• تـازه هـا
  • آموزش قرآن
  • پربازدید

برگزاری جشنواره تلاوت‌های مجلسی در جلسه سیدمهدی

جلسه قرآن سیدمهدی تاجزاده با حضور قرآن‌آموزان و قاریان

بیشتر...

اسرار ولايت خداوند متعال بر مومنين،مرحوم آیت الله

دریافت فایل صوتی

حجم: 3.7 MB

زمان: 27 دقیقه

بیشتر...

پروردگارت در کمین ظالمان است

شرح آیات 6 لغایت 14 سوره مبارکه فجر

6أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ

بیشتر...

فقدان تنظیم نظام‌ها؛ چالش عمده فقه اسلامی

 

 

 

نشست چالش‌های فقه در دنیای معاصر از سلسله نشست‌های

بیشتر...

فضا‌سازی سبک زندگی قرآنی همزمان با مسابقات قرآن/

مدیرعامل سازمان زیبا‌سازی شهر تهران با اشاره به اکران

بیشتر...

آمار بازدید

-
بازدید امروز
بازدید دیروز
کل بازدیدها
22954
39883
84598821
امروز پنج شنبه, 14 اسفند 1399
اوقات شرعی

خطبه صد و نود و دو، بخش دوازدهم


وَ لَقَدْ نَظَرْتُ فَمَا وَجَدْتُ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِینَ یَتَعَصَّبُ لِشَیْء مِنَ الأَشْیَاءِ إِلاَّ عَنْ عِلَّةِ تَحْتَمِلُ تَمْوِیهَ الْجُهَلاَءِ، أوْ حُجَّة تَلِیطُ بِعُقُولِ السُّفَهَاءِ غَیْرَکُمْ. فَإِنَّکُمْ تَتَعَصَّبُونَ لاَِمْر مَا یُعْرَفُ لَهُ سَبَبٌ وَ لاَ عِلَّةٌ. أَمَّا إِبْلِیسُ فَتَعَصَّبَ عَلَى آدَمَ لاَِصْلِهِ، وَ طَعَنَ عَلَیْهِ فِی خِلْقَتِهِ، فَقَالَ: أَنَا نَارِیٌّ وَ أَنْتَ طِینِیٌّ.
وَ أَمَّا الاَْغْنِیَاءُ مِنْ مُتْرَفَةِ الاُْمَمِ، فَتَعَصَّبُوا لاِثَارِ مَوَاقِعِ النِّعَمِ، فَقَالُوا: (نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَالاً وَ أَوْلاَداً وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ).

من در رفتار و کردار مردم جهان نظر افکندم، هيچ کس را نيافتم که درباره چيزى تعصّب به خرج دهد جز اينکه دليل و هدفى براى خويش دارد يا مى خواهد حقيقت را بر جاهلان مشتبه سازد يا با دليلى در فکر و انديشه سفيهان نفوذ کند، جز شما که درباره چيزى تعصّب مىورزند که نه سببى دارد و نه هدفى.
ابليس در برابر آدم به سبب اصل و ريشه خود تعصّب و تکبّر ورزيد; آفرينش آدم را مورد طعن قرار داد و گفت: من از آتشم و تو از گِل. و اما ثروتمندان عيّاش و متکبّر امّتهاى پيشين، تعصّبشان به سبب نعمتهاى گوناگون (و زر و زيورها) و فزونى نفراتشان بود; آنها مى گفتند: ثروت و فرزندان ما از همه بيشتر است و هرگز کيفر (الهى) را نمى بينيم. (امّا شما حتى اين بهانه ها را هم براى تعصب کورکورانه خود نداريد).

 

شرح و تفسیر

تعصب بى دلیل

امام(علیه السلام) در این فقره براى مبارزه با کبر و غرور و تعصبات جاهلى به بیان نکته دیگرى مى پردازد که حاصلش این است که افراد متعصب براى خود دلایلى دارند، هر چند ضعیف و نادرست; اما تعصبهاى زشت شما که سبب نزاع و خونریزى مى شود هیچ دلیلى ندارد و این نشان مى دهد که تعصب شما از آنها زشت تر و بدتر است.

مى فرماید: «من در رفتار و کردار مردم جهان نظر افکندم هیچ کس را نیافتم که درباره چیزى تعصّب و تکبّر به خرج دهد جز اینکه (ظاهراً) دلیل و هدفى براى خویش دارد یا مى خواهد حقیقت را بر جاهلان مشتبه سازد یا با دلیلى در فکر و اندیشه سفیهان نفوذ کند جز شما که درباره چیزى تعصّب مىورزید که نه سببى دارد و نه هدفى»; (وَ لَقَدْ نَظَرْتُ فَمَا وَجَدْتُ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِینَ یَتَعَصَّبُ لِشَیْء مِنَ الأَشْیَاءِ إِلاَّ عن عِلَّةِ تَحْتَمِلُ تَمْوِیهَ(1) الْجُهَلاَءِ، أوْ حُجَّة تَلِیطُ(2) بِعُقُولِ السُّفَهَاءِ غَیْرَکُمْ. فَإِنَّکُمْ تَتَعَصَّبُونَ لاَِمْر مَا یُعْرَفُ لَهُ سَبَبٌ وَ لاَ عِلَّةٌ).

اشاره به اینکه هر چه تاریخ گذشتگان و اقوام امروز را مطالعه مى کنم به این نتیجه مى رسم که آنها بهانه اى براى تعصب خود داشتند یا پوشاندن حقیقت بر جاهلان و یا نفوذ در افکار سفیهان و ساده لوحان و در نتیجه رسیدن به یک سلسله منافع مادى; ولى تعصبات شما اثر و فایده و هیچ دلیل مقبول و یا نیمه مقبولى ندارد، جز سخنانى ناروا و سپس دیوانهوار به جان هم افتادن و احیاناً خون ریختن. تفاوت جاهلان و سفیهان در این است که جاهلان هیچ آگاهى ندارند; ولى سفیهان نیمه آگاهند و هر دو گروه با دلایل دروغین ممکن است. در مسیر منافع متعصبان و مستکبران گام بردارند.

بدیهى است منظور امام این نیست که تعصب شما معلول بدون علت است، زیرا هر چیزى در جهان از نظر فلسفى علتى دارد، بلکه منظور این است که متعصبان پیشین بهانه هاى ظاهر فریبى داشتند شما آن را هم ندارید چنان که تعصب مخاطبان حضرت از پایین بودن فرهنگ و خیالات واهى جاهلى سرچشمه مى گرفت که حتى در قالب یک بهانه قابل طرح، نمى گنجید.

آن گاه امام(علیه السلام) به دو نمونه از تعصبهایى که ظاهراً با دلایلى ـ هر چند نادرست ـ همراه بوده اشاره مى فرماید: یکى تعصب و استکبار ابلیس و دیگرى تعصب ثروتمندان مستکبر پیشین.

مى فرماید: «اما ابلیس در برابر آدم به سبب اصل و ریشه خود تعصّب و تکبّر ورزید، آفرینش آدم را مورد طعن قرار داد و گفت: من از آتشم و تو از گل»; (أَمَّا إِبْلِیسُ فَتَعَصَّبَ عَلَى آدَمَ لاَِصْلِهِ، وَ طَعَنَ عَلَیْهِ فِی خِلْقَتِهِ، فَقَالَ: أَنَا نَارِیٌّ وَ أَنْتَ طِینِیٌّ).

ابلیس به یقین از آتش آفریده شده بود، زیرا او از جن بود و آفرینش طایفه جن از آتش بود و آدم نیز از خاک و گل و در ظاهر آتش داراى نور و روشنایى است، در حالى که گل تیره و تاریک است و این مى تواند بهانه اى براى خود برتربینى ابلیس باشد، در حالى که اوّلا آتش سوزنده است و خاک احیاکننده. افزون بر این، فضیلت آدم در روح الهى او بود و لذا خداوند مى فرماید: (فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ)(3) ولى ابلیس در اثر خودخواهى و تعصب نمى خواست این حقیقت را دریابد.

آن گاه به گروه دوم پرداخته مى فرماید: «اما خود ثروتمندان عیّاش و متکبّر امّتهاى پیشین، تعصّبشان به سبب نعمتهاى گوناگون (و زر و زیورها) و فزونى نفراتشان بود; آنها مى گفتند: ثروت و فرزندان ما از همه بیشتر است و هرگز کیفر نمى بینیم (اما شما حتى این بهانه ها را هم براى تعصب خود ندارید)»; (وَ أَمَّا الاَْغْنِیَاءَ مِنْ مُتْرَفَةِ(4) الاُْمَمِ، فَتَعَصَّبُوا لاِثَارِ مَوَاقِعِ(5) النِّعَمِ، فَقَالُوا: (نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَالاً وَ أَوْلاَداً وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ)(6)).

اشاره به اینکه آنها نعمتهاى پروردگار را در جنبه هاى مادّى که شامل نیروى انسانى و اموال سرشار مى شد وسیله برترى جویى و تعصّب قرار دادند و از پذیرش دعوت انبیا سرباز زدند و سرانجام به کیفر الهى گرفتار شدند; ولى تعصّب مخاطبان آن حضرت که به بهانه هاى واهى و کودکانه به نزاع و درگیرى مى پرداختند، نه مثل تعصّب شیطان و نه مثل تعصّب مترفان و مستکبران پیشین، بلکه بر محور مسائلى دور مى زد که حتّى ارزش بهانه جویى را هم نداشت و این بدترین نوع تعصّب است.

1. «تمويه» يعنى مشتبه ساختن و در اصل به معناى دادن آب طلا به روى مس براى فريب جاهلان بوده است. 
2. «تليط» از ريشه «لوط» بر وزن «موت» به معناى چسبيدن
 چيزى به چيزى است و هنگامى که مطلبى مورد علاقه قلبى کسى باشد که گويى به آن چسبيده و از آن جدا نمى شود
 جمله «لاطَ بِقَلْبي» را به کار مى برند. اين واژه هم به صورت اجوف واوى و هم به صورت اجوف يايى به کار مى رود.
3. حجر، آيه 29.
4. «مترفه» و «مترف» به طورى که در لسان العرب آمده از ريشه «ترف» بر وزن «هدف» به معناى
 تنعّم گرفته شده و معمولا به کسى مى گويند که فزونى نعمت او را مست و مغرور کرده و به طغيان واداشته است.
5. «متواضع» جمع «موقع» به معناى محلّ است و مواقع النعم اشاره به نعمتهايى است 
که مورد بهره بردارى قرار مى گيرد و منظور از آثار لذّاتى است که از آن براى صاحبان نعمت فراهم مى شود.
6. سبأ، آيه 35 .

فروشگاه و معرفی آثار استاد دکترمحمد علی انصاری

  • تفسیر مشکات(1)

    مهم ترین ویژگی این تفسیر، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است:

  • پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمودند:
    «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ اِنْتِظارُ الْفَرَجِ»
    با فضیلت‌ترین عبادت،

  • گفتارهایی درباره امامت امام علی علیه السلام

    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1398
    • شابک:
  • نگاهی به ارتباط فرزندان با پدر و مادر

  • نهج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • نج‌البلاغه تبلور اندیشۀ بزرگ‌انسان الهی، برترین الگوی تربیت‌یافتۀ مکتب وحی و توحید و انسانِ کامل

  • مجموعه شماره یک

    زن از منظر قرآن-زن از منظر قرآن کریم

    زن و مرد- بررسی جایگاه و ارتباطات زن و مرد

  • مجموعه بیان3 حاوی 144 DVD در 6 آلبوم، دور سوم تفسیر کامل قرآن کریم است که به‌صورت تصویری به‌همراه

  • پرتویی از روایات غدیر


    • اثر مکتوب
    • انتشار: 1397
    • شابک:
      978-600-99784-7-2

      انتشارات:
  • آیه‌ای که محرمات الهی را بیان می کند چه ارتباطی با ولایت دارد؟
    اکمال دین و اتمام نعمت چه

  • چگونه مسئله ولایت از آیه تبلیغ فهمیده می شود؟
    چه نکته ای هم سنگ تمام رسالت پیامبر (ص) است


  • ولی در آیه ولایت به چه معناست؟ / دادن انگشتر در نماز به حضور قلب چه سازگاری‌ای دارد؟