پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و نود، بخش پنجم

 

إلْزَمُوا الاَْرْضَ، وَ اصْبِرُوا عَلَى الْبَلاَءِ. وَ لاَ تُحَرِّکُوا بِأَیْدِیکُمْ وَ سُیُوفِکُمْ فِی هَوَى أَلْسِنَتِکُمْ، وَ لاَ تَسْتَعْجِلُوا بِما لَمْ یُعَجِّلْهُ اللّهُ لَکُمْ. فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْکُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ مَاتَ شَهِیداً، وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ، وَ اسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ، وَ قَامَتِ النِّیَّةُ مَقَامَ إِصْلاَتِهِ لِسَیْفِهِ; فاِنَّ لِکُلِّ شَیْء مُدَّةً وَ أَجَلاً.

بر جاى خود باشيد (و بدون اجازه دست به نبرد نزنيد). در برابر مشکلات و بلاها شکيبا باشيد، دست و شمشيرهاى خود را در طريق هواى نفس و آنچه بر زبانتان جارى مى شود به کار نگيريد و نسبت به آنچه خداوند تعجيل آن را لازم ندانسته شتاب نکنيد، زيرا آن کس از شما که در بستر خويش بميرد ولى معرفت پروردگار خود و رسول او و اهل بيتش را به طور شايسته داشته باشد، شهيد از دنيا رفته است، پاداش او بر خداست و ثواب اعمال صالحى را که قصد آن را داشته مى برد و نيتش جاى ضربات شمشيرش را مى گيرد (بدانيد) هر کارى، وقتى دارد و سرآمدى.

 

شرح و تفسیر

هر کارى وقتى دارد!

امام(علیه السلام) در بخش پایانى این خطبه به کسانى که براى شهادت بى تابى و عجله مى کردند و اصرار داشتند که نا به هنگام و بدون برنامه امام(علیه السلام) آنها را به مبارزه با دشمن دعوت کند، چنین دستور مى دهد : «بر جاى خود باشید (و بدون اجازه دست به نبرد نزنید) در برابر بلاها و مشکلات شکیبا باشید، دست ها و شمشیرهاى خود را در طریق هواى نفس و آنچه بر زبانتان جارى مى شود به کار نگیرید و نسبت به آنچه خداوند تعجیل آن را لازم ندانسته شتاب نکنید»; (إلْزَمُوا(1) الاَْرْضَ، وَ اصْبِرُوا عَلَى الْبَلاَءِ. وَ لاَ تُحَرِّکُوا بِأَیْدِیکُمْ وَ سُیُوفِکُمْ فِی هَوَى أَلْسِنَتِکُمْ، وَ لاَ تَسْتَعْجِلُوا بِما لَمْ یُعَجِّلْهُ اللّهُ لَکُمْ).

همان گونه که گروهى از جهاد فى سبیل الله فرار مى کنند، گروهى به عکس عجله دارند و نابه هنگام طالب جهاد و گاه شهادت در راه خدا هستند. گرچه نیّات این گروه مقدس است ولى اعمال بدون برنامه و بى موقع به یقین آثار منفى و نادرستى دارد. به همین دلیل امام(علیه السلام) از این کار نهى مى کند.

سپس به صورت دلیل چنین مى فرماید: «زیرا آن کس از شما که در بستر خویش بمیرد ولى معرفت پروردگار خود و رسول او و اهل بیتش را به طور شایسته داشته باشد شهید از دنیا رفته است. پاداش او بر خداست و ثواب اعمال صالحى را که قصد آن را داشته مى برد و نیّتش جاى ضربات شمشیرش را مى گیرد»; (فَإِنَّهُ مَنْ مَاتَ مِنْکُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ مَاتَ شَهِیداً، وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ، وَ اسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ، وَ قَامَتِ النِّیَّةُ مَقَامَ إِصْلاَتِهِ(2)لِسَیْفِهِ).

در پایان در جمله اى فشرده مى افزاید: «(بدانید) هر کارى، وقتى دارد و سرآمدى»; (فاِنَّ لِکُلِّ شَیْء مُدَّةً وَ أَجَلاً).

این جمله هاى حکیمانه در هر عصر و هر زمان کارآیى دارد و پاسخ خوبى است براى افراد تندرو و وقت ناشناس که نیّات پاکى دارند و چه بسا عاشق جهاد و شهادتند; ولى زمان مناسب آن را تشخیص نمى دهند. پیوسته بیتابى مى کنند و به رهبر خود فشار مى آورند; ولى رهبر آگاه، تسلیم فشارها نمى شود و میوه را بى موقع نمى چیند; اما آنان را بشارت مى دهد که خداوند پاداشى را که مى خواهند به سبب نیّتشان به آنها مى دهد. اگر در ادعاى خود صادق و ایمانشان به مبدأ و معاد و پیامبر(صلى الله علیه وآله) و خاندانش محکم باشد، مشمول ثواب مجاهدان راه خدا و شهیدان مى شوند.

این سخن نه تنها در مورد جهاد و شهادت، بلکه درباره همه کارهاى خیر، صادق است که باید به موقع اقدام کرد و در غیر موقع، نیّتهاى خالص، کار اعمال صالح را انجام مى دهد.

شبیه همین نکته مهم را در خطبه پنجم با تعبیر دیگرى بیان کرده، مى فرماید: «وَ مُجْتَنِى الثَّمَرَةِ لِغَیْرِ وَقْت ایناعِها کَالزِّارعِ بِغَیْرِ أَرْضِهِ; کسى که میوه را پیش از رسیدن بچیند، همانند کسى است که بذر خود را در زمین نامناسب و شوره زار بپاشد».

این سخن در عصر و زمان ما نیز صادق است; گروهى براى مبارزه با منافقان داخلى و دشمنان خارجى بیتابى مى کنند و در انتظار زمان مناسب و برنامه ریزى نیستند و یا براى ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) و جانفشانى در رکابش سخت بیتابند به همه آنها مى توان گفت اگر پایه هاى ایمان شما محکم و نیّاتتان خالص باشد، خداوند پاداش مجاهدان و شهیدان را به شما عنایت مى کند.

نکته

قیامهاى نابهنگام

در جوامعى که تحت فشار شدید از سوى دشمن خارجى یا داخلى قرار دارند، گاه کاسه صبر گروهى از مردمى ساده اندیش لبریز مى شود و دست به قیامهاى نابه هنگام مى زنند که نه تنها به شکست مى انجامد، بلکه دشمن را بیدار مى کند و فرصتهاى آینده را نیز بر باد مى دهد. یکى از مشکلات رهبران مدیر و مدبر همین گروه ها هستند.

در تاریخ شیعه از این قیامهاى نابه هنگام، بعد از واقعه کربلا مواردى دیده مى شود که امامان اهل بیت(علیهم السلام) از آن نهى مى کردند; ولى گاه بعضى از شیعیان مخلص نیز با آنها همراهى مى نمودند.

مسئله مهم این است که مبارزه و قیام براى سرکوب دشمن شرایط زیادى را مى طلبد که رهبران مدیر و مدبر تلاش مى کنند همه آن شرایط فراهم گردد تا قیام به نتیجه قطعى برسد. اگر دیگران «مو» را مى بینند آنها پیچش «مو» را مى بینند و اگر ساده اندیشان «ابرو» را مى بینند آنها به «اشارت ابرو» نگاه مى کنند.

از خطبه بالا استفاده مى شود که امیرمؤمنان(علیه السلام) با اینکه بزرگ ترین مبارز و مجاهد اسلام بود، گرفتار چنین اشخاص شده بود که نقطه مقابل، کندروان، بى حال و تنبل قرار داشت، در دو سوى افراط و تفریط.

گاه عشق به شهادت پس از شنیدن آیات و روایات مربوط به مقامات شهدا، افرادى را به پیمودن این راه دعوت مى کرد; ولى امام در خطبه بالا بهترین راه را به آنها نشان مى دهد و مى فرماید: «عجله نکنید، بیتاب نباشید، هر کار زمان و وقتى دارد و بدانید اگر مؤمن و مخلص باشید خدا به نیّات شما همان ثوابى را مى بخشد که به شهیدان راهش مى دهد».

1. «الزموا» از «لزوم» به معناى ملازم و همراه چيزى بودن است و جمله «ألْزِمُوا الاَْرْضَ» به معناى دستور به توقف و عدم حرکت است.
2. «اصلات» به معناى شمشير کشيدن است.
محتوای بیشتر در این بخش: « خطبه صد و نود، بخش چهارم

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری