پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هشتاد و هشت، بخش سوم

 

فَسَابِقُوا ـ رَحِمَکُمُ اللهُ ـ إِلَى مَنَازِلِکُمْ الَّتِی أُمِرْتُمْ أَنْ تَعْمُرُوهَا، وَ الَّتِی رَغِبْتُمْ فِیهَا، وَ دُعِیتُمْ إِلَیْهَا. وَاسْتَتِمُّوا نِعَمَ اللهِ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَتِهِ، وَ الْمُجَانَبَةِ لِمَعْصِیَتِهِ، فَإِنَّ غَداً مِنَ الْیَوْمِ قَرِیبٌ. مَا أَسْرَعَ السَّاعَاتِ فِی الْیَوْمِ، وَ أَسْرَعَ الاَْیَّامَ فِی الشَّهْرِ، وَ أَسْرَعَ الشُّهُورَ فِی السَّنَةِ، وَ أَسْرَعَ السِّنِینَ فِی الْعُمُرِ.

شما ـ خدايتان رحمت کند ـ به سوى منازلى که مأمور عمران آنها هستيد و به آن ترغيب و دعوت شده ايد، بشتابيد. نعمتهاى خدا را با صبر و استقامت و دورى از معصيت بر خويش کامل کنيد، زيرا فردا به امروز نزديک است، و چقدر ساعات در روز با شتاب و سرعت مى گذرد و روزها در ماه و ماهها در سال و سالها در عمر.

 

شرح و تفسیر

راه نجات

امام(علیه السلام) در ادامه بخش پیشین خطبه که از مرگ و پایان زندگى و انتقال سریع به جهان آخرت و تأسّف از کوتاهى ها و تقصیرها سخن مى گفت، در این بخش پایانى خطبه راه نجات را نشان مى دهد و مى فرماید: «(اکنون که چنین است) شما ـ خدایتان رحمت کند ـ به سوى منازلى که مأمور عمران آنها هستید و به آن ترغیب و دعوت شده اید، بشتابید»; (فَسَابِقُوا ـ رَحِمَکُمُ اللهُ ـ إِلَى مَنَازِلِکُمْ الَّتِی أُمِرْتُمْ أَنْ تَعْمُرُوهَا، وَ الَّتِی رَغِبْتُمْ فِیهَا، وَ دُعِیتُمْ إِلَیْهَا).

به یقین منظور از منازل، منازل آخرت است که هم در آیات و روایات، دستور به عمران و آباد ساختن آن داده شده و هم ترغیب و دعوت به سوى آن شده است، چنان که قرآن مجید مى گوید: «(وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَة مِّنْ رَّبِّکُمْ وَجَنَّة عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالاَْرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ); و شتاب کنید براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى که به وسعت آسمانها و زمین است و براى پرهیزگاران آماده شده است».(1)

در جاى دیگر مى فرماید: «(وَاللهُ یَدْعُوا إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَیَهْدِى مَنْ یَشَآءُ إِلى صِرَاط مُّسْتَقِیم); و خداوند به سراى صلح و سلامت دعوت مى کند و هر کس را بخواهد و شایسته و لایق ببیند به راه راست هدایت مى نماید».(2) در سوره بقره مى فرماید: «(وَاللهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ); و خدا دعوت به بهشت و آمرزش طبق فرمان خود مى کند».(3)

سپس امام(علیه السلام) در ادامه این سخن به یکى دیگر از برنامه هاى راه نجات اشاره کرده، مى فرماید: «نعمت هاى خدا را با صبر و استقامت و دورى از معصیت بر خویش کامل کنید»; (وَاسْتَتِمُّوا نِعَمَ اللهِ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَتِهِ، وَ الْمُجَانَبَةِ لِمَعْصِیَتِهِ).

این سخن مى تواند اشاره به تکمیل نعمت هاى مادى دنیا باشد و یا تکمیل این نعمتها با افزودن نعمتهاى گرانبهاى پروردگار در قیامت، زیرا صبر بر طاعت و دورى از معصیت به مقتضاى (لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزِیدَنَّکُمْ)(4) سبب فزونى نعمتهاى مادى و معنوى، دنیوى و اخروى است و مى دانیم شکر حقیقى آن است که انسان نعمتهاى خدا را در مسیر طاعت به کار گیرد و هرگز از آنها در جهت نافرمانى گناه، بهره نبرد.

در حدیثى از حضرت (على(علیه السلام)) مى خوانیم: «اَقَلُّ ما یَلْزِمُکُم للهِِ أنْ لا تَسْتَعینُوا بِنِعْمَتِهِ عَلى مَعاصیهِ ; کمترین چیزى که براى خدا بر شما لازم است این است که از نعمت هاى او براى انجام گناه کمک نگیرید».(5)

در پایان به صورت ذکر دلیل براى آنچه قبلا گفته شد، چنین مى فرماید: «زیرا فردا به امروز نزدیک است، و چقدر ساعات در روز با شتاب و سرعت مى گذرد و روزها در ماه و ماه ها در سال و سال ها در عمر»; (فَإِنَّ غَداً مِنَ الْیَوْمِ قَرِیبٌ. مَا أَسْرَعَ السَّاعَاتِ فِی الْیَوْمِ، وَ أَسْرَعَ الاَْیَّامَ فِی الشَّهْرِ، وَ أَسْرَعَ الشُّهُورَ فِی السَّنَةِ، وَ أَسْرَعَ السِّنِینَ فِی الْعُمُرِ!(6)).

منظور از «غد» در عبارت بالا یا روز مرگ است، چنان که شاعر مى گوید:

عَلَى المَوْتِ إعْدادُ النُّفُوسِ وَ لا أرى *** بَعیداً غَدَاً ما أَقْرَبَ الْیَوْمَ مِن غَد

«من مرگ را سبب آمادگى نفوس انسان مى بینم و فرداى مرگ را دور نمى بینم چه نزدیک است امروز به فردا»

یا اینکه منظور فرداى قیامت است، آن گونه که در خطبه 28 آمده است: «ألا وَ إنَّ الْیَوْمَ الْمِضمارُ وَ غَداً السِّباقُ; بدانید امروز روز تمرین است و فرداى قیامت روز مسابقه».

ولى با توجه به اینکه بخش مهمّى از این خطبه درباره مرگ و پایان زندگى و بسته شدن پرونده اعمال، سخن مى گوید در اینجا مناسب همان معناى اوّل است و جمله هاى ذیل که درباره سرعت گذشت روزها و ماهها و سالها و عمر سخن مى گوید، شاهد دیگرى بر این معناست.

جالب اینکه امام براى نشان دادن شتاب گذشت عمر از اجزاى کوچک آن آغاز کرده; نخست عبور سریع ساعتها در روز را بیان دارد. مى رود، سپس گذشت روزها در ماه و ماه ها در سال و سالها در عمر، تا این گذشت سریع کاملا مفهوم گردد و راستى چنین است. بسیارى از پیران در برابر این سؤال که عمرتان چگونه گذشت؟ مى گویند : به سرعت برق و با یک چشم بر هم زدن، گویى دیروز بود که با کودکان در کوچه ها بازى مى کردیم و با جوانان مى گفتیم و مى خندیدیم، ناگهان در آینه دیدیم برف پیرى بر سر و صورت ما نشسته است، اندام سست شده و تاب و توان از اعضا رفته، قامت خمیده و نفسها به شماره افتاده است.

مجموع این خطبه مخصوصاً بخش آخر آن هشدار بسیار مؤثّرى است براى بیدار کردن عقلهاى خفته. ابن ابى الحدید در یکى از سخنان خود در پایان این خطبه چنین مى گوید: «کَلامٌ شَریفُ وَجیزٌ بالغٌ فى مَعْناه وَ الْفَصْلُ کُلُّه نادِرٌ لا نَظیرَ لَهُ ; این سخن پر ارزش فشرده گویایى است و همه این فصل کم نظیر، بلکه بى مانند است».(7)

1. آل عمران، آيه 133.
2. يونس، آيه 25.
3. بقره، آيه 221.
4. ابراهيم، آيه 7 .
5. نهج البلاغه، کلمات قصار، 330.
6. «عُمُر»، بر وزن «دهل» و «عمر» بر وزن «ظهر» هر دو به يک معناست; يعنى مدت زندگانى است و بعضى گفته اند : «عُمر» به چهل سال اوّل گفته مى شود و «عُمُر» به تمام عمر يا قسمت دوم آن اطلاق مى گردد.
7. شرح ابن ابى الحديد، جلد 13، صفحه 100.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری