احسن الحدیث

خطبه صد و شصت و سه، بخش دوم

 

لَمْ یَخْلُقِ الاَْشْیَاءَ مِنْ أُصُول أَزَلِیَّة، وَ لاَ مِنْ أَوَائِلَ أَبَدِیَّة، بَلْ خَلَقَ مَا خَلَقَ فَأَقَامَ حَدَّهُ، وَ صَوَّرَ مَا صَوَّرَ فَأَحْسَنَ صُورَتَهُ. لَیْسَ لِشَیْء مِنْهُ امْتِنَاعٌ، وَ لاَ لَهُ بِطَاعَةِ شَیْء انْتِفَاعٌ. عِلْمُهُ بِالأَمْوَاتِ الْمَاضِینَ کَعِلْمِهِ بِالاَْحْیَاءِ الْبَاقِینَ، وَ عِلْمُهُ بِمَا فِی السَمَاوَاتِ الْعُلَى کَعِلْمِهِ بِمَا فِی الاَْرَضِینَ السُّفْلَى.

خداوند، اشيا را از اصول و موادى که ازلى و ابدى باشند نيافريد، بلکه آن چه را آفريد (همه بى سابقه بود و) براى هر يک حدّى قرار داد و به آن چه صورت بخشيد، صورت زيبايى داد. هيچ چيز در برابر قدرتش ياراى مقاومت ندارد و از اطاعت کسى يا چيزى نفعى عايد او نمى شود، علم او به مردگان پيشين همچون علمش به زندگان باقى است و دانش او به آن چه در آسمان هاى بالاست همچون دانش او به آن چه در طبقات پايين زمين است، مى باشد.

 

شرح و تفسیر: علم نامحدود خدا

این بخش از کلام امام(علیه السلام) ادامه و تکمیل بخش گذشته است که درباره قدرت و علم نامحدود خداوند سخن مى گفت. مى فرماید: «خداوند، اشیا را از موادى که ازلى باشند یا ابدى نیافرید، بلکه آن چه را آفرید (همه بى سابقه بود و) براى هر یک حدّى قرار داد و به آن چه صورت بخشید، تصویر زیبایى داد» (لَمْ یَخْلُقِ الاَْشْیَاءَ مِنْ أُصُول أَزَلِیَّة، وَ لاَ مِنْ أَوَائِلَ أَبَدِیَّة، بَلْ خَلَقَ مَا خَلَقَ فَأَقَامَ حَدَّهُ، وَ صَوَّرَ مَا صَوَّرَ فَأَحْسَنَ صُورَتَهُ).

این سخن، اشاره به ابداع در خلقت است; یعنى آفرینش اشیا مسبوق به هیچ سابقه اى نبود. نه موادّى وجود داشت که خداوند، اشیا را از آن مواد ازلى آفریده باشد و نه صورت ها و اشکالى وجود داشت که از آن اقتباس کرده باشد; بلکه هم مواد، بى سابقه بود و هم صورت ها; بر خلاف آن چه بعضى از فلاسفه درباره ازلى بودن مادّه پنداشته اند; چرا که ازلى و ابدى تنها ذات پاک خداوند است و همان گونه که در برهان هاى توحید گفته ایم دو وجود ازلى و ابدى در عالم ممکن نیست و جالب این که این گونه سخنان را امام(علیه السلام) در عصرى مى فرماید که این چنین سخنانى در آن محیط وجود نداشت و درباره معرفة الله کسى با این منطق دقیق و متقن سخن نمى گفت.

سپس به قدرت بى پایان خداوند از دیدگاه دیگرى اشاره کرده، مى فرماید: «هیچ چیز در برابر قدرتش یاراى مقاومت ندارد و از اطاعت کسى یا چیزى نفعى عاید او نمى شود» (لَیْسَ لِشَیْء مِنْهُ امْتِنَاعٌ، وَ لاَ لَهُ بِطَاعَةِ شَیْء انْتِفَاعٌ).

بلکه همه چیز در برابر اراده تکوینى او تسلیم مطلق اند. هرگونه بخواهد ایجاد مى کند و هر زمان بخواهد وجودش را بر مى چیند; ولى با این حال چنان نیست که تسلیم بودن موجودات و اطاعت مطیعان و عبادت عبادت کاران چیزى بر عظمت او بیفزاید; چرا که وجودش نامتناهى و سرچشمه همه خیرات و برکات است.

این در ناحیه قدرتش و اما در جهت علم بى پایانش مى فرماید: «علم او به مردگان پیشین همچون علمش به زندگان باقى است و دانشش به آن چه در آسمان هاى بالاست همچون دانش او به آن چه در طبقات پایین زمین است، مى باشد» (عِلْمُهُ بِالأَمْوَاتِ الْمَاضِینَ کَعِلْمِهِ بِالاَْحْیَاءِ الْبَاقِینَ، وَ عِلْمُهُ بِمَا فِی السَمَاوَاتِ الْعُلَى کَعِلْمِهِ بِمَا فِی الاَْرَضِینَ السُّفْلَى).

 

آن چه را امام(علیه السلام) در این سخنان شیوا و پر معنا بیان فرموده، برگرفته از آیات قرآن است.

در یک جا مى فرماید: «(وَمَا یَعْزُبُ عَنْ رَّبِّکَ مِنْ مِّثْقَالِ ذَرَّة فِى الاَْرْضِ وَلاَ فِى السَّمَاءِ وَلاَ أَصْغَرَ مِنْ ذَلِکَ وَلاَ أَکْبَرَ إِلاَّ فِی کِتَاب مُّبِین); از پروردگار تو پنهان نمى ماند حتى به اندازه سنگینى ذره اى و نه کوچک تر و نه بزرگ تر از آن; نیست مگر این که (همه آن ها) در کتاب آشکار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است».(1)

و در جاى دیگر مى فرماید: «(وَمَا کَانَ اللهُ لِیُعْجِزَهُ مِنْ شَىْء فِى السَّماوَاتِ وَلاَ فِى الاَْرْضِ إِنَّهُ کَانَ عَلِیماً قَدِیراً); نه چیزى در آسمان ها و نه چیزى در زمین از حوزه قدرت او بیرون نخواهد رفت. او دانا و تواناست».(2)

و در سوره حجر مى فرماید: «(وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِینَ مِنْکُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِینَ); ما هم پیشینیان شما را دانستیم و هم متأخران را».(3)

کوتاه سخن این که معرفت پروردگار، بدون شناخت علم و قدرت نامتناهى و هستى ازلى و ابدى و بى پایان او حاصل نمى شود.

نکته

بازتاب ایمان به علم خدا در اعمال انسان ها

موضوع مهم در این جا این است که چنین اعتقادى به علم و قدرت و ازلیّت و ابدیّت خداوند، تنها جنبه ذهنى و فکرى ندارد; بلکه بازتاب وسیع و گسترده اى در اعمال ما به جاى مى گذارد; زیرا هنگامى که من یقین داشته باشم او همه جا با من است قبل از من بوده و بعد ازمن خواهد بود و برون و درون حتى جزئیات انگیزه ها و نیّاتِ ما براى او آشکار است، این عقیده مرا تربیت مى کند و به مراقبت وسیع و گسترده از خویشتن وا مى دارد و به نقادى از خود و اعمال خویش دعوت مى کند; از سوى دیگر هرگونه یأس و نومیدى را در برابر هجوم مشکلات از من دور مى سازد و به آینده امیدوار مى کند و به این ترتیب، اعتقاد به خدا با اوصافى که ذکر شد تنها سرمایه روز جزاى ما نیست; بلکه دنیاى ما را مى سازد و پاکى و تقوا و آرامش و امنیّت ما را در این جهان نیز تأمین مى کند و اگر مى بینیم بى تقوایى ها از یک سو و افسردگى ها از سوى دیگر در جهان امروز گسترش یافته است یکى از دلایل عمده آن، فاصله گرفتن از اعتقادات صحیح مذهبى است.

1. يونس، آيه 61.
2. فاطر، آيه 44.
3. حجر، آيه 24.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری