پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هفتاد و سه، بخش دوم

 

أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللهِ بِتَقْوَى اللهِ فَإِنَّهَا خَیْرُ مَا تَوَاصَى الْعِبَادُ بِهِ، وَ خَیْرُ عَوَاقِبِ الاُْمُورِ عِنْدَاللهِ. وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لاَ یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ إِلاَّ أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ، فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بِهِ، وَقِفُوا عِنْدَ مَا تَنْهَوْنَ عَنْهُ ; وَ لاَ تَعْجَلُوا فِی أَمْر حَتَّى تَتَبَیَّنُوا، فَإِنَّ لَنَا مَعَ کُلِّ أَمْر تُنْکِرُونَهُ غِیَراً.

اى بندگان خدا، شما را به تقواى الهى (و ترس از عذاب خدا) توصيه مى کنم; چرا که تقوا بهترين چيزى است که بندگان، يکديگر را به آن سفارش مى کنند و بهترين پايان کار در پيشگاه خداست. هم اکنون درهاى نبرد ميان شما و (فتنه جويان از) اهل قبله گشوده شده است و اين پرچم (جهاد با مسلمانان منحرف) را جز افراد بينا، با استقامت و آگاه به موارد حق بر دوش نمى کشند ; پس آن چه را به شما فرمان داده شده انجام دهيد و در برابر آن چه نهى شده، توقّف نماييد و در هيچ کارى عجله نکنيد تا به اندازه کافى درباره آن تحقيق کنيد ; زيرا ما در برابر آن چه نمى پسنديد راه هاى تغيير (و جايگزين) داريم.

 

شرح و تفسیر: دستوراتى درباره نبرد یا فتنه جویان

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه، اصحاب خود را براى پیکار با ظالمان و طاغیان امت آماده مى کند. در ابتدا آن ها را به تقوا سفارش مى فرماید و مى گوید: «اى بندگان خدا، شما را به تقواى الهى (و ترس از عذاب خدا) توصیه مى کنم; چرا که تقوا بهترین چیزى است که بندگان، یکدیگر را به آن سفارش مى کنند و بهترین پایان کار در پیشگاه خداست» (أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللهِ بِتَقْوَى اللهِ فَإِنَّهَا خَیْرُ مَا تَوَاصَى الْعِبَادُ بِهِ، وَ خَیْرُ عَوَاقِبِ الاُْمُورِ عِنْدَاللهِ).

قرآن مجید نیز بر این معنا تأکید مى کند که تنها کسانى گرفتار خسران نمى شوند که یکدیگر را به حق و شکیبایى سفارش کنند که نتیجه آن تقواست (وَالْعَصْرِ إِنَّ الاِْنسَانَ لَفِى خُسْر إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ).

و نیز مى فرماید: «(وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى)(1) ; فرجام نیک از آن تقواست» و درجاى دیگر فرموده: «(وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ)(2) ; فرجام نیک از آنِ پرهیزکاران است».

امام(علیه السلام) سپس در ادامه این سخن مى فرماید: «هم اکنون درهاى نبرد میان شما و (فتنه جویان از) اهل قبله گشوده شده است و این پرچم (جهاد با مسلمانان منحرف) را جز افراد بینا، با استقامت و آگاه به موارد حق بر دوش نمى کشند» (وَ قَدْ فُتِحَ بَابُ الْحَرْبِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، وَ لاَ یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ إِلاَّ أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ بِمَوَاضِعِ الْحَقِّ).

آن گاه در ادامه مى فرماید: «آن چه را به شما فرمان داده شده انجام دهید و در برابر آن چه نهى شده، توقّف نمایید و در هیچ کارى عجله نکنید تا به اندازه کافى درباره آن تحقیق کنید ; زیرا ما در برابر آن چه نمى پسندید راه هاى تغییر داریم» (فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ بِهِ، وَقِفُوا عِنْدَ مَا تَنْهَوْنَ عَنْهُ ; وَ لاَ تَعْجَلُوا فِی أَمْر حَتَّى تَتَبَیَّنُوا، فَإِنَّ لَنَا مَعَ کُلِّ أَمْر تُنْکِرُونَهُ غِیَراً(3)).

جمله «وَ لاَ یَحْمِلُ هذَا الْعَلَمَ» اشاره به این است که ما نخستین بار دراسلام، مجبور شده ایم که با افرادى که مدعى اسلام و اهل قبله اند به دلیل بغى و طغیانشان پیکار کنیم و این امر براى ظاهر بینان و کوته فکران، بسیار مشقت بار است ; لذا این پرچم را جز آگاهان با استقامت و کسانى که حق را از باطل به خوبى مى شناسند، کسى دیگر نمى تواند بر دوش کشد.

و جمله هاى «فَامْضُوا لِمَا تُؤْمَرُونَ...» اشاره به این است که این راهِ پرمسئولیتى است ; با دقّت در آن راه، گام بر دارید و کاملا گوش به فرمان باشید و نظم و انضباط را به دقّت رعایت کنید.

و جمله «فَإِنَّ لَنَا مَعَ کُلِّ أَمْر تُنْکِرُونَهُ غِیَراً» اشاره به این است که در مسائل اجرایى جنگ و جزئیات کارها گاه امام و فرمانده دستوراتى مى دهد که مطابق میل اکثریت مردم نیست ; مثلا دستور مى دهد که از طرف شمال به بصره حمله کنید ; ولى اکثریت آن را مشکل مى پندارند و ترجیح مى دهند از طرف جنوب حمله کنند. امام(علیه السلام)مى فرماید: «در این گونه موارد; عجله نکنید در آن جا که خلاف شرع و مصلحت نیست، ما تغییراتى مى دهیم و خواست شما را تأمین مى کنیم; همچنین اگر مردم شکایتى مثلا از بعضى فرمانداران داشته باشند من همچون عثمان اصرارى بر ابقاى آن ها ندارم و نظر مردم را در آن جا موافق شرع و مصلحت است مى پذیرم و این همان موضوع انعطاف است».

یکى از ویژگى هاى مدیر و فرمانده لایق آن است که به افکار مردم احترام بگذارد و در آن جا که اصول محفوظ مى ماند با آن ها آهنگ باشد.

بعضى از شارحان نهج البلاغه، تفسیرهاى دیگرى براى این جمله گفته اند که مناسب به نظر نمى رسد; مثل این که «غیر» به معناى مصالح باشد ; یعنى امورى را که شما انکار مى کنید، مصالحى دارد که نمى دانید; در حالى که تفسیر «غیر» به مصالح، با مفهوم این واژه سازگار نیست.

احتمالات دیگرى نیز در کلمات بعضى از شارحان نقل شده که چون با ظاهر کلمات امام هماهنگ نبود، از آن صرف نظر کردیم.

* * *

نکته

گفتگویى با عمار یاسر در جنگ صفین

شک نیست که اگر اهل قبله و گروهى از مسلمین اقدام به امورى کنند که پایه هاى اسلام را متزلزل کند و یا قیام بر ضدّ حکومت اسلامى باشد، باید ارشاد شوند و از طرق مسالمت آمیز آن ها را به راه حق بازگردانند ; ولى اگر به خلاف کارى خود ادامه دادند چاره اى جز این نیست که آن ها را با زور بر سرجاى خود بنشانند و این کار براى افراد سطحى نگر و کوتاه فکر خوش آیند نیست ; لذا امام(علیه السلام) مى فرماید:

این پرچم را تنها افراد بینا و شکیبا و عالم و آگاه بر دوش مى کشند.

در حوادث جنگ صفین چنین نقل شده است: «یکى از یاران عمار یاسر مى گوید: ما در جنگ صفین، همراه على(علیه السلام) تحت فرماندهى عمار بودیم. ناگاه مردى صف را شکافت و به ما رسید و گفت: عمار کدام است؟

عمار صدا زد: منم.

آن مرد گفت: سخنى دارم آشکارا بگویم یا پنهان؟

عمار گفت: اختیار با توست.

آن مرد گفت: آشکارا مى گویم. من در مبارزه با معاویه و پیروانش از ساعتى که از خانه بیرون آمدم تردیدى نداشتم و مى دانستم آن ها گمراهند و این وضع تا دیشب ادامه داشت ; ولى خوابى دیدم که مرا مردّد ساخته است. در خواب دیدم منادى ما اذان گفت و به یگانگى خدا و رسالت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) شهادت داد. منادى آن ها همین طور. نماز بر پا شد. همه مانند هم نماز خواندیم. همه یکنواخت تلاوت قرآن مى کردیم (از خواب بیدار شدم) شک و تردید مرا فرا گرفت با خود گفتم: اگر آن ها بر باطلند، پس چرا همه چیز آن ها مثل ماست؟ خدا مى داند آن شب بر من چه گذشت!

عمار گفت: صاحب آن پرچم سیاه را که در برابر ماست مى شناسى؟ او عمرو عاص است. من همراه با پیامبر(صلى الله علیه وآله) در برابر همین پرچم، سه بار جهاد کرده ام و این دفعه چهارم است واو از آن سه نوبت بهتر نشده ; بلکه بدتر و فاجرتر هم شده است. آیا تو در غزوه بدر و احد وحنین شرکت داشتى؟ یاپدرت شاهد آن هابوده است که براى تو خبرآورد؟ اوگفت:نه.

عمار گفت: موقعیت امروز ما در خدمت على(علیه السلام) همان موقعیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) در روز بدر و احد و حنین است و مرکز پرچم آن ها همان مرکز پرچم هاى مشرکان و احزاب است.

آیا آن لشکر و کسانى را که در آن هستند مى بینى؟ به خدا سوگند! من دوست داشتم که تمام آن هایى که همراه با معاویه براى مبارزه با ما آمده اند و از اهداف ما جدایند همگى یک انسان بودند و من آن انسان را از بین مى بردم... آیا حقیقت را براى تو روشن ساختم؟

آن مرد گفت: آرى، بر من روشن شد.

عمار گفت: حالا هر یک از دو گروه را که مى خواهى انتخاب کن».(4)

این واقعه و مانند آن نشان مى دهد که ظاهر اسلامى این گروه هاى مخالف که پوششى براى نیّات شوم آن ها بود، افراد ساده دل را فریب مى داد و امام(علیه السلام) با سخنان یاد شده به این گونه افراد هشدار مى داد.

1. طه، آيه 132.
2. اعراف، آيه 128.
3. «غير» به معناى حوادث و تغييراتى است که در زندگى انسان ها رخ مى دهد و در خطبه ياد شده به معناى هرگونه تغيير است.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری