احسن الحدیث

خطبه صد و پنجاه و چهار، بخش دوم

 

منها: فِیهِمْ کَرَائِمُ الْقُرْآنِ، وَ هُمْ کُنُوزُ الرَّحْمنِ. إِنْ نَطَقُوا صَدَقُوا، وَ إِنْ صَمَتُوا لَمْ یُسْبَقُوا. فَلْیَصْدُقْ رَائِدٌ أَهْلَهُ، وَلْیُحْضِرْ عَقْلَهُ، وَلْیَکُنْ مِنْ أَبْنَاءِ الاْخِرَةِ، فَإِنَّهُ مِنْهَا قَدِمَ، وَ إِلَیْهَا یَنْقَلِبُ.
فَالنَّاظِرُ بِالْقَلْبِ، الْعَامِلُ بِالْبَصَرِ، یَکُونُ مُبْتَدَأُ عَمَلِهِ أَنْ یَعْلَمَ: أَعَمَلُهُ عَلَیْهِ أَمْ لَهُ؟! فَإِنْ کَانَ لَهُ مَضَى فِیهِ، وَ إِنْ کَانَ عَلَیْهِ وَقَفَ عَنْهُ. فَإِنَّ الْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْم کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ طَرِیق. فَلاَ یَزِیدُهُ بَعْدُهُ عَنِ الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ إِلاَّ بُعْداً مِنْ حَاجَتِهِ. وَالْعَامِلُ بِالْعِلْمِ کَالسَّائِرِ عَلَى الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ. فَلْیَنْظُرْ نَاظِرٌ: أَسَائِرٌ هُوَ أَمْ رَاجِعٌ
.

آيات کريمه قرآن درباره آن ها (پيامبر و اهل بيتش)((عليهم السلام)) نازل شده، آن ها گنجينه هاى علوم خداى رحمانند. اگر سخن بگويند راست مى گويند و اگر سکوت کنند کسى بر آن ها پيشى نمى گيرد. راهنماى جمعيّت بايد به افراد خود راست بگويد و عقل و خرد را حاضر سازد و از فرزندان آخرت باشد; چرا که از آن جا آمده و به آن جا باز مى گردد. آن کس که با چشم دل مى بيند و با بينايى عمل مى کند بايد در آغاز هر کار بينديشد که آيا آن عمل به سود اوست يا به زيان او; اگر به سود اوست ادامه دهد و اگر به زيانش مى باشد از عمل باز ايستد; زيرا آن کس که بدون آگاهى به انجام دادن کار مى پردازد همچون کسى است که از بيراهه مى رود و چنين کسى هر قدر جلوتر مى رود از منزل مقصود فاصله بيشترى مى گيرد ولى آن کس که از روى آگاهى عمل مى کند همچون رهروى است که در جاده روشن گام بر مى دارد (و به زودى به مقصد مى رسد). حال که چنين است هر شخص بايد بنگرد آيا (به سوى مقصد) پيش مى رود يا به عقب باز مى گردد.

 

شرح و تفسیر: ویژگى رهروان راه حق

در این بخش از خطبه امام(علیه السلام) براى خنثى کردن تبلیغاتى که «بنى امیّه» به طور مستمر بر ضد اهل بیت(علیهم السلام) داشتند و هماهنگى هایى بعضى از جیره خواران و مزدوران که ظاهراً در لباس ارباب حدیث با آن ها مى نمودند، اشاره به گوشه اى از فضایل اهل بیت(علیهم السلام) مى کند تا در برابر آن هجمه سنگین تبلیغاتى مردم آن ها را فراموش نکنند; مى فرماید:

«آیات کریمه قرآن درباره آن ها (پیامبر و اهل بیتش(علیهم السلام)) نازل شده، آن ها گنجینه هاى علوم خداى رحمانند. اگر سخن بگویند راست مى گویند و اگر سکوت کنند کسى بر آن ها پیشى نمى گیرد» (فِیهِمْ کَرَائِمُ(1) الْقُرْآنِ، وَ هُمْ کُنُوزُ الرَّحْمنِ. إِنْ نَطَقُوا صَدَقُوا، وَ إِنْ صَمَتُوا لَمْ یُسْبَقُوا).

جمله «فِیهِمْ کَرَائِمُ الْقُرْآنِ» ممکن است به همان معنا باشد که گفته شد یا به این معنا که آیات کریمه قرآن و تفسیر آن نزد آن هاست. مطابق این تفسیر، جمله مزبور اشاره اى به مفهوم حدیث «ثقلین» است که مى گوید: اهل بیت(علیهم السلام)هرگز از قرآن جدا نمى شوند.

تعبیر به «کنوز» (گنج ها) اشاره به این است که تعلیمات و احکام گران بهاى الهى نزد آنهاست; زیرا همیشه اشیاى نفیس را در گنج ذخیره مى کنند.

جمله «إِنْ نَطَقُوا صَدَقُوا» یکى از اوصاف برجسته اهل بیت(علیهم السلام) را که همان صدق در کلام است و با آیه (کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ)(2) هماهنگ است، بازگو مى کند.

جمله «إِنْ صَمَتُوا لَمْ یُسْبَقُوا» اشاره به این است که سکوت آن ها هرگز به معناى ناتوانى در پاسخ گویى نیست; بلکه به مقتضاى مصلحت و حکمت است لذا کسى نمى تواند بر آن پیشى بگیرد. یا این که ابهت آن ها به قدرى است که هر گاه سکوت کنند، کسى را یاراى سخن و اظهار وجود در برابر آن ها نیست.

به هر حال، این صفات چهارگانه که در اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، مقام آن ها را از دیگران ممتاز مى سازد و عظمت الهى و علمى آن ها را نشان مى دهد.

سپس براى تأکید این مطلب که هدف ستایش و مداحى نیست، مى افزاید: «راهنماى جمعیّت باید به افراد خود راست بگوید و عقل و خرد را حاضر سازد و از فرزندان آخرت باشد; چرا که از آن جا آمده و به آن جا باز مى گردد» (فَلْیَصْدُقْ رَائِدٌ أَهْلَهُ(3)، وَلْیُحْضِرْ عَقْلَهُ، وَلْیَکُنْ مِنْ أَبْنَاءِ الاْخِرَةِ، فَإِنَّهُ مِنْهَا قَدِمَ، وَ إِلَیْهَا یَنْقَلِبُ).

واژه «رائد» در اصل به معناى کسى است که در پیشاپیش قافله حرکت مى کند و براى یافتن آب و چراگاه جستجو مى نماید. اگر چنین کسى دروغگو باشد، اهل قافله خود را گرفتار خطر مى سازد، انتخاب این تعبیر در جمله یاد شده اشاره به این نکته لطیف است که اگر من ویژگى هاى اهل بیت(علیهم السلام) را براى شما شرح مى دهم به منزله کسى هستم که ضرورى ترین وسیله زندگى را براى پیروانش فراهم مى سازد.

جمله «فَإِنَّهُ مِنْهَا قَدِمَ و...» (انسان از آخرت آمده و به سوى آن باز مى گردد) ممکن است اشاره به مفهوم (إِنَّا للهِِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ) (ما از خداییم و به سوى او باز مى گردیم) باشد. یا به تعبیر دیگر آخرت در این جا به معناى ماوراى طبیعت است.

بعضى از شارحان نهج البلاغه گفته اند: معناى این جمله آن است که «ما براى آخرت آفریده شده ایم» همان گونه که در بعضى از کلمات امام(علیه السلام) آمده است: «اَلاَ فَمَا یَصْنَعُ بِالدُّنْیَا مَنْ خُلِقَ لِلاْخِرَةِ; کسى را که براى آخرت آفریده شده با دنیا چکار؟»(4)

آن گاه در ادامه این سخن با توجه به آن چه در فراز قبل درباره امامان اهل بیت(علیهم السلام)آمده هشدار مى دهد که با دقت هر چه بیشتر، مراقب اعمال خویش باشند و راهى که را آن امامان یعنى گنجینه هاى علم الهى و آگاهان بر قرآن ارائه مى دهند، بپویند و در آغاز هر کار در نتیجه و پایان آن بیندیشند و تصمیم بگیرند; مى فرماید:

«آن کس که با چشم دل مى بیند و با بینایى عمل مى کند باید در آغاز هر کار بیندیشد که آیا آن عمل به سود اوست یا به زیان او; اگر به سود اوست ادامه دهد و اگر به زیانش مى باشد از عمل باز ایستد» (فَالنَّاظِرُ بِالْقَلْبِ، الْعَامِلُ بِالْبَصَرِ، یَکُونُ مُبْتَدَأُ عَمَلِهِ أَنْ یَعْلَمَ: أَعَمَلُهُ عَلَیْهِ أَمْ لَهُ؟! فَإِنْ کَانَ لَهُ مَضَى فِیهِ، وَ إِنْ کَانَ عَلَیْهِ وَقَفَ عَنْهُ).

در واقع، امام(علیه السلام) شرط پیروزى را سه چیز شمرده که هر سه از شاخه هاى علم و دانش است. اندیشیدن در ا صل کار و عمل کردن با بصیرت و آگاهى و مطالعه درباره نتیجه آن کار که آیا به سود است یا زیان؟

سپس به دلیل آن پرداخته و با تشبیه زیبایى فرق میان عالم و جاهل را روشن مى سازد و مى فرماید: «زیرا آن کس که بدون آگاهى (و مطالعه کافى) به انجام دادن کار پردازد همچون کسى است که از بى راهه مى رود و چنین کسى هر قدر جلوتر مى رود از منزل مقصود فاصله بیشترى مى گیرد ولى آن کس که از روى آگاهى عمل مى کند همچون رهروى است که در جاده روشن گام بر مى دارد (و به زودى به مقصد مى رسد)»

(فَإِنَّ الْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْم کَالسَّائِرِ عَلَى غَیْرِ طَرِیق. فَلاَ یَزِیدُهُ بَعْدُهُ عَنِ الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ إِلاَّ بُعْداً مِنْ حَاجَتِهِ. وَالْعَامِلُ بِالْعِلْمِ کَالسَّائِرِ عَلَى الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ).

چه تشبیه جالبى! افراد دانا و نادان هر دو در تلاشند; ولى دانا چون در جاده اصلى حرکت مى کند لحظه به لحظه به مقصد نزدیک تر مى شود; ولى نادان چون در بى راهه گام بر مى دارد لحظه به لحظه از مقصد دورتر مى شود و به تعبیر دیگر تلاش هاى او نتیجه معکوس دارد.

در سخنان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) تعبیر جالب دیگرى از این مطلب نقل شده است: «مَنْ عَمِلَ عَلَى غَیْرِ عِلْم کَانَ مَا یُفْسِدُ اَکْثَرَ مِمَّا یُصْلِحُ; کسى که بدون آگاهى عملى انجام دهد آن چه را خراب مى کند بیش از آن است که آباد مى کند».(5)

و در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «اَلْعَامِلُ عَلَى غَیْرِ بَصِیرَة کَالسَّائِرُ عَلَى غَیْرِ الطَّرِیقِ لاَ یَزِیدُهُ سُرْعَةَ السَّیْرِ إِلاَّ بُعْداً; کسى که بدون آگاهى عمل کند مانند رهروى است که در غیر مسیر گام بر مى دارد که هر چه سریع تر سیر کند از مقصد دورتر مى شود».(6)

و در پایان این بخش امام(علیه السلام) چنین نتیجه مى گیرد، مى فرماید: «حال که چنین است هر شخص باید بنگرد آیا (به سوى مقصد) پیش مى رود یا به عقب باز مى گردد؟!» (فَلْیَنْظُرْ نَاظِرٌ أَسَائِرٌ هُوَ أَمْ رَاجِعٌ؟!).

این تعبیر نشان مى دهد که افراد ناآگاه نه تنها با تلاش هاى خود به مقصد نزدیک نمى شوند بلکه گاهى با تلاش هاى خود درست در جهت ضد آن گام بر مى دارند.

نکته

مشکل بزرگ در دنیاى کنونى

در جهانى که زندگى مى کنیم امکانات و وسایل زندگى بیش از هر زمان آماده است. قواى مختلف طبیعت به تسخیر انسان درآمده و زحمت ها را از دوش او برداشته و بردوش صنایع سبک و سنگین افکنده است. ذخایر زمین یکى پس از دیگرى کشف شده و در اختیار انسان ها قرار گرفته است. حجم ثروت و نعمت از هر زمانى بیشتر است; ولى با این حال گروه عظیمى از مردم دنیا با فقر و بدبختى دست به گریبانند و هر سال جمعیّت عظیمى از گرسنگى جان مى دهند; جنگ ها و بیمارى ها قربانى زیادى مى گیرد.

اگر درست بنگریم، مى بینیم عامل اصلى یا ضعف مدیریت هاست و یا خیانت در امانت هاى الهى که آن نیز با دقت به ضعف مدیریت باز مى گردد; زیرا پیشرفت در امانت است نه خیانت. خیانت آثار مقطعى دارد ولى در دراز مدت نتیجه منفى آن دامان خائن را مى گیرد. اساساً در یک جامعه بدبخت نمى توان خوشبخت زندگى کرد.

اگر به توصیه یاد شده که در کلام امام و سائر معصومین(علیهم السلام)آمده است عمل مى شد آگاهان را براى مدیریت ها بر مى گزیدند و هر کارى را به اهلش مى سپردند. آنها نیز مرتکب خیانت نمى شدند; دنیا چهره دیگرى داشت. ولى افسوس چون کارها به دست اهلش نیست، تلاش ها نتیجه معکوس مى دهد و مردم جهان را از مقصد اصلى، یعنى آرامش و بى نیازى و سعادت دور مى سازد و نعمت هاى عظیم خداداد در مسیرهاى غلط تباه و نابود مى شود.

1. «کرائم» جمع «کريمه» است و اشاره به آيات مبارکى است که در شأن اهل بيت(عليهم السلام) نازل شده است.
2. اين، آيه 119 توبه است و دستور مى دهد که اهل ايمان در هر عصر و زمان و مکان بايد با راستگويان همراه و همگام باشند و اين آيه طبق روايات متعددى که در منابع شيعه و سنى وارد شد به امامان معصوم تفسير شده است.
(براى آگاهى از منابع اين حديث به کتاب پيام قرآن، جلد 9، صفحه 221 مراجعه شود). 3. «رائد» از ماده «رود» بر وزن قوم به معناى تلاش براى انجام دادن چيزى است و همان گونه که در متن آمده است معمولا به کسى مى گويند که در جستجوى مرتع و چراگاه، پيشاپيش قافله حرکت مى کند. 4. خطبه 157. 5. اصول کافى، جلد اوّل، صفحه 44، باب عمل بغير علم حديث 3. 6. همان مدرک، صفحه 43، حديث 1.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری