاَ تَقْلِبَنَا وَاجِمِینَ(10). وَلاَ تُخَاطِبَنَا بِذُنُوبِنَا، وَلاَ تُقَایِسَنَا بِأَعْمَالِنَا).

   اشاره به این که اگر برنامه رفتار تو با ما بر طبق اعمال ما باشد، راه نجاتى نیست، تقاضاى ما این است که با لطف و کرم، با ما رفتار کنى و از درِ خانه ات مأیوس برنگردانى.

   البتّه این دعاها در عینِ این که شامل تقاضاهاى مؤکّد از درگاه خداست، درسهاى پرمعنایى براى شنوندگان است; تا به آثار گناهان و اعمال ناشایست پى برند، و خودرا آماده براى اصلاح خویشتن کنند، بسیارى از دعاهایى که از معصومین (علیهم السلام) رسیده، این نکته تربیتى را در بردارد.

   و در پایانِ این دعا و مناجات و شرح تقاضاها، درخواست نهایى را چنین بیان مى کند، عرضه مى دارد :

   «بار خدایا ! باران و برکات و رزق و رحمتت را بر ما بگستران، و بارانى بر ما بفرست نافع و سودمند و بارور کننده، که آنچه را خشک شده با آن برویانى، و آنچه را مرده، زنده کنى، آبى بسیار پر منفعت، پر بار که تپه ها و کوهها را با آن سیراب نمایى، رودخانه ها را به راه اندازى، درختان را پر برگ سازى، و قیمتها را با آن پایین آورى، تو به هر چه اراده کنى توانا هستى»(11). (اللَّهُمَّ انْشُرْ عَلَیْنَا غَیْثَکَ وَبَرَکَتَکَ، وَرِزْقَکَ وَرَحْمَتَکَ; وَاسْقِنَا سُقْیَا نَاقِعَةً مُرْوِیَةً مُعْشِبَةً(12)، تُنْبِتُ بِهَا مَا قَدْ فَاتَ، وَتُحْیِی بِهَا مَا قَدْ مَاتَ، نَافِعَةَ الْحَیَا(13)، کَثِیرَةَ الْمُجْتَنَى، تُرْوِی بِهَا الْقِیعَانَ(14)، وَتُسِیلُ الْبُطْنَانَ(15)، وَتَسْتَوْرِقُ الاَْشْجَارَ، وَتُرْخِصُ الاَْسْعَارَ; (إنَّکَ عَلَى مَا تَشَاءُ قَدِیرٌ)).

* * *

نکته

همه چیز را از خدا بخواهید

   درباره «نماز باران» و آداب آن، در ذیلِ خطبه 115 به قدر کافى سخن گفته ایم.

   در این جا به پاسخِ یک سؤال مى پردازیم، و آن این که چرا که امام (علیه السلام) به هنگام تقاضاى باران از درگاه خداوند تمام اوصاف لازم را براى آن شرح مى دهد، (در این خطبه 9 صفت و در خطبه سابق 20 صفت) در حالى که خداوند به تمام این جزئیات آگاه است، و نیازى به شرح و بیان ندارد ؟

   در پاسخ به این سؤال باید توجه کرد، که شرح تقاضاها با تمام جزئیات با توجه به طلب حاجات از خداوند، به این معناست که مردم باید همه چیز خودرا از او بخواهند، چرا که این دعاها مى رساند که تا چه حد به او محتاج و نیازمند هستند، و همین امر عشق و علاقه مردم را به خدا بیشتر مى کند.

   و از سوى دیگر بدانند که یک باران نافع، تا چه اندازه آثار حیات بخش و گسترده دارد، و چه برکاتى با خود مى آورد.

* * *

1. «اکنان» جمع «کن» (بر وزن جن) به معنى وسيله حفظ و پوشش و نگهدارى است بهمين جهت به غارها اکنان گفته مى شود.
2. درباره آداب نماز باران به طور مشروح ذيل خطبه 115 بحث کرده ايم. 
3. «سنين» جمع «سنه» به معنى سال است ولى هنگامى که با کلمه «هلاکت» يا «اَخذ» استعمال شود به معنى قحط سالى است.
4. «الوعرة» به معنى سنگلاخ است ولى بطور کنايه به تنگناهاى سخت زندگى نيز اطلاق مى شود.
5. «اجائت» از مادّه «مجيىء» است که به باب افعال رفته و به معنى ناگزير ساختن و بيچاره کردن است.
6. «مقاحط» جمع «مقحطه» از مادّه «قحط» به معنى سالهاى خشک و قحطى است.
7. «مجدبه» از مادّه «جدب» (بر وزن جعل) به معنى کمبود نعمت، بنابراين «مجدبه» به سالهايى گفته مى شود که مردم از نظر ارزاق گرفتار مشکلات مى شوند.
8. «تلاحمت» از مادّه «تلاحم» به معنى اتصال و پشت سر هم آمدن است. 
9. في ظلال نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 319.
10. «واجم» از مادّه «وجم» (بر وزن نجم) به معنى حزن و اندوه شديدى است که انسان را به سکوت کردن وادار مى کند. 
11. جالب اين که هنگام نوشتن اين سطور (دهم رمضان 1423) بارانى پربرکت بعد از خشکى طولانى در حال باريدن است که به نظر مى رسد ان شاء الله تمام صفاتى را که امام (عليه السلام) در بالا بيان فرمود در آن جمع است !
12. «معشبه» از مادّه «عَشَبْ» (بر وزن شرف) به معنى رويش گياه گرفته شده.
13. «الحيا» به معنى باران و فزونى نعمت است.
14. «القيعان» جمع «قاع» و «قاعه» به معنى زمين گسترده و صاف است و گاه به زمينهائى که آب در آن جمع مى شود اطلاق مى گردد.
15. «بُطنان» جمع «بطن» به معنى زمينهاى گود و تنگ مى باشد.
 

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری