پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هشتاد و چهار

 

اسْکُتْ قَبَحَکَ اللهُ یَا أَثْرَمُ، فَوَاللهِ لَقَدْ ظَهَرَ الْحَقُّ فَکُنْتَ فِیهِ ضَئِیلا شَخْصُکَ، خَفِیّاً صَوْتُکَ ; حَتَّى إِذَا نَعَرَ الْبَاطِلُ نَجَمْتَ نُجُومَ قَرْنِ الْمَاعِزِ.

خاموش باش! خداوند رويت را زشت (و سياه) کند اى دندان شکسته! به خدا سوگند حق آشکار شد در حالى که تو شخصى ناچيز و بى مقدار بودى و صدايت به جايى نمى رسيد و آن گاه که باطل، نعره برآورد تو همچون شاخ بزى آشکار شدى.

 

شرح و تفسیر

خاموش باش اى روسیاه!

امام(علیه السلام) در آغاز این کلام، کوتاه، نخست با لحنى قاطع این مرد خارجى را وادار به سکوت مى کند. سپس براى اینکه مردم او را به خوبى بشناسند صفات زشت و سابقه سوء او را بر شمرده و مى فرماید: «خاموش باش! خداوند رویت را زشت (و سیاه) کند اى دندان شکسته»; (اسْکُتْ قَبَحَکَ اللهُ یَا أَثْرَمُ).

تعبیر به «أثرم» که به گفته بعضى از ارباب لغت به کسى گفته مى شود که مشت بر دهانش کوبیده اند و دندانهاى پیشینش شکسته است، نخست اشاره به این است که دهان و دندان تو نشان مى دهد آدم بدزبانى هستى که پیش از این، مخالفانت مشت بر دهانت کوبیدند، و دیگر اینکه کسى که دندانهاى پیشین او شکسته باشد نمى تواند به طور فصیح صحبت کند و چنین کسى طبعاً باید بیشتر سکوت کند و کمتر سخن بگوید.

سپس در ادامه سخن به سوابق سوء او اشاره کرده، مى فرماید: «به خدا سوگند حق آشکار شد در حالى که تو شخصى ناچیز و بى مقدار بودى و صدایت به جایى نمى رسید و آن گاه که باطل، نعره برآورد تو همچون شاخ بزى آشکار شدى!»; (فَوَاللهِ لَقَدْ ظَهَرَ الْحَقُّ فَکُنْتَ فِیهِ ضَئِیلا(1) شَخْصُکَ، خَفِیّاً صَوْتُکَ ; حَتَّى إِذَا نَعَرَ الْبَاطِلُ نَجَمْتَ(2) نُجُومَ قَرْنِ الْمَاعِزِ(3)).

اشاره به اینکه هنگام ظهور اسلام به وسیله پیامبر یا هنگام ظهور ولایت حق به وسیله امیرمؤمنان على(علیه السلام) تو در صحنه حاضر نبودى و هرگز از حق دفاع نکردى، بلکه موجودى ناچیز بودى که کسى به سخنانت توجه نمى کرد; اما اکنون که نعره از حلقوم باطل برخاسته، سینه سپر کرده اى و با آنها هم صدا شده اى و احمقانه شعار آنها را سر مى دهى.

با دقت در سوابق این مرد و گروه هم عقیده او و شرایط موجود آن زمان، روشن مى شود که برخورد سختگیرانه و خشن امام(علیه السلام) و تعبیرات کوبنده و تحقیرآمیز آن حضرت بسیار بجا و حکیمانه بوده است و اگر این کار نمى شد بیم آن مى رفت که افراد ناآگاهى تحت تأثیر شعار ظاهرفریب آنان قرار گیرند.

خوارج گروهى قشرى، متعصب، نادان و کم عقل بودند که مشکلات عظیمى براى مسلمین به وجود آوردند. بى رحمى و قساوت آنها در تاریخ اسلام، کم نظیر است. خوشبختانه در طول تاریخ، جامعه اسلامى آنها را شناخت و عقب زد و هم اکنون شاید گروه کمى وابسته به آنها وجود داشته باشند که آنها هم تظاهر به اعتقاد باطل خود نمى کنند.

 

 

نکته

بُرج بن مُسهِر کیست؟

ابن ابى الحدید، بُرج بن مُسهر را یکى از شعراى مشهور خوارج مى شمرد و نسب او را به یعرب بن قحطان مى رساند; ولى بعضى معتقدند که برج بن مسهر شاعر، شخص دیگرى است. او از افرادى بود که در زمان جاهلیت مى زیست (احتمالا عصر ظهور اسلام را نیز درک کرده) و ابوتمام ابیاتى از شعر او را در الحماسة نقل کرده است.(4) و بُرج بن مُسهر طایى خارجى که مورد تحقیر على(علیه السلام) قرار گرفته، شخص گمنامى است که در کتب معروف رجال، نامى از او به میان نیامده است. تعبیر امیرمؤمنان على(علیه السلام) که تو شخص ناچیز و گمنامى بودى و یاراى سخن گفتن نداشتى نیز مؤید همین است.

1. «ضئيل» از ريشه «ضئولة» بر وزن «کهولت» به معناى کوچک و ناتوان شدن گرفته شده است.
2. «نجمت» از ريشه «نجم» به معناى ظاهر و آشکار شدن است و ستارگان را از اين جهت «نجم» گويند که طلوع و ظهور در آسمان دارند.
3. «ماعز» به معناى بز است.
4. اعلام زرکلى، جلد 2، صفحه 47.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری