پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هفتاد و شش، بخش ششم

 

أَلاَ وَ إِنَّ الْقَدَرَ السَّابِقَ قَدْ وَقَعَ، وَالْقَضَاءَ الْمَاضِیَ قَدْ تَوَرَّدَ ; وَ إِنِّی مُتَکَلِّمٌ بِعِدَةِ اللهِ وَ حُجَّتِهِ. قَالَ اللهُ تَعَالَى: (إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلاَئِکَةُ أَنْ لاَ تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ)، وَ قَدْ قُلْتُمْ: (رَبُّنَا اللهُ)، فَاسْتَقِیمُوا عَلَى کِتَابِهِ، وَ عَلَى مِنْهَاجِ أَمْرِهِ، وَ عَلَى الطَّرِیقَةِ الصَّالِحَةِ مِنْ عِبَادَتِهِ ثُمَّ لاَ تَمْرُقُوا مِنْهَا، وَ لاَ تَبْتَدِعُوا فِیهَا، وَ لاَ تُخَالِفُوا عَنْهَا. فَإِنَّ أَهْلَ الْمُرُوقِ مُنْقَطَعٌ بِهِمْ عِنْدَاللهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.

آگاه باشيد! مقدّرات پيشين به وقوع پيوست و قضاى (الهى) انجام يافت (و سرانجام خلافت به اهلش رسيد) و من به اتکاى وعده هاى الهى و با دليل و حجت او سخن مى گويم. خداوند مى فرمايد: کسانى که گفتند: پروردگار ما خدا است، سپس در مسير مستقيم، ثابت ماندند، فرشتگان الهى بر آن ها نازل مى شوند (و به آن ها مى گويند:) نترسيد، اندوهگين مباشيد و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده مى شد. شما گفته ايد: پروردگار ما خداست; بنابراين بايد بر طريقه کتاب او و راه روشن فرمانش و مسير درست عبادتش مستقيم و ثابت بمانيد. سپس از اين مسير روشن خارج نشويد و در آن بدعتى نگذاريد و از آن منحرف نگرديد ; چه اين که آنان که خارج شوند در قيامت در پيشگاه خدا وا مى مانند و به سر منزل مقصود نمى رسند.

 

شرح و تفسیر

در آغاز این بخش از خطبه، امام(علیه السلام) اشاره سربسته اى به حوادث گذشته مى کند و مى فرماید: «آگاه باشید! مقدّرات پیشین به وقوع پیوست و قضاى (الهى) انجام یافت (و سرانجام خلافت به اهلش رسید)» (أَلاَ وَ إِنَّ الْقَدَرَ السَّابِقَ قَدْ وَقَعَ، وَالْقَضَاءَ الْمَاضِیَ قَدْ تَوَرَّدَ(1)).

در این که منظور از «قضا» و «قدر» در این عبارت چیست؟ شارحان نهج البلاغه احتمالات گوناگونى داده اند; ولى با توجّه به بیانات آن حضرت که بعد از این نقل شده، بعید نیست که اشاره به مسائل مربوط به زمامدارى آن حضرت ـ که در سخنان پیامبر(صلى الله علیه وآله)پیش بینى شده بود و قیام گروهى از پیمان شکنان و مفسدان بر ضد آن حضرت ـ باشد.

روشن است منظور از قضا و قدر ـ همان گونه که در شرح این موضوع در جاى خود گفته ایم ـ اجبار بندگان و سلب اختیار از آن ها نیست ; بلکه آثار افعال اختیارى بشر نیز نوعى قضا و قدر است ; مثلا خداوند، مقدر ساخته آن ها که سخت کوش و با استقامت اند در زندگى پیروز شوند و افراد تنبل و واداده اند عقب بمانند; گرچه این امور به اختیار انسان قرار مى گیرد، ولى خداوندِ مسبب الاسباب آثارى براى آن قرار داده که قضا و قدر آن محسوب مى شود ; البتّه قضا و قدرهاى الزامى نیز هست که در خارج محدوده افعال انسانى است.(2)

سپس وظیفه مردم را نسبت به آینده بیان کرده، مى فرماید: «من به اتکاى وعده هاى الهى و بادلیل و حجت او سخن مى گویم. خداوند مى فرماید: کسانى که گفتند: پروردگار ما خداست، سپس در مسیر مستقیم، ثابت ماندند، فرشتگان الهى بر آن ها نازل مى شوند (و به آن ها مى گویند:) نترسید، اندوهگین مباشید و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به

آن گاه در یک نتیجه گیرى روشن مى فرماید: «شما گفته اید: پروردگار ما خدا است; «ولى ادامه آیه را فراموش نکنید) باید بر طریقه کتاب او و راه روشن فرمان هایش و مسیر درست عبادتش مستقیم و ثابت بمانید» (وَ قَدْ قُلْتُمْ: (رَبُّنَا اللهُ)، فَاسْتَقِیمُوا عَلَى کِتَابِهِ، وَ عَلَى مِنْهَاجِ أَمْرِهِ، وَ عَلَى الطَّرِیقَةِ الصَّالِحَةِ مِنْ عِبَادَتِهِ).

اشاره به این که گفتار بى عمل، کسى را به جایى نمى رساند و سبب ورود در بهشت و سعادت جاویدان نمى شود ; حال که اظهار ایمان کرده اید، وارد میدان عمل شوید تا مشمول وعده هاى الهى در آیات مذکور شوید.

جمله هاى سه گانه «فَاسْتَقِیمُوا عَلَى کِتَابِهِ...» ممکن است اشاره به اعتقاد خالص در اصول دین و اطاعت اوامر در فروع و اخلاق صالح در روحیات باشد و تا مؤمنان در این سه مرحله کار نکنند مشمول وعده هاى الهى در آیه یادشده نخواهند شد.

آن گاه خطرهاى طرق انحرافى را که در کمین پویندگان این راه است بیان مى فرماید: «از این مسیر روشن خارج نشوید و در آن بدعتى نگذارید و از آن منحرف نگردید ; زیرا آنها که خارج شوند در قیامت در پیشگاه خدا وا مى مانند و به سر منزل مقصود نمى رسند» (ثُمَّ لاَ تَمْرُقُوا(3) مِنْهَا، وَ لاَ تَبْتَدِعُوا فِیهَا، وَ لاَ تُخَالِفُوا عَنْهَا. فَإِنَّ أَهْلَ الْمُرُوقِ مُنْقَطَعٌ(4) بِهِمْ عِنْدَاللهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.

امام(علیه السلام) در این عبارت به سه گروه از منحرفان اشاره کرده، هشدار مى دهد قدم در راه آن ها نگذارید:

نخست گروهى که از دین به سرعت خارج شدند ; تصوّر مى کنند دین دارند ; در حالى که فاصله آن ها از دین واقعى و خالص بسیار زیاد است ; همچون خوارج نهروان که در تاریخ و بر اساس روایات به «مارقین» شهرت یافتند; تعبّد و پاى بندى آن ها به ظاهر دین چنان بود که افراد ناآگاه آنان را از دین داران جدّى مى پنداشتند ; در حالى که از دین فقط به ظاهر و پوسته اى قناعت کرده بودند و از حقیقت اسلام بیگانه بودند.

دوّم گروه بدعت گذارانند که دین را مطابق سلیقه خود تغییر مى دهند و در واقع، فکر ناقص و هواى نفس خویش را بر احکام الهى مقدّم مى دارند که نمونه هاى آن در عصر خلفا کم نبود.

سوّم، گروهى اند که آگاهانه با احکام خدا به مخالفت بر مى خیزند و آن چه را با منافع زودگذرشان سازگار نیست به راحتى کنار مى گذارند. جمله معروف معاویه به مردم کوفه به هنگامى که فاتحانه وارد کوفه شد و گفت: «به خدا سوگند! با شما پیکار نکردم تا نماز بخوانید و روزه بگیرید و حجّ بجا آورید و زکات دهید. شما این کارها را انجام مى دهید; من فقط براى این با شما پیکار کردم که بر شما حکومت کنم (و طبق روایتى بر گردن شما سوار شوم)»(5) نمونه روشنى از آن است.

مسلّماً کسانى که در این راه هاى انحرافى گام نگذارند و گرفتار وسوسه هاى شیطان و هواى نفس نشوند کسانى اند که «ربنا الله» گفته اند و در طریق مستقیم، گام نهادند و فرشتگان پروردگار بر آن ها نازل مى شوند و به آن ها بشارت بهشت مى دهند.

* * *

نکته

استقامت در مسیر ولایت

در بعضى از روایات در تفسیر جمله (ثُمَّ اسْتَقَامُوا) (برگرفته از آیه 30 سوره فصلت) آمده است که این جمله اشاره به ولایت است. امام على بن موسى الرضا(علیه السلام)در پاسخ کسى که از تفسیر استقامت در آیه یادشده سؤال کرده بود، فرمود: «هِىَ وَاللهِ ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ; منظور از استقامت به خدا سوگند! همان چیزى است که شما دارید».(6)

البتّه استقامت و ثبات بر جاده مستقیم در دین، مفهوم گسترده اى دارد که یک مصداق بارز آن ولایت اهل بیت است.

سؤال: بشارتى را که فرشتگان به مؤمنان ثابت قدم مى دهند آیا در لحظه مرگ است یا در زمان زندگى در این دنیا یا در قیامت؟ آیا این بشارت براى مؤمنان احساس مى شود یا خیر؟

پاسخ: بى شک، فرشتگان ـ طبق صریح آیات قرآن ـ در لحظات حساس در همین زندگى دنیا به یارى مؤمنان شتافتند ; براى نمونه در جنگ بدر و احزاب(7) ; البتّه مؤمنان آن ها را ندیدند ; ولى امدادهاى غیبى آن ها را در جهت پیروزى در میدان جنگ مشاهده کردند.

از روایات استفاده مى شود که بشارت فرشتگان که در آیه یاد شده (آیه 31 سوره فصلت) به آن اشاره شده، مربوط به لحظه مرگ یا صحنه محشر است و جمله (نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِى الْحَیَاةِ الدُّنْیَا) به صورت: «وَ نَحْنُ کُنَّا أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا» تفسیر شده ; یعنى ما در زندگى دنیا یار و یاور شما بودیم و در لحظه احتضار و قیامت شما را یارى خواهیم کرد.

در تفسیر مجمع البیان از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده: «أَلاَّ تَخافُوا ما تَقْدِمُونَ عَلَیْهِ وَ لاَ تَحْزَنُوا مَا خَلَّفْتُمْ وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ فِی الدُّنْیَا; فرشتگان (در لحظه مرگ) به آن ها مى گویند: «از آن چه در پیش رو دارید نترسید و نسبت به آن چه در دنیا پشت سر گذاشتید غمگین نباشید. بشارت به شما به آن بهشتى که در دنیا به شما وعده داده مى شد».(8)

1. «تورّد» ازماده «ورود» به معناى داخل شدن گرفته شده و واژه «تورد» در مواردى به کار مى رود که چيزى به تدريج وارد شود.
2. شرح بيش تر را ذيل آيات قضا و قدر در تفسير نمونه، جلد 23، ذيل آيه 49 سوره قمر و کتاب «انگيزه پيدايش مذهب» بخوانيد.
3. «مروق» در اصل به معناى گذشتن تير از هدف است و مارقين به گروهى مانند خوارج اطلاق شده که آن ها چنان افراطى بودند که از دايره دين گذشتند و به بيراهه افتادند.
4. «منقطع بهم» به معناى کسانى است که زاد و توشه آن ها تمام شده يا مرکب شان از کار افتاده و در وسط راه مانده و به مقصد نرسيده اند.
5. اين سخن را بسيارى از مورخان و محدثان در کتاب هاى خود نقل کرده اند ; از جمله در مصنّف ابن ابى شيبه (جلد 7، صفحه 251) و تاريخ دمشق (جلد 52، صفحه 380) و البداية والنهاية ابن کثير (جلد 8، صفحه 14) و شرح نهج البلاغه
ابن ابى الحديد (جلد 16، صفحه 15) نقل شده است و در ذيل بعضى از اين نقل ها آمده است که با صراحت گفت: من هر شرطى را با هر کس کرده ام زيرپاى خود قرار داده ام (اشاره به اين که به شرايط صلح با امام حسن(عليه السلام) پاى بند نيستم). 6. مجمع البيان، ذيل آيه محل بحث. 7. آل عمران، آيه 124 ; احزاب، آيه 9. 8. مجمع البيان، ذيل آيه مورد بحث.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری