پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هشتاد و پنج، بخش ششم

 

فَتَبَارَکَ اللهُ الَّذِی یَسْجُدُ لَهُ (مَنْ فِى السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً)، وَ یُعَفِّرُ لَهُ خَدّاً وَ وَجْهاً، وَ یُلْقِی إِلَیْهِ بِالطَّاعَةِ سِلْماً وَ ضَعْفاً، وَ یُعْطِی لَهُ الْقِیَادَ رَهْبَةً وَ خَوْفاً! فَالطَّیْرُ مُسَخَّرَةٌ لاَِمْرِهِ ; أَحْصَى عَدَدَ الرِّیشِ مِنْهَا وَ النَّفَسَ، وَ أَرْسَى قَوَائِمَهَا عَلَى النَّدَى وَ الْیَبَسِ; وَ قَدَّرَ أَقْوَاتَهَا، وَ أَحْصَى أَجْنَاسَهَا. فَهذَا غُرَابٌ وَ هذَا عُقَابٌ. وَ هذَا حَمَامٌ وَ هذَا نَعَامٌ; دَعَا کُلَّ طَائِر بِاسْمِهِ، وَ کَفَلَ لَهُ بِرِزْقِهِ. وَ أَنْشَأَ (السَّحَابَ الثِّقَالَ) فَأَهْطَلَ دِیَمَهَا، وَ عَدَّدَ قِسَمَهَا. فَبَلَّ الاَْرْضَ بَعْدَ جُفُوفِهَا، وَ أَخْرَجَ نَبْتَهَا بَعْدَ جُدُوبِهَا.

بزرگ و جاويدان است خداوندى که همه آنها که در آسمانها و زمين اند از روى اختيار يا اجبار در برابرش سجده مى کنند و صورت و جبين را براى او بر خاک مى سايند و طوق عبادت او را در سلامت و ضعف به گردن مى نهند و زمام اختيار خويش را از روى ترس و بيم به او مى سپارند. پرندگان مسخّر فرمان اويند، خداوند شماره پرها و نفسهاى آنها را احصا کرده، پاهاى (بعضى از) آنها را براى حرکت درون آب و (گروهى ديگر را براى) خشکى محکم ساخته. و براى هر کدام غذاى مناسب و خاصّى مقدّر فرموده و اصناف آنها را شماره نموده (و هر يک را به شکل خاصّى آفريده است) اين کلاغ است و آن عقاب، و اين کبوتر است و آن شترمرغ. هر يک را به نامى فرا خوانده و روزى اش را برعهده گرفته است. ابرهاى سنگين (و پر آب) ايجاد کرد و بارانهاى پر پشت و پى در پى از آن فرو فرستاد. سهم هر مکانى را (از باران) مشخص ساخت و با آن زمينهاى خشک را آبيارى نمود و گياهان را بعد از خشکسالى روياند.

 

شرح و تفسیر

راستى او بزرگ است!

امام(علیه السلام) در پایان این خطبه در واقع یک جمع بندى کلى بیان مى کند و همه موجودات زمین و آسمان و انواع پرندگان و ابر و باد را سر بر فرمان او مى شمرد و مى فرماید: «بزرگ و جاویدان است خداوندى که همه کسانى که در آسمانها و زمین اند از روى اختیار یا اجبار در برابرش سجده مى کنند و صورت و جبین را براى او بر خاک مى سایند و طوق عبادت او را در سلامت و ضعف به گردن مى نهند و زمام اختیار خویش را از روى ترس و بیم به او مى سپارند»; (فَتَبَارَکَ(1) اللهُ الَّذِی یَسْجُدُ لَهُ (مَنْ فِى السَّماوَاتِ وَالاَْرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً)(2)، وَ یُعَفِّرُ(3) لَهُ خَدّاً(4) وَ وَجْهاً، وَ یُلْقِی إِلَیْهِ بِالطَّاعَةِ سِلْماً وَ ضَعْفاً، وَ یُعْطِی لَهُ الْقِیَادَ رَهْبَةً وَ خَوْفاً!).

سجود در اینجا ممکن است اشاره به خضوع ارادى در برابر ذات پاک پروردگار باشد، چون فاعل آن، صاحبان عقل اند که از کلمه «مَنْ» فهمیده مى شود. این احتمال نیز داده شده که منظور هم سجده ارادى تشریعى باشد و هم تکوینى، بنابراین که واژه «مَنْ» در اینجا شامل صاحبان عقل و غیر آنها هر دو باشد (و به اصطلاح جنبه تغلیب داشته باشد).

تعبیر «طَوْعاً وَکَرْهاً» مى تواند اشاره به همین معنا باشد، زیرا آنها سجود تشریعى دارند از روى اراده است و آنها که سجده تکوینى مى کنند از روى اراده نیست و مى تواند اشاره به این باشد که گروهى در حال اختیار در پیشگاه او سر به سجده مى نهند و گروهى به هنگام گرفتاریها و مشکلات، آن گونه که در قرآن مجید آمده است: «(فَإِذَا رَکِبُوا فِى الْفُلْکِ دَعَوُا اللهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُونَ); هنگامى که مشرکان بر کشتى سوار مى شوند (در برابر طوفانها و امواج کوه پیکر دریا قرار مى گیرند) خدا را با اخلاص و خالى از هر گونه آلودگى به شرک مى خوانند ولى هنگامى که خدا آنان را به خشکى مى رساند و نجات مى دهد باز مشرک مى شوند».(5)

جمله «یُعَفِّرُ لَهُ...» اگر به معناى حقیقى آن تفسیر شود، اشاره به سجده معمولى است که انسان پیشانى بر خاک مى نهد و اگر به معناى مجازى تفسیر شود هرگونه خضوع تشریعى و تکوینى را شامل مى گردد.

همچنین جمله «یُلْقِی إِلَیْهِ بِالطَّاعَةِ...» نیز ناظر به همین معناست که گروهى از عقلا از روى میل و اختیار و احساس ضعف و ناتوانى سر بر فرمان او مى نهند و اما موجودات غیر عاقل بى اختیار تسلیم قوانین آفرینش اند.

جمله «یُعْطِی لَهُ الْقِیَادَ...» اشاره به مرحله اى فراتر از مرحله اطاعت است، زیرا در اطاعت انسان فرمان مولا را مى شنود و به پا مى خیزد و آن را انجام مى دهد; ولى در «قیاد» خود را تسلیم او مى کند و مولا او را مى برد «هر جا که خاطر خواه اوست».

بعضى از لغویان در میان «رهبت» و «خوف» این فرق را گذاشته اند که «خوف» به معناى مطلق ترس است و «رهبت» ترسى است که با اضطراب و خویشتن دارى همراه باشد.

سپس امام(علیه السلام) بار دیگر به بخشى از مخلوقات شگفت انگیز خدا; یعنى پرندگان مى پردازد که به راستى از عجایب خلقت اند. نه تنها از این جهت که برخلاف جاذبه زمین به آسمان پرواز مى کنند و با سرعت عجیب و فوق العاده اى به هر سو مى روند، بلکه ساختمان آنها از جهات مختلف ـ که در پایان این بحث به بخشى از آن اشاره مى شود ـ جنبه استثنایى دارد. حضرت مى فرماید: «پرندگان مسخّر فرمان اویند»; (فَالطَّیْرُ مُسَخَّرَةٌ لاَِمْرِهِ).

این جمله برگرفته از آیه شریفه «(أَلَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ مُسَخَّرَات فِى جَوِّ السَّمَاءِ مَا یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ اللهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لاَیَات لِّقَوْم یُؤْمِنُونَ) ; آیا پرندگانى را که بر فراز آسمانها نگه داشته شده اند ندیدند؟ هیچ کس جز خدا آنها را نگاه نمى دارد، در این امر نشانه هایى (ازعظمت و قدرت خدا) وجود دارد براى کسانى که ایمان مى آورند (و آماده پذیرش حقّند)».(6)

آن گاه به شرح بیشترى درباره پرندگان پرداخته وبه چند نکته مهم اشاره مى کند و مى فرماید: «خداوند شماره پرها و نفسهاى آنها را احصا کرده، پاهاى بعضى را براى حرکت درون آب، محکم ساخته و پاى گروهى را براى خشکى و براى هر کدام غذاى مناسب و خاصّى مقدّر فرموده و اصناف آنها را شماره نموده (و هر یک را به شکل خاصّى آفریده است) این کلاغ است و آن عقاب، و این کبوتر است و آن شترمرغ. هر یک را به نامى فرا خوانده و روزى اش را برعهده گرفته است»; (أَحْصَى عَدَدَ الرِّیشِ(7) مِنْهَا وَ النَّفَسَ، وَ أَرْسَى(8) قَوَائِمَهَا عَلَى النَّدَى(9) وَ الْیَبَسِ; وَ قَدَّرَ أَقْوَاتَهَا، وَ أَحْصَى أَجْنَاسَهَا. فَهذَا غُرَابٌ وَ هذا عُقَابٌ. وَ هذَا حَمَامٌ وَ هذَا نَعَامٌ; دَعَا کُلَّ طَائِر بِاسْمِهِ، وَ کَفَلَ لَهُ بِرِزْقِهِ).

امام(علیه السلام) در این عبارات به نکات زیبایى اشاره مى کند. پرهاى پرندگان از شگفت انگیزترین بخشهاى آنهاست; هر کدام شبیه نهال زیبایى است که ریشه اش در گوشت بدن او به طور سطحى فرو رفته و شاخ و برگها به صورت منظم از آن روییده و با چینش مخصوص در اطراف سر، گلو، بالها و سینه ها روى هم قرار گرفته است و هر یک از آنها که بیفتد نهال دیگرى به جاى آن مى روید. لطافت آن عجیب و رنگ آمیزى آن عجیب تر است.

سپس به پاهاى آنها اشاره مى کند که بعضى براى خشکى ساخته شده، کوتاه و محکم و بعضى براى استفاده در کنار دریاها و نهرها، بلند و کشیده که با گردن بلندى همراه است و به حیوان اجازه مى دهد غذاى خود را از درون آب بگیرد.

آن گاه به مواد غذایى آنها اشاره مى کند که براى هر یک سهمى از دانه هاى غذایى و غیر آن قائل شده است و جالب اینکه هیچ یک از پرندگان دندانى براى خرد کردن این دانه ها ندارند. در عوض معده اى به آنها داده (که در عربى به آن «قانصه» مى گویند) بسیار پر حرارت و داغ که با ترشحات مناسب دانه ها را نرم و قابل جذب مى کند و چون به جهت وجود دشمنان مختلف، وقت زیادى براى برچیدن دانه ندارد، خداوند عضو دیگرى به آنها داده به نام چینه دان (که در عربى به آن «حوصله» مى گویند) و مانند کیسه اى است براى جمع آورى سریع دانه ها تا به هنگام فرصت به طور تدریجى به سنگدان منتقل کند و آن را هضم و جذب نماید.

آن گاه به انواع گوناگون و کاملا متفاوت پرندگان اشاره مى کند که هر یک ساختمانى مخصوص خود و برنامه هاى ویژه اى در زندگى دارند; از کلاغها گرفته تا عقابها و از کبوترها تا شترمرغها و عجایب آفرینش در آنها به قدرى زیاد است که انسان را مبهوت مى کند. بزرگ است خداوندى که این همه موجودات را به صورتهاى مختلف آفریده است.

شاید جمله «دَعَا کُلَّ طَائِر بِاسْمِهِ» اشاره به همین موضوع باشد که هر یک از پرندگان را با ویژگى هایى که اراده کرده آفریده است و در واقع این دعوت تکوینى است با مجموعه ویژگى هایى که از آن تعبیر به اسم شده و شبیه تعبیرى است که قرآن مجید در مورد آفرینش همه موجودات دارد: «(إِنَّمَآ أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ); فرمان ا و چنین است که هر گاه چیزى را اراده کند تنها به آن مى گوید موجود باش آن نیز بى درنگ موجود مى شود».(10)

امام(علیه السلام) پایان خطبه را به آفرینش ابرهایى اختصاص مى دهد که آب، سرچشمه اصلى حیات همه موجودات، از آن فرو مى ریزد، مى فرماید: «ابرهاى سنگین (و پر آب) ایجاد کرد و بارانهاى پر پشت و پى در پى از آن فرو فرستاد. سهم هر مکانى را مشخص ساخت و با آن زمینهاى خشک را آبیارى نمود و گیاهان را بعد از خشکسالى رویانید»; (وَ أَنْشَأَ (السَّحَابَ الثِّقَالَ)(11) فَأَهْطَلَ(12) دِیَمَهَا(13)، وَ عَدَّدَ قِسَمَهَا. فَبَلَّ الاَْرْضَ بَعْدَ جُفُوفِهَا وَ أَخْرَجَ نَبْتَهَا بَعْدَ جُدُوبِهَا(14)).

مى دانیم ابرها اقسام مختلفى دارند نوعى ابرهاى پوششى هستند که تقریباً هیچ آبى ندارند و ابرهایى که آب مختصرى با خود حمل مى کنند. قسم سوم ابرهاى فشرده پرآبى است که رطوبت زیادى با خود دارند و گویى دریاهایى معلق بر فراز آسمان اند و معمولا در طبقات پایین جوّ قرار مى گیرند و قرآن از آنها به «سحاب ثقال» تعبیر کرده است، مى فرماید: «(وَهُوَ الَّذِى یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَىْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَاباً ثِقَالا سُقْنَاهُ لِبَلَد مَّیِّت فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ); او کسى است که بادها را بشارت دهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش مى فرستد تا ابرهاى سنگین بار را (بر دوش) کشند (سپس) ما آنها را به سوى زمینهاى مرده مى فرستیم و به وسیله آنها آب (حیات بخش) را نازل مى کنیم و با آن از هرگونه میوه اى (از خاک تیره) بیرون مى آوریم».(15)

نکته

درسهایى بزرگ در جمله هاى کوتاه

این خطبه درسهاى مهمى به ما مى آموزد; از جمله اینکه اسرار عظمت خداوند را حتى در کوچکترین موجودات این جهان جستجو کنیم چه بسا موجودات کوچک و در ظاهر بى اهمیّتى همچون مورچه و ملخ را بیابیم که داراى شگفت انگیزترین اسرار خلقت باشند. به همه چیز، به عنوان اینکه نخستین بار است آن را مى بینیم نگاه کنیم، تا به عجایبش پى ببریم و از این مخلوقات به خالق دانا و توانایش برسیم.

قابل توجه اینکه پیشینیان درباره اسرار آفرینش موجودات مخصوصاً حیوانات امورى گفته اند که خالى از اسطوره و افسانه نیست، در حالى که آنچه امام در این خطبه و خطبه هاى دیگر نهج البلاغه از اسرار آفرینش بیان مى کند خالى از هرگونه اغراق و مطلب خرافى و نادرست است.

1. «تبارک» از ريشه «برکت» در اصل از «برک» بر وزن «برگ» به معناى سينه شتر گرفته شده و از آنجا که شتران به هنگام ثابت ماندن در جايى سينه خود را به زمين مى چسبانند اين ماده به معناى ثبوت و دوام و استقرار چيزى به کار مى رود و
به آبگير از آن جهت «بِرکه» مى گويند که آب مدتى در آن ثابت مى ماند و مبارک به چيزى مى گويند که خير آن باقى و ثابت باشد، بنابراين «تبارک» هنگامى که در مورد خداوند به کار مى رود به معناى پربرکت و جاويد است. 2. رعد، آيه 15 . 3. «يعفّر» از ريشه «عَفْر» و «عَفَر» بر وزن «فقر» و سفر به معناى خاک گرفته شده است، بنابراين تعفير به معناى خاک ماليدن است. 4. «خدّ» در اصل به معناى شکاف است. سپس به فرورفتگى بين گونه ها و بينى و به خود گونه و دو طرف صورت اطلاق شده و در اينجا به معناى دو طرف صورت است. 5. عنکبوت، آيه 65. 6. نحل، آيه 79. 7. «ريش» به معناى پرهاى پرندگان است و چون پرهاى آنها غالباً زينتى است به لباس هاى زينتى نيز «ريش» اطلاق مى شود. 8. «ارسى» از ماده «رسو» بر وزن «رسم» به معناى ثابت و پابرجا بودن گرفته شده و ارسى به معناى پابرجا ساختن است. 9. «ندى» و «نداوت» به معناى رطوبت است. 10. يس، آيه 82. 11. رعد، آيه 12 . 12. «اهطل» از ريشه «هطل» بر وزن «حتم» به معناى پى در پى باريدن است. 13. «ديم» جمع «دَيْمه» بر وزن «بيمه» به معناى باران پردوام و خالى از رعد و برق است. 14. «جدوب» و «جدب» بر وزن «جمع» به معناى خشکى ناشى از عدم نزول باران است. 15. اعراف، آيه 57.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری