احسن الحدیث

خطبه صد و پنجاه و سه، بخش اول

 

وَ هُوَ فِی مُهْلَة مِنَ اللّهِ یَهْوِی مَعَ الْغَافِلِینَ، وَ یَغْدُو مَعَ الْمُذْنِبِینَ، بِلاَ سَبِیل قَاصِد، وَ لاَ إِمَام قَائِد.

او (انسان گمراه) در اين چند روزى که خدا به او مهلت داده (تا با اعمال صالح، سعادت جاودان را براى خود فراهم سازد) پيوسته با غافلان به سوى سقوط مى رود و همه روز با گنهکاران بسر مى برد; بى آن که در طريقى گام نهد که او را به حق رساند يا پيشوايى برگزيند که قائد و راهنماى او باشد.

 

همان گونه که در بیان سند خطبه اشاره شد، بعضى از شارحان نهج البلاغه گفته اند: این خطبه را امام(علیه السلام) در حال حرکت به سوى «بصره» براى خاموش کردن فتنه «طلحه و زبیر و عایشه» ایراد و نصایح مؤثرى براى بیدارى همگان بیان فرموده است.

در این بخش، از انسان هاى گمراه ـ که نمونه روشن آن آتش افروزان «جنگ جمل» بودند ـ سخن مى گوید و چهار وصف از اوصاف آن ها را بیان مى دارد; مى فرماید:

«او (انسان گمراه) در این چند روزى که خدا به او مهلت داده (تا با اعمال صالح، سعادت جاویدان را براى خود فراهم سازد) پیوسته با غافلان به سوى سقوط مى رود و همه روز با گنهکاران به سر مى برد، بى آن که در طریقى گام نهد که او را به حق رساند، یا پیشوایى برگزیند که قائد و راهنماى او باشد» (وَ هُوَ فِی مُهْلَة مِنَ اللّهِ یَهْوِی(1) مَعَ الْغَافِلِینَ، وَ یَغْدُو مَعَ الْمُذْنِبِینَ، بِلاَ سَبِیل قَاصِد، وَ لاَ إِمَام قَائِد).

آرى! اسباب بدبختى او در این چهار امر خلاصه مى شود، با غافلان همراه بودن و سقوط کردن و با گنهکاران همنشین شدن، از راه راست حرکت نکردن و پیشواى صالحى برنگزیدن.

تعبیر به «امام قائد» ممکن است اشاره به امامان(علیهم السلام) معصوم باشد یا هر پیشواى عالم و با تقوایى که پیرو معصومین(علیهم السلام)است و در هر حال، نقش رهبرى صالحان را در هدایت ونجات انسان ها را مشخص مى کند; همان گونه که نقش همنشینى با غافلان و گنهکاران را در بدبختى و سقوط انسان روشن مى سازد.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری