پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هشتاد و سه، بخش چهارم

 

وَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ لِهذَا الْجِلْدِ الرَّقِیقِ صَبْرٌ عَلَى النَّارِ، فَارْحَمُوا نُفُوسَکُمْ، فَإِنَّکُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِی مَصَائِبِ الدُّنْیَا.
أَفَرَأَیْتُمْ جَزَعَ أَحَدِکُمْ مِنَ الشَّوْکَةِ تُصِیبُهُ، وَالْعَثْرَةِ تُدْمِیهِ، وَ الرَّمْضَاءِ تُحْرِقُهُ؟ فَکَیْفَ إِذَا کَانَ بَیْنَ طَابَقَیْنِ مِنْ نَار، ضَجِیعَ حَجَر، وَ قَرِینَ شَیْطَان! أَعَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِکاً إِذَا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ، وَ إِذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ بَیْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ
.

بدانيد اين پوست نازکِ تنِ (انسان) طاقت آتش دوزخ را ندارد، بنابراين بر خويشتن رحم کنيد، چنان که شما اين حقيقت را درباره خويش در مصائب دنيا آزموده ايد. آيا ناراحتى يکى از شما را که خارى به بدنش فرو مى رود و يا زمين خوردنى که او را کمى مجروح مى سازد و يا ريگهاى داغ بيابان (در فصل گرما) که او را آزار مى دهد، مشاهده کرده ايد؟ حال چگونه خواهيد بود هنگامى که در ميان دو طبقه از آتش برکنار سنگ هاى گداخته در مجاورت شيطان قرار گيريد؟ آيا مى دانيد آن گاه که مالک دوزخ بر آتش خشم مى گيرد، آتشها روى هم مى غلتند و يکديگر را مى کوبند (و شعله هاى عظيم از درون آنها بر مى خيزد) و آن گاه که بر آتش فرياد زند از وحشت فريادش قطعات عظيم آتش در ميان درهاى جهنم به هر سو پرتاب مى شوند.

 

شرح و تفسیر

عذاب هولناک قیامت!

امام(علیه السلام) به دنبال سفارشهاى مؤکّدى که درباره تقوا و پرهیزکارى در بخش پیشین گذشت در این بخش از خطبه اشارات تکان دهنده اى به کیفرهاى سخت آخرت و عذاب هاى هولناک دوزخ کرده، مى فرماید: «بدانید این پوست نازکِ تنِ (انسان) طاقت آتش دوزخ را ندارد، بنابراین بر خویشتن رحم کنید!»; (وَاعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ لِهذَا الْجِلْدِ الرَّقِیقِ صَبْرٌ عَلَى النَّارِ، فَارْحَمُوا نُفُوسَکُمْ).

سپس با مقایسه اى ساده و روشن شدّت سوزش فوق العاده عذاب دوزخ را مجسّم مى سازد و مى فرماید: «شما این حقیقت را درباره خویش در مصائب دنیا آزموده اید. آیا ناراحتى یکى از شما را که خارى به بدنش فرو مى رود و یا زمین خوردنى که او را کمى مجروح مى سازد و یا ریگهاى داغ بیابان (در فصل گرما) که او را آزار مى دهد، مشاهده کرده اید؟ (شما با این مصائب جزئى ناراحت مى شوید و گاه فریادتان بلند مى شود، حال فکر کنید) چگونه خواهید بود هنگامى که در میان دو طبقه از آتش در کنار سنگهاى گداخته، در مجاورت شیطان قرار گیرید؟»; (فَإِنَّکُمْ قَدْ جَرَّبْتُمُوهَا فِی مَصَائِبِ الدُّنْیَا. أَفَرَأَیْتُمْ جَزَعَ أَحَدِکُمْ مِنَ الشَّوْکَةِ(1) تُصِیبُهُ، وَالْعَثْرَةِ تُدْمِیهِ(2)، وَ الرَّمْضَاءِ(3) تُحْرِقُهُ؟ فَکَیْفَ إِذَا کَانَ بَیْنَ طَابَقَیْنِ(4) مِنْ نَار، ضَجِیعَ حَجَر، وَ قَرِینَ شَیْطَان!).

در تکمیل این سخن مى افزاید: «آیا مى دانید آن گاه که مالک (دوزخ) بر آتش (دوزخ) خشم مى گیرد، آتشهاى بر روى هم مى غلتند و یکدیگر را مى کوبند (و شعله هاى عظیم از درون آنها بر مى خیزد!) و آن گاه که بر آتش فریاد زند از وحشت فریاد او قطعات عظیم آتش در میان درهاى جهنم به هر سو پرتاب مى شوند!»; (أَعَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِکاً إِذَا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ(5) بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ، وَ إِذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ(6) بَیْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ!).

مرحوم «مغنیه» هنگامى که به شرح این بخش از خطبه مى رسد سخن جالبى دارد. وى مى گوید:

«همه خطبه هاى نهج البلاغه دو یا سه اصل را همراه با هم تعقیب مى کنند، از یک سو حمد و ستایش و تعظیم پروردگار و شرح صفات جمال و جلال و اسماى حسناى او و از سوى دیگر، ثنا و تمجید پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و نور و هدایتى که براى جهان انسانیّت آورده از سوى سوم سخن از فکر و فریب دنیا و سکرات مرگ و وحشت قبر و حساب و عذابهاى شدید الهى در قیامت.

و شگفت آن که با این همه تکرار، چیزى مکرر در آن نیست، زیرا هر کدام اسلوب تازه و شکل جدید و بدیعى دارد که در قبل و بعد آن دیده نمى شود، چیزى که شارحان نهج البلاغه را به زحمت مى افکند و در حیرت فرو مى برد».(7)

به هر حال امام(علیه السلام) دراین سخن ناتوانى و ناراحتى شدید انسان را در برابر مصائب کوچک دنیا شرح مى دهد و آن را با مسائل عظیم آخرت و عذاب هاى شدید آن مقایسه مى کند و به همگان هشدار مى دهد. شبیه این سخن همان است که در دعاى کمیل مى گوید: «یا رَبِّ وَاَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَلیل مِنْ بَلاءِ الدُّنْیا وَعُقُوباتِها وَما یَجْرى فیها مِنَ الْمَکارِهِ عَلى اَهْلِها عَلى اَنَّ ذلِکَ بَلاءٌ وَمَکْرُوهٌ قَلیلٌ مَکْثُهُ یَسیرٌ بَقآئُهُ قَصیرٌ مُدَّتُهُ فَکَیْفَ احْتِمالى لِبَلاءِ الاْخِرَةِ وَجَلیلِ وُقُوعِ الْمَکارِهِ فیها وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَیَدُومُ مَقامُهُ وَلا یُخَفَّفُ عَنْ اَهْلِهِ ; پروردگارا تو ناتوانى مرا در برابر کمى از رنج و عذاب دنیا و ناراحتیهایى که در دنیا به اهل دنیا مى رسد مى دانى با این که درد و رنجى است که زمانش کوتاه و بقایش کم و مدتش ناچیز است، پس چگونه طاقت عذاب آخرت و ناراحتیهاى شدید آن را دارم، حال آن که مدت آن طولانى و بقایش زیاد است و تخفیفى به مجازات شدگان داده نمى شود».

در ضمن از تعبیرات بالا چنین استفاده مى شود که آتش دوزخ، موجودى هوشیار است و بر اثر خشم فرشته اى که مالک دوزخ است به وحشت در مى آید و به هر سو پرتاب مى شود، و نیز از تعبیرات فوق استفاده مى شود که عذاب دوزخ هم جنبه جسمانى دارد که سوزش آتش است و هم روحانى که مجاورت و همنشینى با شیطان است.

1. «شوکة» به معناى خار است، سپس به سرنيزه هاى سربازان و بعد به هرگونه اسلحه اطلاق شده است و چون سلاح نشانه قدرت و شدت است به هر گونه قدرت، شوکت اطلاق مى شود.
2. «تدميه» از ريشه «ادماء» به معناى خارج ساختن خون از بدن است.
3. «رمضاء» به معناى شدت گرما و همچنين زمين ها و سنگهايى است که بر اثر تابش آفتاب، داغ و سوزان مى شود.
4. «طابقين» تثنيه «طابق» است و به فتح و کسر باء هر دو آمده و به معناى آجر بزرگ و طبقه ساختمان است و به چيزى که نان روى آن مى پزند و يا غذا در آن سرخ مى کنند نيز گفته شده و گويا از واژه تابه فارسى، گرفته شده است.
5. «حطم» از ريشه «حطم» بر وزن «حتم» به معناى شکستن و خرد کردن چيزى است. اين تعبير در مورد اشيايى که به شدت به هم بخورد و خرد شوند، اطلاق مى گردد و به همين مناسبت يکى از نامهاى دوزخ «حطمة» است.
6. «توثبت» از ماده «وثوب» به معناى جستن و پريدن است.
7. فى ظلال نهج البلاغه، جلد 3، صفحه 46 (با اقتباس).

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری