احسن الحدیث

خطبه صد و پنجاه و پنج، بخش سوم

 

وَ جَعَلَ لَهَا أَجْنِحَةً مِنْ لَحْمِهَا تَعْرُجُ بِهَا عِنْدَ الْحَاجَةِ إِلَى الطَّیَرَانِ، کَأَنَّهَا شَظَایَا الاْذَانِ غَیْرَ ذَوَاتِ رِیش وَ لاَ قَصَب، إِلاَّ أَنَّکَ تَرَى مَوَاضِعَ الْعُرُوقِ بَیِّنَةً أَعْلاَماً. لَهَا جَنَاحَانِ لَمَّا یَرِقَّا فَیَنْشَقَّا، وَ لَمْ یَغْلُظَا فَیَثْقُلاَ. تَطِیرُ وَوَلَدُهَا لاَصِقٌ بِهَا لاَجِىءٌ إِلَیْهَا، یَقَعُ إِذَا وَقَعَتْ، وَ یَرْتَفِعُ إِذَا ارْتَفَعَتْ، لاَ یُفَارِقُهَا حَتَّى تَشْتَدَّ أَرْکَانُهُ، وَ یَحْمِلَهُ لِلنُّهُوضِ جَنَاحُهُ، وَ یَعْرِفَ مَذَاهِبَ عَیْشِهِ، وَ مَصَالِحَ نَفْسِهِ. فَسُبْحَانَ الْبَارِىءِ لِکُلِّ شَیْء، عَلَى غَیْرِ مِثَال خَلاَ مِنْ غَیْرِهِ.

خداوند براى او از گوشت بدنش بال هايى آفريده که به هنگام نياز با آن پرواز مى کند; گويى اين بال ها مانند لاله گوشند; بال هايى بدون پر! و بدون نى هايى در ميان آن. اما (اگر دقت کنى) مى بينى محل رگ ها به روشنى در آن پيداست (آرى) آن ها دو بال دارند; نه آن قدر نازک که پاره شود و نه آن قدر ضخيم که سنگينى کند.
او پرواز مى کند، در حالى که نوزادش به او چسبيده و به او پناهنده شده! هر زمان مى نشيند نوزادش نيز همراه او به زمين مى آيد و هر زمان بالا مى رود او نيز بالا مى رود و از او جدا نمى شود تا اعضاى پيکرش محکم گردد و بال هايش قدرت پرواز پيدا کند، راه زندگى را بياموزد و مصالح خويش را بشناسد!
پاک و منزه است آفريننده همه اشيا، که در آفرينش آن ها از هيچ نمونه و الگويى که از ديگرى به جاى مانده باشد پيروى نکرده است
.

 

شرح و تفسیر: شگفتى هاى دیگرى از این پرنده

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه به دو قسمت دیگر از عجایب آفرینش خفاش اشاره مى کند (بال هاى عجیب او و طرز پرورش فرزندان).

نخست مى فرماید: «خداوند براى او از گوشت بدنش بال هایى آفریده که به هنگام نیاز با آن پرواز مى کند; گویى این بال ها مانند لاله هاى گوشند; بال هایى بدون پر! و بدون نى هایى در میان آن. اما مى بینى محل رگ ها به روشنى در آن پیداست (آرى) آن ها دو بال دارند; نه آن قدر نازک که پاره شود و نه آن قدر ضخیم که سنگینى کند» (وَ جَعَلَ لَهَا أَجْنِحَةً مِنْ لَحْمِهَا تَعْرُجُ بِهَا عِنْدَ الْحَاجَةِ إِلَى الطَّیَرَانِ، کَأَنَّهَا شَظَایَا(1) الاْذَانِ غَیْرَ ذَوَاتِ رِیش(2) وَ لاَ قَصَب، إِلاَّ أَنَّکَ تَرَى مَوَاضِعَ الْعُرُوقِ بَیِّنَةً أَعْلاَماً. لَهَا جَنَاحَانِ لَمَّا یَرِقَّا فَیَنْشَقَّا، وَ لَمْ یَغْلُظَا فَیَثْقُلاَ).

به راستى این از عجایب خلقت است; بال هاى تمام پرندگان از پر تشکیل یافته که در وسط آن چیزى شبیه به نى وجود دارد و به علت سبک بودن آن ها به آسانى مى توانند پرواز کنند; ولى «خفاش» که از پرندگان سریع السیر است، جنبه کاملا استثنایى دارد; بال هایش پرده اى از گوشت است که در وسط آن استخوان هاى باریک غضروف مانندى وجود دارد. این پرده در عین نازکى بسیار مقاوم است; هم سبک است و هم پردوام; شبیه لاله گوش آدمى; و جالب این که اگر در برابر نور آفتاب یا چراغ به آن نگاه کنیم لوله کشى ظریف و گسترده و پیچیده اى از رگ هاى خونین که آن را تغذیه مى کند مشاهده مى شود که هنگام پرواز بسیار فعّال مى شوند تا مواد غذایى لازم را به بال ها براى حرکت سریع برسانند.

و در آخرین بخش این خطبه امام(علیه السلام) به ویژگى شگفت انگیز دیگرى از این پرنده استثنایى اشاره مى کند و آن مربوط به پرورش نوزاد اوست; مى فرماید: «او پرواز مى کند، در حالى که نوزادش به او چسبیده و به او پناهنده شده! هر گاه مى نشیند نوزادش نیز همراه او به زمین مى آید و هر زمان بالا مى رود او نیز بالا مى رود و از او جدا نمى شود تا اعضاى پیکرش محکم گردد و بال هایش قدرت پرواز پیدا کند، راه زندگى را بیاموزد و مصالح خویش را بشناسد!» (تَطِیرُ وَوَلَدُهَا لاَصِقٌ بِهَا لاَجِىءٌ إِلَیْهَا، یَقَعُ إِذَا وَقَعَتْ، وَ یَرْتَفِعُ إِذَا ارْتَفَعَتْ، لاَ یُفَارِقُهَا حَتَّى تَشْتَدَّ أَرْکَانُهُ، وَ یَحْمِلَهُ لِلنُّهُوضِ جَنَاحُهُ، وَ یَعْرِفَ مَذَاهِبَ عَیْشِهِ، وَ مَصَالِحَ نَفْسِهِ).

معروف است که این حیوان مانند سایر پستانداران عادت ماهیانه دارد و باردار مى شود و وضع حمل مى کند; برخلاف پرندگان دیگر که تخم مى گذارند و جوجه هاى آن ها در درون تخم پرورش مى یابند. پرندگان دیگر جوجه ها را با خود حمل نمى کنند ولى خفاش جوجه اش را با خود حمل مى کند و به پرواز در مى آید. راه و رسم پرواز را به او نشان مى دهد و طریقه تهیه غذا و صید کردن حشرات و مسیرهاى رفت و برگشت به لانه را به او مى آموزد شاید به این دلیل که پرندگان دیگر در روز پرواز مى کنند و جوجه ها مى توانند در روشنایى با آن ها همراه باشند; ولى این پرنده که در تاریکى شب پرواز مى کنند ممکن است جوجه هایش نتوانند با او همراه باشند و یکدیگر را گم کنند لذا ناگزیر آن ها را با خود حمل مى کند. در هر صورت همه چیز این پرنده عجیب است و این هم یکى دیگر از عجایب خلقت اوست که انسان را به تنوع آفرینش و تدبیر پروردگار آشناتر مى سازد.

سپس امام(علیه السلام) در جمله پایانى خطبه سر تعظیم به پیشگاه خداوند فرود آورده، به تسبیح او مى پردازد; مى فرماید: «پاک و منزه است آفریننده همه اشیا، که از هیچ نمونه و الگویى که از دیگرى به جاى مانده باشد پیروى نکرده است!» (فَسُبْحَانَ الْبَارِىءِ لِکُلِّ شَیْء، عَلَى غَیْرِ مِثَال خَلاَ مِنْ غَیْرِهِ!).

و همان گونه که امام(علیه السلام) در این بحث توحیدى، خطبه رابا حمد و ستایش پروردگار آغاز کرد با تسبیح و تنزیه ذات پاک او پایان مى دهد تا حسن شروع با حسن ختام همراه گردد.

نکته

آفرینش حیرت انگیز خفاش!

در این خطبه امام(علیه السلام) از آفرینش بدیع خفاش سخن به میان آورده که تقریباً همه چیز او بر خلاف سایر پرندگان است تا آن جا که در بعضى از کتب علمى تصریح مى کنند که خفاش، جزء پرندگان نیست; بلکه جزء پستانداران است.

بدن خفاش، پوشیده از مو است; در حالى که پرندگان پر دارند.

خفاش دندان دارد; در حالى که پرندگان منقار دارند.

بال هاى خفاش از پرده هاى نازک گوشتى تشکیل شده; در حالى که پرندگان چنین نیستند.

خفاش دو دست و دو پا دارد و روى زمین مانند چهارپایان با دست ها و پاهایش راه مى رود; در حالى که پرندگان چنین نیستند.

پرندگان از طریق تخم گذارى صاحب بچه مى شوند; در حالى که خفاش باردار مى شود و بچه مى زاید.

پرندگان نوزادان خود را با مواد غذایى مناسب سیر مى کنند; ولى خفاش نوزاد خود را شیر مى دهد.

پرندگان معمولا روزها در تلاش معاشند و خفاش در تاریکى شب.

خفاش ها عموماً هنگام روز مى خوابند و پس از غروب آفتاب به پرواز در مى آیند و هنگام خواب; خود را از پاهاى عقب از درختان یا سقف غارها آویزان مى کنند.

غذاى خفاش از حشرات است و هنگام پرواز دهان خود را باز نگه مى دارد و ده ها یا صدها حشره را مى بلعد و شاید بوى بدخفاش به علت همین حشره خوارى او باشد; امّا خفاش ها به خاطر همین کارشان خدمت زیادى به انسان ها در پاک سازى محیط از حشرات مى کنند; لذا در برخى از مناطق که حشرات زیادند برج هایى براى پرورش خفاش ها مى سازند تا محیطشان را پاک سازى کنند.

برخلاف آن چه بعضى تصور مى کنند که چشم خفاش ضعیف است و مى گویند: فلان کس مثل خفاش کور است، بینایى خفاش بسیار خوب است; لیکن چشمانش در برابر نور، حساسیت زیادى دارد که قادر به تحمل آن نیست.

خفاش با سرعت و مهارت در شب پرواز مى کند; حتى در تاریکى شدید بى آن که به مانعى برخورد کند. خفاش در این پرواز سریع تنها از چشم کمک نمى گیرد; بلکه مدیون دستگاه صوتى خاصى شبیه رادار است. خفاش در حین پرواز، صدایى از بینى خود بیرون مى آورد که ما قادر به شنیدن آن نیستیم; اما این صدا به هر چیزى که بر سر راه آن باشد برخورد مى کند و منعکس مى شود. گوش هاى بزرگ خفاش صداى منعکس شده را مى گیرد و از وجود مانع بر سر راه خود به طور دقیق آگاه مى شود و تغییر جهت مى دهد و این جاست که مى گویند: خفاش با گوش خود مى بیند.

بعضى از دانشمندان، آزمایش جالبى درباره خفاش کرده اند. آنان تونل باریک پر پیچ و خمى را به وجود آوردند که دیواره داخلى آن با دوده آغشته شده بود. خفاشى را از یک طرف تونل وارد کرده و با نهایت تعجب دیدند از طرف دیگر بیرون آمد; بى آن که بر بال هایش کم ترین اثر دوده باشد.(1)

خفاش ها معمولا حشره خوارند; ولى بعضى از خفاشان میوه مى خورند و بعضى از آن ها خونخوار و خطرناکند که تعداد آن ها بسیار کم است. آن ها حتى به انسان در موقع خواب با ظرافت خاصى حمله مى کنند و جایى از بدن او را که رشته هاى عصبى در آن کم تر است و حساس نیست مانند نرمه گوش در نظر مى گیرند و دندان هاى خود را آهسته در آن فرو مى کنند و خون او را مى خورند; و از آن خطرناک تر این که ممکن است آنها از این طریق ناقل میکروب هاى مهلکى همچون تب زرد که از بیمارى هاى خطرناک است، باشند.

خفاش ها به هنگام پرواز از روى آب ها با فاصله بسیار کم مى گذرند و آب مى نوشند; اما آب خوردن آن ها مانند گربه با زبان است.

خفاش هاى سبک وزن گاهى چهاربچه مى آورند و همه آن ها را در حال پرواز به خود آویزان کرده حرکت مى کنند; ولى خفاش هاى بزرگ جثه که گاهى به اندازه یک گربه هستند و آن ها را روباه پرنده مى نامند، تنها یک بچه مى آورند. این در حالى است که بعضى از خفاش ها به قدرى کوچکند که وزن بدنشان به اندازه یک سکه بیشتر نیست.

در کتاب «توحید مفضّل» نیز عبارات کوتاه و پرمعنایى درباره آفرینش عجیب «خفاش» نقل شده است و با توجه به این که این سخنان را زمانى امام صادق(علیه السلام)فرمود که علم و دانش بشر درباره جانداران بسیار محدود بود، جالب و قابل ملاحظه است; مى فرماید:

«خداوند به خفاش آفرینش عجیبى داده است; آفرینشى ما بین پرندگان و چهارپایان (پستاندار); این به علت آن است که دو گوش بلند و دندان و پشم دارد; فرزند خود را مى زاید و شیر مى دهد و بول مى کند و روى چهار دست و پا راه مى رود; تمام این ها بر خلاف صفات پرندگان است. او همچنین در شب بیرون مى آید و غذاى او از پروانه ها و مانند آن (از حشرات) است که در هوا در حرکتند; بعضى گمان مى کنند خفاش غذایى نمى خورد و غذاى او فقط هواست و این باطل است; زیرا اوّلا از او فضله و بول خارج مى شود و این بدون خوردن غذا ممکن نیست و دیگر این که او داراى دندان است اگر غذایى نمى خورد وجود دندان براى او معنایى نداشت و مى دانیم در آفرینش چیزى بى هدف نیست».(4)

به هر حال هر چه درباره خفاش بیشتر دقت کنیم اسرار شگفت انگیز بیشترى را پیدا خواهیم کرد و این جا است که به عظمت کلام امام(علیه السلام) پى مى بریم که این موجود استثنایى را که گویى خدا براى قدرت نمایى آفریده است به عنوان یکى از لطایف صنعت و عجایب خلقت پروردگار در خطبه مذکور بیان کرده و روى قسمت هاى مهمى از شگفتى هاى آفرینش او تکیه فرموده است.

1. «شظايا» جمع «شظية» به معناى قطعه اى از چوب يا گوشت يا مانند آن است.
2. «ريش» به معناى پر است.
3. فرهنگنامه، جلد 7، صفحه 658. (اين کتاب به وسيله دانشمند غربى (موريس پارکر) تأليف شده و به وسيله آقاى «رضا اقصى» با همکارى ده نفر از نويسندگان معروف کشور ترجمه و نگارش يافته است) و همچنين کتاب «المعجم الزولوجى الحديث» 
(جانورشناسى جديد) تأليف «محمّد کاظم الملکى»، جلد 2، صفحه 636 و کتاب «در جستجوى خدا» نوشته «آية الله العظمى مکارم شيرازى». 4. بحارالانوار، جلد 3، صفحه 107.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری