احسن الحدیث

خطبه صد و پنجاه و یکم، بخش چهارم

 

بَیْنَ قَتِیل مَطْلُول، وَ خَائِف مُسْتَجِیر، یَخْتِلُونَ بِعَقْدِ الأَیْمَانِ وَ بِغُرُورِ الاِْیمَانِ; فَلاَ تَکُونُوا أَنْصَابَ الْفِتَنِ، وَ أَعْلاَمَ الْبِدَعِ; وَ الْزَمُوا مَا عُقِدَ عَلَیْهِ حَبْلُ الْجَمَاعَةِ، وَ بُنِیَتْ عَلَیْهِ أَرْکَانُ الطَّاعَةِ; وَاقْدَمُوا عَلَى اللّهِ مَظْلُومِینَ، وَلاَ تَقْدَمُوا عَلَیْهِ ظَالِمِینَ; وَاتَّقُوا مَدَارِجَ الشَّیْطَانِ وَ مَهَابِطَ الْعُدْوَانِ; وَ لاَ تُدْخِلُوا بُطُونَکُمْ لُعَقَ الْحَرَامِ، فَإِنَّکُمْ بِعَیْنِ مَنْ حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَعْصِیَةَ، وَ سَهَّلَ لَکُمْ سُبُلَ الطَّاعَةِ.

مردم (در آن زمان) يا کشته مى شوند و خونشان به هدر مى رود، و يا ترسان هستند (و به گوشه اى پناه مى برند) و طالب امانند. فتنه گران با سوگندها و تظاهر به ايمان مردم را فريب مى دهند. در چنين شرايطى سعى کنيد شما پرچم هاى فتنه و نشانه هاى بدعت نباشيد، و از آن چه پيوند جماعت به آن گره خورده و ارکان اطاعت بر آن نباشد، جدا نشويد. مظلوم بر خداوند وارد شويد و ظالم وارد نشويد. از گام نهادن در راه هاى شيطان و سراشيبى هاى ظلم و عدوان بپرهيزيد. لقمه هاى حرام هر چند اندک باشد، وارد شکم خود نسازيد; چرا که شما زير نظر کسى هستيد که گناه را بر شما حرام کرده و راه هاى اطاعت را براى شما آسان ساخته است.

 

شرح و تفسیر: وظیفه شما در این فتنه

بعضى از شارحان نهج البلاغه چنین پنداشته اند که این بخش از خطبه، ارتباط خاصى با بخش هاى سابق خطبه ندارد ومرحوم سیّد رضى طبق روش گزینشى خود آن را انتخاب کرده و قسمت هایى را که قبل از آن بوده ذکر نکرده است; در حالى که رابطه نزدیکى میان این بخش و بخش هاى گذشته دیده مى شود، زیرا در بخش هاى پیشین، ویژگى هاى فتنه هایى که در برابر مردم در آینده وجود داشته است، بیان شده و در این بخش، نتیجه آن فتنه ها و سپس وظیفه مردم در برابر آن بیان مى شود.

نخست مى گوید: «مردم (در آن زمان) یا کشته مى شوند و خونشان به هدر مى رود و یا ترسان هستند (و به گوشه اى پناه مى برند) و طالب امانند» (بَیْنَ قَتِیل مَطْلُول(1)، وَ خَائِف مُسْتَجِیر).

و در ادامه این سخن مى افزاید: «فتنه گران مردم را با سوگندها و تظاهر به ایمان فریب مى دهند» (یَخْتِلُونَ(2) بِعَقْدِ الأَیْمَانِ وَ بِغُرُورِ الاِْیمَانِ).

آرى! فتنه گر براى پیشبرد اهداف شیطانى خود از هر وسیله اى استفاده مى کند، کشتن و در هم کوبیدن و در صورت لزوم، تظاهر به ایمان کردن و امان نامه براى افراد نوشتن و بعد همه را به دست فراموشى سپردن.

سپس امام(علیه السلام) به بخشى از وظایف مردم در این فتنه ها و آشوب هاى سخت اشاره کرده و دستورات پنجگانه اى براى پیروان حق بیان مى کنند. نخست مى فرماید: «سعى کنید شما پرچم هاى فتنه ها و نشانه هاى بدعت نباشید» (فَلاَ تَکُونُوا أَنْصَابَ الْفِتَنِ، وَ أَعْلاَمَ الْبِدَعِ).

اشاره به این که با سردمداران فتنه ها و بدعت ها همکارى نکنید و خود را از این معرکه هاى خطرناک کنار بکشید. و در دوّمین دستور مى افزاید: «از آن چه پیوند جماعت (و جامعه اسلامى) به آن گره خورده و ارکان اطاعت بر آن نباشد، جدا مشوید» (وَ الْزَمُوا مَا عُقِدَ عَلَیْهِ حَبْلُ الْجَمَاعَةِ، وَ بُنِیَتْ عَلَیْهِ أَرْکَانُ الطَّاعَةِ).

اشاره به این که تا مى توانید قوانین و دستورات الهى را که ضامن بقاى جامعه اسلامى و اطاعت پروردگار است، حتى درگیر و دار فتنه ها تا آن جا که مى توانید محترم بشمرید; چرا که اگر راه نجاتى از فتنه باشد پیروى ازاین دستورات است. این سخن مخصوصاً برنامه هایى همچون جمعه و جماعت و حج و کمک به محرومان و ستمدیدگان را شامل مى شود; چرا که حفظ آن ها سبب نجات از فتنه هاست.

در سوّمین دستور مى فرماید: «مظلوم بر خداوند وارد شوید و ظالم وارد نشوید» (وَاقْدَمُوا عَلَى اللّهِ مَظْلُومِینَ، وَلاَ تَقْدَمُوا عَلَیْهِ ظَالِمِینَ).

مفهوم این سخن آن نیست که تن به ظلم بدهید و تسلیم ظالم شوید; زیرا این کار از نظر اسلام ممنوع و نوعى کمک به ظالم و اعانت بر اثم است; بلکه منظور آن است که اگر بر سر دو راهى قرار گرفتید که یا حقوق مردم را ببرید یا حق شما را ببرند، ترجیح دهید که از حق خود بگذرید تا به ظلم بر دیگران آلوده نشوید. با توجه به قاعده تقدیم اهم بر مهم این کار یک برنامه عادلانه و خداپسندانه است.

و در چهارمین دستور مى افزاید: «از گام نهادن در راه هاى شیطان و سراشیبى هاى ظلم و عدوان بپرهیزید!» (وَاتَّقُوا مَدَارِجَ الشَّیْطَانِ وَ مَهَابِطَ الْعُدْوَانِ).

اشاره به این که به منطقه خطر (ظلم و فساد) نزدیک نشوید; چرا که لغزشگاه انسان است. تعبیر به «مدارج» (پله ها) و «مهابط» (سراشیبى ها) اشاره به نکته لطیفى است; یعنى شیطان، انسان را از پله هاى طغیان بالا مى برد و هنگامى که به اوج رسید او را به پایین پرتاب مى کند و گاه به کنار دره هاى گناه مى کشاند تا پایشان بلغزد و در اعماق کبایر سقوط کنند.

در پنجمین و آخرین دستور مى افزاید: «لقمه هاى حرام را هر چند اندک باشد وارد شکم خود نسازید; چرا که شما در معرض نگاه کسى هستید که گناه را بر شما حرام کرده و راه هاى اطاعت را براى شما آسان ساخته است» (وَ لاَ تُدْخِلُوا بُطُونَکُمْ لُعَقَ(1)الْحَرَامِ، فَإِنَّکُمْ بِعَیْنِ مَنْ حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَعْصِیَةَ، وَ سَهَّلَ لَکُمْ سُبُلَ الطَّاعَةِ).

بى شک، به هنگام سلطه ظالمان و بروز فتنه ها اموال حرام در دست مردم زیاد مى شود و استفاده از آن آثار بسیار شومى در وجود انسان دارد; قلب راتاریک و انسان را از خدا دور مى سازد ودر مسیر شیطان قرار مى دهد. امام(علیه السلام)در این زمینه هشدار مى دهد و در ضمن مى فرماید: هیچ گاه راه طاعت و کسب حلال به روى شما بسته نمى شود; زیرا در هر شرایطى خداوند طرقى براى نجات از معاصى و روى آوردن به طاعت الهى به روى مردم گشوده است.

به گفته نویسنده معروف «مغنیه» بهترین تفسیر براى این جمله و ما بعد آن، همان سخنى است که در خطبه 114 گذشت که مى فرمود: إِنَّ الَّذِی أُمِرْتُمْ بِهِ أَوْسَعُ مِنَ الَّذِی نُهِیتُمْ عَنْهُ. وَ مَا أُحِلَّ لَکُمْ أَکْثَرُ مِمَّا حُرِّمَ عَلَیْکُمْ. فَذَرُوا مَا قَلَّ لِمَا کَثُرَ، وَ مَا ضَاقَ لِمَا اتَّسَعَ; آن چه به آن مأمور شده اید گسترده تر است از آن چه نهى شده اید و آن چه بر شما حلال شده بیش از آن است که حرام گردید; بنابراین کم را به سبب زیاد ترک گویید و محدودتر را به خاطر گسترده تر رها سازید».

1. «مطلول» کسى است که خون او به هدر رفته است و از ماده «طل» (بر وزن حل) به معناى به هدر رفتن خون است.
2. «يختلون» يعنى خدعه و نيرنگ مى زنند و از ماده «ختل» (بر وزن قتل) به معناى نيرنگ زدن است.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری