احسن الحدیث

خطبه صد و پنجاه و شش، بخش چهارم

 

و قام الیه رجل فقال: یا أمیرالمؤمنین، أخبرنا عن الفتنة، و هل سألت رسول اللّه(صلى الله علیه وآله)عنها؟ فقال(علیه السلام) :
إِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللّهُ سُبْحَانَهُ، قَوْلَهُ: (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ) عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لاَ تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللّهِ ـ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ بَیْنَ أَظْهُرِنَا. فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، مَا هذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِی أَخْبَرَکَ اللّهُ تَعَالَى بِهَا؟ فَقَالَ: «یَا عَلِیُّ، إِنَّ أُمَّتِی سَیُفْتَنُونَ مِنْ بَعْدِی»، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، أَوَ لَیْسَ قَدْ قُلْتَ لِی یَوْمَ أُحُد حَیْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ، وَ حِیزَتْ عَنِّی الشَّهَادَةُ، فَشَقَّ ذلِکَ عَلَیَّ، فَقُلْتَ لِی: «أَبْشِرْ، فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِکَ؟» فَقَالَ لِی: «إِنَّ ذَلِکَ لَکَذلِکَ، فَکَیْفَ صَبْرُکَ إِذَنْ؟» فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، لَیسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ، وَ لکِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرى وَ الشُّکْرِ
.

(در ادامه اين خطبه) مردى به پا خاست، عرض کرد: اى اميرمؤمنان، ما را از آن فتنه (بزرگ) آگاه ساز! آيا در اين باره از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سؤال کردى؟ فرمود: (آرى) هنگامى که خداوند آيه (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَکُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ يُفْتَنُونَ)، را نازل فرمود، من مى دانستم آن فتنه و آن آزمايش بزرگ، تا زمانى که رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در ميان ماست نازل نمى شود; از همين رو عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، منظور از اين آزمايش و فتنه بزرگ چيست که خدا تو را از آن آگاه ساخته است؟
فرمود: اى على! بعد از من امّتم در بوته آزمايش قرار مى گيرند، عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)! (درباره شهادت من چه مى فرماييد؟) مگر در جنگ «احد»، بعد از آن که جمعى از مسلمانان شهيد شدند و من به سعادت شهادت نرسيدم و اين بر من سخت آمد، به من نفرموديد بشارت باد بر تو که شهادت در پيش رو دارى؟
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: مطلب همان گونه است که گفته ام; ولى در آن موقع چگونه صبر خواهى کرد؟ عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)! اين از موارد صبر نيست (زيرا صبر در برابر مصيبت است) بلکه از موارد بشارت و شکر است (چرا که شهادت در راه خدا بزرگ ترين افتخار است)
.

 

شرح و تفسیر: آزمون و فتنه بزرگ!

در ادامه این خطبه چنین آمده است: « مردى به پا خاست، عرض کرد: اى امیرمؤمنان! ما را از آن فتنه و آزمون (بزرگ) آگاه ساز و آیا در این باره از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)سؤال کردى؟» (وَ قامَ اِلَیْهِ رَجُلٌ فَقالَ: یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ، أخْبِرْنا عَنِ الْفِتْنَةِ، وَ هَلْ سَأَلْتَ رَسُولَ اللهِ(صلى الله علیه وآله) عَنْها؟).

این تعبیر نشان مى دهد که در ذهن مردم چنین بوده که فتنه مهمّى در پیش است و سؤال کننده مى خواهد بداند آیا رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره این فتنه خطرناک و ویرانگر، سخنى بیان فرموده است؟

امام علیه السلام در پاسخ او چنین فرمود: «(آرى) هنگامى که خداوند آیه «(الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ); آیا مردم گمان کردند همین که گفتند: ایمان آوردیم، بدون آزمایش رها مى شوند؟»، نازل فرمود، من مى دانستم آن فتنه و آزمایش بزرگ تا زمانى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)در بین ماست نازل نمى شود; از همین رو عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)! منظور از این آزمایش و فتنه چیست که خدا تو را از آن آگاه ساخته است؟» (فَقَالَ إِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللّهُ سُبْحَانَهُ، قَوْلَهُ: (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ یُفْتَنُونَ(1))عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لاَ تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللّهِ ـ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ بَیْنَ أَظْهُرِنَا. فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، مَا هذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِی أَخْبَرَکَ اللّهُ تَعَالَى بِهَا؟).

سپس در ادامه چنین مى افزاید که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «اى على بعد از من امّتم در بوته آزمایش قرار مى گیرند، عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، (درباره شهادت من چه مى فرمایید؟) مگر در جنگ «احد»، بعد از آن که جمعى از مسلمانان شهید شدند و من به سعادت شهادت نرسیدم و این بر من سخت آمد به من نفرمودى بشارت باد بر تو که شهادت از پى توست؟

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: مطلب همان گونه است که گفته ام; ولى بگو: در آن هنگام چگونه صبر خواهى کرد؟ عرض کردم: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)! این از موارد صبر نیست (زیرا صبر در برابر مصیبت است) بلکه از موارد بشارت و شکر است» (فَقَالَ: «یَا عَلِیُّ، إِنَّ أُمَّتِی سَیُفْتَنُونَ مِنْ بَعْدِی»، فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، أَوَ لَیْسَ قَدْ قُلْتَ لِی یَوْمَ أُحُد حَیْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ، وَ حِیزَتْ(2) عَنِّی الشَّهَادَةُ، فَشَقَّ ذلِکَ عَلَیَّ، فَقُلْتَ لِی: «أَبْشِرْ، فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِکَ(3)؟» فَقَالَ لِی: «إِنَّ ذَلِکَ لَکَذلِکَ، فَکَیْفَ صَبْرُکَ إِذَنْ؟» فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ، لَیسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ، وَ لکِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرى وَ الشُّکْرِ).

نکته ها:

1ـ پاسخ به چند سؤال

نخست این که تعبیرات یاد شده نشان مى دهد که آیه (الم * أَحَسِبَ النَّاسُ...)مدّتى بعد از جنگ احد در مدینه نازل شده; در حالى که مفسّران اتفاق نظر دارند که این سوره (عنکبوت) در مکّه نازل شده است; در زمانى که خبرى از جهاد نبود.

در پاسخ این سؤال گفته اند: معناى مکّى بودن یک سوره این نیست که تمام آن در مکّه نازل شده است; بلکه مانعى ندارد اکثر آن در مکه و یک یا چند آیه آن در مدینه نازل شده باشد، و به دستور پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آن آیه را در این جا قرار داده باشند; همان گونه که سوره نحل به اتفاق علما جز سوره هاى مکى است; در حالى که سه آیه آخر آن، به یقین بعد از جنگ احد نازل شده است.

سؤال دوّم این که على(علیه السلام) بعد از نزول آیه مزبور از کجا دانست که در زمان حیات پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن فتنه بزرگ واقع نمى شود، در حالى که آیه، اشاره اى به این مطلب ندارد؟

پاسخ این سؤال نیز روشن است; زیرا منظور از فتنه و آزمایش بزرگ، خطر انحرافاتى است که از اصول و فروع دین، دامن امت را مى گیرد و پیداست تا شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) زنده است، جلوى چنین انحرافاتى را مى گیرد; هنگامى که خورشید غروب کند، خفّاش ها به پرواز در مى آیند و هنگامى که خورشید وجود رسول خدا(صلى الله علیه وآله) غروب کند منافقان به جولان در مى آیند و آزمون بزرگ شروع مى شود!

سؤال سوّم این که فتنه و آزمونى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این خطبه اشاره کرد ـ که بعد از من رخ مى دهد ـ چه بوده است؟ در روایتى که مشروح تر از روایت نهج البلاغه است چنین مى خوانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «إِنَّ أُمَّتِی سَتُفْتَنُ مِنْ بَعْدِی فَتَتَأَوَّلُ الْقُرآنَ وَ تَعْمَلُ بِالرَّأْىِ وَ تَسْتَحِلُّ الْخَمْرَ بِالنَّبِیذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِیَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَیْعِ وَ تُحَرِّفُ الْکِتَابَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ تَغْلِبُ کَلِمَةَ الضِّلاَلِ فَکُنْ جَلِیسَ بَیْتِکَ حَتَّى تُقَلَّدَهَا فَإِذَا قُلِّدْتَهَا جاشَتْ عَلَیْکَ الصُّدُورُ وَ قَلَّبَتْ لَکَ الاُْمُورِ; امت من بعد از من آزمایش مى شوند. قرآن را مطابق میل خود تفسیر مى کنند (و به هر بهانه اى حرام خدا را حلال مى کنند); شراب را به بهانه نبیذ(4) و حرام و رشوه به صورت هدیه و ربا را با نام بیع، مجاز مى شمرند و کتاب خدا را تحریف معنوى مى کنند و سخن گمراهان غلبه مى کند. تو در آن روز در خانه بنشین تا زمانى که به حکومت رسى; ولى هنگامى که حکومت در دست تو قرار گرفت، حسد در سینه ها به حرکت در مى آید و (مخالفان و حاسدانت) کارهاى تو را به هم مى ریزند (ولى تو استقامت کن)».(5)

این حدیث را که ابن ابى الحدید در تفسیر این خطبه بیان کرده، به خوبى نشان مى دهد که فتنه بزرگ، کدام فتنه بوده است.(6)

چهارمین و آخرین سؤال این که: چرا على(علیه السلام) درباره شهادت خود سؤال کرد؟ مگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) هنگامى که درباره این فتنه سخن گفت به شهادت او اشاره کرد؟ حال آن که در خطبه مورد بحث چیزى در این زمینه دیده نمى شود.

پاسخ این سؤال چنین است: همان گونه که گفتیم، مرحوم سیّد رضى(ره) خطبه را خلاصه کرده; در روایات مشروح تر چنین آمده است: على(علیه السلام) بعد از آن که ماجراى این فتنه را از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) شنید عرض کرد: یا رسول الله(صلى الله علیه وآله)، تو به من وعده شهادت دادى; از خدا بخواه زودتر نصیب من کند.

پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: اگر تو به زودى شهید شوى چه کسى با «ناکثین»، «قاسطین» و «مارقین» (آتش افروزان جمل و اصحاب معاویه و خوارج) پیکار مى کند؟ آرى، من به تو وعده شهادت داده ام و شهید هم خواهى شد و محاسن تو از خون فرقت رنگین خواهد شد. (أَما إنِّی وَعَدْتُکَ الشَّهادَةَ وَ سَتُشْهَدُ، تُضْرَبُ عَلَى هذِهِ فَتُخْضَبُ هذِهِ).(7)

 

2ـ شهادت، افتخار است نه مصیبت

نکته بسیار جالبى که در این بخش از خطبه دیده مى شود سخنى است که میان پیامبر(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام) رد و بدل مى شود; و آن این که پیغمبر سخن از صبر در برابر شهادت مى گوید و على(علیه السلام) سخن از شکر و بشارت. واکنشى این گونه با موضوع شهادت، نشانه اوج ایمان و عشق نسبت به ایثار در راه خدا و ارزش هاى والاى اسلامى است که تاکنون از شخص دیگرى جز آن حضرت نقل نشده است و گفتار آن حضرت به هنگامى که در محراب عبادت در خون خود غلطید «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ; به خداوند کعبه پیروز شدم» ادامه همین جریان است.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری