احسن الحدیث

خطبه صد و پنجاه و هشت، بخش اول

 

أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَة مِنَ الرُّسُلِ، وَ طُولِ هَجْعَة مِنَ الاُْمَمِ، وَانْتِقَاض مِنَ الْمُبْرَمِ; فَجَاءَهُمْ بِتَصْدِیقِ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ، وَالنُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ. ذلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ، وَ لَنْ یَنْطِقَ، وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ: أَلاَ إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی، وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی، وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ، وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ.

خدا او (پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)) را در زمانى فرستاد که مردم از پيامبران پيشين فاصله گرفته بودند (و تعليمات آن ها به فراموشى سپرده شده بود) ملت هاى جهان به خواب عميقى فرو رفته بودند و تار و پود نظام زندگى انسان ها و حقايق مبرم از هم گسسته بود. او در اين هنگام براى مردم کتابى آورد که کتب آسمانى پيشين را تصديق مى کرد و نورى که بايد به آن اقتدا شود، (در پرتو آن پيش روند) اين کتاب همان قرآن است. آن را به سخن آريد (تا همه چيز را بازگو کند); هر چند هرگز براى شما (نسبت به تمام اين امور) سخن نمى گويد; ولى من از جانب او به شما خبر مى دهم (و اسرار مکتومش را فاش مى سازم). آگاه باشيد! در آن علم آينده و اخبار پيشين و داروى بيمارى هاى شما و نظم و سامان بخش روابط ميان شماست.

 

شرح و تفسیر: کتابى که همه چیز در آن است

امام(علیه السلام) در آغاز این خطبه اشاره کوتاه و پرمعنا به وضع زمان جاهلیّت، مقارن قیام پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) کرده، مى فرماید: «خدا او را در زمانى فرستاد که فاصله اى از پیامبران پیشین گرفته بود (و امّت ها تعلیمات آنان را به فراموشى سپرده بودند) ملت هاى جهان به خواب عمیقى فرو رفته و تار و پود حقایق مبرم (نظام زندگى انسان ها) از هم گسسته بود» (أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَة مِنَ الرُّسُلِ، وَ طُولِ هَجْعَة(1) مِنَ الاُْمَمِ، وَانْتِقَاض مِنَ الْمُبْرَمِ(2)).

محتواى این سه جمله، از قبیل علّت و معلول است. فاصله افتادن در میان عصر ظهور پیامبران پیشین و پیامبر بعد، سبب غلبه خواب غفلت بر امّت ها شد و این خواب، موجب «انتقاض مبرم» یعنى از هم گسستن تار و پود حقایق و نظام زندگى انسان ها گشت و مردم در ظلمت جهل و گناه، گرفتار شدند.

و به دنبال آن مى افزاید: «در این هنگام پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) براى مردم کتابى آورد که کتب آسمانى پیشین را تصدیق مى کرد و نورى که باید به آن اقتدا شود، (در پرتو آن پیش روند)» (فَجَاءَهُمْ بِتَصْدِیقِ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ، وَالنُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ).

در چنان شرایطى پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) دو کار کرد: معارف و احکامى که در اصول کلّى با معارف و احکام انبیاى پیشین هماهنگ بود براى مردم تبیین کرد و دیگر این که براى نجات آن ها از ظلمات جهل و گمراهى، چراغ پرفروغى فرا راه آن ها قرار داد.

سپس به معرفى این چراغ پرفروغ و این نور الهى پرداخت; مى فرماید: «این همان قرآن است. آن را به سخن آرید (تا همه چیز را بازگو کند); هر چند هرگز براى شما (نسبت به تمام این امور) سخن نمى گوید; ولى من از جانب آن به شما خبر مى دهم (و اسرار مکتومش را فاش مى سازم)» (ذلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ، وَ لَنْ یَنْطِقَ، وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ).

در آیات بسیارى از آن، قرآن به نور تشبیه شده است. در سوره مائده مى فرماید: «(قَدْ جَاءَکُمْ مِّنَ اللهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُّبِینٌ); به یقین از سوى خدا نور و کتاب آشکارى به سوى شما آمد».(3)، در سوره اعراف مى فرماید: «(فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ); کسانى که به او ایمان آوردند و او را بزرگ داشتند و یارى کردند و از نورى که با او نازل شده بود پیروى کردند، آن ها رستگارانند».(4)

همان گونه که نور، فضاى زندگى را روشن مى سازد و انسان را از گمراهى و سقوط در پرتگاه ها حفظ مى کند، گیاهان را مى رویاند و تمام موجودات زنده را پرورش مى دهد، قرآن مجید نیز در جنبه هاى معنوى و مادّى، نجات بخش و پرورش دهنده است.

منظور از «تَصْدِیقِ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ» (با توجّه به این که «بین یدیه» در این گونه موارد به معناى قبل است) این نیست که تورات و انجیلِ تحریف یافته را تصدیق مى کند; بلکه اشاره به آن کتب آسمانى است که بر موسى و مسیح نازل شد و نیز منظور از تصدیق این نیست که اسلام در تمام جزئیات با آن ها هماهنگ است; بلکه مقصود، همان اصول کلّى اى است که بر تمام ادیان آسمانى حاکم بوده; هر چند اسلام در سطحى برتر و بالاتر آن ها را پیاده کرده است.

جمله «وَ لَنْ یَنْطِقَ» مفهومش این نیست که قرآن با هیچ کس (جز با امامان معصوم(علیهم السلام)) سخن نمى گوید; چرا که قرآن به «لسان عربى مبین» و با منطق روشن و آشکار نازل شده و همگان مأمور به تدبّر در قرآنند و دستور داده شده به مواعظ قرآن که مى رسند گوش جان به آن فرا دهند تا آیات بشارت آن سبب تشویق و آیات بیم و ترس سبب وحشت آنان گردد.

بنابراین منظور از جمله «لَنْ یَنْطِقَ»، بطون قرآن و اسرار نهفته اى است که اضافه بر ظواهر آن دارد. این بطون در اختیار پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و جانشینان معصوم اوست.

به همین جهت، در جمله بعد چنین اضافه مى فرماید: «لیکن من به شما خبر مى دهم ; آگاه باشید! در آن علم آینده و اخبار پیشین و داروى بیمارى هاى شما و نظم و سامان دادن به روابط میان شماست» (أَلاَ إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی، وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی، وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ، وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ).

جمله «عِلْمَ مَا یَأْتِی» به گفته بعضى از شارحان اشاره به مسائل مربوط به آخرت است: از حساب و کتاب و صراط و بهشت و دوزخ; ولى ظاهر این است که اشاره به حوادث آینده این جهان است که در بطون این قرآن قرار دارد و معصومین(علیهم السلام) از آن آگاهند; به قرینه جمله بعد «وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی» که اشاره به اُمم پیشین و شرح سرگذشت آن هاست. گاه گفته اند: اشاره به آغاز آفرینش و دوران هاى نخستین خلقت این جهان نیز مى باشد.

تعبیر به «دَوَاءَ دَائِکُمْ»، اشاره به تعلیمات و معارف و دستوراتى است که داروى انواع بیمارى هاى اخلاقى و اجتماعى است و در سایه آن مى توان در عافیت و سلامت زندگى کرد. قرآن مجید نیز مى گوید: (وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ).(5)

و آخرین تعبیر یعنى «وَ نَظْمَ مَا بَیْنَکُمْ» اشاره به تمام قوانینى است که نظام مجتمع انسانى را حفظ مى کند و به نابسامانى ها و بى نظمى ها پایان مى دهد و امنیّت و آرامش را براى جامعه به ارمغان مى آورد و قیام به قسط را که رکن اساسى حفظ نظام است، تأمین مى کند.

1. «هجعة» از ماده «هجوع» به معناى خواب شبانه است و از آن جا که خواب شبانه عميق تر مى باشد وضع اقوام جاهلى به آن تشبيه شده است.
2. «مبرم» از ماده «ابرام» به معناى محکم کردن و تابيدن است در اصل به تابيدن ريسمان گفته شده سپس گسترش يافته و به هر کار محکم و متقن اطلاق مى شود.
3. مائده، آيه 15.
4. اعراف، آيه 157.
5. اسراء، آيه 82.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری