پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هشتاد و سه، بخش سوم

 

وَ أَوْصَاکُمْ بِالتَّقْوَى، وَ جَعَلَهَا مُنْتَهَى رِضَاهُ، وَ حَاجَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ. فَاتَّقُوا اللهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِعَیْنِهِ، وَ نَوَاصِیکُمْ بِیَدِهِ، وَ تَقَلُّبُکُمْ فِی قَبْضَتِهِ. إِنْ أَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ، وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ کَتَبَهُ ; قَدْ وَکَّلَ بِذلِکَ حَفَظَةً کِرَاماً، لاَ یُسْقِطُونَ حَقّاً، وَ لاَ یُثْبِتُونَ بَاطِلاً. وَاعْلَمُوا أَنَّهُ (مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً) مِنَ الْفِتَنِ، وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ، وَ یُخَلِّدْهُ فِیمَا اشْتَهَتْ نَفْسُهُ، وَ یُنْزِلْهُ مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ عِنْدَهُ، فِی دَار اصْطَنَعَهَا لِنَفْسِهِ ; ظِلُّهَا عَرْشُهُ، وَ نُورُهَا بَهْجَتُهُ، وَ زُوَّارُهَا مَلاَئِکَتُهُ، وَ رُفَقَاؤُهَا رُسُلُهُ ; فَبَادِرُوا الْمَعَادَ، وَ سَابِقُوا الاْجَالَ، فَإِنَّ النَّاسَ یُوشِکُ أَنْ یَنْقَطِعَ بِهِمُ الاَْمَلُ، وَ یَرْهَقَهُمُ الاَْجَلَ، وَ یُسَدَّ عَنْهُمْ بَابُ التَّوْبَةِ. فَقَدْ أَصْبَحْتُمْ فِی مِثْلِ مَا سَأَلَ إِلَیْهِ الرَّجْعَةَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ، وَ أَنْتُمْ بَنُو سَبِیل، عَلَى سَفَر مِنْ دَار لَیْسَتْ بِدَارِکُمْ، وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْهَا بِالاِْرْتِحَالِ، وَ أُمِرْتُمْ فِیهَا بِالزَّادِ.

خداوند شما را به تقوا سفارش فرموده و آن را آخرين مرحله خشنودى و خواست خويش از بندگان قرار داده است، پس تقواى الهى پيشه کنيد. تقوا در برابر خداوندى که همواره در پيشگاه او حاضريد، زمام امور شما به دست اوست و حرکات شما در اختيار وى قرار دارد. او کسى است که اگر کار خود را پنهان کنيد مى داند و اگر آشکار سازيد ثبت مى کند، پاسداران والامقامى براى ثبت اعمال شما گماشته که از هيچ حقّى غفلت نمىورزند و چيزى را بيهوده ثبت نمى کنند. بدانيد آن کس که تقوا پيشه کند خداوند راهى براى رهايى از فتنه ها به رويش مى گشايد و نورى در دل تاريکيها به او اعطا مى کند، او را در آنجا که دوست دارد و به آن علاقه مند است (در بهشت) براى هميشه مخلّد مى سازد و در جايگاه والايى نزد خود در سرايى که آن را براى خاصّان خويش ساخته است جاى مى دهد. همان جايى که سايه اش از عرش خداست و نور و روشنايى اش جمال اوست، زائرانش فرشتگان و يارانش پيامبران خدا هستند. حال که چنين است به سوى معاد (با اعمال صالح) بر يکديگر سبقت جوييد و بر سرآمد زندگى خود پيشى گيريد، زيرا نزديک است آرزوهاى مردم قطع گردد و مرگ آنها را در آغوش کشد و درهاى توبه به رويشان بسته شود (بدانيد) شما همانند کسانى هستيد که قبل از شما بودند; مرگشان فرا رسيد و تقاضاى بازگشت به اين جهان کردند (اما پذيرفته نشد) و همچون رهروانى در حال کوچ کردن از خانه اى هستيد که خانه شما نيست، فرمان کوچ به شما داده شده و دستور تهيّه زاد و توشه (از اين سرا) را نيز به شما داده اند.

 

شرح و تفسیر

جایگاه عظیم تقوا

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه با تأکید هر چه بیشتر دعوت به تقوا و دلیل آن را ذکر مى فرماید. سپس از آثار تقوا سخن مى گوید و در ادامه درباره ناپایدارى دنیا و سفر آخرت و زاد و توشه آن که تقواست شرح پرمعنایى مى دهد.

نخست مى فرماید: «خداوند شما را به تقوا سفارش کرده و آن را آخرین مرحله خشنودى و خواست خویش از بندگان قرار داده است»; (وَ أَوْصَاکُمْ بِالتَّقْوَى، وَ جَعَلَهَا مُنْتَهَى رِضَاهُ، وَ حَاجَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ).

این عبارت نشان مى دهد که تقوا برترین خواست پروردگار از بندگان و بالاترین افتخار براى همگان است. و هماهنگ با آیات قرآنى است که مى گوید: (إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاکُمْ)(1)، (وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى)(2)، (تِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِى نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ کَانَ تَقِیّاً)(3) و بالاترین بها را براى تقوا قائل شده است.

حقیقت این است که تقوا احساس مسئولیت از درون است از یک سو زاییده ایمان قوى است و از سوى دیگر سرچشمه اطاعت و پرهیز از گناه است.

تعبیر به حاجت در مورد خداوند; نه به این معناست که خداوند احتیاج به بندگان دارد. حاجت در لغت تنها به معناى نیاز و فقر نیست، بلکه گاه به معناى درخواست نیز آمده است.

امام(علیه السلام) در ادامه این سخن به بیان دلیل رعایت تقواى شدید در پیشگاه الهى پرداخته، مى فرماید: «پرهیزکارى در برابر خداوندى پیشه کنید که همواره در پیشگاه او حاضرید و زمام شما به دست اوست و حرکات شما در اختیار او قرار دارد»: (فَاتَّقُوا اللهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِعَیْنِهِ، وَ نَوَاصِیکُمْ(4) بِیَدِهِ، وَ تَقَلُّبُکُمْ(5) فِی قَبْضَتِهِ).

آرى عالم محضر خداست و زمام اختیار همه به دست اوست، هر چند بندگان را در اعمالشان آزاد قرار داده; ولى این آزادى به معناى سلب قدرت از ذات پاک او نیست.

در ادامه براى تأکید بیشتر مى افزاید: «کسى که اگر کار خود را پنهان کنید مى داند و اگر آشکار سازید مى نویسد. پاسداران والامقامى براى ثبت اعمال شما گماشته که از حفظ هیچ حقّى غفلت نمىورزند و چیزى را بیهوده ثبت نمى کنند»; (إِنْ أَسْرَرْتُمْ عَلِمَهُ، وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ کَتَبَهُ ; قَدْ وَکَّلَ بِذلِکَ حَفَظَةً کِرَاماً، لاَ یُسْقِطُونَ حَقّاً، وَ لاَ یُثْبِتُونَ بَاطِلاً).

در قرآن مجید نیز مى خوانیم: «(وَأَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ)(6) ; سخنان خود را پنهان سازید یا آشکار کنید (تفاوتى نمى کند) او از آنچه در درون سینه هاست آگاه است.» نیز مى فرماید: «(وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ * کِرَاماً کَاتِبِینَ * یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ)(7) ; و بى شک نگهبانانى بر شما گمارده شده والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما) که مى دانند شما چه مى کنید».

بدیهى است ثبت اعمال به وسیله فرشتگان حافظ اعمال، براى تأکید است و گرنه از جمله هاى قبل به خوبى روشن شد که آشکار و پنهان و همه چیز در زمین و آسمان در برابر علم خدا یکسان است.

با توجه به این که جمله «قَدْ وَکَّلَ بِذلِکَ ; خداوند براى کتابت گروهى را مأمور کرده است» و با توجه به این که کتابت اعمال آشکار را به اعمال محدود ساخته «وَ إِنْ أَعْلَنْتُمْ کَتَبَهُ» چنین استفاده مى شود که فرشتگان الهى مأموریت ندارند همه اعمال پنهانى را بنویسند و خداوندى که ستار العیوب است بخشى از این اعمال را از قلمرو اطلاع آنها خارج ساخته و تنها در اختیار خودش قرار داده است و این حکایت از نهایت لطف او مى کند.

در دعاى کمیل نیز مى خوانیم: «وَکُلَّ سَیِّئَة أَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْکِرامَ الْکاتِبینَ الَّذینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مایَکُونُ مِنّى وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى وَکُنْتَ اَنْتَ الرَّقیبَ عَلَىَّ مِنْوَرآئِهِمْوَالشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ وَبِرَحْمَتِکَ اَخْفَیْتَهُ وَبِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ ; خداوندا گناهان مرا ببخش هر گناهى که فرشتگان والا مقام را مأمور ثبت آن کرده اى همان ها که مأموریت دارند همه آنچه را از من سر مى زند بنویسند و آنها را افزون بر اعضاى من گواه من قرار دادى و تو در ماوراى آنها مراقب آنان هستى و گواه بر چیزى هستى که از آنها پنهان شده است (آرى) به رحمتت آن را پنهان سختى و به سبب فضلت مستور داشتى».

سپس امام(علیه السلام) به بیان آثار و برکات تقوا مى پردازد و در عبارت کوتاه و بسیار پرمعنایى چهار نتیجه براى تقوا و پرهیزکارى ذکر مى کند. در بیان اولین و دومین اش مى فرماید: «بدانید آن کس که تقوا پیشه کند، خداوند راهى براى رهایى از فتنه ها به رویش مى گشاید و نور در دل تاریکیها به او اعطا مى کند»; (وَاعْلَمُوا أَنَّهُ (مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً)مِنَ الْفِتَنِ، وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ).

قسمت اول این سخن برگرفته از آیه شریفه: (وَمَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً)(8)است. در حدیثى از ابوذر غفارى نقل شده که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «إنّى لاَِعْلَمُ آیةً لَوْ أَخَذَ بِهَا النّاسُ لَکَفَفَتْهُمْ: (وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً) فَما زالَ یَقُولُها وَ یُعیدُها; من آیه اى را مى دانم که اگر همه انسانها دست به دامن آن زنند براى حلّ مشکلاتشان کافى است... پس آیه (وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ) را تلاوت کرد و بارها تکرار نمود».(9)

قسمت دوم برگرفته از آیات دیگر است; مانند «(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ امَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَّکُمْ فُرْقَاناً); اى کسانى که ایمان آورده اید اگر تقواى الهى پیشه کنید براى شما وسیله جداسازى حق از باطل (و روشن بینى خاصّى که در پرتو آن حق را از باطل خواهید شناخت) قرار مى دهد».(10)

در سومین و چهارمین ثمره پربار تقوا مى فرماید: «خداوند او را در آنچه دوست دارد و علاقه مند است (یعنى بهشت) براى همیشه مخلّد مى سازد و در جایگاه والایى نزد خود در سرایى که آن را براى (خاصّان) خویش ساخته است جاى مى دهد»; (وَ یُخَلِّدْهُ فِیمَا اشْتَهَتْ نَفْسُهُ، وَ یُنْزِلْهُ مَنْزِلَ الْکَرَامَةِ عِنْدَهُ، فِی دَار اصْطَنَعَهَا(11) لِنَفْسِهِ).

در این عبارت نتیجه تقوا را بیرون رفتن از فتنه ها و برطرف شدن ظلمتها از صحنه زندگى پرهیزکاران در این جهان و خلود در مواهب مادى و معنوى در آن جهان ذکر کرده است. در واقع خداوند میان نعمتهاى مادى و معنوى این جهان و مادى و معنوى آن جهان را براى پرهیزگاران جمع مى کند و جمله هاى بالا هر کدام اشاره به یکى از این نعمتهاست.

جمله «اصْطَنَعَهَا لِنَفْسِهِ» یا اشاره به این است که خداوند منزلگاه خاص آخرت را براى خاصّان خویش آفریده یا از قبیل تعبیراتى همچون «بیت الله» و «شهرالله» است که اشاره به عظمت و اهمیّت آن سراست.

سپس در شرح اوصاف این جایگاه ویژه مى فرماید: «همان جایى که سایه اش از عرش خداست و نور و روشنایى اش جمال اوست، زائرانش فرشتگان و یارانش پیامبران خدا هستند»; (ظِلُّهَا عَرْشَهُ، وَ نُورُهَا بَهْجَتُهُ، وَ زُوَّارُهَا مَلاَئِکَتُهُ، وَ رُفَقَاؤُهَا رُسُلُهُ).

راستى چه جایگاه والایى است جایى که مافوق زمین و آسمان و در سایه عرش خداست. پرتو انوار الهى آن را روشن کرده و فرشتگان او هر دم به زیارت انسان مى آیند و او با پیامبران بزرگ همنشین است. اوصافى که شنیدنش انسان را به وجد مى آورد، پس دیدنش چگونه خواهد بود.

قرآن مجید نیز مى گوید: «(وَمَنْ یُطِعِ اللهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَیْهِمْ مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُوْلئِکَ رَفِیقاً) ; و کسانى که خدا و پیامبر را اطاعت کنند (در روز رستاخیز) همنشین کسانى خواهند بود که خدا نعمت خود را بر آنان تمام کرده ; از پیامبران و صدیقان وشهدا و صالحان و آنها رفیق هاى خوبى هستند».(12)

در ادامه این سخن که امام(علیه السلام) دعوت به تقوا کرد و آثار بسیار گران بهاى آن را بیان فرمود در یک نتیجه گیرى روشن مى فرماید: «حال که چنین است به سوى معاد (با اعمال صالح) سبقت جویید و بر اجل پیشى گیرید (و پیش از آنکه فرصتها از دست برود و عمر به پایان برسد از آن بهره بردارید و زاد و توشه بیندوزید»; (فَبَادِرُوا الْمَعَادَ، وَ سَابِقُوا الاْجَالَ).

همان گونه که قرآن مى فرماید: «(سَابِقُوا إِلى مَغْفِرَة مِّنْ رَّبِّکُمْ وَجَنَّة عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالاَْرْضِ); به پیش تازید براى رسیدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى که وسعت آن همچون وسعت آسمان و زمین است».(13)

در جایى دیگر مى فرماید: «(وَالْمَلاَئِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِّنْ کُلِّ بَاب * سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ); فرشتگان بر بهشتیان از هر درى وارد مى شوند و مى گویند سلام بر شما به سبب صبر و استقامتتان. چه نیکوست سرانجام این سرا».(14)

در ادامه سخن به بیان علت آن مى پردازد و مى فرماید: «چرا که نزدیک است آرزوهاى مردم قطع گردد و مرگ آنها را در آغوش کشد و درهاى توبه به رویشان بسته شود و (بدانید) شما همانند کسانى هستید که قبل از شما بودند; مرگشان فرا رسید و تقاضاى بازگشت به این جهان کردند (اما پذیرفته نشد)»; (فَإِنَّ النَّاسَ یُوشِکُ أَنْ یَنْقَطِعَ بِهِمُ الاَْمَلَ، وَ یَرْهَقَهُمُ(15) الاَْجَلَ، وَ یُسَدَّ عَنْهُمْ بَابُ التَّوْبَةِ. فَقَدْ أَصْبَحْتُمْ فِی مِثْلِ مَا سَأَلَ إِلَیْهِ الرَّجْعَةَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ).

این سخن، اشاره به چیزى است که در قرآن آمده و مى فرماید: «(حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّى أَعْمَلُ صَالِحاً فِیمَا تَرَکْتُ کَلاّ إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا); تا زمانى که مرگ یکى از آنان فرا رسد مى گوید: پروردگارا مرا بازگردانید شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم (ولى فرشتگان مى گویند) چنین نیست این سخنى است که او به زبان مى آورد (و پذیرفته نخواهد بود)».(16)

مقصود امام(علیه السلام) این است که پیش از آن که به چنین سرنوشتى گرفتار شوید و تقاضایى که پذیرفته نمى شود داشته باشید امروز آنچه از اعمال صالح و توبه از گناه مى خواهید انجام دهید.

در ادامه همگان را به سفر آخرت و آمادگى براى این سفر طولانى و پرخطر متوجه مى کند و مى فرماید: «شما همچون رهروانى هستید در حال کوچ کردن از خانه اى که خانه شما نیست (بلکه سرایى است ناپایدار و منزلگاهى است در مسیر راه)»; (وَ أَنْتُمْ بَنُو سَبِیل، عَلَى سَفَر مِنْ دَار لَیْسَتْ بِدَارِکُمْ).

سپس مى افزاید: «فرمان کوچ به شما اعلام شده و دستور تهیّه زاد و توشه (از این سرا) نیز به شما داده اند»; (وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْهَا بِالاِْرْتِحَالِ، وَ أُمِرْتُمْ فِیهَا بِالزَّادِ).

در بعضى از آیات قرآن و در بسیارى از روایات این تشبیه گویا براى سراى آخرت و دنیا و ساکنان این جهان دیده مى شود که انسانها را به مسافرانى شبیه کرده اند که به سوى سرمنزل مقصود در حرکتند و در راه به منزلگاهى رسیده اند که باید چند روزى در آن توقف کنند و زاد و توشه و مرکب فراهم سازند و از آنجا به راه خود ادامه دهند. زاد و توشه چیزى جز تقوا و مرکب راهوار چیزى جز ایمان نیست. آنها که در تهیه آن کوتاهى کنند، در راه مى مانند و هلاک مى شوند و هرگز به مقصد نمى رسند. قافله سالاران انبیا و اوصیا هستند که فریاد «الرحیل» (کوچ کنید) را برآورده و نداى زاد و توشه را آماده سازید سرداده اند، هر چند گروهى درخوابند یا بیدارند و گوش شنوا ندارند و بانگ و نداى آنها را نمى شنوند.

قرآن مجید مى گوید: «(وَإِنَّ الاْخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ) ; سراى آخرت، سراى جاویدان است».(17) و نیز مى فرماید: «(وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى) ; و زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه پرهیزکارى است».(18)

1. حجرات، آيه 13.
2. بقره، آيه 197.
3. مريم، آيه 63.
4. «نواصى» جمع «ناصية» به معناى موهاى پيش سر و اشاره به قدرت قاهره خداوند و کنايه از سلطه او بر همه چيز است.
5. «تقلّب» در اينجا به معناى «تصرّف» و هرگونه دگرگونى است، اشاره به اين که همه حرکات شما در دست قدرت اوست.
6. ملک، آيه 13.
7. انفطار، آيات 10 ـ 12.
8. طلاق، آيه 2.
9. تفسير مجمع البيان، جلد 10، صفحه 306.
10. انفال، آيه 29.
11. «اصطنع» يعنى آن را ساخته و پرداخته (از ريشه «صنع» گرفته شده است).
12. نساء، آيه 69.
13. حديد، آيه 21.
14. رعد، آيات 23 و 24.
15. «يرهق» از ريشه «رهق» بر وزن «شفق» در اصل به معناى پوشاندن چيزى با قهر و غلبه است و در اينجا به معناى غلبه و تسلّط مرگ بر انسان است.
16. مؤمنون، آيه 99 و 100.
17. غافر، آيه 39.
18. بقره، آيه 197.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری