پیامبر اکرم (ص) : خانه های خویش را با تلاوت قرآن نورانی کنید.

احسن الحدیث

خطبه صد و نود و یک، بخش سوم

فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللّهِ عَدُوَّ اللّهِ أَنْ یُعْدِیَکُمْ بِدَائِهِ، وَ أَنْ یَسْتَفِزَّکُمْ بِنِدَائِهِ، وَ أَنْ یُجْلِبَ عَلَیْکُمْ بِخَیْلِهِ وَ رَجِلِهِ. فَلَعَمْرِی لَقَدْ فَوَّقَ لَکُمْ سَهْمَ الْوَعِیدِ، وَ أَغْرَقَ إِلَیْکُمْ بِالنَّزْعِ الشَّدِیدِ، وَ رَمَاکُمْ مِنْ مَکَان قَرِیب، فَقَالَ: (رَبِّ بِمآ أَغْوَیْتَنِی لاَُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الاَْرْضِ وَ لاَُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ)، قَذْفاً بِغَیْب بَعِید، وَ رَجْماً بِظَنٍّ غَیْرِ مُصِیب، صَدَّقَهُ بِهِ أَبْنَاءُ الْحَمِیَّةِ، وَ إِخْوَانُ الْعَصَبِیَّةِ، وَ فُرْسَانُ الْکِبْرِ وَ الْجَاهِلِیَّةِ. حَتَّى إِذَا انْقَادَتْ لَهُ الْجَامِحَةُ مِنْکُمْ، وَ اسْتَحْکَمَتِ الطَّمَاعِیَّةُ مِنْهُ فِیکُمْ، فَنَجَمَتِ الْحَالُ مِنَ السِّرِّ الْخَفِیِّ إِلَى الاَْمْرِ الْجَلِیِّ، اسْتَفْحَلَ سُلْطَانُهُ عَلَیْکُمْ، وَ دَلَفَ بِجُنُودِهِ نَحْوَکُمْ، فَأَقْحَمُوکُمْ وَ لَجَاتِ الذُّلِّ، وَ أَحَلُّوکُمْ وَرَطَاتِ الْقَتْلِ، وَ أَوْطَؤُوکُمْ إِثْخَانَ الْجِرَاحَةِ، طَعْناً فِی عُیُونِکُمْ، وَ حَزًّا فِی حُلُوقِکُمْ، وَ دَقًّا لِمَنَاخِرِکُمْ، وَ قَصْداً لِمَقَاتِلِکُمْ، وَ سَوْقاً بِخَزَائِمِ الْقَهْرِ إِلَى النَّارِ الْمُعَدَّةِ لَکُمْ. فَأَصْبَحَ أَعْظَمَ فِی دِینِکُمْ حَرْجاً، وَ أَوْرَى فِی دُنْیَاکُمْ قَدْحاً مِنَ الَّذِینَ أَصْبَحْتُمْ لَهُمْ مُنَاصِبِینَ، وَ عَلَیْهِمْ مُتَأَلِّبِینَ. فَاجْعَلُوا عَلَیْهِ حَدَّکُمْ، وَ لَهُ جَدَّکُمْ.

اى بندگان خدا! از اين دشمن خدا (ابليس) بر حذر باشيد. نکند شما را به بيمارى خويش (کبر و غرور و تعصّب) مبتلا سازد و با نداى خود شما را تحريک کند و لشکريان سواره و پياده اش را فرياد زند و بر ضد شما برانگيزد. به جانم سو گند! او تير خطرناک را براى شما آماده نموده، در کمان گذارده و با قدرت تا آخرين حدّ کشيده و از مکانى نزديک به سوى شما پرتاب نموده است و گفته است : پروردگارا! بدين جهت که مرا اغوا کردى (و از رحمت خود محروم ساختى) زرق و برق زندگى دنيا را در چشم آنها جلوه مى دهم و همه را اغوا مى کنم (و از رحمتت محروم مى سازم) او در اين سخن تيرى در تاريکى به سوى هدفى دور دست انداخت و گمانى نادرست داشت (زيرا خواسته اش درباره همه انسانها صورت نپذيرفت، ولى) فرزندان تکبّر و برادران تعصب و سواران بر مرکب غرور و جهل، او را عملا تصديق کردند و اين وضع همچنان ادامه يافت تا افراد سرکش و سست ايمان لذت را در برابر خود تسليم کرد و طمع خويش را بر شما مستحکم نمود و اسرار پنهانى آشکار شد. در اين هنگام سلطه اش بر شما قوت گرفت و با سپاه خويش به شما حملهور شد. تا شما را به پناهگاه ذلت کشاندند و در مهلکه هاى قتل وارد کردند، و زخم خوردگان شما را در زير پاها له کردند، نيزه هاى خود را در چشمان شما فرو بردند، گلوى شما را بريدند، بينى شما را کوبيدند، و قصد هلاکت شما کردند و (سرانجام) شما را با قهر و غلبه به سوى آتش (غضب الهى) که برايتان آماده شده بود، کشاندند. بنابراين ابليس بزرگترين مشکل براى دين شما و آتش افروزترين دشمن براى دنياى شماست و خطرناک تر از همه انسانهايى است که با آنها دشمنى مىورزيد و براى در هم شکستن آنان عدّه و عُده گرد مى آوريد، از اين رو قوت و قدرت خود را در برابر او به کار گيريد و پيوند خويش را با او قطع کنيد.

 

شرح و تفسیر

او خطرناک ترین دشمن شماست

امام(علیه السلام) در این بخش از خطبه به نتیجه گیرى از داستان گمراهى و طرد شیطان بر اثر تکبّر و عصیان مى پردازد و به همگان هشدار مى دهد که گرفتار سرنوشت او نشوند. مى فرماید: «اى بندگان خدا! از این دشمن خدا (ابلیس) بر حذر باشید نکند شما را به بیمارى خویش (کبر و غرور و تعصّب) مبتلا سازد و با نداى خود شما را تحریک کند و لشکریان سواره و پیاده اش را فریاد زند و بر ضد شما گردآورد»; (فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللّهِ عَدُوَّ اللّهِ أَنْ یُعْدِیَکُمْ(1) بِدَائِهِ، وَ أَنْ یَسْتَفِزَّکُمْ(2) بِنِدَائِهِ، وَ أَنْ یُجْلِبَ(3) عَلَیْکُمْ بِخَیْلِهِ وَ رَجِلِهِ(4)).

این گفتار مولا برگرفته از آیه قرآن است که مى فرماید: «(وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَرَجِلِکَ); هر کدام از آنها را مى توانید با صدایت تحریک کن و لشکر سواره و پیاده ات بر آنها گسیل دار».(5)

«خیل» هم به معناى اسبهاست و هم به معناى اسب سواران و در اینجا به معناى لشکر سواره است و «رِجِل» به معناى لشکر پیاده است و اشاره به دستیاران فراوانى است که شیطان از جنس خود و از جنس آدمیان دارد که براى گمراه ساختن مردم به او کمک مى دهند; بعضى سریع تر (همچون لشکر سواره) و بعضى آرام تر همچون لشکر پیاده.

البتّه صفات رذیله و عوامل گناه و مراکز فساد و تبلیغات و گمراه کننده و ابزار گناه نیز به نوعى لشکر پیاده و سواره شیطانند که امام بندگان خدا را از همه این امور بر حذر مى دارد.

سپس براى تأکید این سخن به جان خود سوگند مى خورد و مى فرماید: «به جانم سوگند! او تیر خطرناک را براى شما آماده نموده، در کمان گذارده، و با قدرت تا آخرین حدّ کشیده و از مکانى نزدیک به سوى شما پرتاب نموده است»; (فَلَعَمْرِی لَقَدْ فَوَّقَ(6) لَکُمْ سَهْمَ الْوَعِیدِ، وَ أَغْرَقَ(7) إِلَیْکُمْ بِالنَّزْعِ(8) الشَّدِیدِ، وَ رَمَاکُمْ مِنْ مَکَان قَرِیب).

آن گاه شاهد این سخن را از کلام خود ابلیس (طبق آیه هاى قرآن) چنین بیان مى کند: «شیطان گفته است پروردگارا! بدین جهت که مرا اغوا کردى (و از رحمت خود محروم ساختى) زرق و برق زندگى دنیا را در چشم آنها جلوه مى دهم و همه را اغوا مى کنم (و از رحمتت محروم مى سازم)»; (فَقَالَ: (رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لاَُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الاَْرْضِ وَ لاَُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ)).

اینکه امام به جان خود سوگند مى خورد نشان مى دهد که مطلب فوق العاده جدّى است; چه چیز شریف تر از جان امام است و اینکه مى فرماید: «شیطان تیر تهدید را در چلّه کمان گذارده و آن را تا به آخر کشیده و از مکانى نزدیک شما را نشانه گرفته است» اشاره به این است که خطر شیطان در شدیدترین صورت که کمتر خطا مى کند متوجّه شماست و راه نفوذ خویش را این بدبخت بى نوا نیز نشان داده است و آن آرایش مظاهر مادّى دنیا و زیبا سازى زرق وبرق مواهب مادّى و غرق ساختن در گرداب شهوات است.

تعبیر امام(علیه السلام) به اینکه شیطان تمام قوا و نیروهاى خود را براى حمله به شما آماده ساخته و از مکان نزدیکى شما را نشان گرفته و از هر نظر در تیر رس او قرار دارید اشاره به این است که عوامل وسوسه هاى شیطانى در درون و برون انسان فراوان است ،هواى نفس از یک طرف و عوامل بیرونى گناه از سوى دیگر جمله (لاَُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ) که با «لام» قسم شروع شده و با «نون» تأکید ثقیله و تصریح به واژه «اجمعین» پایان گرفته شاهد بر این است که او در اهداف شوم خود بسیار جدّى است و به همین دلیل انسانها باید کاملا بیدار و هوشیار باشند تا در دامهاى رنگارنگ او نیفتند.

لازم به ذکر است که جمله «رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی...; پروردگارا به سبب آنکه مرا گمراه ساختى...» از دروغها و افتراهاى شیطان به ساحت قدس پروردگار است و نشان مى دهد که او تا چه حد جسور و بى پرواست که چنین دروغ بزرگى را به خدا مى بندد، خداوندى که هدایتگر همگان است و اسباب هدایت را در اختیار آنها گذارده و چون سخن شیطان واضح البطلان بوده قرآن اشاره اى به بطلان آن نمى کند. خداوند کدام عامل گمراهى براى شیطان فراهم ساخت آیا به او و فرشتگان نفرمود: (فَاِذا نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُّوحِى فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ) شرافت آدم به جهت روح ویژه الهى اوست; ولى شیطان حسود و خودخواه آن را نادیده گرفت و به مسئله آفرینش او از طین (گل) بسنده کرد! آیا سبب گمراهى از ناحیه خود او نبود؟!

سپس امام در ادامه این سخن مى فرماید: «او در این سخن (همه را گمراه مى کنم) تیرى در تاریکى به سوى هدفى دور انداخت و گمانى نادرست داشت زیرا خواسته اش درباره همه انسانها صورت نپذیرفت»; (قَذْفاً بِغَیْب بَعِید، وَ رَجْماً بِظَنٍّ غَیْرِ مُصِیب).

جمله «رَجْماً بِظَنِّ غَیْرِ مُصِیب» به همین صورت در بسیارى از نسخه هاى نهج البلاغه آمده است و گاه تصور مى شود که با آیه شریفه «(وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِیقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ); به یقین ابلیس گمان خود را درباره آنها محقّق یافت، همگى از او پیروى کردند مگر گروهى از مؤمنان»(9) سازگار نیست، در حالى که این آیه درباره قوم سبأ است نه درباره همه انسانها وگرنه مؤمنان در میان امت پیامبران تعدادشان کم نیست.

جمعى از شارحان نهج البلاغه، نسخه دیگرى را که بدون کلمه «غیر» و به صورت «رَجْماً بِظَنِّ مُصِیب» است ترجیح داده اند، زیرا گمان شیطان را درباره انسانها مطابق واقع دانسته اند، چون فقط اندکى از انسانها از وساوس او برکنار مانده اند آن گونه که قرآن مجید مى گوید: (وَقَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِىَ الشَّکُورُ)(10) و در جاى دیگر مى فرماید: (إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِیلٌ مَّا هُمْ).(11)

افزون بر این با جمله بعد همین خطبه نیز سازگارتر است که مى فرماید: «فرزندان تکبّر و برادران تعصب و سواران بر مرکب غرور و جهل او را عملا تصدیق کردند»; (صَدَّقَهُ بِهِ أَبْنَاءُ الْحَمِیَّةِ، وَ إِخْوَانُ الْعَصَبِیَّةِ، وَ فُرْسَانُ الْکِبْرِ وَ الْجَاهِلِیَّةِ).

تعبیر به «أَبْنَاءُ الْحَمِیَّةِ» کنایه از این است که آنها به قدرى آلوده به تکبر هستند که گویى فرزندان تکبرند همچنین تعبیر «برادران عصبیّت» کنایه از ارتباط تنگاتنگ آنها با تعصّبات قومى و قبیلگى و مانند آن است و نیز «وَ فُرْسَانُ الْکِبْرِ وَ الْجَاهِلِیَّةِ» کنایه از آن است که آنها آن قدر گرفتار کبر و جهل و غرورند که گویى بر مرکبى از جهل و کبر سوار شده و به پیش مى تازند.

سپس مى افزاید : «این وضع همچنان ادامه یافت تا افراد سرکش و سست ایمان از شما را در برابر خدا تسلیم کرد و طمع خویش را بر شما مستحکم نمود و اسرار پنهانى آشکار شد. در این هنگام سلطه اش بر شما قوت گرفت و با سپاه خویش سوى به شما حملهور شد»; (حَتَّى إِذَا انْقَادَتْ لَهُ الْجَامِحَةُ(12) مِنْکُمْ، وَ اسْتَحْکَمَتِ الطَّمَاعِیَّة(13) مِنْهُ فِیکُمْ، فَنَجَمَتِ(14) الْحالُ مِنَ السِّرِّ الْخَفِیِّ إِلَى الاَْمْرِ الْجَلِیِّ. اسْتَفْحَلَ(15) سُلْطَانُهُ عَلَیْکُمْ، وَ دَلَفَ(16) بِجُنُودِهِ نَحْوَکُمْ).

اشاره به اینکه ابلیس نخست مى کوشد افرادى را که در برابر او سرکشى مى کنند تسلیم خود گرداند و پایگاه خویش را در میان آنان محکم کند، آن گاه سلطه خود را بر آنان گسترش مى دهد و با لشکر خویش به آنان حملهور مى شود، در حالى که قدرت دفاع از خود را ندارند و بدترین صورت گرفتار انواع مصائب مادى و معنوى مى شوند، همان گونه که در ادامه این سخن در هشت جمله کوتاه و پر معنا آثار حمله گسترده لشکر شیطان را برشمرده مى فرماید: «آنها شما را به پناهگاه ذلت کشانند و در مهلکه هاى قتل وارد کردند، و زخم خوردگان شما را در زیر پاها له کردند، نیزه هاى خود را در چشمان شما فرو بردند، گلوى شما را بریدند، بینى شما را کوبیدند، و قصد هلاکت شما کردند و (سرانجام) شما را با قهر و غلبه به سوى آتش (غضب الهى) که برایتان آماده شده کشاندند» (فَأَقْحَمُوکُمْ(17)وَلَجَاتِ(18) الذُّلِّ، وَ أَحَلُّوکُمْ وَرَطَاتِ(19) الْقَتْلِ، وَ أَوْطَؤُوکُمْ(20) إِثْخَانَ(21) الْجِرَاحَةِ، طَعْناً فِی عُیُونِکُمْ ، وَ حَزًّا(21) فِی حُلُوقِکُمْ، وَ دَقًّا لِمَنَاخِرِکُمْ(22)، وَ قَصْداً لِمَقَاتِلِکُمْ، وَ سَوْقاً بِخَزَائِمِ(23) الْقَهْرِ إِلَى النَّارِ الْمُعَدَّةِ لَکُمْ).

این تعبیرات بسیار دقیق و حساب شده که با بلاغت فوق العاده اى همراه است، نهایت بدبختى شکست خوردگان در برابر شیطان را مجسّم مى کند: اگر از برابر لشکرش بگریزید و به پناهگاهى پناهنده شوند جز پناهگاه ذلت نخواهد بود و اگر مقاومت کنند جز مرگ و نابودى سرنوشتى نخواهند داشت. مرگ آنها نیز ساده نخواهد بود، مرگى است آمیخته با لگدمال شدن مجروحان و فرو رفتن نیزه ها در چشم ها; بریده شدن گلوها و خرد شدن بینى ها و سرانجام همچون شترى که ریسمان در سوراخ بینى او کرده باشند به سوى آتش قهر و غضب الهى کشیده مى شوند.

آن گاه امام در یک نتیجه گیرى قاطع مى فرماید: «بدین ترتیب ابلیس بزرگترین مشکل براى دین شماو آتش افروزترین دشمن براى دنیاى شماست خطرناک تر از همه انسانهایى است که با آنها دشمنى مىورزید و براى در هم شکستن آنان عده و عُده گردآورى مى کنید، بنابراین قوت و قدرت خود را در برابر او به کار گیرید و پیوند خویش را با او قطع کنید»; (فَأَصْبَحَ أَعْظَمَ فِی دِینِکُمْ حَرْجاً(24)، وَ أَوْرَى(25) فِی دُنْیَاکُمْ قَدْحاً(26) مِنَ الَّذِینَ أَصْبَحْتُمْ لَهُمْ مُنَاصِبِینَ(27)، وَ عَلَیْهِمْ مُتَأَلِّبِینَ(28). فَاجْعَلُوا عَلَیْهِ حَدَّکُمْ(29)، وَ لَهُ جِدَّکُمْ).

اشاره به اینکه با توجه به آنچه در بخش هاى قبل این خطبه گفته شد ابلیس بزرگترین دشمن دین و دنیاى شماست; و از هر دشمنى خطرناکتر است; باید تمام نیروهاى خود را براى دفع او بسیج کنید.

در این عبارت، امام(علیه السلام) از فساد و تباهى تعبیر به «حرج» یعنى دشوارى، نموده (و در بعضى از نسخه ها جرح به معناى جراحت و زخم آمده که تعبیر مناسب تر به نظر مى رسد) و از وسوسه هاى گمراه کننده شیطان تعبیر به قدح (چیزى که با آن آتش مى افروزند) فرموده است، زیرا یک آتش زنه کوچک ممکن است خانه یا محله اى را به آتش بکشاند; وسوسه هاى شیطانى نیز گاه باعث اختلاف و از هم پاشیدگى جامعه ها مى شود مخصوصاً تعصبهاى کور و کبر و غرور که خطبه، بیشتر ناظر به آن است مى تواند آتش جنگل هاى قبیلگى را روشن سازد و زمین را از خون افراد بى گناه رنگین کند.

تعبیر به «جَدّ» (با فتح جیم) به معناى قطع، اشاره به قطع رابطه و عدم اطاعت از فرمان ابلیس است. (در بعضى از نسخه ها «جدّ» با کسر جیم آمده که به معناى تلاش و کوشش است و با جمله قبل تناسب بیشترى دارد; بعضى در مبارزه با ابلیس نهایت جد و جهد را بنمایید.

1. «يعدى» از «عدو»
 بر وزن «صبر» در اصل به معناى تجاوز کردن است و «عدوان» يعنى ستم کردن و «عداوت» به معناى دشمنى و
 «عَدْوى» به معناى دويدن و همچنين به معناى سرايت کردن بيمارى از کسى به ديگرى به کار مى رود و منظور
 در خطبه بالا همين معناى اخير است; يعنى شيطان بيمارى کبر و غرور و تعصّب خويش را به شما منتقل مى کند.
2. «يستفزّ» از «استفزاز» به معناى تحريک کردن و برانگيختن است.
3. «يجلب» از «جلب» به معناى فرياد زدن بر کسى يا راندن او از محلّى به محلّ ديگر گرفته شده است.
4. «رجل» جمع راجل به معناى پياده يا لشکرى پياده است.
5. سوره اسراء، آيه 64.
6. «فوّق» از «فوق» به معناى محلّى از زه کمان که
 انتهاى تير را براى پرتاب به آن تکيه مى دهند گرفته شده است. اشاره به اينکه شيطان تير خود را
 براى پرتاب به سوى شما آماده ساخته است و واژه فوق به معناى بالا نيز از همين جا گرفته شده است.
7. سبأ، آيه 20.
8. سبأ، آيه 13.
9. ص، آيه 24.
10. «جامحه» به معناى حيوان سرکش است. از «جموح» بر وزن «فتوح» گرفته شده است.
11. «الطماعيه»، «طماعيه» و «طمع» به يک معناست.
12. «نجمت» از «نجوم» به معناى نمايان شدن گرفته شده و ستاره را نجم مى گويند چون در
 آسمان ظاهر مى شود. گاه به گياهان بدون ساقه نيز نجم گفته مى شود، زيرا از زمين بيرون مى آيد.
13. «استفحل» از ريشه «استفحال» و از فَحْل، بر وزن
 «نخل» به معناى عظيم و برجسته گرفته شده و «استفحال» به معناى سنگينى کردن و طاقت فرسا شدن است.
14. «دلف» از «دلوف» به معناى آهسته راه رفتن و گامهاى
 کوتاه برداشتن گرفته شده است و در   اينجا اشاره به پيشروى تدريجى لشکر شيطان به سوى انسانهاست.
15. «اقحموکم» از ريشه «قحوم» به
 معناى بى مطالعه در کارى وارد شدن و «اقحام» يعنى به زور و قهر و غلبه کسى را به کارى واداشتن.
16. «ولجات» به معناى غارها و
 پناهگاهها جمع «ولجة» بر وزن «درجه» به معناى غارى است که رهگذران در مشکلات به آن پناه مى برند.
17. «وَرَطات» به معناى مشکلات و بن بستها و مهلکه ها جمع «وَرْطه» بر وزن «غفله» است.
18. «اوطأوکم» از ريشه «وَطْئ» به معناى پايمال کردن و زير پا له کردن گرفته شده است.

19. «اثخان» از «ثخونة» 
در اصل به معناى ضخامت و غلظت و سنگين شدن گرفته شده و «اثخان» مبالغه و شدت در کشتار دشمن است.
20. «حزّ» به معناى قطع کردن و بريدن است.
21. «مناخر» جمع «منخر» بينى يا سوراخ بينى است.
22. «خزائم» جمع «خزامة» بر وزن «کتابة»
 حلقه اى است که در بينى شتر مى کنند و ريسمان در آن مى اندازند و به هنگام سرکشى آن را مى کشند.
23. «حرج»، بر وزن «خرج» و «حَرَج» بر وزن «حرم» 
به معناى گرفتگى و ناراحتى و محدوديت شديد است و در اصل به معناى اجتماع درختان در هم پيچيده است.
24. «اَوْرى» از ريشه «وَرْى» بر وزن «نفى» در اصل به معناى مستور ساختن است و به آتشى که در وسايل آتش افروزى نهفته شده
 و از طريق جرقه زدن بيرون مى آيد ورى گفته مى شود و در جمله بالا به معناى آتش افروختن آمده است.
25. «قَدْح» خارج کردن آتش از آتش زنه (چيزى مانند کبريت) است.
26. «مناصبين»
 جمع «مناصب» به معناى کسى است که به دشمنى برخواسته، از ريشه نصب به معناى عدوات گرفته شده است.
27. «متألبين» گروهى است که اجتماع
 بر انجام کارى مى کنند از ماده «ألب» بر وزن «سلب» به معناى تجمع و تحريک کردن گرفته شده است.
28. «حدّ» و «حدّت» به معناى شدّت و غضب، و در اصل به معناى تيز کردن است.
29. «جدّ» يعنى قطع. از آنجا که هر موجود با عظمتى از ديگران جدا و ممتاز مى شود پدر بزرگ «جدّ» مى گويند و در
 آيه شريفه (وَ أنّه تعالى جَدُّ رَبِّنا) اشاره به عظمت خداوند است و در جمله بالا منظور قطع رابطه است

 

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟


    • چگونه آیه وضو شکل وضو گرفتن را بیان می کند؟
      دلیل اختلاف وضوی شیعیان و اهل سنت در چیست؟


    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • از آنجا که ساختار صحيفۀ سجاديه و شيوۀ امام زين‌العابدين(ع) در اين کتاب شريف، بر محور دعا

    • مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • پيامبر عظيم‌الشأن اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله نه فوق بشر، بلکه بشرِ برتر است؛ يعني انساني است که خود

    • مروری بر آیات شفاعت

      قیمت:5,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99784-1-0 انتشارات
    • سیمای یتیم در قرآن
      قیمت:8,000
      انتشار:1396
      شابک : 978-600-99744-0-3 انتشارات بیان
    • ممهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدىً

    • عید غدیر 1395

      قیمت:3,000
      انتشار:1395
      (1) جلسه
      تصویری
    • شرح دعای 42 صحیفه سجادیه

      قیمت:13,500
      انتشار:1396
      شابک : 978-964-8472-94-3
    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • ...آنچه تا کنون از خُمکدۀ سخنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام نوشیدیم نشان می‌هد که در نگاه این

    •  استاد مفسر محمد علی انصاری،شارح این تراث علوی،نزدیک به سی سال از عمربا برکت خود را قرین وحی الهی

    • شخصیت با عظمت امام صادق (ع) در اذهان شیعیان با لقب "رئیس مذهب شیعه" پیوندی همیشگی خورده است.

      این

    • مجموعه «آیه‌ها» تلاشی است برای تبیین و شفاف‌سازی گزاره‌هایی از قرآن که ممکن است در نگاه ساده و

    • اندوه نامه

      خطبه سوم از مشهورترین و با اهمیت‌ترین خطب نهج البلاغه و به نام شقشقیه مشهور است

      80.000

    • فروغ حکمت

      شرح نهج البلاغه، جلد اول (خطبه های 3-1)، بهار 95

      35000 تومان

       

    • تفسیر موضوعی

      سیمای پیامبر(ص) در قرآن، تفسیر آیاتی است که در قرآن کریم درباره پیامبر رحمت آمده و

    • گفتارهای ویژه

      به بیان دیدگاه های حضرت درباره حقوق متقابل مردم و حاکمیت در نهج البلاغه می پردازد.