پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و هشتاد و نه، بخش اول

 

فَمِنَ الاِْیمَانِ مَا یَکُونُ ثَابِتاً مُسْتَقِرّاً فِی الْقُلُوبِ، وَ مِنْهُ مَا یَکُونُ عَوَارِیَ بَیْنَ الْقُلُوبِ وَ الصُّدُورِ، إِلَى أَجَل مَعْلُوم. فَإِذَا کَانَتْ لَکُمْ بَرَاءَةٌ مِنْ أَحَد فَقِفُوهُ حَتَّى یَحْضُرَهُ الْمَوْتُ، فَعِنْدَ ذلِکَ یَقَعُ حَدُّ الْبَرَاءَةِ.

بعضى از ايمانها ثابت و استوار در دلهاست و بعضى ديگر ناپايدار و عاريتى است در ميان قلبها و سينه ها تا سرآمدى معلوم، هر گاه خواستيد از کسى بيزارى جوييد مهلت دهيد تا زمان مرگش فرا رسد که آن هنگام (اگر از گناهانش توبه نکرد و تزلزل پيدا کرد) زمان بيزارى جستن است.

 

شرح و تفسیر

ایمان هاى پایدار و ناپایدار

همان گونه که قبلا نیز اشاره شد، امام(علیه السلام) در بخش اوّل این خطبه، اشاره به اقسام ایمانهاى ثابت و غیر ثابت مى کند و مى فرماید: «بعضى از ایمانها ثابت و استوار در دلهاست و بعضى دیگر ناپایدار و عاریتى در میان قلبها و سینه ها تا سرآمدى معلوم است»; (فَمِنَ الاِْیمَانِ مَا یَکُونُ ثَابِتاً مُسْتَقِرّاً فِی الْقُلُوبِ، وَ مِنْهُ مَا یَکُونُ عَوَارِیَ بَیْنَ الْقُلُوبِ وَ الصُّدُورِ، إِلَى أَجَل مَعْلُوم).

تقسیم ایمان به ثابت و مستقر و متزلزل و ناپایدار و به بیان دیگر عاریتى، چیزى است که در احادیث اسلامى به آن اشاره شده است.

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه (وَهُوَ الَّذِى أَنشَأَکُمْ مِّنْ نَّفْس وَاحِدَة فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ)(1) این چنین مى خوانیم: «فَالْمُسْتَقَرّ الإیمانُ الثابِتُ وَ الْمُسْتَوْدَعُ الْمُعارُ; مستقر به معناى ایمان ثابت است و مستودع ایمان عاریتى است».(2)

در حدیث دیگرى از امام ابوالحسن در تفسیر همان آیه آمده است: «ما کانَ مِنَ الإیمانِ الْمُسْتَقَرِّ فَمُسْتَقَرٌّ إلى یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ أبداً وَ ما کانَ مُسْتَودَعاً سَلَبَهُ اللهُ قَبْلَ الْمَماتِ; ایمانى که مستقر باشد تا ابد ادامه خواهد یافت و اما ایمان عاریتى، خداوند آن را قبل از ممات مى گیرد».(3)

گرچه در تفسیر آیه فوق نظرات مختلفى داده شده است، از جمله این که منظور از مستقر آنهایى هستند که از قرارگاه رحم به دنیا گام نهادند و مستودع آنهایى هستند که هنوز در رحم مادرانند; ولى مانعى ندارد که یک آیه داراى چند تفسیر باشد.

به هر حال اگر انسان داراى نفس مطمئنه شود و ایمان در اعماقش نفوذ کند، ایمان او مستقر است و با دگرگونى ها شرایط و تهدیدها و تطمیع ها متزلزل نمى شود; ولى اگر راسخ نباشد، زوال آن در برابر زر و زور کاملا ممکن است.

عوامل تزلزل ایمان متعدد است; عدم آگاهى از دلایل محکم و هواپرستیها و ضعف نفس و آلودگى به گناهان بزرگ. هر یک از اینها امورى هستند که ممکن است در پایان عمر ایمان انسان را متزلزل سازند و سرانجام آدمى بى ایمان از دنیا برود.

تعبیر به (عَوَارِیَ بَیْنَ الْقُلُوبِ وَ الصُّدُورِ) کنایه از این است که ایمان هنوز در قلب و روح آدمى نفوذ نکرده و به همین دلیل استقرار نیافته است. درست مانند انسانى که به کنار دیوار خانه اى مى رسد و وارد آن نمى شود. به یقین چنین شخصى استقرارى ندارد.

سپس امام(علیه السلام) در ادامه این سخن مردم را از بیزارى جستن از افراد پیش از پایان عمرشان بر حذر مى دارد; زیرا سرنوشت انسان ها در پایان عمرشان روشن مى شود. حضرت مى فرماید: «هر گاه خواستید از کسى بیزارى بجویید مهلت دهید تا زمان مرگش فرا رسد که آن هنگام (اگر از گناهانش توبه نکرد و تزلزل ایمان یافت آن زمان) بیزارى جستن است»; (فَإِذَا کَانَتْ لَکُمْ بَرَاءَةٌ مِنْ أَحَد فَقِفُوهُ حَتَّى یَحْضُرَهُ الْمَوْتُ، فَعِنْدَ ذلِکَ یَقَعُ حَدُّ الْبَرَاءَةِ).

به این ترتیب درباره هیچ کس حکم قطعى نمى توان کرد; نه افراد با ایمان و نه افراد بى ایمان، زیرا ممکن است در پایان راه بر اثر عوامل مختلفى برگردد و اگر حکمى بشود حکم موقت و مرحله اى است.

 

 

نکته ها

عوامل پایدارى ایمان

در بخش نخستین این خطبه که در بالا آمد، امام(علیه السلام) اشاره اى پر معنا بر تقسیم ایمان به دو قسم پایدار و ناپایدار فرمود. اکنون سؤال در این است که چه امورى سبب ثبات یا تزلزل ایمان مى شود؟

پاسخ این سؤال اجمالا معلوم است، زیرا گناهان سنگین و بى توجهى به وظایف شرعى، به یقین از اسباب تزلزل ایمان و سوء خاتمه است; ولى در آیات و روایات روى موارد خاصى تکیه شده است، از جمله:

همنشینى با بدان و منافقان; در آیه 28 و 29 سوره فرقان مى خوانیم که بعضى از دوزخیان در قیامت از داشتن دوستان بد اظهار تأسف مى کنند و مى گویند : «(یَا وَیْلَتا لَیْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَناً خَلِیلا * لَقَدْ أَضَلَّنِى عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَآءَنِى); اى واى بر من کاش فلان کس را دوست خود انتخاب نکرده بودم، او مرا از ذکر حق گمراه ساخت بعد از آن که یاد حق به سراغ من آمده بود».

در آیه 56 و 57 سوره صافات از قول بعضى از بهشتیان مى خوانیم که از فراز بهشت نگاهى به دوزخ مى افکند و به دوست گمراه دوزخیش مى گوید: «(تَاللهِ إِنْ کِدْتَّ لَتُرْدِینِ * وَلَوْلاَ نِعْمَةُ رَبِّى لَکُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِینَ); به خدا سوگند! نزدیک بود مرا نیز به هلاکت بکشانى و اگر نعمت پروردگارم نبود من نیز از احضارشدگان در دوزخ بودم».

در حدیثى نیز از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که از آن حضرت پرسیدند چه چیز ایمان را در انسان ثابت و راسخ مى کند؟ در پاسخ فرمود: «اَلَّذى یَثْبُتُهُ فیهِ الْوَرَعُ، وَ الَّذى یُخْرِجُهُ مِنْهُ الطَّمَعُ; ورع و تقوا ایمان را در انسان تثبیت مى کند و طمع آن را بیرون مى سازد».(14)

در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است: «مَنْ کانَ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوافِقاً فَاثْبُتْ لَهُ الشَّهادَةُ بِالنَّجاةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوافِقاً فَإنَّما ذلِکَ مُسْتَوْدَعٌ; کسى که رفتارش با گفتارش هماهنگ است به نجات او گواهى ده، و آن کس که موافق نیست ایمانش عاریتى است (و بر باد مى رود)».(5)

امیرمؤمنان على(علیه السلام) نیز به «کمیل» راه پایدار بودن را نشان داد و فرمود: «یا کُمَیلَ! إِنَّما تَسْتَحِقّ أنْ تَکُونَ مُسْتَقَراً إذا لَزِمْتَ الْجادَّةَ الْواضِحَةَ الَّتى لا تُخْرِجُکَ إلى عَوْج وَ لا تَزیلُکَ عَنْ مِنْهَج ما حَمَلْناکَ عَلَیْهِ وَ هَدَیْناکَ إلَیْهِ; اى کمیل! تنها در صورتى مستحق ثبات ایمان هستى که از جاده روشنى که تو را به کژى نمى برد حرکت کنى و از روشى که به تو آموخته ایم و به سوى آن هدایت شده اى، جدا نشوى».(6)

البتّه عوامل ثبات و تزلزل ایمان منحصر به آنچه گفته شد نیست ; ولى بخش مهمى را مى توان در عوامل فوق جستجو کرد.

1. انعام، آيه 98.
2. ميزان الحکمة، جلد 1، صفحه 265، حديث 1350.
3. تفسير نورالثقلين، جلد 1، صفحه 751، حديث 207.
4. ميزان الحکمة، جلد 1، حديث 1359.
5. الکافى، جلد 2، صفحه 420.
6. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 272.

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری