احسن الحدیث

خطبه صد و چهل و پنج، بخش دوم

 

منها : وَمَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إلاَّ تُرِکَ بِهَا سُنَّةٌ. فَاتَّقُوا الْبِدَعَ، والْزَمُوا الْمَهْیَعَ(1)، إنَّ عَوَازِمَ(2) الاُْمُورِ أَفْضَلُهَا، وَإنَّ مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا.

هيچ بدعتى ايجاد نشد مگر اين که سنتى با آن متروک گشت، بنابراين از بدعتها بپرهيزيد و راه راست و روشن را رها نکنيد; چرا که سنتهاى ريشه دارِ پيشين (اسلام)، برترين امور است و بدعتها، بدترين کارهاست.

 

شرح و تفسیر

با ظهور بدعتها سنتها از میان مى رود

   این بخش از کلام امام (علیه السلام) ناظر به مسأله مهمى است و آن قبح و زشتى بدعتهاست، و با توجه به این که ارتباط روشنى میان این بخش و بخش سابق دیده نمى شود، به نظر مى رسد که در میان این دو، بخشهایى به وسیله مرحوم «سیّد رضى» حذف شده است.

   براى روشن شدن محتواى این بخش لازم است قبلاً واژه «بدعت» را در لغت و شرع تفسیر کنیم :

   «بدعت» در لغت به معنى هرگونه نو آورى است که طبعاً مى تواند چیز خوب یا بدى باشد، و به گفته ارباب لغت : «الْبِدْعَةُ إنْشَاءُ أَمْر عَلَى غَیْر مِثَال سَابِق; بدعت آن است که چیز نو و بى سابقه اى را ایجاد کند». ولى در میان فقها و علماى اسلام ـ همان طور که در شرح خطبه هفدهم هم گفتیم ـ به معنى افزودن یا کاستن چیزى از دین است بدون آن که دلیل معتبرى داشته باشد، و از آن جا که تعلیمات و احکام اسلام، جاودانه است و از طریق وحى نازل شده است، هر بدعتى، گناه بزرگى محسوب مى شود و تمام انشعابها و اختلافها و انحرافاتى که در امت اسلامى بوجود آمده، از ناحیه بدعتهاست. با توجه به این نکته به شرح کلام امام (علیه السلام) باز مى گردیم :

   مى فرماید : «هیچ بدعتى ایجاد نشد، مگر این که سنّتى با آن متروک گشت» (وَمَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إلاَّ تُرِکَ بِهَا سُنَّةٌ).

   و در ادامه این سخن مى افزاید : «بنابراین از بدعتها بپرهیزید و راه راست و روشن را رها نکنید; چرا که سنتهاى ریشه دار پیشین (اسلام)، برترین امور است، و بدعتها بدترین کارهاست !» (فَاتَّقُوا الْبِدَعَ، والْزَمُوا الْمَهْیَعَ، إنَّ عَوَازِمَ الاُْمُورِ أَفْضَلُهَا، وَإنَّ مُحْدِثَاتِهَا(1) شِرَارُهَا).

   از آنچه در بالا گفته شد این واقعیت آشکار گشت که چگونه هرگاه بدعتى گذارده شود، سنّتى ترک مى شود، و چگونه بدعتها بدترین امور است; زیرا اگر به افراد اجازه داده شود که هر کدام با سلیقه و فکر ناقص خود چیزى را بر دین بیفزاید یا چیزى از آن را کم کند، در یک مدّت کوتاه، حقایق و احکام دین دگرگون مى شود، و اصالت و اعتبار خودرا از دست مى دهد، و یک مشت افکار و خیالات واهى جاى تعلیمات اصیل دین را مى گیرد، و سرابها جاى چشمه هاى زلال آب خواهد نشست.

   نوآوریها اگر از طریق دقت و تحقیق بیشتر در ادلّه احکام شرع باشد و حقایق تازه اى به کمک کتاب و سنّت و دلیل قاطع عقل کشف شود، نه تنها بدعت نیست بلکه سبب شکوفایى و بالندگى آیین خداست، و به تعبیر دیگر : کشف، چیز تازه اى است و إلاَّ مکشوف، در آیین خدا از قبل بوده است. ولى اگر ذوق و سلیقه هاى شخصى و استحسانات ظنّى پایه و اساس نوآوریهاى دینى باشد، جز گمراهى و ضلالت و مسخ شدن چهره دین نتیجه اى نخواهد داشت.

   از آنچه در بالا گفته شد روشن مى شود تفسیرى که جمعى از شارحان نهج البلاغه براى جمله هاى بالا ذکر کرده اند و گفته اند : «هر بدعتى گزارده شود خلاف دستور پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) است، که بدعت را تحریم فرموده، پس با بدعت، سنّت ترک مى شود». تفسیر درستى نیست، بلکه منظور این است : هر موضوعى در اسلام، حکمى دارد، و هر بدعتى در تعارض با آن حکم الهى است، پس با ظهور بدعتها احکام اصیل متروک مى شود.

   و نیز روشن شد این که بعضى دیگر از شارحان مانند «ابن ابى الحدید» بدعتها را به خوب و بد تقسیم کرده، و مثلاً نماز تراویح (همان نمازهاى نافله شبهاى ماه رمضان که در زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) مردم به صورت فرادا انجام مى دادند و «عمر»، بدعت جماعت را در آن گذاشت) را جزو بدعتهاى خوب مى شمرد، اشتباه بزرگى است، چرا که با این بدعت، سنّتى ترک شد و آن سنّت فرادا خواندن نمازهاى مستحبى است. بنابراین ما هیچ بدعت خوبى نداریم و معنى بدعت خوب این است که بگوییم شکستن سنّت پیامبر (صلى الله علیه وآله) گاهى خوب است و گاهى بد.

   و نیز روشن شد این که بعضى از دانشمندان براى بدعت، احکام خمسه قائل شده اند، بعضى از بدعتها را واجب و بعضى را حرام دانسته اند، در واقع به سراغ معنى لغوى بدعت رفته اند، نه معنى شرعى آن که افزودن یا کاستن چیزى از احکام دین است، و به همین جهت در حدیث معروفى از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله)مى خوانیم : «اَلا وَ کُلُّ بِدْعَة ضَلاَلَةٌ، اَلا وَ کُلُّ ضَلاَلَة فی النَّارِ; آگاه باشید هر بدعتى، گمراهى است، و هر گمراهى، در آتش دوزخ خواهد بود»(2).

   شرح بیشتر در زمینه معنى بدعت و بدعت گذار را در جلد اوّل صفحه 576 ذیل خطبه هفده مطالعه بفرمایید.

* * *

1. در نسخه معروف «صبحى صالح» «محدثات» با کسر دال آمده که معنى اسم فاعلى دارد در حالى که تقريباً در همه نسخ ديگر «محدثات» با فتح دال به معنى حادث شده آمده است و صحيح همين است.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری