پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هشتاد و شش، بخش پنجم

 

هُوَ الْمُفْنِی لَهَا بَعْدَ وُجُودِهَا، حَتَّى یَصِیرَ مَوْجُودُهَا کَمَفْقُودِهَا. وَ لَیْسَ فَنَاءُ الدُّنْیَا بَعْدَ ابْتِدَاعِهَا بِأَعْجَبَ مِنْ إِنْشَائِهَا وَاخْتِرَاعِهَا. وَ کَیْفَ وَلَوِ اجْتَمَعَ جَمِیعُ حَیَوَانِهَا مِنْ طَیْرِهَا وَ بَهَائِمِهَا، وَ مَا کَانَ مِنْ مُرَاحِهَا وَ سَائِمِهَا، وَ أَصْنَافِ أَسْنَاخِهَا وَ أَجْنَاسِهَا، وَ مُتَبَلِّدَةِ أُمَمِهَا وَ أَکْیَاسِهَا، عَلَى إِحْدَاثِ بَعُوضَة، مَا قَدَرَتْ عَلَى إِحْدَاثِهَا، وَ لاَ عَرَفَتْ کَیْفَ السَّبِیلُ إِلَى إِیجَادِهَا، وَ لَتَحَیَّرَتْ عُقُولُهَا فِی عِلْمِ ذلِکَ وَتَاهَتْ، وَ عَجِزَتْ قُوَاهَا وَتَنَاهَتْ، وَ رَجَعَتْ خَاسِئَةً حَسِیرَةً، عَارِفَةً بِأَنَّهَا مَقْهُورَةٌ، مُقِرَّةً بِالْعَجْزِ عَنْ إِنْشَائِهَا، مُذْعِنَةً بِالضَّعْفِ عَنْ إِفْنَائِهَا.

اوست که اشيا را پس از ايجاد (در زمان معينى) نابود خواهد کرد (و بساط جهان را در هم مى پيچد) تا وجودش همچون عدمش گردد. فناى جهان بعد از وجودش، شگفت آورتر از ايجاد آن بعد از عدم نيست، زيرا اگر تمام جانداران اعم از پرندگان و چهارپايان و حيواناتى که شبانگاه به جايگاهشان مى روند و آنها که در بيابان مشغول چرا هستند و انواع و اقسام گوناگون آنها اعم از آنها; که کم هوش (يا غير عاقل) هستند و آنها که (مانند انسان ها) زيرکند (آرى اگر همه آنها) جمع شوند هرگز توانايى بر خلق پشه اى ندارند و هيچ گاه طريق ايجاد آن را نتوانند شناخت. (نه تنها نمى توانند پشه اى بيافرينند بلکه) عقول آنها در کشف اسرار آفرينش آن حيران مى ماند و قواى آنها در اين راه ناتوان مى شود و سرانجام پس از تلاش فراوان شکست خورده و وامانده باز مى گردند و به شکست خود اعتراف و به ناتوانى خود اقرار مى کنند; حتى به ناتوانى خود از نابود ساختن آن نيز اذعان دارند.

 

شرح و تفسیر

حتى قادر به خلق پشه اى نیستند!

به دنبال بحث عمیقى که در بخش گذشته این خطبه درباره آفرینش جهان مخصوصاً زمین و شگفتیهایش گذشت، امام(علیه السلام) در این بخش، سخن از مسئله فنا و نابودى جهان مى گوید و قدرت بى پایان خدا را بر ایجاد و نابودى جهان، آشکار مى سازد و مى فرماید: «اوست که اشیا را پس از ایجاد (در زمان معینى) نابود خواهد کرد (و بساط جهان را در هم مى پیچد) تا وجودش همچون عدمش گردد»; (هُوَ الْمُفْنِی لَهَا بَعْدَ وُجُودِهَا، حَتَّى یَصِیرَ مَوْجُودُهَا کَمَفْقُودِهَا).

سپس در تکمیل این سخن، مى افزاید: «فناى جهان بعد از وجودش شگفت آورتر از ایجاد آن بعد از عدم نیست، زیرا اگر همه جانداران; اعم از پرندگان و چهارپایان و حیواناتى که شبانگاه به جایگاهشان باز مى گردند و آنها که در بیابان مشغول چرا هستند و تمام انواع و اقسام گوناگون آنها; اعم از آنها که کم هوش (یا غیر عاقل) هستند و آنها که (مانند انسانها) زیرکند (آرى اگر همه آنها) جمع شوند هرگز توانایى بر خلق ندارند و هیچ گاه طریق ایجاد آن را نتوانند شناخت»; (وَ لَیْسَ فَنَاءُ الدُّنْیَا بَعْدَ ابْتِدَاعِهَا بِأَعْجَبَ مِنْ إِنْشَائِهَا وَاخْتِرَاعِهَا. وَ کَیْفَ وَلَوِ اجْتَمَعَ جَمِیعُ حَیَوَانِهَا مِنْ طَیْرِهَا وَ بَهَائِمِهَا، وَ مَا کَانَ مِنْ مُرَاحِهَا(1) وَ سَائِمِهَا(2)، وَ أَصْنَافِ أَسْنَاخِهَا(3) وَ أَجْنَاسِهَا، وَ مُتَبَلِّدَةِ(4) أُمَمِهَا وَ أَکْیَاسِهَا، عَلَى إِحْدَاثِ بَعُوضَة، مَا قَدَرَتْ عَلَى إِحْدَاثِهَا، وَ لاَ عَرَفَتْ کَیْفَ السَّبِیلُ إِلَى إِیجَادِهَا).

این سخن نه تنها در زمان صدروش از امام(علیه السلام) واقعیت داشت، بلکه امروز نیز کاملا صادق است، زیرا اگر همه دانشمندان جهان، جمع شوند تا پشه اى بیافرینند توانایى ندارند، زیرا مسئله پیدایش حیات از موجودات بى جان همچنان لاینحل باقى مانده است. افزون بر این، ساختمان پشه از نظر بالها و پاها و مغز و اعصاب و دستگاه تغذیه و تولید مثل به قدرى پیچیده و ظریف و دقیق است که به فرض مسئله پیدایش حیات هم حل شود باز دانشمندان از انجام دادن مثل آن عاجزند.

جمله هاى (مَا قَدَرَتْ عَلَى إِحْدَاثِهَا، وَ لاَ عَرَفَتْ کَیْفَ السَّبِیلُ إِلَى إِیجَادِهَا) هر یک به نکته اى اشاره دارد. جمله اوّل اشاره به عجز انسانها و حیوانات از ایجاد پشه و جمله دوم اشاره به عدم آگاهى به عوامل و اسباب آن است.

همین معنا در قرآن مجید نیز درباره آفرینش مگس آمده است که مى فرماید: «(إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَاباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ); کسانى را که غیر از خدا عبادت مى کنید هرگز قادر نیستند مگسى بیافرینند هر چند همگى بر این کار اجتماع کنند».(5)

در ادامه این سخن مى افزاید: «(نه تنها نمى توانند پشه اى بیافرینند، بلکه) عقول آنها در کشف اسرار آفرینش آن حیران مى ماند و قواى آنها در این راه ناتوان مى شود. و سرانجام پس از تلاش فراوان شکست خورده و وامانده باز مى گردند و به اعتراف به شکست خود و اقرار به ناتوانى از ایجاد پشه اى مى کنند. حتى به ناتوانى خود از نابود ساختن آن نیز اذعان دارند»; (وَ لَتَحَیَّرَتْ عُقُولُهَا فِی عِلْمِ ذلِکَ وَتَاهَتْ، وَ عَجِزَتْ قُوَاهَا وَتَنَاهَتْ، وَ رَجَعَتْ خَاسِئَةً(6) حَسِیرَةً(7)، عَارِفَةً بِأَنَّهَا مَقْهُورَةٌ، مُقِرَّةً بِالْعَجْزِ عَنْ إِنْشَائِهَا، مُذْعِنَةً بِالضَّعْفِ عَنْ إِفْنَائِهَا!).

آرى این پشه هاى کوچک اگر تصمیم به اذیت و آزار انسانها و سایر جانداران بگیرند و خداوند کنترل تولید مثل را از آن بردارد به قدرى افزایش پیدا مى کنند که فضاى زندگى را بر انسانها تیره و تار مى سازند و همه مواد حشره کش در برابر نابودى آنها درمانده مى شود و اگر امروز مى بینیم با موادى مى توان آنها را در مناطق محدودى از بین برد از آن رو است که به طور محدود، تولید مثل مى کنند و گرنه مانند ملخها که از کنترل خارج مى شوند گروههاى عظیمى تشکیل مى دهند که مانند ابر فضا را مى پوشانند.

این پشه هاى به ظاهر ضعیف، قدرتنمایى خود را در بعضى موارد ـ به فرمان خدا ـ نشان داده اند گاه به صورت گروهى که به یک فیل حمله مى کنند او را از پاى در مى آورند.

بعضى از آنها ـ در شرایط خاصى ـ ناقل میکروبهاى خطرناک یا سموم کشنده هستند که هر انسانى را در مقابل خود، ناتوان مى سازد تا توانایى خود را به اثبات رساند.

نکته ها

1. معاد جسمانى و اعاده معدوم

بعضى از شارحان نهج البلاغه به تناسب جمله «هُوَ الْمُفْنِی لَها بَعْدَ وُجُودِها» که در آغاز این بخش از خطبه آمده بود، درباره معاد جسمانى سخن گفته اند و آیاتى همچون آیه ذیل را شاهد اصل مطلب گرفته اند: «(یَوْمَ نَطْوِى السَّمَاءَ کَطَىِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَآ أَوَّلَ خَلْق نُّعیِدُهُ); روزى که آسمان را چون طومارى در هم مى پیچیم سپس همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم بازگردانیم».(8)

سپس افزوده اند: همه انبیا، به خصوص پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) خبر از فناى این جهان داده اند و افزوده اند که فلاسفه با این امر مخالفت کرده اند نه به این جهت که فناى عالم غیر ممکن است، بلکه به این جهت که با بقاى علت که ذات پاک خداست، معدوم شدن این جهان ممکن نیست.

سپس به شرح مسئله امتناع اعاده معدوم پرداخته اند و به تردید بعضى در مسئله معاد جسمانى اشاره کرده اند; ولى حق این است که نه فناى عالم غیر ممکن است، زیرا خداوند فاعل مختار است و هنگامى که مصلحت بداند چیزى را ایجاد مى کند و اگر مصلحت بداند آن را به دیار عدم مى فرستد، و نه مسئله معاد جسمانى جاى تردید است، زیرا قرآن با صراحت در آیات بى شمارى به آن اشاره کرده و هیچ دلیل عقلى بر امتناع آن وجود ندارد.(9)

مسئله محال بودن اعاده معدوم نیز ارتباطى به مسئله معاد ندارد، زیرا اگر مى گوییم اعاده معدوم محال است; یعنى بازگرداندن آن چیز با همه خصوصیات حتى زمان و مکان محال است و به یقین زمانى که سپرى شد باز نمى گردد; ولى بازگشت انسان ها در معاد و رستاخیز مفهومش بازگشت زمان و مکان گذشته نیست، زیرا هیچ عاقلى نمى گوید همان زمانى که در دنیا در آن مى زیستند در قیامت باز مى گردد، بلکه منظور بازگشتن انسان با همه ویژگیهاى او در زمان و مکان دیگر است. مثلا هنگامى که حضرت مسیح مرده اى را زنده کرد به یقین همان شخص سابق بود، هر چند در زمان و مکان دیگرى زنده شد. احیاى اموات در قیامت نیز چنین است.

کوتاه سخن اینکه آنچه در این خطبه آمده چیزى جز آنچه در قرآن مجید آمده نیست، بلکه امام با تعبیرات زیبا و عمیقى در واقع آیات معاد را در اینجا شرح داده است.

2. آفرینش شگفت پشه ها!

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه تصریح مى فرماید که اگر همه موجودات جمع شوند تا پشه اى را بیافرینند قدرت ندارند و اگر زاد و ولد پشه ها به فرمان الهى از کنترل خارج شود هیچ قدرتى در جهان توان نابود کردن آنها را ندارد و همان گونه که در بالا گفتیم این سخن نه تنها در عصر نزول قرآن و عصر امام(علیه السلام)مقرون به واقعیت بود، بلکه در عصر ما نیز چنین است، زیرا:

پشه ها خلقت پیچیده اى دارند; بسیارى از آنها تنها در آبهاى راکد کنار نهرها، باتلاق ها و مانند آن پرورش مى یابند. به این ترتیب که پشه ماده هر بار قریب 150 تخم مى ریزد نوزاد از تخم به زودى بیرون مى آید. هر نوزاد لوله تنفس بسیار ظریف و باریکى دارد که به سطح آب مربوط مى شود و نوزاد به آن آویزان مى ماند. چند روز بعد پوسته اى در اطراف او نمایان مى شود و در درون پوسته که ظاهراً بى حرکت است تغییرات فراوانى در ساختمان او پیدا مى شود. چند روز بعد پشه نابالغ از پوسته خارج مى شود و به پرواز در مى آید و بقیه عمر خود را در هوا زندگى مى کند.

تحولات عجیبى که در این مدت کوتاه در ساختمان پشه پدید مى آید و موجودى آبى تبدیل به پرنده اى تمام عیار مى گردد راستى شگفت آور است.

دانشمندان مى گویند پشه هاى نر از شیره هاى گیاهان و عصاره میوه ها تغذیه مى کنند; ولى پشه ماده بیشتر خون مى مکد. هنگامى که پشه به کسى نیش مى زند در جستجوى خوراک خود; یعنى خون است.

همه پشه ها حشراتى کوچک اند که تنها دو بال دارند و اگر زیر ذره بین گذارده شوند ساختمانى بسیار ظریف و شگفت انگیز در آنها دیده مى شود که ساختن آن براى انسان غیر ممکن است آن هم به صورتى موجودى زنده داراى رشد و نمو و تغذیه و تولید مثل.

عجب اینکه بعضى از آنها چنان بى رنگ هستند که با چشم دیده نمى شوند.

پشه هاى معمولى گرچه موجوداتى مزاحم اند و ممکن است یک شب خواب را به طور کامل از انسانى نیرومند و قوى البنیه بگیرند; ولى غالباً خطرناک نیستند; اما در میان پشه ها پشه هاى خطرناک و سمى نیز وجود دارد که مى توانند قوى ترین حیوانات را از پاى درآورند.(10)

1. «مُراح» از ريشه «روح» به معناى استراحتگاه حيوانات است.
2. «سائم» از «سوم» بر وزن «قوم» در اصل به معناى دنبال چيزى رفتن است، سپس به معناى به چرا رفتن حيوانات آمده است.
3. «اسناخ» جمع «سنخ» در اصل به معناى اصل و ريشه است و در اينجا; يعنى انواع حيوانات.
4. «متبلدة» از ريشه «بلادت» به معناى کم فهمى است. نقطه مقابل کياست (تيزهوشى).
5. حج، آيه 73.
6. «خسأ» از «خسأ» بر وزن «مدح» در اصل به معناى طرد و ذلت آمده و «خاسئ» به معناى ذليل و خسته و ناتوان است.
7. «حسيره» از «حسر» بر وزن «حبس» در اصل به معناى برهنه کردن و بر داشتن پوشش چيزى است. سپس به معناى ضعيف و خستگى به کار رفته است.
8. انبياء، آيه 104.
9. شرح اين مطلب را در پيام قرآن بحث معاد جسمانى مطالعه فرماييد.
10. فرهنگنامه.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری